رنجنامه انجیر!
استهبان فارس، بزرگترین انجیرستان دیم جهان را با بیش از دو میلیون اصله درخت انجیر دارد. پس از گذران بنبست اقتصادی سالیان قبل از انقلاب، در سالیان بعد از انقلاب با تبدیل انجیر به یک کالا تجاری بینالملی، اقتصاد استهبان نفسی کشیده تا جایی که از سویی کشت انجیر دیم به شهرهای اطراف کشیده شده و از سوی دیگر نیروی کار برای فصل برداشت انجیر از شهرهای اطراف به استهبان میآید!
از منظر اقتصادی، انجیرداری با ترکیبی از معضلات مواجه است که باید برای آن چارهای ترکیبی اندیشیده شود:
۱. مشکل خشکسالی و بیبارانی که امسال محصول و درخت را تحت تاثیر منفی قرار داده است و با افزایش قیمت دست مصرفکننده داخلی را از خرید انجیر کوتاه کرده است!
۲. مشکلات مربوط به اقشار مرتبط با انجیر:
از سویی صاحبان درختان انجیر بهویژه مالکان خرد، با مشکل فروش منصفانه و بدون اجحاف مواجه میشوند!
از دیگر سو کارگران مشغول بهکار در کارگاههای بستهبندی انجیر بهویژه زنان که شاغل دائمی هستند اما وضعیت دستمزد و بیمه آنها نامعلوم است!
۳. مشکلات فرهنگ باغداری که باید در یادداشتی مستقل درباره آن درد دل کنیم!
طبیعتا مشکلات طبیعی مثل خشکسالی، عوامل طبیعی دارد اما هوش دینی ما به ما میگوید:
در ورای عوامل طبیعی خشکسالی، باید نظری هم به عوامل معنوی و تامین نشدن حق الناس در کسب و کار انجیر داشته باشیم:
"لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا،
لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ!
وَ لَٰكِن كَذَّبُوا!
فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ!"(اعراف۹۶)
https://eitaa.com/egtesade_ma
اصول چهارگانه تولید
تولید دغدغه قرآن کریم است و درباره گسترش هدفمند آن اصولی را تعریف کرده است:
اولین اصل تولید، تقدیر است. مقصود از تقدیر، رعایت اندازههای مناسب در محصول است بهگونهای که اولا در مرحله تولید منجر به اسراف در مصرف عوامل تولید نشود. ثانیا در زمان مصرف، کالا و خدمت کاملا قابل استفاده باشد و مخارج انجام شده به هدر نرود.
خدا به حضرت داود علیهالسلام دستور میدهد که زره بسازد و در ساخت گرههای زره رعایت تناسب و تقدیر را انجام دهد "اِعْمَلْ سَابِغَاتٍ!
وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ!"(سبا۱۱)
دومین اصل تولید، اِحصان است؛ یعنی تولید محصولی است که گره از کار مردم باز کند و مردم را در مقابل خطرات طبیعی مثل سرما و گرما حفظ کند:
"جَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ!
وَ سَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ!"(نحل۸۰)
باز در همان آیات مربوط به حضرت داود درباره ساخت زره است که ساخت زره برای مرقبت از شما در جنگ است:
"عَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ؛
لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ!"(انبیاء۸۰)
سومین اصل در تولید، تزیین است؛ یعنی باید کالای مصرفی را به شکلی زیبا تزیین کرد و زیبا جلوه داد. زیبایی باعث نشاط میشود و جلوی رخوت و کسالت را میگیرد. هزینه کردن متوازن برای تامین زیبایی محیط زندگی، یک اصل اصیل قرآنی است و با فطرت زیباییدوست انسان هماهنگ است:
"يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشًا!"(اعراف۲۶)
"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ!؟
قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ!"(اعراف۳۲)
چهارمین اصل در تولید، مقاومت است؛ یعنی باید چیزی تولید و مصرف شود که باعث قوام و پایداری جامعه شود؛ یعنی نه وابسته بیگانه شویم نه معتاد به مصارف غیرلازم و نه دچار تولید بدون اولویت شویم:
"الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا،
لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا!
وَ كَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا!"(فرقان۶۷)
https://eitaa.com/egtesade_ma
آسیبهای اجتماعی رباخواری
خدا ربا را حرام کرد و با رباخواری چنان برخورد کرد که با دشمنان خدا و ولّی خدا برخورد میکرد و به رباخواران اعلان جنگ کرد!
چرا؟
قرآن کریم، حکمتهایی برای حرمت ربا مطرح کرده که میتواند راهنمای ما برای قضاوت درباره اسلامی بودن نظام اقتصادی و شبکه بانکی باشد:
۱. اِثم؛ یعنی سستی و رکود و رخوت در انجام کارهای خیر تولیدی و تجاری در اثر میدانداری پول بهجای میدانداری کار مفید اقتصادی!
۲. کفران نعمت امکان استفاده از ثروت در مسیرهای صحیحی چون تولید (از طریق بیع و مضاربه و شرکت) یا مصرف یا صدقات و منحرف شدن مسیر اقتصاد جامعه به قرارداد عقیم ربا:
"يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَ يُرْبِي الصَّدَقَاتِ!
واللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ!"(بقره۲۷۶).
۳. انباشت ثروت در دست ثروتمندانی که دارایی خود را وارد کار تولیدی و تجاری و حتی مصرف و خیرات نمیکنند. این کار باعث رکود در تولید و تجارت میشود:
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً!"(آلعمران۱۳۰)
۴. توازن اجتماعی در ثروت و دارایی را برهم میزند که خلاف عدالت و مصداق بارز ظلم است:
"إِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ!
لَا تَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ!"(بقره۲۷۹).
۵. منجر به شکلگیری طبقه اجتماعی منحرفی میشود که حق را باطل و باطل را حق میبیند بلکه معیار قضاوتش درباره حق شباهتش با باطل است.
۶. این طبقه مرفّه غیرمتعهّد که آفت رفاه اجتماعی است، همواره در معرض فتنه شیاطین و دشمنان است، ساز شیاطین ودشمنان را در جامعه کوک میکند و محلی برای نفوذ شیاطین و دشمنان میشود:
"الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ!
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا!"(بقره۲۷۵).
همه یا بخشی از این آسیبها اگر درباره یک سازمان کلان مثل شبکه بانکی رخ دهد، مصیبت صدچندان میشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
مغالطههای ایدئولوژیک
مشاهده درست:
تضعیف و کوچک شدن طبقه متوسط و ملحق شدن بخشی از طبقه متوسط به طبقه فقیر!
تبیین ناقص:
علت این وضعیت، چرخه معیوب فشار بیرونی (تحریم) و پاسخهای ایدئولوژیک نظام است. یعنی نظام در واکنش به تحریم به دفاع از جریانهای مقاومت پرداخت. در نتیجه نتوانست تولید ملی را افزایش دهد و طبقه متوسط به زیر خط فقر منتقل شده است!
جواب مغالطه:
اولا ایدئولوژی فحش نیست!
دفاع از مقاومت یا به تعبیر مقالهنویسان دنیای اقتصاد "اهداف ایدئولوژیک" ربطی به تحریم ندارد.
کشور بدون ایدئولوژی که نداریم. نهایتا ایدئولوژی یکی با دیگری متفاوت است.
ایدئولوژی خوب و بد یا واقعی توهمی داریم. ایدئولوژی ما، ریشه در واقعیات فطری دارد و از قرآن و سنت استنباط میشود.
کسانی از ایدئولوژی خود شرمنده باشند که سنگ فرعونها و غاصبان کودککشی چون ترامپ و نتانیاهو را به سینه میزنند!
دفاع از مظلومان و صاحبان حق که مایه افتخار است!
ثانیا تبدیل وضعیت طبقه متوسط به طبقه فقیر، نتیجه سیاست غلط دلاری کردن زندگی مردم در اثر ایدئولوژی باطل یارانه پنهان است که در سالیان اخیر، مدام پول ملی را تضعیف و سفره قشر متوسط را کوچک کرده است!
ثالثا برای آرمان مقدس مقاومت هرچه هزینه شده منفعتش را بردهایم که امنیت سالیان اخیر است.
دلیل آن، تجربه از دست دادن بخشی از عناصر مقاومت و جنگ تحمیلی ۱۲روزه است!
رابعا وقاحت دنیای اقتصاد را ببینید که چگونه جای ظالم و مظلوم را عوض میکند و مجاهدان اسلام را عوض لیبرالها متهم فقر مردم میکند!
گنه کرد در بلخ آهنگری!
به شُشتر زدند گردن مسگری!
https://eitaa.com/egtesade_ma
#دنیای_اقتصاد
نابازار
توزیع کالا و خدمات بعد از تولید فراتر از بازار است و به سه بخش پیشابازار، بازار و نابازار قابل تفکیک است. این سهگانه، در کنار هم اعتبار دارد و توزیع بعد از تولید اسلامی را شکل میدهد.
تلاش برای حذف هر یک از این نهادهای مکمل، منجر به رخوت و اختلال در عملکرد متعادل و متوازن نظام توزیع بلکه اختلال در نظام اجتماعی میشود.
در این یادداشت درباره نابازار صحبت میکنم و در یادداشت دیگری درباره پیشابازار گفتگو خواهیم کرد.
فراگیر شدن بازاریسازی، بهعنوان جایگزین انواع رفتارهای نوعدوستانه و مومنانه غیرمبادلهای، از مصادیق بارز اِثم در رفتار است.
اثم؛ یعنی سستی و رخوت و رکود در انجام کار خیر!
اختصاص رفتارهای مالی به رفتارهای مبادلهای، خلاف منطق قطعی اسلام است؛ زیرا هزینههای مومنانه حداقل شامل سه عرصه مبادله، همبستگی و دستگیری میشود!
با تبدیل بازاریسازی و رفتار مبادلهای به قانون زندگی اجتماعی، مردم دچار تزاحم بین عمل مومنانه و عمل قانونی میشوند. این وضعیت، از انحراف در نظام قانونگذاری حکایت میکند.
در چنین موقعیتی، رفتار مردم چند دسته میشود؛ ترجیح دهنده قانون بر دین، ترجیح دهنده دین بر قانون و گروه سرگردان و دچار روزمرگی. برآیند این تفرقه، تزلزل در نظام اجتماعی و کند شدن حرکت پیشرفتی جامعه اسلامی است. عدم انطباق قانون بر دین، یکی از عوامل کلانِ اثم در سطح اجتماع است.
بنابراین با یک پرسش بنیادین مواجهیم: تا کجا باید به منطق بازار و منطق نهادهای بازاری تن داد؟ مرز بازار و نابازار کجاست؟
نابازار، شامل دو عرصه است:
اولا همبستگی؛ یعنی روابط صمیمانه اجتماعی که باعث مودّت بین مردم میشود همچون روابط خویشاوندی و همسایگی.
ثانیا دستگیری؛ یعنی روابط مالی که برای جبران نواقص درآمد و معیشت و حل معضلات مالی دائمی یا موردی دیگران انجام میشود.
دلیل قرآنی این سه نوع هزینهکرد، آیه ۲۵۴ بقره است:
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ!"
طبق این آیه، انفاق سه مصداق دارد:
۱. بیع؛ یعنی مبادله در بازار!
۲. خُلَّه؛ هزینههای دوستانه برای دوستان!
۳. شَفاعَه؛ یعنی هزینههای دستگیری از گرفتاران!
سستی در انجام کار خیر مالی؛ یعنی عدم توازن بین این سه عرصه با اختصاص نامتوازن هزینهها به این سه عرصه یا راکد گذاشتن دارایی.
این سستی، لزوما ناشی از ضعف قوانین نیست و میتواند نتیجه سوء برداشت از مفاهیم دینی باشد؛
مثل کمک نکردن به فقرا با این مغاطه که "اگر خدا میخواست به فقرا کمک میکرد!"
"إِذَا قِيلَ لَهُمْ:
أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ!
قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا:
أَ نُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ؟!"(یس۴۷)
https://eitaa.com/egtesade_ma
هفت آسمان
هفت افتخار بینالمللی که نمایندگان ایران فقط در مرداد و نیمه اول شهریور ماه ۱۴۰۴ یعنی کمتر از ۲ماه بعد از روزهای جنگ ثبت کردند:
۱. قهرمانی تیم ملی والیبال جوانان در جهان!
۲. قهرمانی تیم ملی نجوم و اخترفیزیک ایران در جهان!
۳. قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی جوانان ایران در جهان!
۴. قهرمانی سارا بهمنیار نماینده تیم ملی کاراته بانوان ایران در بازیهای جهانی چین!
۵. قهرمانی سینا موحد استاد بزرگ شطرنج ایران در رقابتهای آنلاین جهانی "تایتلد تیوزدی"!
۶. نایب قهرمانی تیم ملی تکواندو نوجوانان دختر و پسر ایران در آسیا!
۷. جایزه برنز پزشکی آسیا برای دکتر زینب حسینزاده فیزیوتراپیست تیم ملی فوتبال بانوان ایران!
(عکس و متن برگرفته از کانال جذاب و مفید آقای حسین دارابی)
اینها نشانه نشاط و حیات یک ملّت است! ملّتی که پرچمدار عزّت امّت اسلام و همه مستضعفان ظلمستیز عالم است! انشاءالله لجنپراکنی افراد معلومالحال دلها را خالی نکند!
خیلی تلاش میشود کاری که با اف۳۵ نشد با افساد در ذهنها و خالی کردن دلها انجام شود!
کور خواندهاند!
آن صادق مصدَّق وعده دادند که این ملّت فاتح ثریّا است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
پیشابازار
بازار در اسلام محترم است اما بازار همه چیز نیست. در کنار بازار، نابازار احسان و دستگیری را داریم. پیش از بازار هم داریم!
پیش از بازار یا پیشابازار، فعالیتهای تولیدی و مصرفیِ غیرمبادلهای داخل خانوار است!
کالاها و خدماتی که در سطح خانوار تولید و مصرف میشود و اصلا وارد چرخه بازار نمیشود.
در اینجا نیز نباید دچار اثم (یعنی رخوت و رکود و کندی) شویم!
اثم در پیشابازار؛ یعنی رواج و رسمی شدن ارائه خدماتی به دیگران در سطح بازار که در انجام امور خیر در سطح خانوار رکود ایجاد میکند.
در موارد مشروع نیز افراط در تهیه کالای مصرفی نهایی و واگذاری تولیدات خرد خانگی به کارگاهها و کارخانجات همین اثر را دارد؛
مثلا در روایات درباره خرید گندم، آرد و نان آمده است: خرید گندم، فقر را برطرف میکند. خرید آرد، منشأ فقر است. خرید نان، نابودی است.
پیام اقتصادی این روایات برای خانوار، گرایش به سمت خرید مواد اولیه و تهیه کالای نهایی در خانه است؛ زیرا باعث کاهش هزینه خانوار میشود.
البته درباره کالاهایی که در مجموع تولید آن در خانه ممکن و بهصرفه باشد.
در مناطق گوناگون این میتواند مصادیق متنوعی داشته باشد از جمله آبلیمو، آبغوره، ربّ انار، ربّ گوجه، نان محلّی، انواع حلوا و شیرینی محلی و فراگیرتر از همه تهیه غذا برای وعدههای روزانه یا پذیرایی از میهمانان!
منسوخ شدن تولیدات خانگیِ محدود به مصرف خانوار، تبعات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بهدنبال دارد؛
اولا از نظر اقتصادی، هزینه مالی خانوار را افزایش میدهد.
ثانیا زمینههای تحقق همکاری و تعاون در خانواده را دائما محدودتر میکند و تدریجا خانه را از اساسیترین کارکردهای اجتماعی خود تهی میکند.
ثالثا کارکرد فرهنگی خانه و خانواده بهعنوان هسته متمرکز و منسجم مدیریت خرد اقتصادی و اجتماعی را تضعیف میکند.
رابعا تربیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهمحور را که یک تربیت فطری، طبیعی، کمهزینه و پایدار است، را تضعیف میکند.
قطع وابستگیهای ناشی از خدمات متقابل اعضای خانواده در خانه، اعضای خانواده را به افرادی مجزا از هم تبدیل میکند.
نتیجه چنین وضعیتی، ابتلای جامعه به وضعیتی غیر فطری، غیر طبیعی، پرهزینه و ناپایدار است؛ زیرا تصدّی و تأمین همه این مسئولیتهای تقسیم شده بین انبوه خانوارها، به عهده دولت و نهادهای اجتماعی دولتی یا عمومی یا خصوصی خواهد افتاد.
حذف خدمت متقابل زن و مرد به یکدیگر در چارچوب خانه و خانواده، نادیده گرفتن تفاوتهای بنیادین زن و مرد، جدا کردن زن از نقش محوری در حفظ کیان داخلی خانواده و کشاندن وی به بازار کار در راستای خدمت مجزای زن و مرد به صاحبان بنگاههای خصوصی اقتصادی، گناه و اِثم بنیادین اقتصاد سرمایهداری است که اخلاق عمومی و نظام اجتماعی غرب و تاحدودی شرق را با چالش مواجه کرده است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
عزّت چیست؟ عزیز کیست؟
برای هر شخص یا جامعهای مهم است که عزیز باشد و از ذلّت گریزان است.
امام آزادگان در اوج غربت صدا زد:
ما از ذلّت به دوریم "هیهات منّا الذلّه!"
اما عزّت چیست؟ قرآن به ما میگوید: عزّت یعنی نفوذناپذیری در مقابل باطل آنجا که میگوید قرآن عزیز است:
"إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ!"
زیرا باطل نمیتواند در آن نفوذ کند و آن را به نفع خود تحریف کند:
"لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ!"(فصّلت۴۱و۴۲)
طبیعتا انسان و جامعه نفوذناپذیر در مقابل باطل، از پذیرفتن حق امتناع نمیکند و چنان شکوهی دارد که در دلهای مردم نفوذ میکند!
بنابراین عزیز یعنی نافذ نفوذناپذیر!
نافذ در بین حقخواهان و نفوذناپذیر در مقابل باطلگرایان!
نافذ در اهل ایدئولوژی مقاومت اما نفوذناپذیر از طرف اهل ایدئولوژی سازش و روی دیگر آن یعنی ایدئولوژی سلطه!
از آنجا که حق مطلق تنها ذیل عبودیت خدا شکل میگیرد، عزّت مطلق هم تنها نزد خدا است و با عبودیت محقق میشود!
"إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"
جای دیگر یا ذلّت است یا عزّت مقطعی و ناپایدار!
عزیز مصر به رغم برادران غیور (بخوانید: مغرور)!
ز قعر چاه برآمد، به اوج ماه رسید!
این مضمون در آیات ۱۳۹ نساء، ۶۵ یونس، ۱۰ فاطر، ۱۸۰ صافّات و ۸ منافقون مطرح شده است که توضیح نکات آن بماند برای یادداشتی دیگر!
عزّت زیاد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یوسف ایران
هر نخ پیراهنت ای یوسف ایرانیام!
کرده بیرونق تمام تاج و تخت رومیان!
خاتمت "الْعِزَّةَ لِلَّهِ!" دارد بر نگین!
برده خوف از مردمان! برداشته حزن از میان!
دست قدرتمندت ای ماه منیر هاشمی!
خوار کرده جبت و طاغوت و همه فرعونیان!
https://eitaa.com/egtesade_ma
عزّتستیزان
دیروز در یادداشت "عزّت زیاد" با استفاده از آیه ۴۱و۴۲ سوره فصّلت گفته شد که عزیز یعنی نافذ در حقگرایان و نفوذناپذیر از طرف باطلگرایان!
بنابراین عزیز نه در برابر حق لجاجت میکند نه در برابر باطل وا میدهد!
از منظر قرآن کریم، دو گروه ظاهرا خودی اما باطنا غیرخودی با عزّت جامعه اسلامی سر سازگاری ندارند:
۱. منافقان بداندیش خشکمغز که درک درستی از نقاط قوت و قدرت جبهه حق و نقاط ضعف جبهه باطل ندارند و هرچه میبینند قوت جبهه متشتت باطل و ضعف جبهه منسجم حق است و مدام با هر ابزاری و در هر رسانهای درباره این توهمشان یک کلاغ و چهل کلاغ میکنند، انتظار میکشند که باطل مجددا بر صندلی قدرت بنشیند و اهل حق را به زیر خواهد کشید:
"يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ،
لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ!"
در حالیکه عزت متعلق به خدا و پیامبر و مومنان است:
"لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ!"
اما چه میشود کرد که مغز منافقان تعطیل است و بالاخانهشان را به شیطان اجاره دادهاند. اگر اهل تحلیل و دیدن حقایق و تحولات بودند، به این تحلیل غلط دچار نمیشدند:
"لَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ!"(منافقون۸)
۲. تنبلها؛ همین عزّت موهوم را افراد تنبل در انجام وظایف نیز درباره دشمنان دارند.
این گروه براساس قاعده "کافر همه را به کیش خود پندارد!" فکر میکنند بقیه مردم نیز حال کار و تلاش و مقاومت در برابر دشمن را ندارند!
در اثر این قیاس باطل، مردم و مسئولان را تشویق به سازش و کوتاه آمدن میکنند!
متاسفانه این گروه در اثر تنبلی در انجام وظایف و مشاهده کرامت اهل حق و براساس این قاعده که "خوبی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند!" دچار توهم خودبرتربینی میشوند و خود را برتر از حق و اهل حق میبینند و زبان به طعنه و اعتراض بلند میکنند:
"إِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ!
أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ!"(بقره۲۰۶)
درحالیکه همین افراد وقتی مسئولیت داشتند هرچه توانستند در پیشگیری از تولید مایحتاج مردم و از بین بردن جمعیت تلاش کردند:
"إِذَا تَوَلَّىٰ، سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ،
لِيُفْسِدَ فِيهَا!
وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ!"(بقره۲۰۵).
این دو جریان چه ویژگیهای مشترکی دارند و چه میکنند که با عزت جامعه اسلامی نمیسازد:
۱. آنها ولایت و سرپرستی و پیروی از کافران را بر پذیرش ولایت و همبستگی و پیوستگی با مومنان ترجیح میدهند:
"الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ!
أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ؟!
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"(نساء۱۳۹)
۲. آنها با مواضعشان دل مسئولان و مردم را خالی و آنها را محزون میکنند:
"لَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ!
إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"(یونس۶۵)
شرّشان کم!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت اقامه دین
"نظام اسلامی اساسا برای تحقق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد!"
معارف اسلامی یعنی نگاه اسلامی به هستی که در راس آن ایمان به خدا، وحی و ارتباط انسان با خدا، استمرار خط امامت تا قیامت، ارتباط دین با دنیا و آخرت و نیازمندی غیرقابل چشمپوشی بشریت به دین است!
شرایع اسلامی، یعنی سبک زندگی مردم و مسئولان در برخورد با دوست و دشمن و در استفاده از طبیعت و در ارتباط با خدا!
این توصیه خدا به انبیاء از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی تا پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بوده است:
"شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ،
مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا!
وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ!
وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَىٰ وَ عِيسَىٰ!"
که چه کنند؟
که دین خدا را اقامه کنند؛ یعنی آن را در زمین فراگیر کنند بهگونهای که درباره آن توافق بشری شکل بگیرد و درباره آن چنددستگی شکل نگیرد:
"أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ!"(شوری۱۳)
محتوای عملیاتی این دین چه بود؟
عمده شرایع، چهار چیز است:
۱. اقامه نماز؛ یعنی فراگیر شدن ارتباط با خدا در چارچوبی که شرع معرفی میکند!
۲. پرداخت زکات؛ یعنی کمک و دستگیری از دیگران به هر مقدار و کیفیت ممکن!
۳. امر به معروف؛ یعنی احساس مسئولیت در قبال ایجاد، ترویج و حفظ خیرات در سطح جامعه!
۴. نهی از منکر؛ یعنی حذف، تقبیح و منع از انجام و ترویج بدیها در سطح جامعه!
"الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ،
أَقَامُوا الصَّلَاةَ!
وَ آتَوُا الزَّكَاةَ!
وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ!
وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ!"(حج۴۱)
۳و۴، ضامن ۱و۲ است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
اِثم در بازار
اِثم در قرآن کریم، به هر عاملی اشاره دارد که باعث سستی و تنبلی و بیحالی در انجام کار خیر شود.
در بازار، هر نوع رفتار مبادلهای که مانع انجام خیر شود، اثم و ممنوع است. در ادامه، برخی موارد مبادله منجرّ به اثم، معرفی میشود:
۱. مبادلاتی که انگیزه فعالیت مفید اقتصادی را کاهش میدهد؛ مثل انجام قِمار، رشوه و قرض ربوی.
۱.۱ رشوه، منجر به دلسردی و نفرت مردم از دولتمردان میشود و اعتماد عمومی نسبت به دولت را مخدوش میکند. با مخدوش شدن اعتماد مردم به دولت، دولت در اِعمال تدابیر و سیاستهای خود از همراهی و همدلی مردم محروم میشود. در چنین وضعیتی، رکود بر فعالیتهای کلان دولتی حاکم میشود که اثر آن با رکود ناشی از بیاعتمادی بین دو شخص حقیقی قابل مقایسه نیست.
"لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ
وَ تُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ!
لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ!"(بقره۱۸۸)
۱.۲ ربا، باعث میشود دارندگان سرمایه پولی از ورود به فعالیت تولیدی، تجاری و خیریه دور شوند:
"يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَ يُرْبِي الصَّدَقَاتِ!
وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ!"(بقره۲۷۶).
۱.۳ قمار، باعث میشود شخص به طمع ثروت مضاعف از ورود به فعالیتهای مصرفی، تولیدی، تجاری و خیریه پرهیز کند و چون وجدان او دریافت وجه قمار توسط برنده را موجه نمیداند، منجر به شکلگیری دشمنی و کینه بین قماربازان میشود. همین دشمنی و کینه، رکود در تعاملات اقتصادی بین افراد را تشدید میکند
"يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ!
قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ!
وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا!"(بقره۲۱۹)
اینگونه درآمدها، خاصیت انگلی دارد؛ یعنی صرفا از موجودی ثروت جامعه تعذیه میکند و چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیکند.
درواقع این نوع توزیع ثروت، بر تولید ثروت مبتنی نیست. مصادیق امروزین این نوع مبادلات را میتوان در برخی بازارهای مالی همچون بازارهای سفتهبازی با داراییهایی چون ارز، طلا، زمین و خودرو مشاهده کرد.
بهطور کلی هر بازاری که صرفا براساس تلاطم و بیثباتی در قیمتهای داراییهای با قدرت نقدشوندگی بالا شکل میگیرد، مصداق بازارهای مالی اثمآلود است.
وجود، رواج و غلبه این بازارها، پول ملّی را از گردونه خارج میکند بهویژه بازار ارز که اقتصاد داخل را به عامل بیرونی وابسته میکند بهویژه اگر ارز مورد مبادله مثل دلار، متعلّق به کشوری باشد که با کشور اسلامی روابط خصمانه دارد.
۲. مبادلات مربوط به تولیدهایی چون مواد مخدر و محصولات منافی عفت که مصداق اثم است.
همچنین مبادلاتی که منجر به مصرف کالاهایی میشود که انگیزه کار خیر را در انسان کاهش میدهد؛ مثل خرید و فروش مشروبات الکلی که مصرف آن منشأ دشمنی بین مردم است و مردم را از یاد خدا و نماز منصرف میکند:
"إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ!"(مائده۹۱)
۳. مبادلاتی که منجر به تقویت دشمنان جامعه اسلامی میشود؛ مثل خرید و فروش کالا در داخل براساس قیمتهای خارجی یا براساس ارزهای بیگانه یا فروش سلاح به دشمنان یا خرید انواع کالاها از ایشان بهویژه کالاهایی که راهبردی یا ضروری است یا تولید آن در انحصار دشمن است که باعث وابستگی اساسی جامعه اسلامی به دشمنان میشود.
مبادله با دشمن یا مبادله براساس واحد پول دشمن، او را از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تقویت میکند.
افزون بر این، وابستگی به واردات از دشمن، ذائقه عمومی را تغییر میدهد.
تغییر دائقه عمومی به سمت مصرف کالاهای ساخت دشمنان، افزون بر وابستگی اقتصادی، میتواند به عدم استقلال رأی سیاسی و بدتر از آن وابستگی فرهنگی به دشمن منجرّ شود.
وابستگی اقتصادی و سیاسی به دشمن، آزادی انجام کار خیر را محدود میکند.
وابستگی فرهنگی به دشمن، انگیزه انجام کار خیر را در انسان ضعیف میکند.
هرکاری که به تقویت دشمن نسبت به جامعه اسلامی و تضعیف نسبی جامعه اسلامی و دولت اسلامی منجر میشود و دست مردم و دولت را در انجام کارهای خیر بهویژه در سطح بینالمللی میبندد، مصداق اثم بینالمللی است.
در این موارد، برخلاف قاعده قرآنی «نفی سبیل»، برای دشمنان جامعه اسلامی و دولت اسلامی مسیر سلطه ایجاد میشود.
"لَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبیلا!"(نساء۱۴۱)
بنابراین موضوع قاعده نفی سبیل، مبادلات خارجی مبتلا به اثم است!
https://eitaa.com/egtesade_ma