1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ رهبر شهید انقلاب سلامی:
🔹در دوران جمهوری اسلامی، مسئولان کشور تنها وظیفهی خودشان را خدمت به مردم میدانند. مسئولان ما خدمتگزاران مردم و به تعبیر واضح و روشن، نوکران مردمند.
🔹️دوم شهریور، آغاز هفته دولت و یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر و شهید خدمت آیت الله رئیسی را گرامی میداریم.
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
💢مردم ایستادند؛ حالا نوبت کار مضاعف مسئولان است
بیش از 150 شب حضور مستمر مردم در خیابانها را نباید در حد یک اجتماع سیاسی یا واکنش مقطعی تحلیل کرد. آنچه در شهرهای مختلف شکل گرفته، نمایش زنده قدرت مردمی جمهوری اسلامی است؛ مردمی که با وجود فشار جنگ، مشکلات معیشتی و دشواریهای زندگی، میدان را خالی نکردند و اجازه ندادند دشمن، تصویر ایران را از پشت قاب رسانههای خود بسازد.
دشمن تصور میکرد میتواند فشار نظامی، عملیات روانی، مشکلات اقتصادی و فعالیت جریانهای ضدانقلاب داخلی را در یک نقطه به هم برساند و میان مردم و نظام شکاف ایجاد کند. استمرار حضور مردم، این محاسبه را برهم زد. پروژه «القای شکاف» زمانی شکست میخورد که زن و مرد، پیر و جوان و اقوام و مذاهب مختلف، خودشان در میدان بایستند و نشان دهند اختلافنظرهای داخلی، به معنای واگذاری ایران به دشمن نیست.
این حضور، لبیک عملی به فرمان رهبر انقلاب، آیتالله امام سیدمجتبی خامنهای بود که در پیام چهلم شهادت رهبر شهید انقلاب تأکید کردند حضور مردم در میدان، همانند چهل روز گذشته استمرار داشته باشد. مردم این فرمان را شنیدند و با ماندن در صحنه، خیابان را به بخشی از معادله بازدارندگی ایران تبدیل کردند.
مهمترین سرمایه جمهوری اسلامی همین مردماند. نه نفت، نه منابع زیرزمینی و نه تجهیزات نظامی، هیچکدام بدون اعتماد، اراده و همراهی مردم نمیتوانند کشور را در برابر توطئههای پیچیده دشمن حفظ کنند. رهبر شهید انقلاب نیز تصریح کرده بودند که «مایه و سرمایه اصلی ما مردمند» و اعتماد و امید آنان، بزرگترین پشتوانه دولتهاست.
اما این حماسه، مسئولیت حاکمیت را سبکتر که نمیکند؛ سنگینتر میکند. مردمی که در شرایط سخت پای کشور ایستادهاند، حق دارند نتیجه این ایستادگی را در زندگی خود ببینند هر چند توقع و ایستادگی آنها پای این نظام و انقلاب از سر مسائل دنیوی نبوده است.
دولت، مجلس، دستگاههای اجرایی و مدیریتهای محلی باید با کار بیشتر، تصمیمهای دقیقتر و کنارگذاشتن تعللهای اداری، بخشی از بار سنگین زندگی را از دوش مردم بردارند.
امروز مسئله اصلی کشور، اقتصاد است؛ رهبر شهید انقلاب بیش از یک دهه نامگذاری شعارهای سال را با موضوعات اقتصادی قرار دادند و همواره بر لزوم فعالیت هر چه بیشتر مسئولان جهت بهبهود وضعیت اقتصاد و معیشت مردم تاکید داشتند. مهار تورم، حفظ قدرت خرید، تأمین مسکن، ایجاد شغل، مبارزه با رانت و جلوگیری از انتقال هزینه ناکارآمدیها به سفره خانوار بخشی از تاکیدات ایشان بوده است.
نمیتوان در برابر این لطف بیکران مردم، بیثباتی قیمتها و اوضاع نابسامان اقتصاد داخلی را صرفا گردن دشمن خارجی،تحریم و جنگ بیندازیم. نمیتوانیم از اجرای نسخه های اقتصادی نهادهای استعماری همچون صندوق بین الملل پول چشم بپوشانیم، نمیتوانیم شعار مرگ بر آمریکا را سر دهیم و در عمل خواسته یا ناخواسته مجری سیاست های اقتصادی همان جنایتکاران باشیم. حفظ سرمایه اجتماعی، فقط با سخنرانی ممکن نیست؛ مردم باید صداقت، عدالت و کارآمدی را در عملکرد مسئولان لمس کنند. در این صورت است که وحدت واقعی حول امام جامعه شکل میگرد. تجلی وحدت در همراهی عملی مردم و کارگزاران در راستای تحقق منویات امام جامعه نمود پیدا میکند.
رهبر شهید انقلاب گفته بودند: «به قلهها نزدیک شدهایم؛ نباید خسته شویم.» نزدیکشدن به قله، مجوز توقف نیست. مردم برخاستند و میدان را حفظ کردند؛ اکنون مسئولان باید با کار جهادی، گرههای اقتصادی را باز کنند و نشان دهند که این وفاداری بزرگ، بیپاسخ نمیماند.
✍️ دکتر محمد شربتی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
اینایی که میبینید قاچاق نیست! #گرانسازی_بنزین #جبهه_مردمی_روایت_حقیقت @econo_fact
آقای دولت
اگر قیمت #بنزین را افزایش دادید فراموش نکنید:
بودجه نیروی انتظامی را زیاد کنید تا بتواند گشت بزند والا دزدی و جرایم افزایش مییابد.
بودجه محیط زیست، منابع طبیعی، کشاورزی و... را زیاد کنید تا برای مقابله با زمین خواری، حفاظت از گونههای زیستی و...مشکل نداشته باشند والا...
بودجه فرمانداریها و استانداریها را اضافه کنید تا مجبور نباشند برای شرکت در جلسات یا بازدیدهای میدانی، دست جلوی دستگاههای اجرایی و یا خدای ناکرده اصناف و بنگاههای تولیدی دراز کنند.
بالأخره حواستان به اثر افزایش قیمت سوخت بر #بودجه باشد.
✍️ دکتر رضا غلامی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
آمار نشان میدهد که با حذف کارت جایگاه و افزودن آن به سهمیههای یارانهای (۱۵۰۰ تومانی)، نیمه یارانهای (۳۰۰۰ تومانی) و نرخ آزاد (۵۰۰۰ تومانی) در کرمان طی یکماه (مرداد سال جاری نسبت به مرداد سال قبل) حدود ۲۸ میلیون لیتر صرفهجویی شد.
به عبارتی تنها با یک اقدام (حذف کارت جایگاه و بدون افزایش قیمت)، مصرف قاچاق و غیرضرور به شدت کاهش یافته است.
چنانچه مدیریت مصرف از سر چاه نفت تا باک خودرو انجام شود، شاهد کاهش چشمگیر مصرف (بدون تغییر قیمت) خواهیم بود.
✍️ دکتر حسین صمصامی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
🔴بنزین و قصه زندگی صد ساله ما قسمت 1️⃣ هزاره ها بود که مردم در برخی نقاط جهان با چشمه هایی از یک ر
بنزین و قصه زندگی صد ساله ما
قسمت 2️⃣
در قسمت اول خوانیم که ایران در آغاز قرن چهاردهم وارد عصر نفت صنعتی شد و عصر نفتِ سیاه و بدبو که از چشمههای طبیعی بیرون می آمد به پایان رسید. نفت به یک صنعت تبدیل شده بود؛ صنعتی که استخراج، پالایش، حملونقل، ماشینآلات، نیروی کار، مهندسی، بانک، تجارت و بازار جهانی خودش را داشت و کل اینها را هم در جهان از اساس تغییر میداد!
نفت با آمدنش، فقط اقتصاد ایران را تغییر نداد؛ درست است که نفت ابزار استعمار ایران شد، اما بالاخره برای حفظ امنیت آن باید کمی در مواهب آن شریک می شد. برای فهم این اتفاق، به نظرم باید از #آبادان شروع کنیم!
آبادان جدید در دهه 1290 بر مدار اولین پالایشگاه خاورمیانه تاسیس شد. پالایشگاه آبادان کعبه این شهر است! آبادان بهتدریج حول پالایشگاه تاسیس شد. شرکت نفت فقط نفت استخراج نمیکرد. برای اینکه نفت استخراج شود، باید نیروی انسانی در آبادان زندگی میکرد. و برای اینکه نیروی انسانی در آبادان بماند، باید زندگی او قابل تحمل، منظم و حتی جذاب باشد. کارگر باید خانه داشته باشد. فرزندش باید مدرسه داشته باشد، چون حالا همه دنبال آینده فرزندانشان هستند. بیمارستان باید باشد. تفریح باید باشد. ورزش و تفریح مدرن باید باشد. حملونقل باید باشد. فروشگاه باید باشد. و در نهایت، باید احساس کند که این زندگی درست است که کارگری است اما زندگی بدی نیست و من حاضرم سی سال عمرم را در آن هزینه کنم!
اینجاست که آبادان به چیزی فراتر از یک شهر نفتی تبدیل میشود. آبادان به رؤیای زندگی کارگری در عصر نفت تبدیل میشود که یک شکل تازه از زندگی را به مردم نشان داد:
شغلی صنعتی، دستمزد منظم، خانه سازمانی، مدرسه، بیمارستان، باشگاه، سینما، ورزش، حملونقل، خیابان، آب و فاضلاب، برق، تلفن، فروشگاه و البته بنزین و اتومبیل. پس آبادانی ها لاف نمی زدند که در خیلی چیزها، حتی از تهرانی ها هم زودتر تجربه رفاه و مدرن شدن را داشته اند! به ویکی پدیای آبادان یک سری بزنید تا متوجه شوید!
یعنی اگر تا پیش از آن، زندگی مردم بیشتر حول زمین، روستا، بازار، مسجد، خانواده و پیشه میچرخید، در آبادان یک ترکیب تازه جلوی چشم ایرانیها قرار گرفت:
کار صنعتی + دستمزد + مصرف + رفاه + شهر.
پس آبادان یکی از نخستین جاهایی بود که مجموعهای فشرده از مظاهر زندگی مدرن کارگری برای زنجیره ارزش صنعت جهانی را در ایران عرضه کرد! البته ما ایرانی ها #خام_فروشی را نوشته بودند!
این شهر برای استخراج و صادرات نفت ساخته شده بود؛ یعنی مادهای که عمده ارزش اقتصادی آن در زنجیرهای قرار داشت که بخش اصلی آن خارج از ایران بود.
پس اولین قرارداد نانوشته اقتصادی ما ایرانی ها با زنجیره اقتصاد جهانی نوشته شد: «شما نفت را استخراج کنید و در اختیار زنجیره جهانی قرار دهید؛ در مقابل، دستمزد بگیرید، شهر داشته باشید، مصرف کنید و از زندگی مدرن بهره ببرید.»
مسئله این نیست که این زندگی لزوماً بد بود. اتفاقاً مسئله دقیقاً برعکس است. این زندگی جذاب بود.
و همین جذابیت اهمیت تاریخی برای ما پیدا کرد. کارگر میتوانست ببیند که نفتی که از زمین بیرون میآید، برای او خانه، مدرسه، باشگاه، بیمارستان، خیابان و دستمزد آورده است.
اما واقعیت این بود که سود اصلی این زنجیره ارزش، تازه از آنجایی که ما محصولمان را صادر می کردیم شروع می شد! صاحب زنجیره ارزش نفت هم همان کسانی هستند که بعد از ما ریشه فروش ها و خام فروشها نشسته اند! به لحاظ زندگی هم ما به مصرف محصولات آنها وابستگی شدید پیدا کردیم. وقتی یک بشکه نفت را 20 دلار می فروختیم، یک محصول کوچک از همان نفت را 50 دلار می خریدیم! و البته به لحاظ سیاسی هم هر کسی خام بفروشد و زندگی بخرد، زندگی اش دم چوگان حوادث سیاسی خواهد بود!
ما در زنجیره ارزش مهمترین صنعت جهان دو نقش داشتیم: فروشنده ماده خام و مصرفکننده محصول نهایی. این موهبتی بود که ما از نفت می بردیم و عهد ما با نفت در همین حد بود!
پس عهد اول ما با مدرنیته این بود که خام بفروشیم و ماشین بخریم و نهایتا بنزین آن را که فقط یک درجه پالایش شده است و ارزش چندانی روی نفت بدست نیاورده است را مصرف کنیم!
این عهدی است که 20 سال بعد، نفت با مردم کشورهای عربی منطقه نیز بست و طوق بندگی خود را بر گردن آنها هم افکند.
عصر پهلوی با چنین عهدی به پایان رسید! اما نه به خوشی! چون این عهد برای یک ملت 400 هزار نفری مثل قطر و یک میلون و و دو میلیون و سه میلیون شهروندی مثل کویت و امارات و بحرین شدنی است اما برای جمعیت 36 میلیونی ایران در دهه 50 اصلا کافی نبود! پس باید این نظام زیر و رو می شد! ما با نفت در عصر انقلاب اسلامی عهد دیگری بستیم! عهدی که البته ناقص ماند و امروز روز جنگ و دعوای ما با این نفتی است که دارد مدام بر سرعهدش دبه در می آورد!
✍🏻 حجت الاسلام حسین مهدیزاده
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
🛑 جلسات به ظاهر کارشناسی با هدف بحران نمایی
حسب تجربه، قبل از هر عملیات گران سازی جمعی از به ظاهر کارشناسان و اساتید حول مسئول جمع میشوند تا از تخصص خود برای حل مسائل کشور( بخوانید بحران سازی بیشتر) استفاده کنند. این جلسات دو مدل دارد:
نخست برای مسئولانی چون احمدی نژاد و شهید رئیسی، آن است که آنها را اقناع میکنند که در این برحه حساس به منظور عبور از پیچ تاریخی باید با رویکرد جهادی از آبروی خود بگذرند و در کوتاه مدت درد جراحی اقتصادی (بخوانید شوک درمانی) را تحمل کنند تا در بلند مدت زمینه شکوفایی کشور فراهم شود. آنها این شوک درمانی را منطبق بر منویات رهبر انقلاب و چارچوب اسناد بالادستی چون اقتصاد مقاومتی معرفی میکنند و شوک درمانی را به عنوان فعل زیرساختی که در بلند مدت نتایج مثبت آن نمایان میشود معرفی میکنند.
دوم برای مسئولانی چون روحانی و پزشکیان و هاشمی است. آنها را با ادبیاتی چون ضرورت توسعه، حل ریشه ای مشکل اقتصاد، حل مسئله با توجه به تجارب جهانی و ترسیم بهشت اقتصادی و تجارت و لزوم تعامل با دنیا، با این پروژه همراه میکنند. جریان توسعه گرا غربی بواسطه جذابیت رویا فروشی که توسط این لشگر کارشناس انجام شده شده است، با این پروژه همراهی میکنند.
وجه مشترک هر دو این مدل ها، بحران نمایی است. باید بحران ساختگی برای کارگزار به عینیت برسد تا با این دست اصلاحات اقتصادی همراهی کنند.
لذا پیش از آنکه به دنبال نگاه قبیله ای و سیاست زده به افراد در مسئله اقتصاد باشید، کارشناسان آنها را ببینید.
پی نوشت تصویر: جلسه با کارشناسان قبل از هدفمندی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
🛑 جلسات به ظاهر کارشناسی با هدف بحران نمایی حسب تجربه، قبل از هر عملیات گران سازی جمعی از به ظاهر ک
❌اعتراف تلخ روحانی پس از عمل به منویات کارشناسان در جلسات به ظاهر کارشناسی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
🛑 جلسات به ظاهر کارشناسی با هدف بحران نمایی حسب تجربه، قبل از هر عملیات گران سازی جمعی از به ظاهر ک
دکتر احمدینژاد قبل از اجرای هدفمندی، جلسهای با اقتصاددانان تشکیل داد. برخی اقتصاددانان به او گفتند "چه شجاعتی داری میخواهی این کار رو بکنی،.. هاشمی با اون دبدبه و کبکبه جرأت نداشت و.."
این ادبیات قبل از هر گرانسازی توسط چاپلوسان و ذینفعان استفاده میشود.
الان هم به حرفهایی که گفته میشه، دقت کنید.
✍🏻 دکتر رضا غلامی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
🛑 جلسات به ظاهر کارشناسی با هدف بحران نمایی حسب تجربه، قبل از هر عملیات گران سازی جمعی از به ظاهر ک
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴دروغگویی با ژست علمی!
#مکتب_گرانکن
🎥 استاد! دانشگاه تهران: یک لیوان آب ۱۵ هزار تومان است یک لیتر بنزین ۳ هزار تومان! باید جسارت تصمیمهای سخت را داشته باشیم باید بنزین را گران کنیم!!!
+ این نوع سخن گفتن و ژست علمی! و با اعتماد به نفس عیناً نمونهای از مباحثات این به اصطلاح کارشناسان در جلسات تصمیمگیری اقتصادی کشور است و دقیقا حال و عکسالعمل آن مجری بیخبر هم حال اغلب مسئولینی است که روبهروی چنین کارشناسانی مینشینند.
کارشناسان اقتصادی پشتپردهای که همیشه اطلاعات و تحلیلهای غلط به خورد مسئولین ما میدهند و برای آنها تصمیمسازی میکنند!
یک لیوان آب کمتر از یک لیتر و قیمتی کمتر از ۸ تک تومان دارد! اگر منظورشان هم آب معدنی است که آن قیمت هم مربوط به بستهبندی آب معدنی است و قیمت آب آن عدد نیست، علت گرانی بستهبندیِ آب معدنی هم دلاری فروشی مواد اولیه آن است که باز همین جماعت پشتپرده و اصطلاحاً کارشناس آن را هم با توجیهات غلط، وابسته به قیمت دلار کردهاند و مدام با همین ژستهای دروغین توصیه به گرانسازیاش میکنند!
✍ دکتر حسین زمانی میقان
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact
روایت حقیقت اقتصاد ایران
🛑 جلسات به ظاهر کارشناسی با هدف بحران نمایی حسب تجربه، قبل از هر عملیات گران سازی جمعی از به ظاهر ک
موریس داب میگوید «علم اقتصاد به هنجارها و اهداف توجه ندارد. علم اقتصاد تنها به ساخت الگوهایی به جهت انطباق مناسب ابزار کمیاب با اهداف معین توجه دارد». ایزابلا وبر نیز به درستی این نکته را به تعریف فوق اضافه میکند که «علم اقتصاد ارزش چندانی برای حل مشکلات عملیاتی در حوزه سیاست اقتصادی ندارد».
ساحت سیاست از ساحت کارشناسی جداست. نه سیاستمدار باید جای کارشناس نشسته و بحث تخصصی کند، نه کارشناس باید بر کرسی سیاستگذاری تکیه زند و به ترسیم اهداف و تبیین هنجارها بپردازد.
فهم این مهم، گام اول اصلاحات در نظام مدیریتی کشور است.
✍ دکتر سید یاسر جبرائیلی
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
@econo_fact