_به چه نگاه میکنی ای صندلی چوبی؟
به این آسمان یا پرنده های رها شده در آسمان که هرچه فریاد می زنند، صدایشان به گوش نمیرسد میبینی چگونه دست و پا می زنند برای زندگانی!
دگر نمک مپاش بر این زخم، چو دگر پر شده این طاق صبوری؛ اما ما هنوز هم پرسه می زنیم در این آسمان خونین؛