نمیدونم قراره آخرش خوب تموم شه یا نه ، ولی من میخوام تو آخرین نبردی باشی که توش برنده شدم.
«احساس میکرد قدرت تحمل خیلی چیزها را دارد امّا سرنوشت مدام چنان او را غافلگیر میکرد که کمکم داشت دربارهٔ این قدرت به تردید میافتاد.»
فئودور داستایفسکی
سرما رو جدی نگرفتم الان گلوم میسوزه. خدا سوزش گلو با زبون روزه رو برای هیچکس نخواد.
«شاید انسان ترجیح میدهد درکش کنند، تا اینکه دوستش داشته باشند.»
۱۹۸۴ / جورج اورول
ادجاء 🇮🇷
روز سوم (مهدیار): اسب،گربه،اردک
روز چهارم (زری):
مهربون ، شنونده ی خیلی خوبیه ، دلقک عالیه و کنارش حالم خیلی خوبه 🛐و از همه مهم تر کنارش تخلیه انرژی میشم ،بی حوصله ، نقاشیش عالیه ، فروشنده خیلی خوبیه ، پایه ، ابرو برات نمیگذاره😔