وقتی مىگوييم زندگى زيباست؛ يعنى اين زندگى با تمامى جنگها و جدالها و محبتها، با تمامى اشكها و لبخندها، با تمامى اميدها و يأسها، با تمامى شكستها و پيروزىها، با تمامى ظلمها و مبارزهها، با تمامى اين تضادها و تناقضهايش از تعادل و جهتى برخوردار است؛ تعادلى كه با همين تدافعها شكل مىگيرد.
اين اشتباه است كه رنجها را
يكجا نشانه بگيريم و آدرس بدهيم!
كسى كه نظام جهان و تركيب انسان را نمىشناسد از بهار مغرور مىشود و از پاييز به درد مىنشيند، در حالى كه براى عارف، اين همه، نشان يك حركت است و اين حركت متعادل است و تعادلش را از همين تعارضهايش مىگيرد.
عشق خوب دیدن است؛ خوب چشیدن؛ خوب بوییدن؛ خوب زمزمه کردن؛ و خوب لمس کردن. عشق، مجموعهای از تجربههای زنده دائمی طاهرانه است؛ و این همه نه فقط تعریف عشق است، که تعریف زندگی هم هست، و از اینجاست که هنر هم چیزی جز همین ها نیست!
هنر، عشق و زندگی، یک چیز است به سه صورت، یا حتی به یک صورت:
دوام دلخواه بیزمان...
#نادر_ابراهیمی
ابتهال؛🇮🇷
اگه میخواین به خودتونُ روحتونُ آیندهتون یه لطف بزرگ کنید، وقت بذارید درباره طرحوارههای ناسازگار م
اگرچه خودآگاهی، ویژگی اصلی ما انسانهاست، ولی بسیاری از ما آنچنان در دنیای درونی خود غرق هستیم که متوجه نمیشویم بهطور پیوسته در ذهن ما دستورات یا صحبتهایی شکل میگیرد. ما معتقدیم این صحبتها مربوط به خودِ حقیقی ما هستند، اما در واقع، این گفتوگوها فقط «فکر» هستند و ما تمام روز مشغول به عملکردن طبق این افکار هستیم!
شاید با خواندن پاراگراف قبلی، به این فکر کنید که شما به این افکار عمل نمیکنید؛ اما واقعیت این است که ما این کار را انجام میدهیم. از صبح که چشمان خود را باز میکنیم، طبق این افکار عمل میکنیم تا شب که چشمان خود را میبندیم. شما آنقدر بهطور پیوسته و برای مدت طولانی این کار را انجام دادهاید که برایتان تبدیل به عادت شده است و نسبت به آن آگاهی ندارید.