خلوتی خواهم و در بسته و یک محرم راز
که گشایم سر راز و گلهای چند قدیم
_وحشی بافقی
رادیو ابتهاج؛
در شهر خرابان کسی پیر نشد
از خوردن مشروب کسی سیر نشد
گفتیم جوانیم به پیری رسیدیم توبه کنیم
آنقدر جوان مرد که کسی پیر نشد
_شهریار
رادیو ابتهاج؛
ز عشقت بند بندِ این دل دیوانه میلرزد
خرابم میکنی اما
خرابی با تو میارزد..
رادیو ابتهاج؛
گفت سعدی
"سنگ لعل شود در مقام صبر"
اما . .
چه خوش گفت ابتهاج
خون می رود از دیده در این کنج صبوری ؛
رادیو ابتهاج؛
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
_سعدی
رادیو ابتهاج؛