eitaa logo
_ اِیوا _
90 دنبال‌کننده
218 عکس
17 ویدیو
0 فایل
‹ ﷽ › از همه| فاصله| گرفته بودو| به سمتِ| "خودش| می دوید...| ایوا : با تلفط های مختلف معانی مختلف میده ، پناه دادن ، زندگی ، حیات . جسـٰارتاکپـےممنـوع🌱 حرفی ، سخنی بود با ج‍ان و دل میشنوم..✨ https://harfeto.timefriend.net/17035265756146
مشاهده در ایتا
دانلود
_ اِیوا _
مصطفی مستور تو کتابِ «معسومیت» (بله. با همین املا.) درباره‌ی یه لباس صحبت می‌کنه که از نظرش معصومه.
شاید اگه خودم بخوام درباره اش بگم یه شومیز سفیدِ مَلیح که دور آستیناش کِش داره و یقه اش پاپیون بسته میشه با یه دامن بلند سبزِخاص، این سِت برام خیلی عزیزن چون برا یه مراسم و یه ملاقات خاص با کلی وسواس خریده بودمشون ، درسته هیچ وقت اون ملاقات و دیدار اتفاق نیفتاد و همه چی عوض شد و من اون لباسا رو حتی یه بارم نپوشیدمشون چون همه جا برو نیستن ، با همه بگرد نیستن ، معمولا جاهایی که خیلی عزیزن میرن و جاهایی که زیبایی شون به چشم بیاد :) ولی با این حال بازم برام خاصن
الهی عمر غماتون کوتاه باشه :)
زوزه‌ی باد است تنها چیزی که جز غم در خانه میپیچد! هر نفسی که بلای جان است گریبان گیرم شده. روزها با هر سلاحی به جنگ غم میروی و شب ها در آغوشش میگیری! گریبان گیرم شده سایه‌ی خاطرات تلخ... شبانگاهان رشته‌ی افکار من است که سر به سر سرو می‌نهد!
- کيف بَنَيت نفسك‌ ؟ + جرحاً علی جرح!
اینکه خیلی یه هویی بهت زنگ بزنن که زود بیا به عنوان خادم ، قراره شهید بیارن ...
میشه این روزا اگه جایی دلتون شکست و چشماتون بارونی شد ، منم فراموش نکنید. شدیداا دعا لازمم🙃
ما أنبل قطعة السكر حين أعطت الشاي ما لديها ثم اختفت! "چه شَریف است، حَبه قند آنگاه که دارایی اَش را به چای داد و ناپدید شد!"
توسط نور بلعیده شدن لذتی بود که خانه‌های قدیمی به آدم میداد! شکافته شدن شبِ تار به صبح‌بخیرهای شیرین تو منتهی میشد. و من هر بار شکاف‌های تاریک بینمان را از بوسه پر میکردم. آفرینش نور شیرین ترین لبخندی بود که خدا میتوانست بزند... نور میتواند برای آمدن انسان‌های خوب توصیف مناسبی باشد! برای آمدن تو ای زیباترین خواهش.. .
این روزا برکت از شادیامون رفته و این ماجرا رو زشت کرده، گاهی روزا در تباهی ترین شکل ممکن سپری میشن و نمیدونم از بی حوصلگیام به کجا پناه ببرم، هیچکسی نیست که زورش به بی‌حوصلگیام برسه و بیشتر توی این باتلاق سیاهی دست و پا میزنم، هر بار امید دارم یکی بیاد نجاتم بده اما آدما روی شونه‌هام پا میزارن تا بیشتر غرق بشم، اشک میریزم و فایده‌ای نداره؛ ذهنم پی چاره بدجور آشفته شده و در پریشون‌ترین حالت ممکنم؛ افسوس که کسی چاره‌ساز دردام نشد! # صرفا شرحیـآتے ز حـآل :)
و سنَحیا بعد کُرباتنا ربیعا، کاننا لم نذق بالأمس مُرا.. و پس از اندوه‌هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد، انگار هرگز مزه‌ی تلخی را نچشیده ایم...