آرام باش ماهِمن!✨
درست میشود، نه هیچ شبی
و نه هیچ زمستانی، دائمی نیست..
شبتون ماه 🌙
اولین نفسهای زمستان کمی تا حدی بیش از معمول تند است!
شما نیامدی و ما خود را به آغوش زمستان سپردیم ...
وقتی میان شوقترین اشکهایم جوانه زدی،
تصوری از درد دلتنگی در خاطرم نگنجید.
آنقدر قشنگ به شبهای تارم میتابیدی
که بر غروبت هیچ خیالم نبود.
دائما دلم میخواست رنجهایت را ببوسم تا نارنج شوی!
دلم میخواست غزلِ ورد زبانت باشم،
دلم میخواست امانت باشم...
# صرفا شرحیـآتے ز حـآل :)
♡1_4974706738868519473.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
دوست دارم مثل موسیقے بی کلام
حرف نزنم ولے تأثیرگذار باشم :)
مصطفی مستور تو کتابِ «معسومیت» (بله. با همین املا.) دربارهی یه لباس صحبت میکنه که از نظرش معصومه. یه پیرهن مردونه با طرحهای ریز تنِ یه دختر که آستینش از زیر آستین مانتوش بیرون زده.