عاشقان چون زندگی زايندهاند،
عاشقان در عاشقان پایندهاند،
عشق از جانی به جانی میرود
داستان از جاودانی میرود...
_ابتهاج
دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ...
آری، این پنجره بگشای که صبح
میدرخشد پسِ این پردهی تار!
_ابتهاج