eitaa logo
إِبنِ طٰهٰ(عج)
212 دنبال‌کننده
199 عکس
215 ویدیو
70 فایل
محفل یادآوری تنهایی امامی منتظر، همچون جدش حسین(ع) • • سایت [Ebnetaha.ir] ایتا [eitaa.com/ebnetaha] آپارات [apart.com/ebnetaha] ویراستی [virasty.com/ebnetaha]
مشاهده در ایتا
دانلود
ترجمه دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه دعای آن حضرت است در روز عید فطر و جمعه، هنگامی که از نمازش بازمی‌گشت به پا می‌ایستاد آنگاه رو به قبله می‌کرد و می‌گفت: ای آن‌که رحم می‌کند به کسی که بندگان به او رحم نمی‌کنند! ای آن‌که می‌پذیرد کسی را که کشورها او را نمی‌پذیرند! ای آن‌که نیازمندان درگاهش را، حقیر و کوچک نمی‌شمرد! ای آن‌که اصرارکنندگان به پیشگاهش را ناامید نمی‌کند! ای آن‌که دست ردّ به سینهٔ کسانی که عمل خود را در برابر حضرتش بزرگ می‌شمارند نمی‌زند! ای آن‌که ارمغان و هدیهٔ کوچک را می‌پذیرد و اندک کاری که برایش انجام می‌گیرد، سپاس می‌نهد! و ای آن‌که عمل کم را قدرشناسی می‌کند و پاداش بزرگ می‌دهد! و ای آن‌که هر که به او نزدیک شود، به او نزدیک می‌شود! و ای آن‌که هر که را از او روی گردانده، به سوی خود می‌خواند! و ای آن‌که نعمت را تغییر نمی‌دهد و به انتقام شتاب نمی‌ورزد! و ای آن‌که نیکی را به بار می‌نشاند تا آن را بیافزاید و از بدی می‌گذرد تا آن را محو و نابود کند! آرزوها پیش از رسیدن به قلمرو و حوزهٔ کرمت، حاجت روا برگشتند و ظرف‌های طلب به فیض بخششت لبریز شدند و اوصاف پیش از رسیدن به وصفت، از هم گسیختند. برتری در بالاترین مرتبه‌اش که ورای هر برتری است مخصوص توست و بزرگی و عظمت که فراتر از هر بزرگی و عظمت است، ویژهٔ توست. هر بزرگی نزد تو کوچک و هر شریفی در کنار شرفت حقیر است. آنان که به سوی غیر تو کوچ کردند، ناامید شدند؛ و آنان که جز تو را خواستند، به خسارت نشستند؛ و آنان که به درگاه غیر تو فرود آمدند، تباه شدند؛ و نعمت خواهان جز آنان که از فضل و احسان تو نعمت خواستند، دچار تهی‌دستی و قحطی شدند. درِ رحمتت برای تمام خواهندگان باز، و عطایت برای گدایان رایگان، و فریادرسی‌ات به فریادخواهان نزدیک است، آرزومندان از تو نومید نمی‌شوند و درخواست‌کنندگان از عطایت مأیوس نمی‌گردند و آمرزش خواهان به کیفرت، بدبخت نمی‌شوند. سفرهٔ روزی‌ات برای گنه‌کاران پهن است و بردباری‌ات به جانب کسی که با تو دشمنی ورزید، روی آورنده است. عادتت احسان به بدکاران و راه و روشت مهلت به متجاوزان است تا جایی که مدارایت، اینان را از بازگشت و توبه به درگاهت فریب داده و غافل ساخته؛ و مهلت دادنت، ایشان را از خودداری از گناه بازداشته. جز این نیست که آنان را فرصت دادی، به خاطر این‌که به فرمانت بازگردند؛ و برای اطمینان به دوام فرمانروایی‌ات مهلتشان دادی؛ پس آن‌که اهل سعادت بود، فرجامِ کارش را به سعادت ختم کردی؛ و آن‌که اهل بدبختی بود، به بدبختی‌اش واگذاشتی. همهٔ اینان، چه سعادتمندان و چه شقاوتمندان به حکم و حکومت تو بازمی‌گردند؛ و کارشان منتهی به فرمان تو می‌شود. طولانی شدن زمان زندگی گنه‌کاران، قدرت پادشاهی‌ات را سست نمی‌کند؛ و شتاب نورزیدن در عقوبت و بازپرسی آنان، برهان و دلیلت را باطل نمی‌سازد. حجّتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد؛ و پادشاهی‌ات ثابت و همیشگی است و از بین نمی‌رود؛ پس عذاب همیشگی بر کسی است که از تو روی تافت و نومیدی ذلّت‌بار برای کسی که از تو نومید شد و بدترین تیره‌بختی برای کسی که به رحمت و کرم تو مغرور گشت. چه بسیار دگرگونی‌هایی که در عذابت برای او هست و چه بسیار زمان طولانی و درازی که در عرصهٔ کیفرت رفت و آمد خواهد داشت؛ و فرج و گشایش از چنین انسانی چه اندازه دور است و از رهایی یافتن از دوزخ، به آسانی و سهولت، چه بسیار ناامید است. این مجازات‌ها، بر اساس عدالت در داوری توست که در آن ستم نمی‌کنی؛ و از انصاف در فرمان توست که بی‌عدالتی در آن روا نمی‌داری. همانا حجّت‌هایت را برای بیداری مردم، پی‌درپی آوردی و دلیل و عذرت را به سوی آنان فرستادی و تهدیدت را یادآور شدی و در ترغیب بندگان به ایمان و عمل، لطف و مدارا را به کار گرفتی؛ و برای بیداری آنان، مثل‌ها زدی؛ و مهلت به مردم را طولانی کردی. کیفر را به تأخیر انداختی، در حالی که بر شتابِ به عذاب توانا بودی؛ و فرصت دادی در صورتی که بر عجله قدرت داشتی. مدارایت از روی ناتوانی و مهلت دادنت از باب سستی و خودداری‌ات به خاطر غفلت و به تأخیر انداختنت از روی مدارا و سازش نبود؛ بلکه برای این بوده که حجّتت رساتر و بزرگواری‌ات کامل‌تر و احسانت فراگیرتر و نعمتت تمام‌تر باشد. تمام اینها بود و هست و می‌باشد و خواهد بود. حجّتت برتر از آن است که بتوان همهٔ آن را به دایرهٔ وصف کشید و بزرگی‌ات بالاتر از آن است که بتوان به عمق و ژرفای آن رسید و نعمتت بیش از آن است که به شماره درآید و احسانت افزون‌تر از آن است که کمترینش سپاس شود. اکنون، نبودن زبان سخن، مرا از سپاسگزاری‌ات ناتوان ساخته؛ و خودداری از بزرگداشتت، مرا درمانده و ناتوان کرده؛ و نهایت قدرتم این است که به درماندگی از سپاست اقرار کنم. ای خدای من! این درماندگیِ از سپاس، نه از بی‌رغبتی، بلکه از ناتوانی من است.
اینک منم که آمدن به درگاه تو را قصد می‌کنم و از حضرتت توقع پذیرایی نیک دارم؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و رازم را بشنو و دعایم را مستجاب کن و روزم را به نومیدی ختم مکن و نسبت به گدایی‌ام، دست ردّ به سینه‌ام نزن؛ و رفتنم را از نزدت و بازگشتم را به سویت، گرامی دار؛ زیرا هر چه را اراده کنی، از انجامش دچار سختی نمی‌شوی؛ و در برآوردن آنچه از تو خواسته شود، ناتوان نمی‌باشی؛ و تو بر هر کاری توانایی و حول و قوّه‌ای نیست، جز به خدای بلندمرتبهٔ بزرگ.
صلوات بر سرور بانوان حضرت فاطمه زهراء(ع) اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ. خدایا درود فرست، بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبه‌ی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی، بر فراز بانوان جهانیان. خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش. خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی، پس بر او و مادرش درود فرست، درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیده‌ی فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من، در این ساعت برترین درود و سلام را.
🌱امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای مخصوص روز جمعه به ما یاد میدن اینطوری دعا کنیم🌿: (ثواب قرائت این دعا تقدیم به سرور شهید مدافع حرم ، شهید محمد بِلباسی، به امید شفاعت او در بارگاه خدا ) سفرهٔ روزی‌ات برای گنه‌کاران پهن است و بردباری‌ات به جانب کسی که با تو دشمنی ورزید، روی آورنده است طولانی شدن زمان زندگی گنه‌کاران، قدرت پادشاهی‌ات را سست نمی‌کند؛ و شتاب نورزیدن در عقوبت و بازپرسی آنان، برهان و دلیلت را باطل نمی‌سازد. عذاب همیشگی بر کسی است که از تو روی تافت و نومیدی ذلّت‌بار برای کسی که از تو نومید شد و بدترین تیره‌بختی برای کسی که به رحمت و کرم تو مغرور گشت. و مدارایت با آنان برای این بوده که حجّتت رساتر و بزرگواری‌ات کامل‌تر و احسانت فراگیرتر و نعمتت تمام‌تر گردد .اینک منم که آمدن به درگاه تو را قصد می‌کنم و از حضرتت توقع پذیرایی نیک دارم؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و رازم را بشنو و دعایم را مستجاب کن و روزم را به نومیدی ختم مکن و نسبت به گدایی‌ام، دست ردّ به سینه‌ام نزن؛ و بازگشتم را به سویت، گرامی دار؛ زیرا هر چه را اراده کنی، از انجامش دچار سختی نمی‌شوی؛ و در برآوردن آنچه از تو خواسته شود، ناتوان نمی‌باشی؛ و تو بر هر کاری توانایی و حول و قوّه‌ای نیست، جز به خدای بلندمرتبهٔ بزرگ.
ما معتقدیم ائمه معصوم هستند یعنی مرتکب هیچ گناهی نیستند بنابراین دروغ هم برایشان صدق نمی کند حضرت پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند هر کس(جالبه اینجا هم حضرت اشاره نمی کنن شیعیان ، مسلمانان و مومنان میگن هرکس) به اهل بیت من که همه میدونن منظور امیرالمومنین ، همسر و فرزندان حضرتش است تمسک جست گمراه نمیشه، نجات پیدا می کنه دقیقا مثل کسایی که در بلاهای عجیب و غریب خودشون رو به یه کشتی امن می رسونن تا نجات پیدا کنن حالا دقیقا چه طوری باید ضمانتشون شامل حال ما بشه به طور کلی در احادیثی که ضمانتی برای انسان ها توسط امامان معصوم مطرح میشه یه شرایطی داره هر کس این شرایط رو قبول کنه و بهش عمل کنه جز اون نجات یافته ها میشه مثلا امام باقر علیه السلام فرمود هرکس زیارت عاشورا رو از صرف دعا کردن به وادی عمل تبدیل کنه ضمانت من شامل حالش میشه اما رضا علیه السلام کامل تر میکنن فرمودن من ضمانت می کنم که اینو از آتش دورش کنن ضمانت می کنم فقیر نشه ضمانت می کنم توی زندان نیوفته فقط به یه شرط ساده ، اونم اینکه حتی توی برخورد های معمولی هم با دوست داران ما اهل بیت خوش رفتار باشه ، احترام بزاره یعنی چی ؟ یعنی من اگه خودمو پیرو اهل بیت بدونم باید تبلیغم سر جاش باشه و برای اثر بخشی لازمه یه مجموعه‌ متنوع رو به عنوان دستور العمل نجات بخش اول خودم بعدا بقیه جلو ببرم مثلا زیارت عاشورا رو به صورت منظم و به شکل عملی که امام محمدباقر علیه السلام توضیح فرمودن و توی برخورد های عادی هم خوش اخلاقی با دیگران موضوع بعدی تعریف دقیق و ابعاد خوش اخلاقی
صلوات بر سرور بانوان حضرت فاطمه زهراء(ع) اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ. خدایا درود فرست، بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبه‌ی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی، بر فراز بانوان جهانیان. خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش. خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی، پس بر او و مادرش درود فرست، درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیده‌ی فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من، در این ساعت برترین درود و سلام را.
ترجمه فارسی دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه (۱) خدا را سپاس که مالک و مدبّر جهانیان است. (۲) خدایا! سپاس ویژه توست؛ ای پدید آورندۀ آسمان‌ها و زمین! ای صاحب بزرگی و رافت و محبّت! ای مالک همۀ اربابان و ای معبود هر معبود و خالق هر مخلوق و وارث هر چیز! چیزی شبیه او نیست و علم چیزی از او پنهان نمی‌ماند و او به هر چیز احاطه دارد و او بر هر چیز نگهبان است. (۳) تویی خدایی که جز تو خدایی نیست و یکتا و یگانه‌ای، فرد و تنهایی. (۴) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بزرگوار و ارجمندی، بزرگ و باعظمتی، کبیر و متکبّری. (۵) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بلند مرتبه و بلند پایه‌ای، در انتقام‌گیری سخت و شدیدی. (۶) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بخشنده و مهربانی، دانا و درست کاری. (۷) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، شنوا و بینایی، ازلی و آگاهی. (۸) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بزرگوار و بزرگوارتری، همیشگی و جاودانه‌تری. (۹) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، اوّلی پیش از هر کس و آخری پس از هر عدد. (۱۰) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، نزدیک در عین بلندی مقامش و بلند مقام در عین نزدیکی‌اش. (۱۱) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، صاحب زیبایی و شکوه و عظمتی و کبریایی و ستایشی. (۱۲) و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست که همه چیز را بدون مایه و اصل پدید آوردی و آنچه را صورت و شکل دادی، بدون نمونه‌برداری از چیزی شکل دادی و آفریده‌ها را بدون اقتباس از نقشه‌ای آفریدی. (۱۳) تویی که هر چیز را در نیکوترین وضع، اندازه‌گیری کردی؛ و هر چیز را، از نظر تمام خصوصیات رو به راه فرمودی؛ و امور ماسوای خود را سامان دادی. (۱۴) تویی که در ایجاد موجودات شریکی یاری‌ات نداد و در کارت وزیری به پشتیبانی‌ات برنخاست؛ و برایت در امور آفرینش، تماشاگر و همانندی نبود. (۱۵) تویی که اراده کردی؛ پس هر چه را اراده کردی، حتمی و قطعی شد و داوری کردی؛ و آنچه را داوری کردی، بر اساس عدالت بود؛ و حکم کردی؛ و آنچه را حکم کردی، بر پایه انصاف بود. (۱۶) تویی که مکانی تو را فرا نمی‌گیرد و سلطنتی در برابر سلطنتت به پا نخاست و برهان و بیانی عاجزت نساخت. (۱۷) تویی که هر چیز را به شمار آوردی و برای هر چیزی مدّت قرار دادی و هر چیز را به خوبی اندازه گرفتی. (۱۸) تویی که دست اندیشه‌ها از رسیدن به ژرفای ذاتت کوتاه است و فهم‌ها از درک چگونگی‌ات ناتوان است و دیده‌ها جای کجایی‌ات را در نیابند. (۱۹) تویی که ابتدا و انتهایی نداری تا محدود شوی و مانند موجودات نیستی که پس از عدم، موجود شده باشی؛ و فرزندی نیاوردی تا زاییده شده باشی؛ (۲۰) تویی که برایت همتایی نیست تا با تو به ستیز برخیزد و همانندی برایت نیست تا در قدرت و سطوت و توانایی، با تو پهلو به پهلو زند؛ و برابر و همانندی برایت نیست تا با تو از در مخالفت برآید. (۲۱) تویی که آغاز کرد و اختراع نمود و پدید آورد و بدون نمونه آفرید و محکم و نیکو قرار داد ساختن آنچه را ساخت. (۲۲) منزّه و پاکی؛ چه بزرگ است مقام و مرتبه‌ات؛ و چه بلند است در میان جایگاه‌ها، جایگاهت؛ و چه آشکارکننده به حق است قرآنت و موازینی که برای جدا کردن حق از باطل قرار داده‌ای. (۲۳)منزّه و پاک و مهربانی که چه بسیار است مهربانی‌ات؛ و رئوفی که چه بسیار است رأفتت؛ و حکیمی که چه بسیار است شناسایی‌ات. (۲۴) منزّه و پاکی؛ پادشاهی که دست معارضی به مرز پادشاهی‌ات نرسد و بخشنده‌ای که سفره بخشندگی‌ات چه پهناور است؛ و بلند مرتبه‌ای، چه بلند مرتبه است رفعتت. تو صاحب زیبایی و آراستگی و کبریایی و ستایشی. (۲۵) منزّه و پاکی، دست قدرتت را به عطا کردن خوبی‌ها گشودی و هدایت از نزد تو شناخته شد؛ پس هر که تو را برای دین یا دنیا بخواهد، می‌یابدت. (۲۶)منزّه و پاکی، هر کس در عرصۀ علمِ تو قرار گرفته، برایت فروتنی کرد؛ و جمع آفریده‌هایت، در برابر بزرگی‌ات فروتنی کردند؛ و همۀ مخلوقاتت در پیشگاه تو، گردن‌بند تسلیم به گردن انداختند. (۲۷) منزّه و پاکی، به حواس ظاهری درک نشوی؛ و به حواس درون در نیایی؛ و به اعضا و جوارح لمس نگردی؛ مورد نیرنگ و کید واقع نشوی؛ از بزرگی و عظمتت کنار زده نشوی؛ در معرض نزاع و مغلوبیت و جدال و فریب و مکر قرار نگیری. (۲۸) منزّه و پاکی، راهت روشن و هموار، دستورت هدایت است و تو زنده و آقا و بی‌نیازی. (۲۹) منزّه و پاکی؛ گفتارت درست و استوار و داوری‌ات قطعی و اراده‌ات جزمی و مسلّم است. (۳۰) منزّه و پاکی؛ در برابر مشیتت، ردّکننده‌ای نیست؛ و در مقابل کلماتت، تبدیل‌کننده‌ای وجود ندارد. (۳۱) منزّه و پاکی،‌ ای صاحب آیات روشن! ای به وجود آورندۀ آسمان‌ها! ای آفرینندۀ موجودات! (۳۲) تو را سپاس، سپاسی که جاودانگی‌اش به جاودانگی‌ات ادامه پیدا کند.
(۳۳) و تو را سپاس؛ سپاسی که همراه نعمتت پاینده باشد؛ (۳۴) و تو را سپاس؛ سپاسی که با شمارۀ آفریده‌هایت برابری کند.(۳۵) و تو را سپاس؛ سپاسی که بر خشنودی‌ات بیافزاید. (۳۶) و تو را سپاس؛ سپاسی که با سپاس هر سپاسگزاری توأم باشد؛ و شکری که شکر هر شاکری از آن کوتاه آید. (۳۷) سپاسی که سزاوار غیر تو نباشد؛ و به وسیلۀ آن جز به تو تقرّب جسته نشود.(۳۸) سپاسی که باعث دوام سپاس اول و سبب درخواست دوام سپاس آخر شود. (۳۹) سپاسی که بر اساس گردش زمان‌ها چند برابر گردد و به افزایش‌های پی‌درپی فزونی یابد. (۴۰) سپاسی که حافظان اعمال از شمردنش ناتوان شوند و بر آنچه کاتبان اعمال در کتاب تو می‌نویسند، افزون گردد. (۴۱) سپاسی که با عرش ستودنی‌ات، یکسان و برابر؛ و با کرسی بلندت، معادل شود. (۴۲) سپاسی که پاداشش از جانب تو کامل گردد و مزدش همۀ مزدها را فرا گیرد. (۴۳) سپاسی که ظاهرش موافق باطنش و باطنش موافق صدق نیّت باشد. (۴۴) سپاسی که هیچ آفریده‌ای مانند آن را به جا نیاورده و کسی جز تو ارزشش را نشناسد. (۴۵) سپاسی که هر کس در فراوان آوردنش بکوشد، یاری شود؛ و هر کس در کامل آوردنش نهایت جدیّت را به کار برد، مورد حمایت قرار گیرد. (۴۶) سپاسی که هر چه سپاس آفریده‌ای، دارا باشد؛ و هر چه را پس از آن به وجود آوری، در برگیرد. (۴۷) سپاسی که هیچ سپاسی به کلامت، از آن نزدیک‌تر و هیچ‌کس از آن کسی که این‌گونه سپاس می‌گوید، سپاسگزارتر نباشد. (۴۸) سپاسی که به سبب کرمت و به خاطر فراوانی‌اش، باعث فزونی نعمت شود؛ و از باب احسان، پس از هر فزونی، آن را به فزونی دیگر رسانی. (۴۹) سپاسی که شایستۀ ذات کریمت باشد و با توانمندی و عظمتت برابری کند. (۵۰) پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ آن انسان پسندیده، برگزیده، گرامی و مقرّب، برترین درودهایت را؛ و بر او برکت نازل کن، کامل‌ترین برکاتت را؛ و بر او رحمت آر، پر بهره‌ترین رحمت‌هایت را. (۵۱) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی فزون پذیر که درودی فزون پذیرتر از آن نباشد؛ و بر او درودی فزاینده فرست که درودی فزاینده‌تر از آن به عرصه نیاید؛ و بر او درود فرست، درودی پسندیده که درودی بالاتر از آن نباشد. (۵۲) پپروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که او را خشنود کند و بر خشنودی‌اش بیافزاید؛ و بر او درود فرست، درودی که تو را خشنود کند و بر خشنودی‌ات به خاطر او بیافزاید؛ و بر او درود فرست، درودی که برای او جز به آن خشنود نشوی و غیر او کسی را شایستۀ آن ندانی. (۵۳) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که از خشنودی تو فرا رود و پیوندش به جاودانی تو وصل شود و پایان نپذیرد، چنانکه کلمات تو پایان نمی‌پذیرد. (۵۴) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که درود فرشتگان و پیامبران و رسولان و اهل طاعتت را به رشتۀ نظم درآورد؛ و شامل درود بندگانت، از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد و درود هر که را از انواع آفریده‌هایت به وجود آوردی و پدید کردی، گرد آورد. (۵۵) پروردگارا! بر او و آلش درود فرست، درودی که هر درود گذشته و جدید را در برگیرد؛ و بر او و آلش درود فرست، درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد؛ و علاوۀ بر آن درودهایی را ایجاد کنی که در کنارش، درودهای گذشته را چند برابر کنی؛ و با گذشت روزگاران، چندان بر آن بیافزایی که کسی جز تو نتواند آن را به شماره آورد. (۵۶) پروردگارا! بر پاکیزه‌تران از اهل بیت او درود فرست، اهل بیتی که برای اجرای فرمانت انتخاب کردی؛ و آنان را خزانه‌داران دانشت و حافظان دینت و جانشینانت در زمینت و حجّت‌هایت بر بندگانت قرار دادی؛ و آنان را به اراده‌ات، از پلیدی و آلودگی به طور کامل پاک کردی؛ و وجود مبارکشان را وسیله‌ای به سوی خود و راه مستقیمت به جانب بهشتت، قرار دادی. (۵۷) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که به سبب آن، بخشش و بزرگواری‌ات را در حقّ آنان بزرگ گردانی؛ و عطا و بخشش‌های افزونت را برای آنان کامل گردانی؛ و نصیب آنان را از نیکی‌ها و بهره‌هایت، سرشار کنی. (۵۸) پروردگارا! بر پیامبر و آلش درود فرست، درودی که آغازش را مرزی و مدتش را پایانی و آخرش را نهایتی، نباشد. (۵۹) پروردگارا! بر آنان درود فرست، هم‌وزن عرش و آنچه غیر عرش است؛ به گنجایش آسمان‌ها و آنچه فوق آن‌هاست؛ و به اندازۀ زمین‌ها و آنچه در زیر آن‌ها و در بین آن‌هاست؛ درودی که آنان را به قرب تو رساند و مایۀ خشنودی تو و آنان شود و برای همیشه به مانندها و امثال آن متّصل گردد. (۶۰) خدایا! تو در هر زمان، دینت را به وجود امامی یاری دادی، امامی که او را نشانه‌ای برای بندگانت جهت یافتن راه حق و مشعلی فروزان در سرزمین‌هایت برپا داشتی؛ پس از آن‌که رشتۀ ارتباطش را به رشتۀ ارتباط خود پیوند دادی و او را سبب دست‌یابی به خشنودی‌ات قرار دادی و طاعتش را واجب و از نافرمانی‌اش بیم دادی و مردم را به فرمان بردن از دستوراتش و باز ایستادن از
نهی‌اش و پیشی نجستن بر حضرتش و پس نماندن از وجود مقدّسش، دستور دادی. آری؛ امام انتخاب‌شدۀ تو، پناه پناهندگان و ملجأ مؤمنان و دستگیرۀ چنگ‌زنندگان و زیبایی جهانیان است. (۶۱) خدایا! سپاس گزاردن نعمت‌هایی که به ولیّ‌ات عنایت کردی، به او الهام فرما؛ و ما را نیز به سپاسگزاری نعمت وجود ولی الهام کن؛ و از سوی خویش، به حضرت او، فروانروایی و قدرت یاری دهنده عطا فرما؛ و درِ فتح و پیروزی آسانی را به رویش بگشا؛ و او را به نیرومندترین تکیه‌گاه خود یاری ده؛ پشتش را محکم و بازویش را قوی فرما؛ و به نظر عنایت و لطفت، او را در سایۀ مراقبت و نگهداری‌ات قرار ده؛ و به حفظت او را حمایت کن؛ و به فرشتگانت او را یاری ده؛ و به نیرومندترین سپاهت، کمکش کن. (۶۲) و به وسیلۀ او قرآنت و حدودت و قوانینت و روش‌های رسولت را -که درودت بر او و آلش باد– به‌پا دار. آنچه از نشانه‌های دینت را ستمکاران میرانده‌اند، به وجود امام زنده کن؛ و به وسیلۀ او زنگار ستم را از راهت پاک کن؛ و ناهمواری را از جادّه‌ات برطرف فرما؛ و منحرفین از راهت را از میان بردار؛ و آنان که قصد ایجاد کجی و اعوجاج در دینت را دارند، هلاک کن. (۶۳) و دلش را نسبت به دوستانت نرم و دست قدرتش را برضد دشمنانت، گشوده ساز؛ و مهربانی و رحمت و عطوفت و دل سوزی‌اش را به ما ببخش؛ و ما را نسبت به او شنوا و فرمان‌بردار و در راه به دست آوردن خشنودی‌اش کوشا و در یاری و دفاع از او مددکار، قرار ده؛ تا به وسیلۀ این امور، به تو و به رسولت -که درودت بر او و آلش باد- تقرّب جوییم. (۶۴) خدایا! بر دوستان محمّد و آل محمّد درود فرست، دوستانی که به مقامشان اقرار دارند، پیرو راهشان هستند، دنباله‌رو آثارشان می‌باشند، چنگ‌زنندۀ به دستگیره محکم و استوارشان هستند، به ولایتشان تمسّک دارند، به امامتشان اقتدا می‌کنند، به دستوراتشان تسلیم‌اند، در فرمان‌برداری از آنان کوشایند، منتظر حکومت و قدرت پیروزی آنان‌اند، چشم دوختۀ به ایشان‌اند. درودهای مبارک، پاکیزه، فزایندۀ صبحگاهان و شامگاهان، بر آنان باد. (۶۵) و بر ایشان و بر ارواحشان درود فرست و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور و شئون زندگی و احوالشان را سر و سامان بخش و توبۀ آنان را بپذیر؛ همانا تو بسیار توبه پذیر و مهربانی؛ و بهترین آمرزندگانی و ما را به رحمتت همراه آنان در جایگاه امن و امان قرار ده؛ ای مهربان‌ترین مهربانان! (۶۶) خدایا! این روز، روز عرفه است؛ روزی که آن را شرافت و کرامت و عظمت دادی؛ سفرۀ رحمتت را در آن گستردی و در آن به بخششت بر بندگان منّت نهادی و عطایت را در آن بزرگ کردی و به وسیلۀ آن بر بندگانت تفضّل و احسان فرمودی. (۶۷) خدایا! من بندۀ تو هستم که پیش از آفریدنش و پس از به وجود آمدنش، بر او مهربانی و بخشش کردی؛ پس او را از جملۀ کسانی قرار دادی که به آیینت هدایت کردی و برای ادای حقّت توفیقش دادی و با ریسمان رحمت و لطفت حفظش کردی و در حزب خود واردش فرمودی؛ و به دوستی دوستانت و به دشمنی دشمنانت، ارشادش کردی. (۶۸) سپس او را دستور دادی، ولی فرمان نبرد. از زشتی‌ها بازش داشتی، ولی باز نایستاد. از گناه‌ات نهی‌اش فرمودی، ولی دستورت را مخالفت کرد و به سوی نهی‌ات شتافت. نه از باب دشمنی با تو و گردنکشی در برابر تو؛ بلکه هوای نفسش او را به چیزی دعوت کرد که تواش از آن دور کردی و بر حذر داشتی؛ و دشمنت و دشمنش او را در این زمینه کمک داد تا در عین معرفت به تهدیدت بر گناه اقدام کند، در حالی که به بخششت امیدوار و به گذشتت اطمینان داشت؛ در صورتی که او با این همه محبّتی که در حقّش مبذول داشتی و این همه نعمتی که به او بخشیدی، سزاوارترین بندگانت بود که مرتکب نافرمانی نشود و قدم در عرصۀ گناه نگذارد. (۶۹) اینک منم که در برابرت قرار دارم؛ خوار، ذلیل، فروتن، متواضع، ترسان و معترف به گناهان بزرگی که بر دوش برداشته‌ام و خطاهای سنگینی که مرتکب شده‌ام، در حالی که به رحمتت پناهنده‌ام و به رحمتت متمسّکم. یقین دارم که امان دهنده‌ای مرا از عذابت امان نمی‌دهد و بازدارنده‌ای مرا از کیفرت باز نمی‌دارد؛ (۷۰) بنابراین ای که به خاطر بدکرداری‌ام از من رو گردانده‌ای، به من بازگرد؛ همان‌گونه که با پوششت نسبت به کسی که مرتکب گناه شده باز می‌گردی؛ و از عفوت به من ببخش، همان‌گونه که از عفوت به تسلیم‌شدۀ به حضرتت می‌بخشی؛ و با آمرزشت بر من منّت گذار، همان‌گونه که از آمرزشت بر کسی که نسبت به تو امیدوار است منّت می‌گذاری. این کار در نظرت بزرگ نمی‌آید. (۷۱) و در این روز نصیبی برایم قرار ده که به سبب آن به بهره‌ای از خشنودی‌ات دست یابم؛ و مرا از آنچه کوشش‌کنندگان در عبادتت به آن باز می‌گردند -که پاداش و ثواب عظیم توست- تهی دست باز مگردان.
(۷۲) من گرچه اعمال شایسته‌ای که آنان پیش فرستادند، پیش نفرستادم؛ ولی توحیدت و نفی همانند و همتاها و شبیه‌ها را از وجود مبارکت پیش فرستادم؛ و از همان درهایی که فرمان دادی از آن‌ها وارد بر تو شوند، وارد شدم؛ و با وسیله‌ای به تو تقرّب جستم که کسی جز با تقرّب به آن، به مقام قرب تو نرسد. (۷۳) سپس با توبه و زاری به پیشگاهت و اظهار ذلّت و مسکنت برایت و حسن ظنّ به حضرتت و اعتماد به آنچه که نزد توست، تقرّب‌جویی را دنبال کردم؛ و امید به تو را که کمتر امیدواری با داشتن آن نومید می‌شود، ضمیمۀ آن نمودم. (۷۴) و از تو درخواست کردم؛ درخواست شخص کوچک، خوار، نیازمند، تهی دست، ترسان و پناه‌خواه؛ با این حال، درخواستم از روی بیم و زاری و پناه خواهی و ملجأطلبی بود؛ نه از روی گردن‌کشی به مانند کبر متکبّران؛ و نه از روی خاطر جمعی به مانند خاطر جمعی مطیعان؛ و نه از روی بلندپروازی، مانند بلندپروازی کسی که به شفاعت شفیعان مطمئن است. (۷۵) و من گذشته از این، کمترینِ کمتران و خوارترین خواران و همانند ذرّه یا کوچک‌تر از آنم. ای که در کیفر بدکاران شتاب نکردی و نعمت نازپروردگانِ غرق در عیش و نوش را منع ننمودی! ای که به گذشت از لغزش، بر لغزش داران منّت می‌نهی؛ و به مهلت دادن به خطاکاران، احسان می‌ورزی! (۷۶) منم بدکار، منحرف به گناه، خطاکار، لغزش‌دار. (۷۷) منم که از روی جرأت بر تو اقدام به گناه کردم. (۷۸) منم که از روی عمد تو را معصیت کردم. (۷۹) منم که خود را به وقت گناه از بندگانت پنهان کردم؛ ولی آشکارا به مخالفت با تو برخاستم. (۸۰) منم که از بندگانت ترسیدم؛ ولی خود را از تو ایمن و آسوده دیدم. (۸۱) منم که از عذابت نهراسید؛ و از عقاب و خشمت نترسیدم. (۸۲) منم که بر خود جنایت کردم. (۸۳) منم که در گرو بلاهای خود هستم. (۸۴) منم که حیایم اندک است؛ (۸۵) و گرفتاری و رنجم طولانی است. (۸۶) به حقّ آن‌که او را از میان آفریده‌هایت اختیار کردی و به حق کسی که برای خود برگزیدی و به حقّ کسی که از میان مخلوقاتت انتخاب کردی و برای شأن خود پسندیدی؛ به حقّ کسی که طاعتش را به طاعت خود پیوند دادی و نافرمانی‌اش را هم‌چون نافرمانی خود قرار دادی؛ به حقّ کسی که دوستی‌اش را به دوستی‌ات مقرون ساختی و دشمنی‌اش را به دشمنی‌ات ارتباط دادی؛ مرا امروز به جامۀ بخشش و رحمتت بپوشان؛ چون پوشاندن بر کسی که به پیشگاهت زاری و ناله کرد و از گناهش بیزاری جست و در حال توبه و درخواست آمرزشت به تو پناه آورد. (۸۷) و مرا همان‌گونه که اهل طاعتت و اهل قرب در درگاهت و اهل منزلت و مقام در پیشگاهت را سرپرستی می‌کنی، سرپرستی کن. (۸۸) و مرا مخصوص گردان، به آنچه مخصوص می‌گردانی کسی را که به پیمانت وفا کرده و خود را برای تو به زحمت انداخته و در به دست آوردن خشنودی‌ات خود را خسته کرده. (۸۹) و مرا به خاطر کوتاهی در حقّت و تجاوز از اندازه و قدرم نسبت به حدودت و پا فرا گذاشتن از عرصه‌گاه احکامت، مؤاخذه مکن. (۹۰) و مرا به مهلت دادنت به بلای استدراج مبتلا مگردان؛ [استدراج عبارت است از واگذاشتن عبد به خودش تا قدم به قدم و کم‌کم به گناهش ادامه دهد و در عذابش شتاب نشود؛ تا خداوند ناگهان و غافل‌گیرانه او را فراگیرد.] مانند استدراج کسی که خیر و نیکی نزدش را، از من بازداشته؛ و برای تو در رسیدن نعمتش به من، حسابی باز نکرده. (۹۱) مرا از خواب بی‌خبران و خواب‌آلودگی اسراف‌کنندگان و چُرتِ به خود واگذاشتگان، بیدار کن. (۹۲) و دلم را در مسیری بر که اطاعت‌کنندگان را به آن به کار گرفته‌ای و عبادت‌کنندگان را بر آن داشته‌ای و مسامحه‌کاران را به آن نجات داده‌ای، متوجه گردان. (۹۳) و مرا از آنچه موجب دوری از تو می‌شود و میان من و بهره‌ام حائل می‌گردد و از آنچه نزد تو می‌جویم، باز می‌دارد؛ پناه ده. (۹۴) و پوییدن راه خیرات به سویت و پیشی گرفتن به آن‌ها را به صورتی که دستور دادی و رقابت در آن‌ها را به نحوی که خواستی، برایم هموار کن. (۹۵) و مرا در زمرۀ کسانی که تهدیدت را سبک می‌شمارند و به این خاطر نابودشان می‌کنی، نابود مکن. (۹۶) و همراه کسانی که متعرّض خشمت می‌شوند و به این سبب هلاکشان می‌کنی، هلاک مکن. (۹۷) و در جمع کسانی که از راه‌هایت منحرف می‌شوند و به این جهت درهمشان می‌کوبی، درهم مکوب. (۹۸) و مرا از گرداب‌های فتنه نجات ده و از آزمایش و آسیب سخت بلا رهایی ده و از غافلگیر شدن در عرصۀ مهلت پناه ده. (۹۹) و بین من و دشمنی که گمراهم می‌کند و هوای نفسی که نابودم می‌نماید و کاستی و کمبودی که در تنگنایم قرار می‌دهد، فاصله انداز. (۱۰۰) از من روی مگردان، هم‌چون روی‌گرداندن از کسی که پس از خشمت، از او خشنود نمی‌شوی. (۱۰۱) و از امید به حضرتت ناامیدم مکن تا یأس از رحمتت بر من چیره شود. (۱۰۲) و بیرون از تحمل و طاقتم، نعمت به من عطا مکن که از فزونی محبّتی که بر دوش جانم می‌گذاری، گرانبارم کنی.
(۱۰۳) و مرا از دست لطف و رحمتت رها مکن؛ هم‌چون رها کردن کسی که خیری در او نیست و نیازی به او نداری و راه بازگشتی برایش وجود ندارد. (۱۰۴) و مرا مانند کسی که از چشم مراقبت و حمایتت افتاده و هم‌چون کسی که رسوایی از سوی تو همۀ وجودش را فرا گرفته دور مینداز، بلکه مرا از لغزش از پای درآمدگان و هول و هراس نسنجیدگان و لغزش فریب‌خوردگان و پرتگاه تباه‌شدگان، حفظ فرما. (۱۰۵) و از آنچه گروه مردان و زنان را به آن دچار کرده‌ای، سلامت و تندرستی‌ام بخش؛ و به مقامات و درجات کسی برسان ‌که به او عنایت داشتی و نعمتش بخشیدی و از وی خشنود شدی و برایش زندگی ستوده و خوبی تدارک دیدی و او را سعادتمند از دنیا بردی. (۱۰۶) و گردن‌بند قطع شدن از آنچه خوبی‌ها را تباه می‌کند و برکات را از بین می‌برد، به گردنم انداز. (۱۰۷) و پردۀ بازایستادن از زشتی‌ها و رسوایی‌های گناهان را، بر قلبم بپوشان. (۱۰۸) و مرا به کاری هم‌چون طلب رزق و روزی و پیگیری امور دنیا و مانند آن، ‌که جز با کمک تو به آن نمی‌رسم، چنان سرگرم و مشغول مکن تا از عبادت و طاعتی که غیر آن، تو را از من خشنود نمی‌کند، باز مانم. (۱۰۹) و از سویدای قلبم، عشق دنیای پست را که مرا از آنچه نزد توست باز می‌دارد و از طلب وسیله برای رسیدن به پیشگاهت مانع می‌شود و از به دست آوردن مقام قرب به تو بی‌خبر می‌کند، ریشه‌کن ساز. (۱۱۰) و تنها شدن برای راز و نیاز با خودت را در شب و روز، نظرم بیارای. (۱۱۱) و به من مقام عصمت و خود نگاه‌داری و پرهیزی که وجودم را به خشیتت نزدیک می‌کند و از ارتکاب محرّمات جدایم می‌سازد و از اسارت گناهان کبیره آزادم می‌کند، عطا کن.(۱۱۲) و پاک شدن از آلودگی گناه را به من ببخش و چرک خطاها را از وجودم بزدای و مرا به جامۀ عافیتت بپوشان و ردای آسایشت را در برم کن و به نعمت‌های کامل و فراگیرت فراگیر و احسان و نعمتت را پی‌درپی به من برسان. (۱۱۳) و به توفیق و راهنمایی‌ات حمایتم فرما و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و عمل نیک یاری‌ام ده و مرا بدون قدرت و توانایی‌ات، به قدرت و توانایی‌ام وامگذار. (۱۱۴) و روزی که مرا برای دیدارت برانگیزی خوار مکن و پیش روی دوستانت رسوا مساز و یادت را از خاطرم به دست فراموشی مسپار و نیروی ادای شکرت را از من نابود مکن؛ بلکه در حالات فراموشی، هنگام فراموشی‌های نادانان نسبت به نعمت‌هایت، مرا ملازم شکر و سپاسگزاری‌ات قرار ده و به من الهام کن که به ستایش بر آنچه عطایم کرده‌ای برخیزم و نسبت به احسانی که به من فرموده‌ای اقرار کنم. ۱۱۵) شوقم را به سویت بالاتر از شوق مشتاقان و سپاسم را نسبت به حضرتت، برتر از سپاس سپاسگزاران قرار ده. (۱۱۶) و مرا هنگام نیاز به سویت وامگذار و به خاطر گناهانی که به پیشگاهت ریخته‌ام هلاکم مکن و آن گونه که با دشمنانت برخورد بد کردی، با من مکن؛ چرا که من تسلیم و سرسپرده توام. می‌دانم که تو را بر من از هر جهت حجّت است. تو از همه کس به بخشش سزاوارتری و به احسان خو‌کرده‌تری و شایستۀ تقوا و شایستۀ آمرزشی و به بخشش گناه شایسته‌تر از عذاب کردنی؛ و این‌که وجود مبارکت به پرده‌پوشی، از پرده‌دری نزدیک‌تر است. (۱۱۷) بر این اساس مرا زنده بدار به زندگی پاکیزه‌ای که بر آنچه از خیر دنیا و آخرت می‌خواهم بپیوندد و به آنچه دوست دارم برساند؛ آن‌گونه که هیچ عملی که آن را ناپسند می‌داری، انجام ندهم؛ و آنچه را نهی کرده‌ای مرتکب نشوم؛ و مرا بمیران مانند میراندن کسی که نورش از پیش رویش و از جانب راستش، حرکت می‌کند. (۱۱۸) و مرا پیش رویت ذلیل و نزد بندگانت عزیز کن. هنگامی‌که با تو خلوت می‌کنم، حقیر و پستم کن؛ ولی در میان بندگانت بلندمرتبه‌ام فرما. از آن‌که از من بی‌نیاز است بی‌نیازم کن و بر نداری و تهیدستی‌ام در پیشگاه خود بیافزا. (۱۱۹) و از سرزنش دشمنان و از فرودآمدن آزمایش و آسیب سخت و از خواری و رنج، پناهم ده. گناهانی را که از من خبر داری، بر من بپوشان؛ آن‌گونه که توانای بر انتقام می‌پوشاند؛ توانایی که اگر بردباری‌اش نبود، انتقام می‌گرفت؛ و مؤاخذه‌کنندۀ بر گناه بود، اگر مدارایش نبود. (۱۲۰) و زمانی که در حقّ قومی، فتنه یا بدی بخواهی، مرا از باب این‌که به تو پناه آورده‌ام، از آن فتنه و بدی نجات ده؛ و چون مرا در دنیایت در جایگاه رسوایی به‌پا نداشتی، به همان صورت در جهان آخرت در چنان جایگاهی به‌پا مدار. (۱۲۱) برای من اوایل نعمت‌هایت را به اواخر آن و سودهای دیرینه‌ات را با تازه‌های آن، توأم ساز. آن قدر مهلتم مده که در کنار آن سنگ‌دل شوم؛ و مرا دچار بلای کوبنده‌ای مکن که به سبب آن آبرویم از بین برود؛ و بر من داغ پستی و حقارت مزن که به خاطر آن ارزشم ناچیز شود؛ و کاستی و کاهشی در من قرار مده که به سبب آن قدر و منزلتم مجهول ماند. (۱۲۲) و آن‌چنانم مترسان ‌که به وسیلۀ آن ناامید شوم و آن‌گونه بیمم مده که در برابرش هراسناک گردم.