eitaa logo
_ اِیوا _
90 دنبال‌کننده
218 عکس
17 ویدیو
0 فایل
‹ ﷽ › از همه| فاصله| گرفته بودو| به سمتِ| "خودش| می دوید...| ایوا : با تلفط های مختلف معانی مختلف میده ، پناه دادن ، زندگی ، حیات . جسـٰارتاکپـےممنـوع🌱 حرفی ، سخنی بود با ج‍ان و دل میشنوم..✨ https://harfeto.timefriend.net/17035265756146
مشاهده در ایتا
دانلود
╿ پُرازگلایــــه‌ام‌امّابه‌جَبرخنــــدان‌ام ╽
این روزا که داره میگذره ترس‌های جدیدی در وجودم شکل گرفته که شاید همشون از زیادی سخت گرفتن ناشی میشن… نمیدونم با وجود خدا چرا باید ترسید؟
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ. ﺧﻮﺩم ﻫﻮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭم. ﺣﺮﻑ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺷﻨﻮم ﻭ ﺑﺮ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻢ.
خدایا هوامون رو داری دیگه قربونت بشم؟
آن الأوان يطوينا النسيان وننشفى. «وقتش رسیده که "فراموشی" مثلِ یک کتاب ما را ورق بزند و از دلتنگی شفا پیدا کنیم...»
ما در هیچ حال، قلب‌هایمان خالی از غم نخواهد شد چرا که غم، ودیعه‌یی‌ست طبیعی که ما را پاک نگه می‌دارد. انسان‌های بی‌اندوه به معنای متعالی کلمه، هرگز انسان نبوده‌اند و نخواهند بود. از این صافی انسان ساز نترس! -نادر ابراهیمی-
_ اِیوا _
ما در هیچ حال، قلب‌هایمان خالی از غم نخواهد شد چرا که غم، ودیعه‌یی‌ست طبیعی که ما را پاک نگه می‌دارد
دارم به این فکر می‌کنم که شاید برای رهایی از این حال، به جای تلاش برای از بین بردن غم‌هام، باید بغلشون کنم
خواستم که از مادر بنویسم... قلم در دستم لرزید گویی چنان چه تن لرزید! خواستم ز کسی بنویسم که تن از اوست... بسم رب مادر! مادری که از میم مهربانی تا ی یاری دهندگی اش همه سراسر از عشق است... امروز میخواهیم از کسی سخن بگوییم که تنها نامش چهار حرف دارد اما به جای او بودن جای حرف ها دارد... امروز میخواهیم ز کسی بگوییم که اشک هایش چکید تا لبخند بزنیم مادری که تنش لرزید تا جانمان نلرزد مادری که غم را خرید تا شادی را هدیه دهد مادری که گاه در هنگام دعاهایش عرش لرزید و گاه ز تبسمش آسمانی خندید در وصف مادر گفتن نتوان! چرا که هر چه کلمات در کنار هم قرار می‌گیرند انگار شرمنده و خجل می‌شوند ز دستانی که سال هاست غذای عشق به خورد ما میدهد... امروز میخواهم با تمام ناتوانی قلمم به خاطر تمام غذا هایی که با عشق پختی و با لج برخورد کردم تشکر کنم به خاطر تمام شب هایی که به هنگام تب بالای سرم بودی و بیداری را به چشم تحمیل کردی از تو تشکر کنم به خاطر تمام بودن هایت و نبودن هایم به خاطر تمام عشق من در مویرگ هایت به خاطر تمام تشکر هایی که نکردم ز تو تشکر میکنم ای اولین میمی که نامش به مهربانی معنا داد ، دوستت دارم!
أمي، على كفّيكِ تخضرُّ المُنَى ويَطيبُ فوقَهما ربيعُ حياتي حِنّاء كَفّيكِ اصطباغُ خميلةٍ حمراءَ من إستبرقِ الجناتِ... مادر! بر رویِ دست‌های تو «آرزوها» سبز می‌شود و بر فرازِ دستانت، بهار زندگی‌ام، عطر و بو می‌گیرد حنای دستانت، رنگ بیشه‌زاری، سرخ از «استبرق بهشت» است... ❤️
+میخوای باهام حرف بزنی؟ -شاید، اما "نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم، غمی در استخوانم می‌گدازد" +منم همینطور آقای ابتهاج، منم همینطور...
اندکی خیالِ تو در چای هم می‌زدم. کاش جای خیال، عطرت بود...
_ الحمدلله فی کل حال 🤍🌱