eitaa logo
_ اِیوا _
90 دنبال‌کننده
218 عکس
17 ویدیو
0 فایل
‹ ﷽ › از همه| فاصله| گرفته بودو| به سمتِ| "خودش| می دوید...| ایوا : با تلفط های مختلف معانی مختلف میده ، پناه دادن ، زندگی ، حیات . جسـٰارتاکپـےممنـوع🌱 حرفی ، سخنی بود با ج‍ان و دل میشنوم..✨ https://harfeto.timefriend.net/17035265756146
مشاهده در ایتا
دانلود
الأشياء التي نُخفيها ، تُغيرنا آن چیزهایی که مخفی میکنیم، تغییرمان می دهند.
الشاي مثل العناق لكنه في كوب چای مثلِ آغوشی‌ست در فنجان..
دیگر چیزی نمانده که پاییز، نه؛ که به یغما بروم..
اولین نفس‌های زمستان کمی تا حدی بیش از معمول تند است! شما نیامدی و ما خود را به آغوش زمستان سپردیم ... وقتی میان شوق‌ترین اشک‌هایم جوانه زدی، تصوری از درد دلتنگی در خاطرم نگنجید. آنقدر قشنگ به شب‌های تارم میتابیدی که بر غروبت هیچ خیالم نبود. دائما دلم میخواست رنج‌هایت را ببوسم تا نارنج شوی! دلم میخواست غزلِ ورد زبانت باشم، دلم میخواست امانت باشم... # صرفا شرحیـآتے ز حـآل :)
:)
♡1_4974706738868519473.mp3
زمان: حجم: 3.3M
دوست دارم ‏مثل موسیقے بی کلام حرف نزنم ولے تأثیرگذار باشم :)
به جاهای خوب! قلبِ من ایمان داره که، تهش قشنگه🤍
از برف و بارونایی که از صبح دارین میگین، فقط سرماش به ما رسیده 🙃
مصطفی مستور تو کتابِ «معسومیت» (بله. با همین املا.) درباره‌ی یه لباس صحبت می‌کنه که از نظرش معصومه. یه پیرهن مردونه با طرح‌های ریز تنِ یه دختر که آستینش از زیر آستین مانتوش بیرون زده.
_ اِیوا _
مصطفی مستور تو کتابِ «معسومیت» (بله. با همین املا.) درباره‌ی یه لباس صحبت می‌کنه که از نظرش معصومه.
شاید اگه خودم بخوام درباره اش بگم یه شومیز سفیدِ مَلیح که دور آستیناش کِش داره و یقه اش پاپیون بسته میشه با یه دامن بلند سبزِخاص، این سِت برام خیلی عزیزن چون برا یه مراسم و یه ملاقات خاص با کلی وسواس خریده بودمشون ، درسته هیچ وقت اون ملاقات و دیدار اتفاق نیفتاد و همه چی عوض شد و من اون لباسا رو حتی یه بارم نپوشیدمشون چون همه جا برو نیستن ، با همه بگرد نیستن ، معمولا جاهایی که خیلی عزیزن میرن و جاهایی که زیبایی شون به چشم بیاد :) ولی با این حال بازم برام خاصن