📚 «کتابرسان اندیشه» برگزار میکند:
مجموعه نشستهای مجازی «کتاباندیشی»
در این نشستها قرار است تجربهای متفاوت را با شما به اشتراک بگذاریم؛
تجربهای با عنوان «پرسش از کتاب».
میخواهیم شیوهای از اندیشیدن را تمرین کنیم که مبنای آن «کتاب»ها هستند؛
جایی که پرسشهایمان را در برابر کتابها قرار میدهیم و بهجای چرخ زدن میان ریلزهای اینستاگرام، در اعماق آثار مکتوب به دنبال پاسخ میگردیم.
در «کتابرسان اندیشه»،
از دریچه کتابها به نقد و بررسی وقایع روز میپردازیم و بهترین آثار تحلیلی مرتبط را معرفی میکنیم.
🔎 نخستین رویداد:
در اولین نشست، به سراغ وقایع دیماه اخیر میرویم و از زوایای مختلف، ریشههای بروز این حوادث را با معرفی کتابها و حضور صاحبنظران به بحث و بررسی میگذاریم.
🎟 ثبتنام رایگان:
https://ketabresan.net/webinar/fetneh1404
#کتابرسان_اندیشه
🆔 @KETABRESAN
@ebteda_ir
🔺
در سه دههٔ گذشته، همهجور اعتراضی در دانشگاهها دیدهایم. خیلی از این اعتراضها، بسیار تند و تیز و خشن هم بودهاند. و چندان حیرتزده نمیشدیم از این اعتراضها، حتی اگر به خشونت و درگیری و زد و خورد میانجامید.
این روزها اما شاهد طرز جدید و شوکآوری از اعتراض در میان گروهی از دانشجویان هستیم.
شوکآور، نه بهخاطر ماهیت سیاسی این اعتراضها، که بهخاطر دریدگی و ابتذالِ عادیشدهای که بر منش و کنش گروهی از دانشجویان حاکم شده؛ دریدگیِ تصنعی و بازیگرانه، که گویی به صورت دستوری، با هدفِ بهجوش آوردنِ خونِ مخالفین بکار گرفته میشود. منشأ این پروتکلهای متعفن، معلوم است.
پروتکلهایی که برای ریختنِ تابوهای بیشتر با هدفِ حیثیتزدایی از وطنپرستی، تنظیم و ابلاغ شدهاند.
@ebteda_ir
🔺
بله. میتوان هر سطحی از خشونت و درگیری اجتماعی را تحلیل جامعهشناختی کرد و برایش زمینههای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی برشمرد. با همین شیوه میشود آنچه اینروزها در برخی دانشگاهها گذشت را طبیعی انگاشت و عادی فرض کرد. اما همان نگاه جامعهشناختی، این حجم از فحاشی و رکیکگویی و شعارهای زیرنافی را نه یک واکنش طبیعی برای اعتراض به یک وضعیت سیاسی، که درست مانند یک سلاح کاربردی و موثر و متلاشیکننده میشناسد، برای فرسوده و فسردهسازی طرف مقابل و از میدان به در کردنش.
در جامعهای که رکیکگویی و فحاشی علنی و عمومی و بیمحابا، در ردیف آسیبهای اجتماعی و امری غیرطبیعی تلقی میشود و فرهنگ نیز آن را پس میزند، استفادهٔ فلهای، تعمدی و دستوری از فحشهای رکیک، دیگر یک واکنش روانشناختیِ طبیعی و تصادفی نیست. فحاشی و تابوشکنی، خیلی وقتها همانند یک پتک برای فروپاشاندن طرف استفاده میشود و مراکز فرمان، با آگاهی، هر بار دز فحاشی را بالا میبرند.
مردم در ساعات اولیهٔ انتشار خبر حملهٔ دشمن، به مراکزی مانند پمپ بنزینها و نانواییها و... مراجعه میکنند.
این واکنش، طبیعیست. اما خوشبختانه، مردم با رواداری و تحمل و حوصلهٔ محسوسی این ساعات را سپری میکنند.
انتظار میرود بزودی این ترددها و ازدحامها تعدیل شود.
محتمل است که دشمن همچنان روی تحرک عناصر وابستهٔ داخلی خود حساب باز کرده باشد.
عامهٔ مردم، میتوانند این فاز از شرارت دشمن را خنثی کنند.
حفظ آرامش و پرهیز از ازدحام در نقاط مختلف شهر، زمینهٔ تحرک احتمالی را از بین میبرد.
شهادت دانشآموزان معصوم در مدرسه، تصویری روشن از حقیقتِ این جنگ است؛ و گواه حقانیت ایران در معرکهای که شرورترین موجوداتِ عالم به راه انداختهاند.
چه چیزی مستندتر از این برای سخن گفتن...
بیراه نیست که کاسهلیسان اسرائیل، مدتیست مدرسه و بیمارستان و مسجد را سوژه کردهاند.
چرخاندنِ خبرها، موجب اشغال فضای ذهن افراد میشود.
کسانی که احساس مسئولیت میکنند و تصورشان این است که هر خبری را بلافاصله باید به دیگری/دیگران برسانند، نه تنها کمکی به مردم نمیکنند، که آنها را بیشتر فرسوده میکنند.
خبرها به شکل طبیعی به گوش همه خواهد رسید و لزومی به تسریع و تعجیل نیست.
پارههای تنِ فرشتههای #میناب، که زیر آوار مانده، تکههای قلب ایرانیان است...
آنچه روشن است، تداوم شرارت دشمن با هدف زمینهسازی جهت ایجاد درگیری داخلی و ورود عناصر وابسته به فاز جنگ شهری صورت میگیرد.
تلاش میکند مقدمات این فاز را فراهم کند.
برای اینکه محاسباتش به هم بریزد، باید از زنجیرهٔ امنیتی محلات استفاده کرد. محلات نباید از حضور فعال مردم خالی باشد.
مراسم سوگواری نیز باید ظهور بیرونی و خیابانی داشته باشد.
🔺
طرح دشمن برای راه انداختن جنگ شهری و وارد کردن عناصر وابستهاش به میدان، بسیار واضح شده است.
حملات پیدرپی به کلانتریها و نهادهای امنیتی (مظهر تامین امنیت شهر) در تهران و برخی شهرهای دیگر، این هدف را هرچه بیشتر آشکار کرد.
تجمعات مردمی در شب گذشته، بسیار موثر واقع شده و لازم است ادامه داشته باشد.
🔺
برادران و خواهرانمان در تهران، روزها و شبهای پرالتهابی میگذرانند. دشمن شدیدترین و وحشیانهترین و بیملاحظهترین حملات را به تهران انجام میدهد. نقشهاش معلوم است...
برایشان دعا کنیم. و به هر نحوی که میتوانیم دلگرمیشان بدهیم.
صدا و تصویر ایستادگی ما در شهرهای دیگر، حتماً به پایتخت هم میرسد و اهالی آنجا را تسلی میدهد.
🔺
باز هم باید به یکدیگر یادآوری کنیم که ما به عنوان نیروی اجتماعی، ماموریتِ خاص و اختصاصی خودمان را داریم. همچنان که نیروهای جانبرکف نظامی و امنیتی، دارند به رسالت و ماموریت خاص خود عمل میکنند؛ بدون لحظهای توقف و تعلل.
از مصادیقِ غفلت ما از مأموریت اختصاصیمان، میتوان به تلاش برای شکستن فیلتر و مرور صفحات و وقتگذرانی با اخبار رسانههای ضدملی اشاره کرد.
شاید یکی از انگیزههای ما برای چنین تلاش و تقلایی، دستیابی به #تحلیل یا فهم بهتر اوضاع باشد. اتفاقاً اگر چنین انگیزهای داریم، باید در اسرع وقت از چنین تلاش و تقلا و وقتگذرانی بیهودهای دست برداریم. چرا که صحنه کاملاً شفاف است و مسئله کاملاً روشن:
دشمن در پی تسخیر کشور است، با هر روشی. و ما مأمور به مقابله با او هستیم. هرکس به قدر وسع خود.
وقتهای طولانی که صرف بالا و پایین کردن صفحات و مرور اخبار دلهرهآور میکنیم باید با مردم و هموطنانمان بگذرانیم.
بسیاری از همسایهها و دوستان و آشنایانمان، به حرف زدن و دلگرمی ما نیاز دارند.
حضور در میدانهای شهر و محافل و تجمعات مردمی (در هر جا) و حتی اشارات کوتاهِ ولو غیرفنی به واقعیات و ضرورت همدلی، کار کمی نیست.
نیروی اجتماعی، اگر در چنین مسیری نباشد، رسالتش تمام نشده. و بلکه جفا کرده به خون شهدا و شهیدِ بزرگمان.