هدایت شده از 𝘸𝘳★𝘯𝘨 𝘬𝘪𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘮𝘢𝘨𝘪𝘤
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
“Happy Halloween. Mischief managed? Not a chance.”
هدایت شده از اتاقزیرزمینیهفلور(ستادمبارزهباپریهایشرور)
اینکه درس خوندن تموم وقت کتاب خوندنم رو ازم گرفته و فقط آخر هفته ها میتونم کتاب بخونم ناراحتم میکنه:((
⭑اتاقزیرشیروونیاِرویگׂ̣𖦹
اینکه درس خوندن تموم وقت کتاب خوندنم رو ازم گرفته و فقط آخر هفته ها میتونم کتاب بخونم ناراحتم میکنه
مشکل اینجاس من آخر هقتهام نمیتونم بخونم_ گذاشتمش برای شبا💔
⭑اتاقزیرشیروونیاِرویگׂ̣𖦹
چالش 50 روز نوشتن 💁🏿 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث خوشحالی شم
4.
الانچیبگم_
اتاقم که عشق اول زندگیمه داشمو پرت میکنم بیرون_
بعد از اتاقم خونه دخترعمومینا😭)))))
هدایت شده از 𝘸𝘳★𝘯𝘨 𝘬𝘪𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘮𝘢𝘨𝘪𝘤
از اینجا به اونجا🐦⬛
میگویند در روزگاری دور، در سرزمین ایرلند، مردی زندگی میکرد که حتی شیطان هم نباید به او اعتماد میکرد.
نامش استینجی جک بود؛ مردی حیلهگر که مرگ را هم پایان بازی خودش نمیدانست.
یک شب، شیطان به سراغش آمد تا روحش را بگیرد. اما جک، بهجای تسلیم شدن، او را فریب داد. شیطان را وادار کرد به سکهای تبدیل شود تا هزینهٔ نوشیدنیاش را بپردازد؛ سپس سکه را کنار صلیبی نقرهای زندانی کرد.
شیطان راه فراری نداشت.
جک سرانجام آزادش کرد، اما نه بدون گرفتن قولی: شیطان باید برای مدتی طولانی دست از سرش برمیداشت و پس از مرگش نیز روحش را نمیگرفت.
سالها گذشت.
و سرانجام، شبی رسید که جک دیگر نتوانست از مرگ فرار کند.
اما مرگ، برخلاف تمام حقههایی که جک بلد بود، معاملهپذیر نبود.
وقتی روحش به دروازههای بهشت رسید، جایی برایش نبود. پس بهسوی جهنم رفت؛ همانجایی که تصور میکرد شاید آخرین پناهگاهش باشد.
اما شیطان قولش را فراموش نکرده بود.
او جک را به درون راه نداد.
فقط تکهای زغال گداخته به او بخشید و رهایش کرد تا در تاریکی ابدی سرگردان بماند.
جک زغال را درون شلغم توخالی گذاشت و فانوس کوچکش را برداشت.
از آن شب به بعد، میگویند او در میان تاریکی پرسه میزند؛ نه زنده، نه مرده، نه پذیرفتهشده در بهشت و نه پناهدادهشده در جهنم.
و اینگونه بود که جک فانوسبهدست متولد شد.
🐦⬛ مردم ایرلند بعدها برای بازآفرینی این داستان، چهرههایی ترسناک روی شلغمها میتراشیدند و داخلشان چراغ میذاشتن. وقتی این سنت به آمریکا رسید، کدو جای شلغم رو گرفت و جک فانوسبهدست به یکی از نمادهای هالووین تبدیل شد.بعضی افسانهها دربارهٔ هیولاهایی هستند که از تاریکی بیرون میآیند.اما افسانهٔ جک درباره ی مردی است که تاریکی، حتی پس از مرگ، حاضر نشد او را رها کند