تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته.
پرسیدم : افطار كردید؟
گفتند بچهها برايم در قرارگاه افطار آماده كردند اما نرفتمو در خط ماندمو با رزمندهها سفره انداختيم و نانپنير مختصری خورديم.
گفتم : چرا قرارگاه نرفتید؟
گفتند : ميترسم در غيبتم مظلومی با زبان روزه ، اسـير و يا شـهید شود | زینبسلیمانی
ـــــــــــــــــــــــــــ 🌿 ـــــــــــــــــــــــــ
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگفت : شب جمعه تمام انبیاء و اولیاء و شهداء در یک ساعت خاصی میرند زیارت ارباب ؛ حاجقاسم اون ساعت رو لو داده. زرنگ باشیم :)
ـــــــــــــــــــــ•|♥️🌱|•ـــــــــــــــــــــ
ادجاء | قنـّٰاسه
دل که به تنگ میآید، حس عجیبی ست، دلتنگی کردن برای شما عجیب تر. هیچگاه ندیدمتان اما فرسنگها دور از دیار خودم وقتی به زیارتتان میآیم حس آن را دارم که آشنایی نزدیک تر از خویشتَن را در غربت ملاقات کردهام. دلتنگیتان از چه جنسی ست عمو قاسم؟:)
ـــــــــــــــــــــ•|♥️🌱|•ـــــــــــــــــــــ
ادجاء | قنـّٰاسه
دلتنگِ شما؛ مَن :)
ـــــــــــــــــــــ•|♥️🌱|•ـــــــــــــــــــــ
ادجاء | قنـّٰاسه
بگوییم از مقاومت، از محورِ مقاومت، از محوریتِ مقاومت؛ آن مردی که خمِ ابرویِ کجش به ذوالفقار میماند. مردی که شاگردِ مکتبِ امامخمینی است و عالمی شاگردِ مرامِ او، مرامی که مُریدِ ولیفقیه بودن را میآموزد، اویی که مُریدِ نوهی حیدرِ کرّار سیدعلیِحسینیِخامنهای بود :)