خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است !
رادیو ابتهاج؛
من زخـم تو را به هیچ مرحـم ندهم
یک مـوی تورو به هر دو عالـم ندهم
_مولانا
رادیو ابتهاج؛
ابتهاج واژه «تاسيان» توضیح مـیده و مـيگه ڪه : 'تـاسیان' حـالتے است ڪه در اولـین
غــروبِ پـس از رفـتنِ یڪ عـزیز ڪه مدتے مهمان
خانهما بوده، دستمےدهد!هـمچنین، اولین غروبے ࢪا که کسے از دنیا ࢪفته و جاے او خـالے است . . تاسیان مےنامیم.
«مـن خود تـاسیانم..! منے ڪه از مـن ࢪفته هـرگز بࢪنمےگرده و هرࢪوز انگار روز اول رفتنشه🖤:')»
رادیو ابتهاج؛