•••(اسلام علیک یا اباعبدالله،به تو از دور سلام)•••
سلیمان اعمش از علمای کوفه و شاگردان و شیعیان امام صادق گفت: من در کوفه همسایه ایی داشتم که هر از چند گاهی برای صحبت به خانه اش می رفتم ، یک شب در میان صحبت ها از او پرسیدم نظرت راجب زیارت امام حسین چیه؟
از اونجایی که قائل به امامت و ولایت اهل بیت نبود، زیارت امام حسین علیه السلام را به اعوذ بالله به آتش جهنم نسبت می داد...
سلیمان تا این حرف را شنید با ناراحتی از خانه اش رفت و گفت فردا بر می گردم درحالی که یکی از فضیلت های حضرت سیدالشهدا را برایش نقل می کنم که شاید منقلب شود و اگر ایمان نیاورد اورا می کشم!!!
وقت سحر سلیمان بازگشت و بعد از صحبت با اهالی منزل متوجه شد که از اول شب به زیارت سیدالشهدا رفته!
سلیمان تعجب کنان خداحافظی کرد و رهسپار کربلا شد...
وقتی وارد حرم مطهر شد دید همسایه اش درحالی که سر به سجده دارد پیوسته گریه و طلب توبه می کند....
بعد از مدت طولانی که سر از سجده برداشت به او گفت امروز به زیارت سیدالشهدا آمده ایی درحالی که اعوذ بالله فرجام چنین زیارتی را آتش دوزخ می دانی؟!
جواب داد: دیشب بعد از رفتن تو خواب دیدم که مردی جليل القدر که نمی توانم وصف جمال و جلال و کمالش را بيان کنم، اطراف او را جمعيتی احاطه کرده بودند و در جلوي او سواری بود و آن سوار تاجي بر سر داشت و آن تاج داراي چهار رکن بود و بر هر رکن گوهری درخشان نصب شده بود که تا مسافت ها راه را روشن می نمود!
به يکی از خدمتگزاران آن حضرت گفتم: اين آقا کيست؟ گفت: حضرت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند. گفتم: آنکه در پيش روي اوست کيست؟! گفت: آقا اميرالمؤمنين (علي عليه السلام) وصي رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند. بعد نگاه کردم، ديدم ناقه اي از نور پيدا شد و بر آن ناقه هودجي از نور بود و ناقه در ميان زمين و آسمان پرواز ميکرد! پرسيدم اين ناقه از کيست؟! گفت: از خديجه ي کبري و حضرت فاطمه ي زهرا (سلام الله عليهما) است. پرسيدم: اين جوان کيست؟! گفت: حضرت امام حسن (عليه السلام) هستند و همه ي آنها براي زيارت مظلوم کربلا حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) مي روند.
در اين هنگام متوجه هودج شدم و ديدم نوشته هايي از طرف آن بر زمين پخش مي شود. پرسيدم: اينها چيست؟ گفت: در اينها نوشته شده «امان من النار لزوار الحسين عليهالسلام ليلة الجمعة» کساني که در شب جمعه به زيارت امام حسين (عليه السلام) ميآيند از آتش جهنم در امان هستند.
من خواستم يکي از آنها را بردارم اما او گفت: تو ميگفتي: زيارت امام حسين (عليه السلام) بدعت است، اين نوشته بدست تو نمي رسد! مگر آنکه با اعتقاد به فضيلت و شرافت آن حضرت، ايشان را زيارت کني.
با حالت جزع و گريه و ترس و وحشت، از خواب بيدار شدم و در همان ساعت به زيارت حضرت سيدالشهداء اباعبدالله الحسين (عليه السلام) مشرف شدم و توبه کردم. اي سليمان، به خدا قسم، من از قبر امام حسين (عليه السلام) جدا نمي شدم تا روح از بدنم جدا شود
منابع:
1-بحار الأنوار، ج 45، ص 401
2-حاج على بغدادى بر پايه نقل محدث قمى در مفاتيح الجنان در ملاقات با امام زمان به حضرت عرضه داشت حديث اعمش صحيح است؟
حضرت فرمود: آرى، درست و كامل است.
هدایت شده از حضرت سخن
کسانیکه همه چیز را به دست خدا میسپارند، دست خدا را در همه چیز خواهند دید.
🌱امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای ۴۹ صحیفه سجادیه به ما یاد میدن اینطوری دعا کنیم🌿:
(ثواب قرائت این دعا تقدیم به شهید والامقام داود یوسفی، به امید شفاعت او در بارگه خدا)
ای خدای من! پربرکت و بلند مرتبهای؛ هنگامیکه دشمن فساد باطن و زشتی آنچه را در دل و اندیشه داشت، دیدی؛ او را با مغز در آن گودالی که برای شکار کنده بود، در انداختی؛ و در پرتگاه حفرهاش در افکندی؛
تا پس از سرکشیاش، با خواری و خفت در بند دامی که فکر میکرد مرا در آن ببیند، گرفتار شد؛ و اگر رحمت تو نبود، آنچه بر سر او آمد، نزدیک بود به سر من آید.
خدایا! به مقام بلند و رفیع محمّدی و به ولایت روشن علوی به تو تقرّب میجویم؛ و به واسطۀ آن دو بزرگوار به درگاهت رو میکنم که مرا از شرّ فلان و فلان(آمریکا و اسرائیل صهیونیست)پناه دهی؛
همانا این پناه دهی در کنار تواناییات تو را به تنگنا نمیاندازد و در جنب قدرتت تو را دچار زحمت و رنج نمیکند؛ و تو بر هر کاری توانایی
آمین🤲
#اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
ترجمه دعای پنجاهم صحیفه سجادیه
دعاى آن حضرت است در خوف از خدا
خدایا! مرا درست اندام و موزون و متناسب آفریدی و در حالی که کوچک و ناتوان بودم، پرورشم دادی؛ و به اندازه کافی روزیام بخشیدی.
خدایا! در آنچه از قرآنت نازل فرمودی و بندگانت را به آن مژده دادی، یافتم که فرمودی: «ای بندگان من که به سبب گناه بر خود زیادهروی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید؛ مسلماً خدا همۀ گناهان را میآمرزد»؛ در گذشته از من گناهانی سر زد که به آنها آگاهی؛ و خطاها و معصیتهایی بر عهدۀ من است که به اندازه و مقدار و کیفیت و چگونگی آنها از من داناتری؛ پس وای به رسوایی من از آنچه پروندۀ من ثبت کرده، پروندهای که تو برای نگارش اعمال مقرّر فرمودهای.
و اگر نبود محلها و جایگاههایی که به عفو و بخششت که فراگیر هر چیز است امید ببندم، خود را از دست میدادم؛ و از نجاتم مأیوس میشدم. اگر کسی میتوانست از پروردگارش بگریزد؛ من به خاطر این همه گناهانم، برای این که دچار عذاب نشوم، به گریز از تو سزاوارتر بودم؛ تویی که نه در زمین و نه در آسمان، رازی از تو پوشیده نیست؛ و آن را در عرصهگاه قیامت حاضر میکنی و همین بس که تو کیفر دهنده و حسابگر باشی که در کیفر و حساب، به افراد و اشخاص و آلات و ابزار نیاز نداری.
خدایا! تو خواستار و جویندۀ منی اگر بگریزم؛ و تو دریابندۀ منی، اگر فرار کنم. اینک منم که در برابرت قرار دارم؛ فروتن، خوار، بینی به خاک مالیده. اگر عذابم کنی سزاوار آنم و عذاب من از ناحیۀ تو -ای پروردگار- عین عدالت است؛ و اگر از من بگذری، برنامۀ تازهای نیست؛ چرا که از دیرباز گذشتت مرا فرا گرفته و جامۀ تندرستی و سلامتت را بر من پوشاندهای.
خدایا! به حقّ نامهای مبارکت که در دانش تو محفوظ است و احدی از آن خبر ندارد و به جمال و زیباییات که پردههای نور آن را پوشانده، از توی می خواهم که بر این وجود بیتاب و این استخوانهای کهنۀ پوسیده، رحمت آری. وجود ناتوانی که توانایی گرمی آفتابت را ندارد، چگونه تاب، گرمی آتشت را دارد؟! و وجودی که قدرت شنیدن خروش رعدت را ندارد، چگونه توان شنیدن فریاد خشمت را دارد؟!
خدایا! به من رحم کن؛ زیرا که من فردی حقیر و قدر و منزلتم ناچیز است و عذاب کردن من چیزی نیست که به مقدار ذرّهای در پادشاهی و فرمانرواییات بیافزاید؛ و اگر عذابم بر پادشاهیات میافزود، صبر و شکیبایی بر آن را از تو درخواست میکردم و دوست داشتم که این فزونی برای تو باشد؛ امّا خدایا! سلطنتت بزرگتر و پادشاهیات بادوامتر از آن است که فرمانبردنِ فرمانبرندگان بر آن بیافزاید، یا معصیتِ گناهکاران از آن بکاهد؛
صلوات بر سرور بانوان حضرت فاطمه زهراء(ع)
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ.
خدایا درود فرست، بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبهی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی، بر فراز بانوان جهانیان. خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش. خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی، پس بر او و مادرش درود فرست، درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیدهی فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من، در این ساعت برترین درود و سلام را.
🌱امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای ۵۰ صحیفه سجادیه به ما یاد میدن اینطوری دعا کنیم🌿:
(ثواب قرائت این دعا تقدیم به شهیدان والامقام و گمنام، به امید شفاعت آنان در بارگه خدا)
اگر نبود محلها و جایگاههایی که به عفو و بخششت که فراگیر هر چیز است امید ببندم، خود را از دست میدادم؛ و از نجاتم مأیوس میشدم. اگر کسی میتوانست از پروردگارش بگریزد؛ من به خاطر این همه گناهانم، برای این که دچار عذاب نشوم، به گریز از تو سزاوارتر بودم؛ تویی که نه در زمین و نه در آسمان، رازی از تو پوشیده نیست؛ و آن را در عرصهگاه قیامت حاضر میکنی و همین بس که تو کیفر دهنده و حسابگر باشی که در کیفر و حساب، به افراد و اشخاص و آلات و ابزار نیاز نداری.
خدایا! تو خواستار و جویندۀ منی اگر بگریزم؛ و تو دریابندۀ منی، اگر فرار کنم. اینک منم که در برابرت قرار دارم؛ فروتن، خوار، بینی به خاک مالیده. اگر عذابم کنی سزاوار آنم و عذاب من از ناحیۀ تو -ای پروردگار- عین عدالت است؛ و اگر از من بگذری، برنامۀ تازهای نیست؛ چرا که از دیرباز گذشتت مرا فرا گرفته و جامۀ تندرستی و سلامتت را بر من پوشاندهای.
خدایا! به حقّ نامهای مبارکت که در دانش تو محفوظ است و احدی از آن خبر ندارد و به جمال و زیباییات که پردههای نور آن را پوشانده، از توی می خواهم که بر این وجود بیتاب رحمت آری. وجود ناتوانی که توانایی گرمی آفتابت را ندارد، چگونه تاب، گرمی آتشت را دارد؟!
و وجودی که قدرت شنیدن خروش رعدت را ندارد، چگونه توان شنیدن فریاد خشمت را دارد؟!
ترجمه دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه
دعاى آن حضرت است در تضرع و تذلل
خدایا! تو را سپاس میگزارم و تو شایستۀ سپاسی. سپاس در برابر احسان نیکویت به من و فراوانی نعمتهایت بر من و عطای بزرگت نزد من. سپاس بر رحمتت که به سبب آن مرا برتری بخشیدی و بر نعمتت که بر من سرشار و فراوان فرمودی؛ به اندازهای به من خوبی کردی که سپاس و شکرم از آن وامانده و ناتوان است.
و اگر احسانت نسبت به من نبود و نعمتهای سرشارت در سرزمین زندگی من نمیریخت، نمیتوانستم نصیب خود را از آن به دست آورم و وجودم را اصلاح کنم. این تو بودی که بیمقدّمه، احسانت را نسبت به من آغاز کردی و کفایت و بینیازی در تمام کارهایم را روزی من کردی و رنج و زحمت بلا را از من گرداندی و قضای دهشتزا را از من منع کردی.
خدای من! چه بسیار بلای جانکاه که از من گرداندی و چه بسیار نعمت فراوانی که دیدهام را به آن روشن ساختی و چه بسیار خوبیهای ارجمندی که از ناحیۀ تو نزد من است!
تویی که به وقت ناچاری و درماندگی، دعایم را اجابت کردی؛ و به وقت افتادن در مهلکۀ گناه، از لغزشم گذشتی؛ و حقوق مرا که دشمنان به زور و ستم از من ربوده بودند، بازستاندی.
خدای من! هنگامیکه در پیشگاهت به گدایی برخاستم، تو را بخیل نیافتم؛ و زمانی که آهنگ تو کردم، منقبض و گرفتهات ندیدم؛ بلکه تو را شنوندۀ دعایم و عطاکنندۀ خواستههایم یافتم؛ و نعمتهایت را در هر حالی از حالاتم و هر زمانی از زمانهایم، بر خود سرشار و کامل مشاهده کردم. تو نزد من ستودهای؛ و خوبیات نزد من، مورد سپاس و شکر است.
جان و زبان و عقل من تو را میستایند؛ ستایشی که بر عرصۀ کمال و حقیقت شکر برسد؛ ستایشی که در قلّۀ نهایت خشنودی تو از من باشد؛ پس مرا از خشمت نجات ده.
ای پناه من در زمانی که راههای گوناگون و بیربط مرا خسته میکند و به زحمت میاندازد. ای گذشتکننده از لغزشهایم؛ اگر عیبپوشی تو نبود، از رسواشدگان بودم؛ ای تواناییدهندۀ من به نصرت و یاری، اگر یاری تو نبود از شکستخوردگان بودم. ای که پادشاهان یوغ ذلّت و خواری را در پیشگاهش به گردن نهادهاند و از عذابها و عقابهایش ترسانند! ای شایستۀ تقوا! ای که نامهای نیکو برای اوست! از تو میخواهم که از من بگذری و مرا بیامرزی؛ بیگناه نیستم تا معذور باشم؛ نیرومند نیستم تا پیروزی به دست آورم؛ گریزگاهی ندارم تا بگریزم.
گذشت از لغزشهایم را از تو میخواهم؛ از گناهانی که مرا به ذلّت و خواری نشانده و سراپایم را گرفته و به عرصۀ هلاکت در آورده، بیزاری میجویم. پروردگارم! از تمام گناهانم در حال توبه و انابه به جانب تو گریختم؛ پس توبهام را بپذیر. پناهندهام! پناهم ده. امان میخواهم، واگذارم نکن. گدایم، محرومم مفرما. دست به دامانم، رهایم مکن. خواهندهام، نومیدم برمگردان.
ای پروردگارم! در حالی که مسکین، درمانده، هراسناک، بیمناک، ترسناک، تهیدست و مضطرّ به درگاه توام؛ تو را میخوانم.
ای خدای من! از ناتوانی وجودم، نمیتوانم نسبت به آنچه به دوستانت وعده دادی شتاب ورزم؛ و از آنچه دشمنانت را از آن بر حذر داشتی، دوری کنم؛ و از اندوه زیادم و وسوسۀ نفسم، به تو شکایت میکنم.
خدای من! به خاطر زشتی باطنم رسوایم مکن و به گناهم هلاکم مساز. تو را میخوانم و تو مرا اجابت میکنی؛ گر چه هنگامیکه تو مرا میخوانی، در اجابتت کندی میکنم. هر حاجتی که دارم، از تو میطلبم؛ و هر کجا و در هر موقعیتی که باشم، رازم را به تو میسپارم. غیر تو کسی را نمیخوانم و به احدی جز تو امید ندارم.
گوش به فرمان توام؛ گوش به فرمان توام؛ شکایت کسی را که به درگاهت شکایت کند میشنوی؛ و به آنکه به حضرتت اعتماد کند، رو میکنی؛ و هر که به دامان رحمتت در آویزد، از ناراحتی و رنج رهاییاش میدهی؛ و هر که به تو پناه آورد، غم و اندوهش را بر طرف میکنی.
خدای من! به خاطر کمی سپاسگزاریام، از خیر آخرت و دنیا محرومم مکن؛ و گناهانی که از من خبر داری، بیامرز.
اگر مرا عذاب کنی، من همان ستمکار، بر باددهنده، تباهکننده، گناهکار، کوتاهیکننده، سسترأی و ساده لوح و کودن نسبت به نصیب و بهرۀ خویشم؛ و اگر مرا بیامرزی، تو مهربانتری مهربانانی!
صلوات بر سرور بانوان حضرت فاطمه زهراء(ع)
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ.
خدایا درود فرست، بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبهی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی، بر فراز بانوان جهانیان. خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش. خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی، پس بر او و مادرش درود فرست، درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیدهی فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من، در این ساعت برترین درود و سلام را.
امام حسن مجتبی علیه السلام در عالم مکاشفه به آیت الله فقیه ایمانی فرمودند :
به مردم بگویید توبه نموده و برای فرج امام زمان دعا کنند. دعا کردن برای فرج مانند نماز میت واجب کفایی نیست که اگر عده ای انجام دهند از دوش عده ای دیگر ساقط شود بلکه مانند نمازهای پنج گانه است.
📚 مکیال المکارم ج ۱ ص ۴۳۸