eitaa logo
إِبنِ طٰهٰ(عج)
212 دنبال‌کننده
199 عکس
215 ویدیو
70 فایل
محفل یادآوری تنهایی امامی منتظر، همچون جدش حسین(ع) • • سایت [Ebnetaha.ir] ایتا [eitaa.com/ebnetaha] آپارات [apart.com/ebnetaha] ویراستی [virasty.com/ebnetaha]
مشاهده در ایتا
دانلود
(۳۳) و تو را سپاس؛ سپاسی که همراه نعمتت پاینده باشد؛ (۳۴) و تو را سپاس؛ سپاسی که با شمارۀ آفریده‌هایت برابری کند.(۳۵) و تو را سپاس؛ سپاسی که بر خشنودی‌ات بیافزاید. (۳۶) و تو را سپاس؛ سپاسی که با سپاس هر سپاسگزاری توأم باشد؛ و شکری که شکر هر شاکری از آن کوتاه آید. (۳۷) سپاسی که سزاوار غیر تو نباشد؛ و به وسیلۀ آن جز به تو تقرّب جسته نشود.(۳۸) سپاسی که باعث دوام سپاس اول و سبب درخواست دوام سپاس آخر شود. (۳۹) سپاسی که بر اساس گردش زمان‌ها چند برابر گردد و به افزایش‌های پی‌درپی فزونی یابد. (۴۰) سپاسی که حافظان اعمال از شمردنش ناتوان شوند و بر آنچه کاتبان اعمال در کتاب تو می‌نویسند، افزون گردد. (۴۱) سپاسی که با عرش ستودنی‌ات، یکسان و برابر؛ و با کرسی بلندت، معادل شود. (۴۲) سپاسی که پاداشش از جانب تو کامل گردد و مزدش همۀ مزدها را فرا گیرد. (۴۳) سپاسی که ظاهرش موافق باطنش و باطنش موافق صدق نیّت باشد. (۴۴) سپاسی که هیچ آفریده‌ای مانند آن را به جا نیاورده و کسی جز تو ارزشش را نشناسد. (۴۵) سپاسی که هر کس در فراوان آوردنش بکوشد، یاری شود؛ و هر کس در کامل آوردنش نهایت جدیّت را به کار برد، مورد حمایت قرار گیرد. (۴۶) سپاسی که هر چه سپاس آفریده‌ای، دارا باشد؛ و هر چه را پس از آن به وجود آوری، در برگیرد. (۴۷) سپاسی که هیچ سپاسی به کلامت، از آن نزدیک‌تر و هیچ‌کس از آن کسی که این‌گونه سپاس می‌گوید، سپاسگزارتر نباشد. (۴۸) سپاسی که به سبب کرمت و به خاطر فراوانی‌اش، باعث فزونی نعمت شود؛ و از باب احسان، پس از هر فزونی، آن را به فزونی دیگر رسانی. (۴۹) سپاسی که شایستۀ ذات کریمت باشد و با توانمندی و عظمتت برابری کند. (۵۰) پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ آن انسان پسندیده، برگزیده، گرامی و مقرّب، برترین درودهایت را؛ و بر او برکت نازل کن، کامل‌ترین برکاتت را؛ و بر او رحمت آر، پر بهره‌ترین رحمت‌هایت را. (۵۱) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی فزون پذیر که درودی فزون پذیرتر از آن نباشد؛ و بر او درودی فزاینده فرست که درودی فزاینده‌تر از آن به عرصه نیاید؛ و بر او درود فرست، درودی پسندیده که درودی بالاتر از آن نباشد. (۵۲) پپروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که او را خشنود کند و بر خشنودی‌اش بیافزاید؛ و بر او درود فرست، درودی که تو را خشنود کند و بر خشنودی‌ات به خاطر او بیافزاید؛ و بر او درود فرست، درودی که برای او جز به آن خشنود نشوی و غیر او کسی را شایستۀ آن ندانی. (۵۳) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که از خشنودی تو فرا رود و پیوندش به جاودانی تو وصل شود و پایان نپذیرد، چنانکه کلمات تو پایان نمی‌پذیرد. (۵۴) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که درود فرشتگان و پیامبران و رسولان و اهل طاعتت را به رشتۀ نظم درآورد؛ و شامل درود بندگانت، از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد و درود هر که را از انواع آفریده‌هایت به وجود آوردی و پدید کردی، گرد آورد. (۵۵) پروردگارا! بر او و آلش درود فرست، درودی که هر درود گذشته و جدید را در برگیرد؛ و بر او و آلش درود فرست، درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد؛ و علاوۀ بر آن درودهایی را ایجاد کنی که در کنارش، درودهای گذشته را چند برابر کنی؛ و با گذشت روزگاران، چندان بر آن بیافزایی که کسی جز تو نتواند آن را به شماره آورد. (۵۶) پروردگارا! بر پاکیزه‌تران از اهل بیت او درود فرست، اهل بیتی که برای اجرای فرمانت انتخاب کردی؛ و آنان را خزانه‌داران دانشت و حافظان دینت و جانشینانت در زمینت و حجّت‌هایت بر بندگانت قرار دادی؛ و آنان را به اراده‌ات، از پلیدی و آلودگی به طور کامل پاک کردی؛ و وجود مبارکشان را وسیله‌ای به سوی خود و راه مستقیمت به جانب بهشتت، قرار دادی. (۵۷) پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که به سبب آن، بخشش و بزرگواری‌ات را در حقّ آنان بزرگ گردانی؛ و عطا و بخشش‌های افزونت را برای آنان کامل گردانی؛ و نصیب آنان را از نیکی‌ها و بهره‌هایت، سرشار کنی. (۵۸) پروردگارا! بر پیامبر و آلش درود فرست، درودی که آغازش را مرزی و مدتش را پایانی و آخرش را نهایتی، نباشد. (۵۹) پروردگارا! بر آنان درود فرست، هم‌وزن عرش و آنچه غیر عرش است؛ به گنجایش آسمان‌ها و آنچه فوق آن‌هاست؛ و به اندازۀ زمین‌ها و آنچه در زیر آن‌ها و در بین آن‌هاست؛ درودی که آنان را به قرب تو رساند و مایۀ خشنودی تو و آنان شود و برای همیشه به مانندها و امثال آن متّصل گردد. (۶۰) خدایا! تو در هر زمان، دینت را به وجود امامی یاری دادی، امامی که او را نشانه‌ای برای بندگانت جهت یافتن راه حق و مشعلی فروزان در سرزمین‌هایت برپا داشتی؛ پس از آن‌که رشتۀ ارتباطش را به رشتۀ ارتباط خود پیوند دادی و او را سبب دست‌یابی به خشنودی‌ات قرار دادی و طاعتش را واجب و از نافرمانی‌اش بیم دادی و مردم را به فرمان بردن از دستوراتش و باز ایستادن از
نهی‌اش و پیشی نجستن بر حضرتش و پس نماندن از وجود مقدّسش، دستور دادی. آری؛ امام انتخاب‌شدۀ تو، پناه پناهندگان و ملجأ مؤمنان و دستگیرۀ چنگ‌زنندگان و زیبایی جهانیان است. (۶۱) خدایا! سپاس گزاردن نعمت‌هایی که به ولیّ‌ات عنایت کردی، به او الهام فرما؛ و ما را نیز به سپاسگزاری نعمت وجود ولی الهام کن؛ و از سوی خویش، به حضرت او، فروانروایی و قدرت یاری دهنده عطا فرما؛ و درِ فتح و پیروزی آسانی را به رویش بگشا؛ و او را به نیرومندترین تکیه‌گاه خود یاری ده؛ پشتش را محکم و بازویش را قوی فرما؛ و به نظر عنایت و لطفت، او را در سایۀ مراقبت و نگهداری‌ات قرار ده؛ و به حفظت او را حمایت کن؛ و به فرشتگانت او را یاری ده؛ و به نیرومندترین سپاهت، کمکش کن. (۶۲) و به وسیلۀ او قرآنت و حدودت و قوانینت و روش‌های رسولت را -که درودت بر او و آلش باد– به‌پا دار. آنچه از نشانه‌های دینت را ستمکاران میرانده‌اند، به وجود امام زنده کن؛ و به وسیلۀ او زنگار ستم را از راهت پاک کن؛ و ناهمواری را از جادّه‌ات برطرف فرما؛ و منحرفین از راهت را از میان بردار؛ و آنان که قصد ایجاد کجی و اعوجاج در دینت را دارند، هلاک کن. (۶۳) و دلش را نسبت به دوستانت نرم و دست قدرتش را برضد دشمنانت، گشوده ساز؛ و مهربانی و رحمت و عطوفت و دل سوزی‌اش را به ما ببخش؛ و ما را نسبت به او شنوا و فرمان‌بردار و در راه به دست آوردن خشنودی‌اش کوشا و در یاری و دفاع از او مددکار، قرار ده؛ تا به وسیلۀ این امور، به تو و به رسولت -که درودت بر او و آلش باد- تقرّب جوییم. (۶۴) خدایا! بر دوستان محمّد و آل محمّد درود فرست، دوستانی که به مقامشان اقرار دارند، پیرو راهشان هستند، دنباله‌رو آثارشان می‌باشند، چنگ‌زنندۀ به دستگیره محکم و استوارشان هستند، به ولایتشان تمسّک دارند، به امامتشان اقتدا می‌کنند، به دستوراتشان تسلیم‌اند، در فرمان‌برداری از آنان کوشایند، منتظر حکومت و قدرت پیروزی آنان‌اند، چشم دوختۀ به ایشان‌اند. درودهای مبارک، پاکیزه، فزایندۀ صبحگاهان و شامگاهان، بر آنان باد. (۶۵) و بر ایشان و بر ارواحشان درود فرست و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور و شئون زندگی و احوالشان را سر و سامان بخش و توبۀ آنان را بپذیر؛ همانا تو بسیار توبه پذیر و مهربانی؛ و بهترین آمرزندگانی و ما را به رحمتت همراه آنان در جایگاه امن و امان قرار ده؛ ای مهربان‌ترین مهربانان! (۶۶) خدایا! این روز، روز عرفه است؛ روزی که آن را شرافت و کرامت و عظمت دادی؛ سفرۀ رحمتت را در آن گستردی و در آن به بخششت بر بندگان منّت نهادی و عطایت را در آن بزرگ کردی و به وسیلۀ آن بر بندگانت تفضّل و احسان فرمودی. (۶۷) خدایا! من بندۀ تو هستم که پیش از آفریدنش و پس از به وجود آمدنش، بر او مهربانی و بخشش کردی؛ پس او را از جملۀ کسانی قرار دادی که به آیینت هدایت کردی و برای ادای حقّت توفیقش دادی و با ریسمان رحمت و لطفت حفظش کردی و در حزب خود واردش فرمودی؛ و به دوستی دوستانت و به دشمنی دشمنانت، ارشادش کردی. (۶۸) سپس او را دستور دادی، ولی فرمان نبرد. از زشتی‌ها بازش داشتی، ولی باز نایستاد. از گناه‌ات نهی‌اش فرمودی، ولی دستورت را مخالفت کرد و به سوی نهی‌ات شتافت. نه از باب دشمنی با تو و گردنکشی در برابر تو؛ بلکه هوای نفسش او را به چیزی دعوت کرد که تواش از آن دور کردی و بر حذر داشتی؛ و دشمنت و دشمنش او را در این زمینه کمک داد تا در عین معرفت به تهدیدت بر گناه اقدام کند، در حالی که به بخششت امیدوار و به گذشتت اطمینان داشت؛ در صورتی که او با این همه محبّتی که در حقّش مبذول داشتی و این همه نعمتی که به او بخشیدی، سزاوارترین بندگانت بود که مرتکب نافرمانی نشود و قدم در عرصۀ گناه نگذارد. (۶۹) اینک منم که در برابرت قرار دارم؛ خوار، ذلیل، فروتن، متواضع، ترسان و معترف به گناهان بزرگی که بر دوش برداشته‌ام و خطاهای سنگینی که مرتکب شده‌ام، در حالی که به رحمتت پناهنده‌ام و به رحمتت متمسّکم. یقین دارم که امان دهنده‌ای مرا از عذابت امان نمی‌دهد و بازدارنده‌ای مرا از کیفرت باز نمی‌دارد؛ (۷۰) بنابراین ای که به خاطر بدکرداری‌ام از من رو گردانده‌ای، به من بازگرد؛ همان‌گونه که با پوششت نسبت به کسی که مرتکب گناه شده باز می‌گردی؛ و از عفوت به من ببخش، همان‌گونه که از عفوت به تسلیم‌شدۀ به حضرتت می‌بخشی؛ و با آمرزشت بر من منّت گذار، همان‌گونه که از آمرزشت بر کسی که نسبت به تو امیدوار است منّت می‌گذاری. این کار در نظرت بزرگ نمی‌آید. (۷۱) و در این روز نصیبی برایم قرار ده که به سبب آن به بهره‌ای از خشنودی‌ات دست یابم؛ و مرا از آنچه کوشش‌کنندگان در عبادتت به آن باز می‌گردند -که پاداش و ثواب عظیم توست- تهی دست باز مگردان.
(۷۲) من گرچه اعمال شایسته‌ای که آنان پیش فرستادند، پیش نفرستادم؛ ولی توحیدت و نفی همانند و همتاها و شبیه‌ها را از وجود مبارکت پیش فرستادم؛ و از همان درهایی که فرمان دادی از آن‌ها وارد بر تو شوند، وارد شدم؛ و با وسیله‌ای به تو تقرّب جستم که کسی جز با تقرّب به آن، به مقام قرب تو نرسد. (۷۳) سپس با توبه و زاری به پیشگاهت و اظهار ذلّت و مسکنت برایت و حسن ظنّ به حضرتت و اعتماد به آنچه که نزد توست، تقرّب‌جویی را دنبال کردم؛ و امید به تو را که کمتر امیدواری با داشتن آن نومید می‌شود، ضمیمۀ آن نمودم. (۷۴) و از تو درخواست کردم؛ درخواست شخص کوچک، خوار، نیازمند، تهی دست، ترسان و پناه‌خواه؛ با این حال، درخواستم از روی بیم و زاری و پناه خواهی و ملجأطلبی بود؛ نه از روی گردن‌کشی به مانند کبر متکبّران؛ و نه از روی خاطر جمعی به مانند خاطر جمعی مطیعان؛ و نه از روی بلندپروازی، مانند بلندپروازی کسی که به شفاعت شفیعان مطمئن است. (۷۵) و من گذشته از این، کمترینِ کمتران و خوارترین خواران و همانند ذرّه یا کوچک‌تر از آنم. ای که در کیفر بدکاران شتاب نکردی و نعمت نازپروردگانِ غرق در عیش و نوش را منع ننمودی! ای که به گذشت از لغزش، بر لغزش داران منّت می‌نهی؛ و به مهلت دادن به خطاکاران، احسان می‌ورزی! (۷۶) منم بدکار، منحرف به گناه، خطاکار، لغزش‌دار. (۷۷) منم که از روی جرأت بر تو اقدام به گناه کردم. (۷۸) منم که از روی عمد تو را معصیت کردم. (۷۹) منم که خود را به وقت گناه از بندگانت پنهان کردم؛ ولی آشکارا به مخالفت با تو برخاستم. (۸۰) منم که از بندگانت ترسیدم؛ ولی خود را از تو ایمن و آسوده دیدم. (۸۱) منم که از عذابت نهراسید؛ و از عقاب و خشمت نترسیدم. (۸۲) منم که بر خود جنایت کردم. (۸۳) منم که در گرو بلاهای خود هستم. (۸۴) منم که حیایم اندک است؛ (۸۵) و گرفتاری و رنجم طولانی است. (۸۶) به حقّ آن‌که او را از میان آفریده‌هایت اختیار کردی و به حق کسی که برای خود برگزیدی و به حقّ کسی که از میان مخلوقاتت انتخاب کردی و برای شأن خود پسندیدی؛ به حقّ کسی که طاعتش را به طاعت خود پیوند دادی و نافرمانی‌اش را هم‌چون نافرمانی خود قرار دادی؛ به حقّ کسی که دوستی‌اش را به دوستی‌ات مقرون ساختی و دشمنی‌اش را به دشمنی‌ات ارتباط دادی؛ مرا امروز به جامۀ بخشش و رحمتت بپوشان؛ چون پوشاندن بر کسی که به پیشگاهت زاری و ناله کرد و از گناهش بیزاری جست و در حال توبه و درخواست آمرزشت به تو پناه آورد. (۸۷) و مرا همان‌گونه که اهل طاعتت و اهل قرب در درگاهت و اهل منزلت و مقام در پیشگاهت را سرپرستی می‌کنی، سرپرستی کن. (۸۸) و مرا مخصوص گردان، به آنچه مخصوص می‌گردانی کسی را که به پیمانت وفا کرده و خود را برای تو به زحمت انداخته و در به دست آوردن خشنودی‌ات خود را خسته کرده. (۸۹) و مرا به خاطر کوتاهی در حقّت و تجاوز از اندازه و قدرم نسبت به حدودت و پا فرا گذاشتن از عرصه‌گاه احکامت، مؤاخذه مکن. (۹۰) و مرا به مهلت دادنت به بلای استدراج مبتلا مگردان؛ [استدراج عبارت است از واگذاشتن عبد به خودش تا قدم به قدم و کم‌کم به گناهش ادامه دهد و در عذابش شتاب نشود؛ تا خداوند ناگهان و غافل‌گیرانه او را فراگیرد.] مانند استدراج کسی که خیر و نیکی نزدش را، از من بازداشته؛ و برای تو در رسیدن نعمتش به من، حسابی باز نکرده. (۹۱) مرا از خواب بی‌خبران و خواب‌آلودگی اسراف‌کنندگان و چُرتِ به خود واگذاشتگان، بیدار کن. (۹۲) و دلم را در مسیری بر که اطاعت‌کنندگان را به آن به کار گرفته‌ای و عبادت‌کنندگان را بر آن داشته‌ای و مسامحه‌کاران را به آن نجات داده‌ای، متوجه گردان. (۹۳) و مرا از آنچه موجب دوری از تو می‌شود و میان من و بهره‌ام حائل می‌گردد و از آنچه نزد تو می‌جویم، باز می‌دارد؛ پناه ده. (۹۴) و پوییدن راه خیرات به سویت و پیشی گرفتن به آن‌ها را به صورتی که دستور دادی و رقابت در آن‌ها را به نحوی که خواستی، برایم هموار کن. (۹۵) و مرا در زمرۀ کسانی که تهدیدت را سبک می‌شمارند و به این خاطر نابودشان می‌کنی، نابود مکن. (۹۶) و همراه کسانی که متعرّض خشمت می‌شوند و به این سبب هلاکشان می‌کنی، هلاک مکن. (۹۷) و در جمع کسانی که از راه‌هایت منحرف می‌شوند و به این جهت درهمشان می‌کوبی، درهم مکوب. (۹۸) و مرا از گرداب‌های فتنه نجات ده و از آزمایش و آسیب سخت بلا رهایی ده و از غافلگیر شدن در عرصۀ مهلت پناه ده. (۹۹) و بین من و دشمنی که گمراهم می‌کند و هوای نفسی که نابودم می‌نماید و کاستی و کمبودی که در تنگنایم قرار می‌دهد، فاصله انداز. (۱۰۰) از من روی مگردان، هم‌چون روی‌گرداندن از کسی که پس از خشمت، از او خشنود نمی‌شوی. (۱۰۱) و از امید به حضرتت ناامیدم مکن تا یأس از رحمتت بر من چیره شود. (۱۰۲) و بیرون از تحمل و طاقتم، نعمت به من عطا مکن که از فزونی محبّتی که بر دوش جانم می‌گذاری، گرانبارم کنی.
(۱۰۳) و مرا از دست لطف و رحمتت رها مکن؛ هم‌چون رها کردن کسی که خیری در او نیست و نیازی به او نداری و راه بازگشتی برایش وجود ندارد. (۱۰۴) و مرا مانند کسی که از چشم مراقبت و حمایتت افتاده و هم‌چون کسی که رسوایی از سوی تو همۀ وجودش را فرا گرفته دور مینداز، بلکه مرا از لغزش از پای درآمدگان و هول و هراس نسنجیدگان و لغزش فریب‌خوردگان و پرتگاه تباه‌شدگان، حفظ فرما. (۱۰۵) و از آنچه گروه مردان و زنان را به آن دچار کرده‌ای، سلامت و تندرستی‌ام بخش؛ و به مقامات و درجات کسی برسان ‌که به او عنایت داشتی و نعمتش بخشیدی و از وی خشنود شدی و برایش زندگی ستوده و خوبی تدارک دیدی و او را سعادتمند از دنیا بردی. (۱۰۶) و گردن‌بند قطع شدن از آنچه خوبی‌ها را تباه می‌کند و برکات را از بین می‌برد، به گردنم انداز. (۱۰۷) و پردۀ بازایستادن از زشتی‌ها و رسوایی‌های گناهان را، بر قلبم بپوشان. (۱۰۸) و مرا به کاری هم‌چون طلب رزق و روزی و پیگیری امور دنیا و مانند آن، ‌که جز با کمک تو به آن نمی‌رسم، چنان سرگرم و مشغول مکن تا از عبادت و طاعتی که غیر آن، تو را از من خشنود نمی‌کند، باز مانم. (۱۰۹) و از سویدای قلبم، عشق دنیای پست را که مرا از آنچه نزد توست باز می‌دارد و از طلب وسیله برای رسیدن به پیشگاهت مانع می‌شود و از به دست آوردن مقام قرب به تو بی‌خبر می‌کند، ریشه‌کن ساز. (۱۱۰) و تنها شدن برای راز و نیاز با خودت را در شب و روز، نظرم بیارای. (۱۱۱) و به من مقام عصمت و خود نگاه‌داری و پرهیزی که وجودم را به خشیتت نزدیک می‌کند و از ارتکاب محرّمات جدایم می‌سازد و از اسارت گناهان کبیره آزادم می‌کند، عطا کن.(۱۱۲) و پاک شدن از آلودگی گناه را به من ببخش و چرک خطاها را از وجودم بزدای و مرا به جامۀ عافیتت بپوشان و ردای آسایشت را در برم کن و به نعمت‌های کامل و فراگیرت فراگیر و احسان و نعمتت را پی‌درپی به من برسان. (۱۱۳) و به توفیق و راهنمایی‌ات حمایتم فرما و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و عمل نیک یاری‌ام ده و مرا بدون قدرت و توانایی‌ات، به قدرت و توانایی‌ام وامگذار. (۱۱۴) و روزی که مرا برای دیدارت برانگیزی خوار مکن و پیش روی دوستانت رسوا مساز و یادت را از خاطرم به دست فراموشی مسپار و نیروی ادای شکرت را از من نابود مکن؛ بلکه در حالات فراموشی، هنگام فراموشی‌های نادانان نسبت به نعمت‌هایت، مرا ملازم شکر و سپاسگزاری‌ات قرار ده و به من الهام کن که به ستایش بر آنچه عطایم کرده‌ای برخیزم و نسبت به احسانی که به من فرموده‌ای اقرار کنم. ۱۱۵) شوقم را به سویت بالاتر از شوق مشتاقان و سپاسم را نسبت به حضرتت، برتر از سپاس سپاسگزاران قرار ده. (۱۱۶) و مرا هنگام نیاز به سویت وامگذار و به خاطر گناهانی که به پیشگاهت ریخته‌ام هلاکم مکن و آن گونه که با دشمنانت برخورد بد کردی، با من مکن؛ چرا که من تسلیم و سرسپرده توام. می‌دانم که تو را بر من از هر جهت حجّت است. تو از همه کس به بخشش سزاوارتری و به احسان خو‌کرده‌تری و شایستۀ تقوا و شایستۀ آمرزشی و به بخشش گناه شایسته‌تر از عذاب کردنی؛ و این‌که وجود مبارکت به پرده‌پوشی، از پرده‌دری نزدیک‌تر است. (۱۱۷) بر این اساس مرا زنده بدار به زندگی پاکیزه‌ای که بر آنچه از خیر دنیا و آخرت می‌خواهم بپیوندد و به آنچه دوست دارم برساند؛ آن‌گونه که هیچ عملی که آن را ناپسند می‌داری، انجام ندهم؛ و آنچه را نهی کرده‌ای مرتکب نشوم؛ و مرا بمیران مانند میراندن کسی که نورش از پیش رویش و از جانب راستش، حرکت می‌کند. (۱۱۸) و مرا پیش رویت ذلیل و نزد بندگانت عزیز کن. هنگامی‌که با تو خلوت می‌کنم، حقیر و پستم کن؛ ولی در میان بندگانت بلندمرتبه‌ام فرما. از آن‌که از من بی‌نیاز است بی‌نیازم کن و بر نداری و تهیدستی‌ام در پیشگاه خود بیافزا. (۱۱۹) و از سرزنش دشمنان و از فرودآمدن آزمایش و آسیب سخت و از خواری و رنج، پناهم ده. گناهانی را که از من خبر داری، بر من بپوشان؛ آن‌گونه که توانای بر انتقام می‌پوشاند؛ توانایی که اگر بردباری‌اش نبود، انتقام می‌گرفت؛ و مؤاخذه‌کنندۀ بر گناه بود، اگر مدارایش نبود. (۱۲۰) و زمانی که در حقّ قومی، فتنه یا بدی بخواهی، مرا از باب این‌که به تو پناه آورده‌ام، از آن فتنه و بدی نجات ده؛ و چون مرا در دنیایت در جایگاه رسوایی به‌پا نداشتی، به همان صورت در جهان آخرت در چنان جایگاهی به‌پا مدار. (۱۲۱) برای من اوایل نعمت‌هایت را به اواخر آن و سودهای دیرینه‌ات را با تازه‌های آن، توأم ساز. آن قدر مهلتم مده که در کنار آن سنگ‌دل شوم؛ و مرا دچار بلای کوبنده‌ای مکن که به سبب آن آبرویم از بین برود؛ و بر من داغ پستی و حقارت مزن که به خاطر آن ارزشم ناچیز شود؛ و کاستی و کاهشی در من قرار مده که به سبب آن قدر و منزلتم مجهول ماند. (۱۲۲) و آن‌چنانم مترسان ‌که به وسیلۀ آن ناامید شوم و آن‌گونه بیمم مده که در برابرش هراسناک گردم.
ترسم را در تهدیدت و پرهیزم را از اتمام حجّت و هشدارت و بیمم را هنگام تلاوت آیاتت قرار ده. (۱۲۳) شبم را به بیدار کردنم برای بندگی‌ات، تنهایی‌ام را برای شب زنده‌داری به خاطر حضرتت و مجرّد بودنم را برای انس گرفتن به وجود مقدّست و فرود آوردن حاجاتم به درگاهت؛ و روبه‌رو شدنم را با ذات مبارکت برای آزاد شدنم از آتشت و پناه دادنم را از عذابت که اهل دوزخ در آن‌اند، آبادی زندگی‌ام قرار ده. (۱۲۴) و مرا تا زمان مرگم در سرکشی‌ام سرگردان و در گرداب نادانی‌ام بی‌خبر وامگذار؛ و بر اثر خلاف‌کاری‌ها، مایۀ پند برای کسی که پند پذیرد و عبرت برای کسی که عبرت گیرد و سبب فتنه و آزمایش برای کسی که دقّت کند، قرار مده؛ و مرا در زمرۀ کسانی که به‌خاطر مکرشان کیفر می‌کنی، کیفر مکن؛ و در ایمان و عمل، دیگری را به جای من انتخاب مکن؛ و نامم را از دفتر سعادتمندان تغییر مده و بدنم را دگرگون مساز و مرا مورد استهزاء بندگانت و مسخرۀ خود قرار مده؛ و مرا جز برای دنبال کردن خشنودی‌ات و انتقام گرفتن از دشمن به خدمت مگیر. (۱۲۵) و مرا از لذت بخششت و شیرینی رحمتت و روح و ریحانت و بهشت دائمی‌ات، کامیاب کن؛ و به سبب گشایشی از توانگری‌ات، مزۀ فراغت از دل مشغولی نسبت به دنیا و آنچه در آن است و پرداختن به اموری که دوست داری و نیز طعم کوشش نسبت به آنچه عامل تقرّب به پیشگاه تو و در نزد توست، به من بچشان؛ و ارمغانی از ارمغان‌هایت را نصیب من کن.(۱۲۶) و تجارتم را سودمند و بازگشتم را به قیامت، بی‌خسارت قرار ده؛ و مرا از مقامت بیمناک و به لقایت مشتاق فرما و به من توفیق توبه عنایت کن؛ توبه‌ای خالص که با آن هیچ گناه بزرگ و کوچکی را باقی نگذاری و هیچ گناه آشکار و پنهانی را وامگذاری. (۱۲۷) و کینۀ مؤمنان را از دلم ریشه‌کن فرما و دلم را نسبت به فروتنان مهربان کن و با من چنان باش که با شایستگانی؛ و به زیور پرهیزکارانم بیارای و برایم یاد خوبی در باقی‌ ماندگان و آوازۀ روزافزونی در میان آیندگان قرار ده؛ و مرا از نظر مقام و منزلت، در عرصه‌گاه پیشتازان به ایمان و عمل درآور. (۱۲۸) و گستردگی نعمتت را بر من کامل کن و کرامت‌های نعمتت را نزد من پی‌درپی قرار ده. دستم را از عطاهایت پُر کن و موهبت‌های گرانقدرت را به سویم فرست و مرا همسایۀ پاکیزه‌ترین دوستانت در بهشتی که برای برگزیدگانت آراسته‌ای، قرار ده؛ و مرا به عطایای بزرگت در مقاماتی که برای عاشقانت آماده کرده‌ای، بپوشان. (۱۲۹) و برایم نزد خود جایگاهی قرار ده که با دلی آرام در آن پناه گیرم و منزلی که در آن سکونت گزینم و دیده به آن روشن کنم و مرا با گناهان بزرگ مقایسه مکن و در آن روزی که رازها آشکار شود، هلاکم مساز؛ و هر شک و شبهه‌ای را از من پاک کن و از هر رحمتی به سوی حق راهی برایم قرار ده و نصیب ارمغان‌هایم را از عطایایت سرشار فرما و بهره‌های احسان از فضل و بخششت را بر من فراوان کن. (۱۳۰) و دلم را نسبت به آنچه نزد توست مطمئن ساز و آهنگ و قصدم را برای آنچه که برای توست، از هر چیز دیگر فارغ کن؛ و مرا به کاری که بندگان خالصت را برای آن به کار گرفتی، به کار گیر؛ و قلبم را از طاعتت به هنگام غفلت عقل‌ها، نسبت به حقایق سیراب کن؛ و توانگری و پاک‌دامنی و آسایش و بهبودی و تندرستی، گشایش و آرامش و سلامت همه جانبه برایم گرد آور. (۱۳۱) و خوبی‌هایم را با گناهی که با آن‌ها آمیخته می‌شود و خلوت‌هایم را به وسوسه‌ها و مفاسدی که از طریق آزمایشت برایم پیش می‌آید، تباه مساز؛ و آبرویم را از این‌که دست گدایی نزد کسی از جهانیان دراز کنم حفظ فرما؛ و از درخواست آنچه نزد بدکاران است برکنارم دار. (۱۳۲) و مرا پشتیبان ستم‌کاران و دست‌یار و یاور آنان برای نابود کردن قرآنت قرار مده؛ و از جایی که خود آگاه نیستم، چنان نگاهبانم باش که به سبب آن، از هر ناراحتی نگهداری‌ام کنی؛ و درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزی گسترده را به رویم بگشا. من از مشتاقان به سوی توام. نعمت دادنت را درباره‌ام کامل کن، همانا تو بهترین نعمت دهندگانی. (۱۳۳) و باقی‌ماندۀ عمرم را برای طلب کردن خشنودی‌ات در حجّ و عمره قرار ده، ای پروردگار جهانیان! و درود خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزه‌اش و سلام بر او و بر آنان؛ سلامی پیوسته و جاودانه!
🌱امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای ۴۷ صحیفه سجادیه به ما یاد میدن اینطوری دعا کنیم🌿: (ثواب قرائت این دعا تقدیم به شهید والا مقام، شهید آرمان علی‌وردی، به امید شفاعت او در بارگه خدا) تویی که ابتدا و انتهایی نداری تا محدود شوی و مانند موجودات نیستی که پس از عدم، موجود شده باشی؛و فرزندی نیاوردی تا زاییده شده باشی؛ پروردگارا بر پیامبر و آلش درود فرست،درودی که آغازش را مرزی و مدتش را پایانی و آخرش را نهایتی، نباشد که هم‌وزن عرش و آنچه غیر عرش است باشد خدایا تو در هر زمان،دینت را به وجود امامی یاری دادی، امامی که او را نشانه‌ای برای بندگانت جهت یافتن راه حق و مشعلی فروزان در سرزمین‌هایت برپا داشتی آری؛ امام انتخاب‌شدۀ تو،پناه پناهندگان و دستگیرۀ چنگ‌زنندگان و زیبایی جهانیان است خدایا! من بنده تو هستم که پیش از آفریدنش و پس از به وجود آمدنش، بر او مهربانی و بخشش کردی؛ پس او را از جمله کسانی قرار دادی که به آیینت هدایت کردی و برای ادای حقّت توفیقش دادی و با ریسمان رحمت و لطفت حفظش کردی و در حزب خود واردش فرمودی؛ و به دوستی دوستانت و به دشمنی دشمنانت، ارشادش کردی.از زشتی‌ها بازش داشتی، ولی باز نایستاد. نه از باب دشمنی با تو ؛ بلکه هوای نفسش او را به چیزی دعوت کرد که تواش از آن دور کردی و بر حذر داشتی؛اینک در برابرت قرار دارم؛خوار،ذلیل،فروتن، متواضع،ترسان و معترف به گناهان بزرگ در حالی که به رحمتت پناهنده‌ام و به رحمتت متمسّکم الهی به من بازگرد؛همان‌گونه که با پوششت نسبت به کسی که مرتکب گناه شده باز می‌گردی و باقی‌ماندۀ عمرم را برای طلب کردن خشنودی‌ات در حجّ و عمره قرار ده آمین🤲
دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه ( دعا در عيد قربان و روز جمعه ) (۱) خدایا! امروز، روز خجسته و کامیابی است؛ مسلمانان در این روز در نواحی زمینت گرد هم آمده‌اند؛ مسلمانان گدا و خواهنده و امیدوار و ترسان، در اجتماعات حاضر می‌شوند و تو بینای به نیازهای آنانی؛ پس به سخاوت و بزرگواری‌ات و آسان بودن آنچه را که از تقاضایم بر عهدۀ توست، از تو می‌خواهم که بر محمّد و آلش درود فرستی. (۲) خدایا! پروردگارا! از تو درخواست می‌کنم، به این خاطر که فرمانروایی هستی برای توست؛ و سپاس، ویژۀ حضرت توست؛ خدایی جز تو نیست؛ بردبار و بزرگواری؛ مهربان و بسیار نعمت بخشی؛ دارای عظمت و رافت و محبّتی؛ آغازگر و نوآور آسمان‌ها و زمینی؛ هر اندازه بین بندگان مؤمنت تقسیم می‌کنی از خیر یا سلامتی همه جانبه یا برکت یا هدایت، یا عمل به طاعت، یا خیر ویژه‌ای که به سبب آن بر آنان منّت می‌نهی و به واسطۀ آن به سوی خودت هدایتشان می‌کنی، یا در پیشگاهت درجۀ آنان را بالا می‌بری، یا از برکت آن خیری از خیر دنیا و آخرت به آنان عطا می‌کنی؛ بهره و نصیب مرا از آن خیر، سرشار و فراوان گردانی. (۳) خدایا! از تو می‌خواهم به خاطر این‌که فرمانروایی و ستایش شدن ویژۀ توست و خدایی جز تو نیست، بر محمّد، بنده‌ات و فرستاده‌ات و محبوبت و انتخاب‌شده‌ات و اختیار شدۀ از آفریده‌هایت و بر آل محمّد، نیکوکاران، پاکان و خوبان درود فرستی؛ درودی که هیچ‌کس جز تو، قدرت شمردن آن را نداشته باشد؛ و ما را در دعای شایستۀ هر کس از بندگان مؤمنت که تو را در این روز می‌خواند، شریک کنی؛ ای پروردگار جهانیان! و ما و ایشان را بیامرزی که تو بر هر کاری توانایی. (۴) خدایا! با حاجتم آهنگ درگاه تو کردم و بار تهیدستی و نداری و بیچارگی‌ام را به درگاهت فرود آوردم و من به آمرزش و رحمتت مطمئن‌ترم تا به عمل و کردارم؛ و هر آینه آمرزش و رحمتت، از گناهانم وسیع‌تر است؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ روا کردن هر حاجتم را خود بر عهده گیر؛ به خاطر قدرتی که بر روا کردنش داری و آسان بودنش در برابر نیرومندی‌ات؛ و به‌خاطر نیازم به حضرتت و بی‌نیازی‌ات از من. مسلماً من به خیری نرسیدم جز از سوی تو؛ و هرگز احدی، شرّی را از من برنگرداند، غیر تو؛ و در امر آخرت و دنیایم به کسی جز تو امید ندارم. (۵) خدایا! هر کس برای وارد شدن به مخلوقی، به امید هدیه و بخشش و درخواست خیر و جایزه‌، تهیۀ ساز و برگ کرد و آماده و حاضر و مهیّا شد؛ امّا ای مولای من! فراهم آوردن ساز و برگم و آماده شدنم و حاضر گشتنم و مهیّا شدنم، فقط برای وارد شدن بر توست؛ آن هم به امید بخشش و هدیه‌ات و درخواست خیر و جایزه‌ات. (۶) خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و آن امیدم را در این روز، به ناامیدی تبدیل مکن. ای که درخواست‌کننده‌ای او را به مشقّت نمی‌اندازد و بخششی از توانگری‌اش نمی‌کاهد! من از جهت اعتماد به عمل شایسته‌ای که از پیش فرستادم و به امید شفاعت آفریده‌ای، جز شفاعت محمّد و اهل بیتش – که درود و سلامت بر او و بر آنان باد- به پیشگاهت نیامدم. (۷) آمدم در حالی که به گناه و بدی‌ام نسبت به خود اقرار دارم؛ آمدم و به بخشش عظیمی که به وسیلۀ آن از خطاکاران گذشتی، امید دارم؛ سپس به درازا کشیدن سرگرمی و اشتغالشان بر گناه بزرگ، حضرتت را از این‌که با رحمت و آمرزشت به آنان رو کنی بازنداشت. (۸) ای که رحمتش گسترده و بخششش بزرگ است؛ ای بزرگ! ای بزرگ! ای عالی‌رتبۀ مهمان‌نواز! ای عالی‌رتبۀ مهمان‌نواز! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ به رحمتت به من بازگرد و به احسانت مرا مورد مهر و عاطفه قرار ده و به آمرزشت بر من گشایش ده. (۹) خدایا! این جایگاه اقامۀ نماز عید قربان و جمعه که ویژۀ اوصیا و برگزیدگانت و جایگاه امنای توست، در مرتبه بلندی است که آن را ویژۀ آنان قرار دادی؛ ولی غاصبان و غارت‌گران، این مقام را از آن‌ها به غارت بردند و تو تقدیر کنندۀ آنی. فرمانت مغلوب کسی نشود؛ و از‌ تدبیر حتمی‌ات هر گونه که بخواهی و هر زمان ‌که بخواهی، فراتر نتوان رفت؛ به سبب این‌که تو آگاه‌تر به اموری و نسبت به آفریدنت و اراده‌ات متهم نیستی؛ کار این غارت‌گری نسبت به جایگاه عظیم عید و جمعه تا آنجا رسید که برگزیدگانت و اوصیائت، مغلوب و شکست‌خورده و حقوقشان به غارت رفت. می‌دیدند که حکم و فرمانت تغییر یافته؛ کتابت دور انداخته شده؛ واجباتت از مسیر شرایعت به دست تحریف افتاده؛ و سنّت‌های پیامبرت متروک مانده است. (۱۰) خدایا! دشمنانشان را از اوّلین و آخرین و هر که به کردارشان راضی شد و طرفداران و پیروانشان را لعنت کن. (۱۱) خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ همانا تو ستوده و بزرگواری؛ درودی مانند درودهایت و سلام‌ها و شادباش‌هایت بر یاران پاک‌دلت، ابراهیم و آل ابراهیم؛ و در گشایش کار و آسایش و قدرت و نیرو و حمایت ایشان شتاب کن.
(۱۲) خدایا! مرا اهل توحید و ایمان به خود و تصدیق به رسولت و امامانی که طاعتشان را واجب فرموده‌ای، قرار ده؛ آن هم از جملۀ کسانی که توحید و ایمان، به وسیلۀ آن‌ها و به دست آنان جریان پیدا می‌کند؛ آمین، ای پروردگار جهانیان! (۱۳) خدایا! خشمت را جز بردباری‌ات بر نمی‌گرداند و برآشفتنت را جز بخششت رد نمی‌کند و از کیفرت جز رحمتت پناه نمی‌دهد و مرا از عذاب تو، جز زاری به درگاه تو و در برابر تو نجات نمی‌دهد؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را ای خدای من از سوی خود گشایش بخش؛ به قدرتی که مردگان را به آن زنده می‌کنی و سرزمین‌های مرده را به حرکت می‌آوری. (۱۴) وای خدای من! مرا از اندوه دوری از رحمتت، هلاک مکن تا آن‌که خواسته‌ام را اجابت فرمایی؛ و مرا از اجابت دعایم آگاه کنی؛ و مزۀ سلامت همه جانبه را تا پایان زندگی‌ام به من بچشان؛ و دشمن شادم مکن؛ و او را وبال گردنم مکن؛ و او را بر من مسلّط مکن. (۱۵) خدای من! اگر بلند مقامم کنی، کیست که پستم کند؟ و اگر پستم کنی، کیست که مرا بلند مقام کند؟ و اگر مرا گرامی داری، کیست که خوارم کند؟ و اگر خوارم کنی، کیست که گرامی‌ام دارد؟ و اگر عذابم کنی، کیست که به من رحم کند؟ و اگر مرا هلاک کنی، کیست که دربارۀ بنده‌ات به تو اعتراض کند یا از تو درباره‌اش بازخواست نماید؟ و من به این حقیقت پی برده‌ام که در حکم و فرمانت ستمی نیست و در کیفرت شتاب و عجله‌ای وجود ندارد و جز این نیست که کسی در کیفر شتاب می‌ورزد که بیم از دست رفتن فرصت را دارد و جز این نیست که کسی به ستم نیازمند است که ناتوان است و تو ای خدای من از این امور برتر و بسیار بالاتری. (۱۶) خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و مرا هدف بلا و نشانۀ انتقام و مجازات قرار مده و مهلتم ده و اندوهم را بزدای و از لغزش‌هایم بگذر و به بلایی دنبال بلا گرفتارم مکن؛ چرا که ناتوانی و کمی تدبیر و زاری‌ام را به درگاهت می‌بینی. (۱۷) خدایا! در این روز از خشمت به تو پناه می‌آورم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و پناهم ده. (۱۸) و در این روز از سخط تو، از خودت امان می‌خواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و امانم ده. (۱۹) و ایمنی از عذابت را درخواست دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و ایمنم ساز. (۲۰) و از تو هدایت می‌خواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و هدایتم کن. (۲۱) و از تو یاری می‌طلبم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و یاری‌ام ده. (۲۲) وو از تو درخواست رحمت می‌کنم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و به من رحم کن. (۲۳) و از تو بی‌نیازی می‌خواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و بی‌نیازم کن. (۲۴) و از تو درخواست روزی دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و روزی‌ام ده. (۲۵) و از تو کمک می‌خواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و کمکم کن. (۲۶) و نسبت به گناهان گذشته‌ام از تو درخواست آمرزش دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و مرا بیامرز. (۲۷) و از تو حفظ و نگهداری از شرور و آفات را می‌خواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و حفظم فرما؛ زیرا اگر اراده‌ات به پاکی من از گناه تعلّق گیرد، هرگز به آنچه آن را نمی‌پسندی، باز نگردم. (۲۸) ای پروردگارم! ای پروردگارم! ای بسیار مهربان! ای بسیار نعمت دهنده! ای صاحب عظمت و رافت و محبّت! بر محمّد و آلش درود فرست؛ همۀ آنچه را از تو خواستم و مطالبه کردم و به خاطر آن مشتاقانه به سویت روی آوردم، برایم مستجاب کن و برایم بخواه و مقدّر فرما و حکم کن و به اجرا گذار؛ و در آنچه برای من حکم می‌فرمایی، نیکی و خوبی مقرّر کن و برایم در آن برکت قرار ده و به واسطۀ آن بر من لطف کن و به آنچه به من عطا می‌کنی، خوشبختم کن؛ و از احسان و گشایشی که نزد توست بر من بیافزای؛ همانا تو گشایش‌دهنده وبزرگ‌منش و مهمان‌نوازی؛ و همۀ این مواهب را به خیر و خوشی و نعمت آخرت پیوسته ساز، ای مهربان‌ترین مهربانان! (آنگاه از حضرت حق هر چه را می‌خواهی بخواه و هزار بار بر محمّد و آلش درود فرست؛ که حضرت زین العابدین علیه‌السلام چنین می‌کرد.)
صلوات بر سرور بانوان حضرت فاطمه زهراء(ع) اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ. خدایا درود فرست، بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبه‌ی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی، بر فراز بانوان جهانیان. خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش. خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی، پس بر او و مادرش درود فرست، درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیده‌ی فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من، در این ساعت برترین درود و سلام را.
🌱امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای مخصوص عید قربان و روز جمعه به ما یاد میدن اینطوری دعا کنیم🌿: (ثواب قرائت این دعا تقدیم به شهید والامقام جواد محمدی، به امید شفاعت او در بارگه خدا) الهی به‌خاطر نیازم به حضرتت و بی‌نیازی‌ات از من به سویت آمدم در حالی که به گناه و بدی‌ام نسبت به خود اقرار دارم؛ آمدم و به بخشش عظیمی که به وسیلۀ آن از خطاکاران گذشتی، امید دارم خدایا! دشمنان پیامبر عظیم الشان اسلام و پیروان دشمنانشان را لعنت کن. خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ درودی همچون درودهایت بر ابراهیم و آل ابراهیم؛ مرا اهل توحید و ایمان به خود و تصدیق به رسولت و امامانی که طاعتشان را واجب فرموده‌ای، قرار ده و من به این حقیقت پی برده‌ام که در حکم و فرمانت ستمی نیست و در کیفرت شتاب و عجله‌ای وجود ندارد در آنچه برای من حکم می‌فرمایی، نیکی و خوبی مقرّر کن و برایم در آن برکت قرار ده و به واسطۀ آن بر من لطف کن آمین🤲
یا فرج الله
متن دعای چهل و نهم صحیفه سجادیه دعاى آن حضرت است در دفع نيرنگ دشمنان و برگرداندن اذيت و آزار آنان خدای من! راهنمایی‌ام کردی، ولی به کارهای پوچ و بیهوده پرداختم و پندم دادی، اما سنگدل شدم و نعمت زیبا عطایم کردی، به نافرمانی گراییدم. چون هدایت و نعمت و عطایت را به من شناساندی و من به توفیقت آن‌ها را شناختم و به زشتی گناهانی که در کنار این همه مواهب انجام دادم، آگاه شدم؛ از حضرتت درخواست آمرزش کردم و تو مرا آمرزیدی و عذرم را پذیرفتی؛ باز به گناه برگشتم و تو گناهم را پوشاندی و رسوایم نکردی. خدای من! تو را سپاس. خود را در وادی‌های هلاکت انداختم و در درّه‌های تباهی و نابودی وارد شدم؛ با ورود به آن درّه‌ها، خود را در معرض سخت‌گیری‌هایت قرار دادم؛ و با فرود آمدن به آن‌ها، خود را در معرض عذاب‌هایت گذاشتم. وسیله‌ام در پیشگاهت، توحید برای نجاتم؛ و دستگیره‌ام این است که چیزی را شریک تو قرار ندادم و همراه تو معبودی نگرفتم. با همۀ وجودم به سویت فرار کردم؛ گریزگاهِ بدکار؛ و پناهگاه آن‌که سود و بهرۀ خود را تباه کرده و اکنون پناهنده شده؛ به درگاه توست. چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنی‌اش را علیه من از نیام بیرون کشیده و دم تیغش را بر ضد من تیز کرده و سرِ نیزه‌اش را به قصد حمله بر من نازک ساخته و زهرهای کشنده‌اش را به آشامیدنی‌ام در آمیخته و تیرهای اصابت کننده‌اش را به سوی من نشانه رفته و دیدۀ نگهبانی و مراقبتش نسبت به من نخفته، تصمیم گرفته که مرا هدف شکنجه و آزار و ناراحتی قرار دهد و جرعۀ تلخ و مرارتش را به کام من ریزد. ولی ای خدای من! تو ناتوانی‌ام را از تحمّل بارهای گران و عجزم را از پیروزی در برابر کسی که آهنگ جنگ و مبارزۀ با من را دارد، دیدی؛ و تنهایی‌ام را در برابر عدّۀ زیادی که با من به عداوت و دشمنی برخاسته و در حال بی‌خبری من، در کمین گرفتار کردنم نشسته‌اند؛ مشاهده فرمودی. پیش از آن‌که از تو یاری بخواهم، بی‌مقدّمه به یاری‌ام برخاستی؛ و پشتم را به نیرویت محکم کردی؛ سپس سطوت و صولت و تندی و تیزی دشمن را شکستی و پس از آن‌که در میان عدّه‌ای انبوه و افرادی فراوان جا داشت، تنهایش گذاشتی؛ و مرا بر او قدرت و برتری دادی؛ و آنچه را به سوی من نشانه رفته بود، به خودش برگرداندی؛ و او را از عرصه‌گاه جنگِ بر ضد من بازگرداندی؛ در حالی که خشمش بهبودی نیافت و کینه‌اش آرام نشد و سرانگشتانش را به دندان گزید و رخ برتافت و به میدان جنگ پشت کرد؛ در حالی که سپاهیانش از آنچه وعده‌اش داده بودند، تخلّف کردند. و چه بسیار متجاوزی که با حیله‌هایش به حقوق من تجاوز کرد و دام‌های شکارش را برایم نهاد و مراقبت و نگهبانی‌اش را بر من گماشت و چون درنده‌ای که به انتظار به دست آوردن فرصت، برای شکار کردن صیدش کمین کند، در کمین من نشست؛ در حالی که خوش‌رویی چاپلوسانه را برایم آشکار می‌کند و با شدّت خشم مرا می‌پاید. ای خدای من! پربرکت و بلند مرتبه‌ای؛ هنگامی‌که فساد باطن و زشتی آنچه را در دل و اندیشه داشت، دیدی؛ او را با مغز در آن گودالی که برای شکار کنده بود، در انداختی؛ و در پرتگاه حفره‌اش در افکندی؛ تا پس از سرکشی‌اش، با خواری و خفت در بند دامی که فکر می‌کرد مرا در آن ببیند، گرفتار شد؛ و اگر رحمت تو نبود، آنچه بر سر او آمد، نزدیک بود به سر من آید. و چه بسیار حسودی که به خاطر من اندوه و غصّه گلوگیرش شد و شدّت خشمش نسبت به من در گلویش پیچید و با نیش زبان مرا آزار داد و به عیوب خودش به من طعنه زد و آبرویم را نشانۀ تیرهای حسدش قرار داد و صفات ناپسندی که در وجود خودش بود، به گردن من انداخت؛ و با حیله‌اش مرا دچار شدّت خشم کرد و با نیرنگش آهنگ من نمود. ای خدای من! با فریادخواهی از تو صدایت زدم، در حالی که به سرعت اجابت دعایم اطمینان داشتم و آگاه بودم که هر کس در سایۀ حمایتت پناه گیرد، مورد ستم قرار نگیرد؛ و هر کس به پناهگاه یاری تو روی آورد، گرفتار ترس و وحشت نمی‌شود؛ و تو مرا به قدرتت از سختی و شرّ او حفظ کردی. و چه بسیار ابرهای ناپسند و تیره و زشتی که از آسمان زندگی‌ام برطرف فرمودی و ابرهای نعمتی که بر من باریدی، جویبارهای رحمتی که در کشتزار حیاتم روان کردی و چه بسیار جامه‌های تندرستی و سلامتی که بر من پوشاندی و چشمه‌های حوادثی که به خاک انباشتی و پردۀ غم‌هایی که از دلم برطرف کردی. و چه بسیار گمان نیکی که به تو داشتم و تو آن‌ها را محقّق ساختی؛ و نداری و فقری که جبران فرمودی و افتادنی که دستم را گرفتی و از آن بلند کردی؛ و تهیدستی و مسکنتی که به غنا و ثروت تغییر دادی. همۀ این‌ها از روی نعمت‌دهی و احسان تو بود و من در عین غرق بودن در تمام آن مواهب و الطاف، نسبت به نافرمانی‌ات در تلاش و کوشش بودم؛ ولی بدکاری‌ام و زشتی کردارم، تو را از کامل کردن احسانت در حقّ من، باز نداشت؛ و این احسانت، مرا از ارتکاب علل خشم تو منع نکرد. تو از آنچه انجام می‌دهی، بازخواست نمی‌شوی.