آنچه روشن است، تداوم شرارت دشمن با هدف زمینهسازی جهت ایجاد درگیری داخلی و ورود عناصر وابسته به فاز جنگ شهری صورت میگیرد.
تلاش میکند مقدمات این فاز را فراهم کند.
برای اینکه محاسباتش به هم بریزد، باید از زنجیرهٔ امنیتی محلات استفاده کرد. محلات نباید از حضور فعال مردم خالی باشد.
مراسم سوگواری نیز باید ظهور بیرونی و خیابانی داشته باشد.
🔺
طرح دشمن برای راه انداختن جنگ شهری و وارد کردن عناصر وابستهاش به میدان، بسیار واضح شده است.
حملات پیدرپی به کلانتریها و نهادهای امنیتی (مظهر تامین امنیت شهر) در تهران و برخی شهرهای دیگر، این هدف را هرچه بیشتر آشکار کرد.
تجمعات مردمی در شب گذشته، بسیار موثر واقع شده و لازم است ادامه داشته باشد.
🔺
برادران و خواهرانمان در تهران، روزها و شبهای پرالتهابی میگذرانند. دشمن شدیدترین و وحشیانهترین و بیملاحظهترین حملات را به تهران انجام میدهد. نقشهاش معلوم است...
برایشان دعا کنیم. و به هر نحوی که میتوانیم دلگرمیشان بدهیم.
صدا و تصویر ایستادگی ما در شهرهای دیگر، حتماً به پایتخت هم میرسد و اهالی آنجا را تسلی میدهد.
🔺
باز هم باید به یکدیگر یادآوری کنیم که ما به عنوان نیروی اجتماعی، ماموریتِ خاص و اختصاصی خودمان را داریم. همچنان که نیروهای جانبرکف نظامی و امنیتی، دارند به رسالت و ماموریت خاص خود عمل میکنند؛ بدون لحظهای توقف و تعلل.
از مصادیقِ غفلت ما از مأموریت اختصاصیمان، میتوان به تلاش برای شکستن فیلتر و مرور صفحات و وقتگذرانی با اخبار رسانههای ضدملی اشاره کرد.
شاید یکی از انگیزههای ما برای چنین تلاش و تقلایی، دستیابی به #تحلیل یا فهم بهتر اوضاع باشد. اتفاقاً اگر چنین انگیزهای داریم، باید در اسرع وقت از چنین تلاش و تقلا و وقتگذرانی بیهودهای دست برداریم. چرا که صحنه کاملاً شفاف است و مسئله کاملاً روشن:
دشمن در پی تسخیر کشور است، با هر روشی. و ما مأمور به مقابله با او هستیم. هرکس به قدر وسع خود.
وقتهای طولانی که صرف بالا و پایین کردن صفحات و مرور اخبار دلهرهآور میکنیم باید با مردم و هموطنانمان بگذرانیم.
بسیاری از همسایهها و دوستان و آشنایانمان، به حرف زدن و دلگرمی ما نیاز دارند.
حضور در میدانهای شهر و محافل و تجمعات مردمی (در هر جا) و حتی اشارات کوتاهِ ولو غیرفنی به واقعیات و ضرورت همدلی، کار کمی نیست.
نیروی اجتماعی، اگر در چنین مسیری نباشد، رسالتش تمام نشده. و بلکه جفا کرده به خون شهدا و شهیدِ بزرگمان.
🔺
یکی از غیرقابل پیشبینیترین پدیدههای جنگ برای دشمن، تجمعات متعدد و پرجمعیت مردم در شهرها بوده است. تجمعاتی با جانمایهٔ سلحشوری و مقاومت و پیامهای بهشدت امیدآفرین و روحیهبخش، هم برای خود مردم و هم برای نیروهای نظامی و مدیران کشور.
بدیهیست که همین یک پدیده، هزینههای جنگ را برای دشمن، بسیار بالاتر برده و از مولفههای اصلی در تغییر نگاه او به ایران و امنیتِ ایران است.
این تجمعات، فراتر از وجه حماسی و انرژیبخش خود، در «سازماندهی نیروهای اجتماعی» موثر است. جمعیت کثیرِ دغدغهمند در کنار و گوشهٔ شهرها، در جستجوی نقش خود در جنگ بزرگ هستند. باید محملی برای آنها ساخت.
تجمعات مردمی، میتواند قرارگاه این نیروها باشد.
از اینجا به بعد، در کنار مانور حماسیِ پرجمعیت، باید ابتکارات و خلاقیتهای دیگری نیز به خرج داد. باید برای این افراد (اعم از مرد و زن)، مسئولیتهای مشخص اجتماعی نیز پیشنهاد کرد. در این قرارگاه، به آنها بگوییم که متناسب با استعداد و ظرفیت و موقعیت اجتماعی خود چه کارهایی میتوانند انجام دهند.
امور سادهای مانند
ـ پیگیری احوال همسایهها و آشنایان
ـ کمک به تامین نیازهای ناتوانان و افراد بیسرپرست
ـ گفتگو با کسانی که دچار تنشهای روحی شدهاند
ـ پیامرسانیهای امیدآفرین به آشنایان در شهرهای مختلف کشور
ـ قدردانی از فعالان صنفی و مشاغل مهم در محلات (فروشگاهها، نانواییها، کارگران شهرداری، رانندگان و...)
ـ ایجاد گشتهای محلهای
ـ فعال نگه داشتن مساجد برای مراجعات مردم و...
ـ تبادل ایدهها و پیشنهادهای کارساز و ثمربخش، که هر کدام به تناسب موقعیت و تجربه، انبوهی از آنها را داریم.
باید بتوانیم برای نیروهای اجتماعی، با فرض طولانی شدن جنگ، مأموریت تعریف کنیم.
@ebteda_ir
🔺
در آستانهٔ هفتمین روز جنگ، لایهها و ابعاد جنگ و اهداف و طراحیهای دشمن، برای مردم روشنتر شده است.
حضور ممتد و پیوستهٔ مردم در خیابان و توسعهٔ این حضور به اغلب معابر و محلات، حکایت از آشکار شدن طرح اصلی دشمن (تسخیر شهرها و زمینهسازی برای تجزیه) برای مردم دارد.
خطری که مردم ادراک میکنند، در پیوند با تجربهٔ تاریخیشان، آنها را وادار به واکنش تند و عدولناپذیر کرده است. این فراز از تحولات جنگ، احتمالاً برای دشمن، چندان ملحوظ نبود. چرا که فعلاً برای خنثیسازی این کنشِ تهاجمیِ مردمی، اقدام خاصی صورت نداده است. اگرچه شاید بتوان هدف قرار دادنِ مراکز درمانی و ورزشی و مساکن مردم توسط دشمن را در این مسیر تفسیر کرد. اما اگر تدبیرشان این باشد، کارساز نبوده.
با توجه به اهمیت پایداری و تعمیق این خط، لازم است ابعاد دقیقتر و مستندتری از طرح دشمن و شیوههای اقدامش، برای مردم ترسیم و تبیین شود.
پرهیز از کلیگویی و انتشار اخبار دقیق، در تحکیم ارادهٔ عمومی برای خنثیسازی طرح دشمن موثر خواهد بود.
@ebteda_ir
🔺
این روزها و شبها، داریم یک دورهٔ فشردهٔ جامعهشناسیِ ایران (ایرانشناسی) میگذرانیم.
بخشها و لایههای ناپیدا و ناهویدای جامعهٔ ایرانی، دارد خودنمایی میکند. بخشهایی که تحتالشعاع سیاستزدگی و قبیلهگرایی قرار گرفته و همواره مکتوم مانده بود و امروز که همهٔ ایران با یک تهدید بزرگ روبرو شده، خود را نمایان کرده است.
آنگونه که از اوضاع رسانهها و راویان و نخبگان برمیآید، بازهم ظهور و بروزِ بزرگ و شگرفِ روح جمعیِ ایرانیان، در حاشیه قرار گرفته.
در حالیکه، آگاهان و حتی ناظران غیرایرانی، همین پدیده را مانع تحقق طرح آمریکایی-صهیونی میدانند.
🔺
افزایش شدت و تعداد حملات اسرائیل به مناطق مسکونی و درونشهری، مشخصاً برای ایجاد فضای رعب و تشدید تبعات روانی جنگ است. این فضا و این طرز جنگ، اجمالاً نشان میدهد که دشمن، تاکنون کامیاب نیست؛ لااقل کامیابیاش به میزانی که برایش هزینه کرده نیست.
مقاومت اجتماعی ایرانیان نشکسته و بلکه به دلایلی عمیقتر و پایدارتر هم شده. این مقاومت، بلافاصله در محاسبات دشمن، بازتاب مییابد.
اگرچه مطمئن هستند این مقاومت، به شکلهای پیدا و پنهان، به این زودی فرو نمیپاشد، اما میکوشند تا جاییکه میتوانند به این مقاومت، بتازند و رخنههایی در آن ایجاد کنند.
خیابان همچنان الهام میبخشد و نیرو میسازد.
🔺مرحلهٔ جدید جنگ و لزوم غنیسازیِ خیابان
در مرحلهٔ سرنوشتساز و مهمی از جنگ هستیم. اخبار جنگ، به صورت گسترده و لحظهبهلحظه، سرازیر است؛ جورواجور و متنوع و متناقض. قرار گرفتن در معرض این حجم از خبر، میتواند موضوع اصلی و واقعیت تعیینکننده را به حاشیه ببرد و نیروی اجتماعی را از تداوم مسئولیتش بازدارد.
تا امروز، سلسلهٔ پرتعداد و سرنوشتسازِ تجمعات خیابانی، معجزه کرده. بهنظر میرسد این روزها باید گامهای دیگری هم برداشت و انرژی برآمده از تجمعات و همبستگی اجتماعی را غنیسازی کرد.
احتمالاً از این مرحله به بعد، موعد نتیجهگیری از این نبرد تاریخی باشد. نتیجهای که میخواهیم حاصل کنیم، چه باید باشد که ارزشش را داشته باشد؟
بهنظر میرسد، پاسخ به این پرسش، چندانکه باید ـ و نیروهای نظامی متوقع هستند ـ در مرکز دغدغههای نیروهای اجتماعی نیست؛ یا لااقل، ادبیاتِ مسلط بر فضای اجتماعی، این را نشان نمیدهد.
این مرحله را باید به مرحلهٔ طلاییِ اثربخشی نیروی اجتماعی تبدیل کنیم؛ علاوهبر مأموریتهای ثابت و مداومی که دنبال میکنیم، باید با اطلاع دقیق از واقعیت میدان (وضعیت خود و وضعیت دشمن) مردم را برای همراهی تا مقصود مطلوب متقاعد کنیم. مقصود مطلوب چیست؟
اتفاقاً ابتدا باید همین را برای مردم تبیین کنیم. از دفع شر موقتی و آتشبس شکننده و وسوسهساز تا احساس پیروزی و تا تثبیت یک برتری بلندمدت و بازدارنده و تغییر معادلات مبنایی دشمن نسبت به کشور و منطقه، در فضای ذهنی جامعه میچرخد.
نیروی اجتماعی کدام را دنبال میکند و برای کدام مقصود تلاش میکند؟
این را نخست باید برای خودمان و سپس برای عموم مردم روشن کنیم.
ورودِ سریع و عالمانهٔ نیروی اجتماعی به این سطح از مأموریت، آثار ایجابی و سلبی فراوانی دارد. نباید تاخیر کرد.
غرق شدن در جریان سهمگین خبرهای انبوه و گیحکننده، بدون بهرهبرداری هدفمند و روشمند از آنها در جهت شناخت واقعیت میدان، هیچ خیری ندارد.
همدیگر را در رسیدن به شناخت واقعیت، برای تعریف نقطهٔ مطلوب در نبرد تاریخیمان کمک کنیم.
🔺
رسانهٔ آمریکایی (نیویورک تایمز)، میزان حمایت از حملههای آمریکا را در روز نخست جنگ، بازتاب داده است. پایینترین همنوایی اجتماعی در حملهٔ آمریکا به ایران گزارش شده است. این تازه، برآورد روز اول است که هنوز پیامدهای جنگ، به داخل جامعهٔ آمریکا نرسیده بود؛ از کشتهها تا وضعیت بازار و نفت و بنزین و...
این یعنی، سویهٔ اجتماعی جنگ، مناسبات جنگ را در سمتِ دشمن هم تحت تأثیر قرار میدهد.
لفاظیهای وزیر جنگ آمریکا و ترامپ، بیش و پیش از آنکه مصرف خارجی داشته باشد، مصرف داخلی دارد. آنها تلاش میکنند نگذارند میزان حمایت اجتماعی از جنگ را در داخل آمریکا، کمتر و کمتر شود. بنابراین، نیاز به انواع روایتهای برانگیزاننده دارند؛ از یادآوریِ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸ تا کشته شدن سربازان امریکایی در عراق و حتی مقدسسازی جنگ علیه ایران (تداعی جنگهای صلیبی)!
از تکرار و تشدید فعالیت رسانهای و کلامی مقامات آمریکایی میتوان دریافت که احتمالاً وضعیت اجتماعی (میزان حمایت از جنگ) را در داخل آمریکا وخیمتر میبینند.
ضربات تخریبی ایران به نیروها و لجستیک دشمن، قطعاً او را به بازنگری در تداوم جنگ متقاعد میکند. اما این به تنهایی برای پشیمان کردنِ لاتهای آمریکایی کافی نیست. هنر و طراحی نیروهای نظامی ما این است که اجتماع آمریکایی را علیه دارودستهٔ ترامپ میشوراند. و این اتفاق، عامل اصلی تعیینکننده در مناسبات آتی خواهد بود.
در این سو، تابآوری و آگاهی نیروهای اجتماعی ایرانی، طرح نیروهای نظامیِ غیرتمندمان را تکمیل خواهد کرد.
🔺
از جنبوجوشهای عصبی دشمن چنین برمیآید که سرسختی ایران، کار خودش را کرده و آنها دارند خود را به آب و آتش میزنند تا شاید چیزی به نام «پیروزی» بسازند و آن را دست بگیرند و از معرکه بگریزند.
چند بار تلاش کردهاند چنین چیزی بسازند و رسانهای کنند و مخاطب آمریکایی را متقاعد نمایند که «پیروز شدیم». هر بار اما خیلی زود، به دیوار سخت واقعیت میخورند و سراغ خلقِ پیروزی دیگری میروند.
اگر احیاناً شاهد شدت حملات دشمن باشیم در ساعات آینده، قطعاً باید به ناامیدیاش از پیروزی واقعی تفسیر کنیم.
حملاتی که در روزهای گذشته در برخی مراکز شهری و صنعتی صورت گرفته، فاقد ارزش عملیاتی بوده و صرفاً برای تداوم شرایط جنگی و تشدید ناامنی ذهنی و روانی در ساکنان شهرها انجام میشود.
فعالیت مضاعفِ شبکههای رسانهای دشمن (بویژه اینترنشنال) در معرفی پیشاپیشِ محلهای حملهٔ دشمن نیز در همین مسیر معنا مییابد.
کسانی که اعتبار اجتماعی و قدرت مفاهمه با مردم دارند، در این ساعات سرنوشتساز، مردم را تنها نگذارند.
گفتگوی ساده هم کارساز است.
🔺خبر مهم؛ مهمترین خبر
دو هفتهٔ تمام است که خیابانهای شهر، روز و شب، میدان ظهورِ فهم تاریخی مردم است. پیوسته و تعطیلناپذیر. سرشار از نیروی ایمان و اخلاص. دور از هر تصنع و تظاهر و تعارف.
مردمِ خیابان، باور دارند که در حال یک مبارزهٔ سرنوشتساز هستند. خود را در حاشیهٔ این جنگِ وجودی نمیدانند یا صرفاً پشتیبانِ پشت جبهه. باورشان این است که درست در خط مقدم هستند و نه حتی یک قدم عقبتر.
از روز نخست نبرد، فهمیدهاند که در کنار نیروهای استشهادی در یگانهای رزم، تعیبنکنندهٔ نتیجهٔ نهایی این جنگِ نابرابر هستند. پس، پا پس نمیکشند. حتی اگر شبوروز، بر آنها بمب و گلوله ببارد.
و این، مهمترین خبرِ شهر ما و شهرهای ماست. مهمتر از هر خبر دیگری. و مهمتر از سروصداهای گاهوبیگاهِ جنگندههای دشمن در کناروگوشهٔ شهر.
آیا اهل روایت و رسانه هم این خبر را مهمترین خبر میدانند؟
@ebteda_ir