پیشابازار
بازار در اسلام محترم است اما بازار همه چیز نیست. در کنار بازار، نابازار احسان و دستگیری را داریم. پیش از بازار هم داریم!
پیش از بازار یا پیشابازار، فعالیتهای تولیدی و مصرفیِ غیرمبادلهای داخل خانوار است!
کالاها و خدماتی که در سطح خانوار تولید و مصرف میشود و اصلا وارد چرخه بازار نمیشود.
در اینجا نیز نباید دچار اثم (یعنی رخوت و رکود و کندی) شویم!
اثم در پیشابازار؛ یعنی رواج و رسمی شدن ارائه خدماتی به دیگران در سطح بازار که در انجام امور خیر در سطح خانوار رکود ایجاد میکند.
در موارد مشروع نیز افراط در تهیه کالای مصرفی نهایی و واگذاری تولیدات خرد خانگی به کارگاهها و کارخانجات همین اثر را دارد؛
مثلا در روایات درباره خرید گندم، آرد و نان آمده است: خرید گندم، فقر را برطرف میکند. خرید آرد، منشأ فقر است. خرید نان، نابودی است.
پیام اقتصادی این روایات برای خانوار، گرایش به سمت خرید مواد اولیه و تهیه کالای نهایی در خانه است؛ زیرا باعث کاهش هزینه خانوار میشود.
البته درباره کالاهایی که در مجموع تولید آن در خانه ممکن و بهصرفه باشد.
در مناطق گوناگون این میتواند مصادیق متنوعی داشته باشد از جمله آبلیمو، آبغوره، ربّ انار، ربّ گوجه، نان محلّی، انواع حلوا و شیرینی محلی و فراگیرتر از همه تهیه غذا برای وعدههای روزانه یا پذیرایی از میهمانان!
منسوخ شدن تولیدات خانگیِ محدود به مصرف خانوار، تبعات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بهدنبال دارد؛
اولا از نظر اقتصادی، هزینه مالی خانوار را افزایش میدهد.
ثانیا زمینههای تحقق همکاری و تعاون در خانواده را دائما محدودتر میکند و تدریجا خانه را از اساسیترین کارکردهای اجتماعی خود تهی میکند.
ثالثا کارکرد فرهنگی خانه و خانواده بهعنوان هسته متمرکز و منسجم مدیریت خرد اقتصادی و اجتماعی را تضعیف میکند.
رابعا تربیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهمحور را که یک تربیت فطری، طبیعی، کمهزینه و پایدار است، را تضعیف میکند.
قطع وابستگیهای ناشی از خدمات متقابل اعضای خانواده در خانه، اعضای خانواده را به افرادی مجزا از هم تبدیل میکند.
نتیجه چنین وضعیتی، ابتلای جامعه به وضعیتی غیر فطری، غیر طبیعی، پرهزینه و ناپایدار است؛ زیرا تصدّی و تأمین همه این مسئولیتهای تقسیم شده بین انبوه خانوارها، به عهده دولت و نهادهای اجتماعی دولتی یا عمومی یا خصوصی خواهد افتاد.
حذف خدمت متقابل زن و مرد به یکدیگر در چارچوب خانه و خانواده، نادیده گرفتن تفاوتهای بنیادین زن و مرد، جدا کردن زن از نقش محوری در حفظ کیان داخلی خانواده و کشاندن وی به بازار کار در راستای خدمت مجزای زن و مرد به صاحبان بنگاههای خصوصی اقتصادی، گناه و اِثم بنیادین اقتصاد سرمایهداری است که اخلاق عمومی و نظام اجتماعی غرب و تاحدودی شرق را با چالش مواجه کرده است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
عزّت چیست؟ عزیز کیست؟
برای هر شخص یا جامعهای مهم است که عزیز باشد و از ذلّت گریزان است.
امام آزادگان در اوج غربت صدا زد:
ما از ذلّت به دوریم "هیهات منّا الذلّه!"
اما عزّت چیست؟ قرآن به ما میگوید: عزّت یعنی نفوذناپذیری در مقابل باطل آنجا که میگوید قرآن عزیز است:
"إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ!"
زیرا باطل نمیتواند در آن نفوذ کند و آن را به نفع خود تحریف کند:
"لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ!"(فصّلت۴۱و۴۲)
طبیعتا انسان و جامعه نفوذناپذیر در مقابل باطل، از پذیرفتن حق امتناع نمیکند و چنان شکوهی دارد که در دلهای مردم نفوذ میکند!
بنابراین عزیز یعنی نافذ نفوذناپذیر!
نافذ در بین حقخواهان و نفوذناپذیر در مقابل باطلگرایان!
نافذ در اهل ایدئولوژی مقاومت اما نفوذناپذیر از طرف اهل ایدئولوژی سازش و روی دیگر آن یعنی ایدئولوژی سلطه!
از آنجا که حق مطلق تنها ذیل عبودیت خدا شکل میگیرد، عزّت مطلق هم تنها نزد خدا است و با عبودیت محقق میشود!
"إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"
جای دیگر یا ذلّت است یا عزّت مقطعی و ناپایدار!
عزیز مصر به رغم برادران غیور (بخوانید: مغرور)!
ز قعر چاه برآمد، به اوج ماه رسید!
این مضمون در آیات ۱۳۹ نساء، ۶۵ یونس، ۱۰ فاطر، ۱۸۰ صافّات و ۸ منافقون مطرح شده است که توضیح نکات آن بماند برای یادداشتی دیگر!
عزّت زیاد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یوسف ایران
هر نخ پیراهنت ای یوسف ایرانیام!
کرده بیرونق تمام تاج و تخت رومیان!
خاتمت "الْعِزَّةَ لِلَّهِ!" دارد بر نگین!
برده خوف از مردمان! برداشته حزن از میان!
دست قدرتمندت ای ماه منیر هاشمی!
خوار کرده جبت و طاغوت و همه فرعونیان!
https://eitaa.com/egtesade_ma
عزّتستیزان
دیروز در یادداشت "عزّت زیاد" با استفاده از آیه ۴۱و۴۲ سوره فصّلت گفته شد که عزیز یعنی نافذ در حقگرایان و نفوذناپذیر از طرف باطلگرایان!
بنابراین عزیز نه در برابر حق لجاجت میکند نه در برابر باطل وا میدهد!
از منظر قرآن کریم، دو گروه ظاهرا خودی اما باطنا غیرخودی با عزّت جامعه اسلامی سر سازگاری ندارند:
۱. منافقان بداندیش خشکمغز که درک درستی از نقاط قوت و قدرت جبهه حق و نقاط ضعف جبهه باطل ندارند و هرچه میبینند قوت جبهه متشتت باطل و ضعف جبهه منسجم حق است و مدام با هر ابزاری و در هر رسانهای درباره این توهمشان یک کلاغ و چهل کلاغ میکنند، انتظار میکشند که باطل مجددا بر صندلی قدرت بنشیند و اهل حق را به زیر خواهد کشید:
"يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ،
لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ!"
در حالیکه عزت متعلق به خدا و پیامبر و مومنان است:
"لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ!"
اما چه میشود کرد که مغز منافقان تعطیل است و بالاخانهشان را به شیطان اجاره دادهاند. اگر اهل تحلیل و دیدن حقایق و تحولات بودند، به این تحلیل غلط دچار نمیشدند:
"لَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ!"(منافقون۸)
۲. تنبلها؛ همین عزّت موهوم را افراد تنبل در انجام وظایف نیز درباره دشمنان دارند.
این گروه براساس قاعده "کافر همه را به کیش خود پندارد!" فکر میکنند بقیه مردم نیز حال کار و تلاش و مقاومت در برابر دشمن را ندارند!
در اثر این قیاس باطل، مردم و مسئولان را تشویق به سازش و کوتاه آمدن میکنند!
متاسفانه این گروه در اثر تنبلی در انجام وظایف و مشاهده کرامت اهل حق و براساس این قاعده که "خوبی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند!" دچار توهم خودبرتربینی میشوند و خود را برتر از حق و اهل حق میبینند و زبان به طعنه و اعتراض بلند میکنند:
"إِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ!
أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ!"(بقره۲۰۶)
درحالیکه همین افراد وقتی مسئولیت داشتند هرچه توانستند در پیشگیری از تولید مایحتاج مردم و از بین بردن جمعیت تلاش کردند:
"إِذَا تَوَلَّىٰ، سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ،
لِيُفْسِدَ فِيهَا!
وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ!"(بقره۲۰۵).
این دو جریان چه ویژگیهای مشترکی دارند و چه میکنند که با عزت جامعه اسلامی نمیسازد:
۱. آنها ولایت و سرپرستی و پیروی از کافران را بر پذیرش ولایت و همبستگی و پیوستگی با مومنان ترجیح میدهند:
"الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ!
أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ؟!
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"(نساء۱۳۹)
۲. آنها با مواضعشان دل مسئولان و مردم را خالی و آنها را محزون میکنند:
"لَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ!
إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا!"(یونس۶۵)
شرّشان کم!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت اقامه دین
"نظام اسلامی اساسا برای تحقق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد!"
معارف اسلامی یعنی نگاه اسلامی به هستی که در راس آن ایمان به خدا، وحی و ارتباط انسان با خدا، استمرار خط امامت تا قیامت، ارتباط دین با دنیا و آخرت و نیازمندی غیرقابل چشمپوشی بشریت به دین است!
شرایع اسلامی، یعنی سبک زندگی مردم و مسئولان در برخورد با دوست و دشمن و در استفاده از طبیعت و در ارتباط با خدا!
این توصیه خدا به انبیاء از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی تا پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بوده است:
"شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ،
مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا!
وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ!
وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَىٰ وَ عِيسَىٰ!"
که چه کنند؟
که دین خدا را اقامه کنند؛ یعنی آن را در زمین فراگیر کنند بهگونهای که درباره آن توافق بشری شکل بگیرد و درباره آن چنددستگی شکل نگیرد:
"أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ!"(شوری۱۳)
محتوای عملیاتی این دین چه بود؟
عمده شرایع، چهار چیز است:
۱. اقامه نماز؛ یعنی فراگیر شدن ارتباط با خدا در چارچوبی که شرع معرفی میکند!
۲. پرداخت زکات؛ یعنی کمک و دستگیری از دیگران به هر مقدار و کیفیت ممکن!
۳. امر به معروف؛ یعنی احساس مسئولیت در قبال ایجاد، ترویج و حفظ خیرات در سطح جامعه!
۴. نهی از منکر؛ یعنی حذف، تقبیح و منع از انجام و ترویج بدیها در سطح جامعه!
"الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ،
أَقَامُوا الصَّلَاةَ!
وَ آتَوُا الزَّكَاةَ!
وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ!
وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ!"(حج۴۱)
۳و۴، ضامن ۱و۲ است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
اِثم در بازار
اِثم در قرآن کریم، به هر عاملی اشاره دارد که باعث سستی و تنبلی و بیحالی در انجام کار خیر شود.
در بازار، هر نوع رفتار مبادلهای که مانع انجام خیر شود، اثم و ممنوع است. در ادامه، برخی موارد مبادله منجرّ به اثم، معرفی میشود:
۱. مبادلاتی که انگیزه فعالیت مفید اقتصادی را کاهش میدهد؛ مثل انجام قِمار، رشوه و قرض ربوی.
۱.۱ رشوه، منجر به دلسردی و نفرت مردم از دولتمردان میشود و اعتماد عمومی نسبت به دولت را مخدوش میکند. با مخدوش شدن اعتماد مردم به دولت، دولت در اِعمال تدابیر و سیاستهای خود از همراهی و همدلی مردم محروم میشود. در چنین وضعیتی، رکود بر فعالیتهای کلان دولتی حاکم میشود که اثر آن با رکود ناشی از بیاعتمادی بین دو شخص حقیقی قابل مقایسه نیست.
"لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ
وَ تُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ!
لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ!"(بقره۱۸۸)
۱.۲ ربا، باعث میشود دارندگان سرمایه پولی از ورود به فعالیت تولیدی، تجاری و خیریه دور شوند:
"يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَ يُرْبِي الصَّدَقَاتِ!
وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ!"(بقره۲۷۶).
۱.۳ قمار، باعث میشود شخص به طمع ثروت مضاعف از ورود به فعالیتهای مصرفی، تولیدی، تجاری و خیریه پرهیز کند و چون وجدان او دریافت وجه قمار توسط برنده را موجه نمیداند، منجر به شکلگیری دشمنی و کینه بین قماربازان میشود. همین دشمنی و کینه، رکود در تعاملات اقتصادی بین افراد را تشدید میکند
"يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ!
قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ!
وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا!"(بقره۲۱۹)
اینگونه درآمدها، خاصیت انگلی دارد؛ یعنی صرفا از موجودی ثروت جامعه تعذیه میکند و چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیکند.
درواقع این نوع توزیع ثروت، بر تولید ثروت مبتنی نیست. مصادیق امروزین این نوع مبادلات را میتوان در برخی بازارهای مالی همچون بازارهای سفتهبازی با داراییهایی چون ارز، طلا، زمین و خودرو مشاهده کرد.
بهطور کلی هر بازاری که صرفا براساس تلاطم و بیثباتی در قیمتهای داراییهای با قدرت نقدشوندگی بالا شکل میگیرد، مصداق بازارهای مالی اثمآلود است.
وجود، رواج و غلبه این بازارها، پول ملّی را از گردونه خارج میکند بهویژه بازار ارز که اقتصاد داخل را به عامل بیرونی وابسته میکند بهویژه اگر ارز مورد مبادله مثل دلار، متعلّق به کشوری باشد که با کشور اسلامی روابط خصمانه دارد.
۲. مبادلات مربوط به تولیدهایی چون مواد مخدر و محصولات منافی عفت که مصداق اثم است.
همچنین مبادلاتی که منجر به مصرف کالاهایی میشود که انگیزه کار خیر را در انسان کاهش میدهد؛ مثل خرید و فروش مشروبات الکلی که مصرف آن منشأ دشمنی بین مردم است و مردم را از یاد خدا و نماز منصرف میکند:
"إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ!"(مائده۹۱)
۳. مبادلاتی که منجر به تقویت دشمنان جامعه اسلامی میشود؛ مثل خرید و فروش کالا در داخل براساس قیمتهای خارجی یا براساس ارزهای بیگانه یا فروش سلاح به دشمنان یا خرید انواع کالاها از ایشان بهویژه کالاهایی که راهبردی یا ضروری است یا تولید آن در انحصار دشمن است که باعث وابستگی اساسی جامعه اسلامی به دشمنان میشود.
مبادله با دشمن یا مبادله براساس واحد پول دشمن، او را از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تقویت میکند.
افزون بر این، وابستگی به واردات از دشمن، ذائقه عمومی را تغییر میدهد.
تغییر دائقه عمومی به سمت مصرف کالاهای ساخت دشمنان، افزون بر وابستگی اقتصادی، میتواند به عدم استقلال رأی سیاسی و بدتر از آن وابستگی فرهنگی به دشمن منجرّ شود.
وابستگی اقتصادی و سیاسی به دشمن، آزادی انجام کار خیر را محدود میکند.
وابستگی فرهنگی به دشمن، انگیزه انجام کار خیر را در انسان ضعیف میکند.
هرکاری که به تقویت دشمن نسبت به جامعه اسلامی و تضعیف نسبی جامعه اسلامی و دولت اسلامی منجر میشود و دست مردم و دولت را در انجام کارهای خیر بهویژه در سطح بینالمللی میبندد، مصداق اثم بینالمللی است.
در این موارد، برخلاف قاعده قرآنی «نفی سبیل»، برای دشمنان جامعه اسلامی و دولت اسلامی مسیر سلطه ایجاد میشود.
"لَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبیلا!"(نساء۱۴۱)
بنابراین موضوع قاعده نفی سبیل، مبادلات خارجی مبتلا به اثم است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
حریم شب و روز
بنای بر ترویج یا تخریب ندارم اما روزنامه دنیای اقتصاد چون زحمت ترجمه و ترویج اندیشههای افتصادی مطرح در دنیای اقتصاد غرب لیبرال را بهدوش میکشد، احساس وظیفه میکنم از این مجموعه کمال تشکر را داشته باشم و در حد توان و فرصت با طرح نکات و نقدهایی پیرامون مطالب مطرح در این روزنامه، اشکالات وارد به اقتصاد لیبرال را از منظر نورانی قرآن کریم تشریح کنم.
یکی از سنتهای الهی مطرح در قرآن کریم، اصل تفاوت در طبیعت و جامعه است!
قرآن میگوید بین اجزای طبیعت تفاوت در کارکرد و منافع وجود دارد و از ما میخواهد که به این تفاوتها در طبیعت احترام بگذاریم تا زندگی اجتماعی ما دچار فساد نشود:
"ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ!"
که اگر چنین کنیم به عقوبت ناهماهنگی با طبیعت و فطرت دچار میشویم:
"لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا!"(روم۴۱)
یکی از این تفاوتها، تفاوت طبیعی شب و روز است که به هرکدام جایگاه متفاوتی در زندگی انسان داده است:
روز برای کسب فضل خدا و کار و تلاش و شب برای سکونت، استراحت و تجدید قوا!
برهم زدن این نقش متفاوت، هنر نیست بلکه جنگیدن با مزایای هرکدام از شب و روز است:
"جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَ النَّوْمَ سُبَاتًا وَ جَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا!"(فرقان۴۷)
طبیعتا از این قاعده باید برخی مشاغل مثل درمان و امنیت را استثنا کرد اما رفتن بهسمت شهرهای دو شیفتی یا ۲۴ساعته و رسمیت دادن به عدم تفاوت واضح و طبیعی بین شب و روز، جامعه را با آسیبهای بلندمدت جبرانناپذیر مواجه میکند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فرهنگ خانوادهمحور اسلام
امام صادق عليهالسلام:
هركه دوست دارد خداوند عزّوجلّ،
سختیهای مرگ را بر او سبک گرداند،
بايد به خويشانش رسيدگى نماید!
و به پدر و مادرش نيكى كند!
اگر چنين كند، خداوند عزّ وجلّ،
سختى هاى مرگ را بر او آسان گرداند!
و در زندگياش هرگز به فقر نيفتد!
(اَمالی شیخ طوسی.ص۴۳۲)
اگر بخواهیم چند شاخص اصلی اندیشه اسلامی و اقتصاد اسلامی را معرفی کنیم، از اولینهای آن، خانوادهدوستی است و در راس خانواده طبیعتا مادر و پدر است!
بعد از خدا و حجّت خدا، مادر و پدر!
"اُعْبُدُوا اللَّهَ وَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا!
وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ بِذِي الْقُرْبَىٰ!"(نساء۳۶)
گناه نابخشودنی تمدن کاریکاتوری غرب،
تخریب آفند خانه با تضعیف و تخریب نقش همسری و پدری!
و تخریب پدافند خانه با تضعیف و تخریب نقش همسری و مادری!
و برهم زدن نظم فطری خانوادگی با بیرون کشاندن زنان از سنگر خانه و بیپناه کردن اهالی خانواده در مقابل هجوم وساوس شیطانی است!
فرهنگ منحوس ضدخانواده غربی، برای استثمار کامل زن و مرد، مادری و فرزندپروری و شوهرداری و خانهداری را به تمسخر گرفت و تحقیر کرد!
و به زن گفت بهجای همه این نقشهای افتخارآمیز بیبدل، کارگر کارگاهها و کارخانهها باش!
در خوشبینانهترین حالت، برای درست کردن ابرو چشم را کور کرد!
درحالیکه اگر آرایشگر کاربلدی دستاندرکار بود، بهخوبی میتوانست ابرو را بردارد و چشم را سرمه بمالد و عروس تمدن را در کمال زیبایی به حجله بخت آن مردم نگونبخت بفرستد!
اما حیف که تمدن غرب چه در قرون وسطی چه در عصر جدید، مبتلا به یکجانبهگرایی و افراط و تفریط بوده و هست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
لباس تقوا نه لباس اتّهام!
سابق بر این دیده بودیم که متهمان زن غیرچادری را با چادر به جلسه دادگاه میآوردند!
این یک معنا و پیام مثبت داشت: درسته از اسب افتاده اما از اصل نیفتاده!
و یک معنا و پیام و پیامد منفی داشت:
چادر، لباس سازمانی متهمان است!
در این عکسها میبینید سرکار خانم کاویانی از طرف جناب آقای زمانیان معاون آقای مدنیزاده به سرپرستی جایی در وزارت اقتصاد منصوب شدند!
انشاالله مبارک باشد اما ...
چرا قبل از انتصاب، مانتویی هستند و بعد از انتصاب یا در جلسه انتصاب چادری شدند؟!
پیام مثبت:
بین پذیرش مسئولیت و تقویت انگیزه استفاده از حجاب برتر رابطه مثبت برقرار است!
پیام و پیامد منفی:
در جمهوری اسلامی هر کار و فکر لیبرالی را میتوان یا باید با چادر عملیاتی کرد تا عواقب معیشتسوز و ضد استقلالی آن بهپای چادر و چادریها نوشته شود!
یادمان باشد که چادر، لباس تقوا و مراقبت است نه لباس اتّهام و جُرم!
ای مظلوم چادر!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ذخیره روزهای سخت
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله:
اى مردم!
قطعا در آستانه وقوع قيامت،
امورى دشوار و هراسهايى بزرگ و زمانهاى سخت است!
در آن زمان:
۱. ستمگران زمامدار مىشوند!
۲. نابكاران منصبدار میشوند!
۳. امر كنندگان به معروف، مورد ستم واقع مىشوند!
۴. نهى كنندگان از منكر، تحت فشار قرار مىگيرند!
پس براى آن روز، ایمان را در خود فراهم سازيد!
بر ایمانتان استوار و شكيبا باشید!
و ایمانتان را با عمل صالح حفظ کنید!
و خود را بر التزام به عمل صالح مُلزَم گردانيد!
تا به نعمت جاويدان دست يابيد!
(أَعلام الدين.ص۳۳.حدیث۳۴۳)
تقابل ایمان و کفر، اساسیترین تقابل و جبههبندی مطرح در قرآن کریم است!
ایمان، حالت عاطفی ناشی از معرفت و منجرّ به عمل در وجود انسان مومن است که او را از انکار، تردید و تحیر در مقام عمل حفظ میکند!
مهمترین چیز این است که در مقابل حقیقت گردنکشی و کفر و کفران نداشته باشیم بلکه به اقتضائات ایمان عمل کنیم که میشود عمل صالح!
عمل صالح که در قرآن بیش از ۷۰ بار بعد از ایمان مطرح شده، رفتاری است که با ایمان به خدا و غیب و وحی و امامت و آخرت تناسب داشته باشد!
"آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ!"(عصر۳)
در روزی چنان سخت که شاید ما الآن در وسط گرمای آن باشیم که امثال ترامپ و نتانیاهو مدعی فرمانروایی آن هستند و ما که به چنین موجودات خبیثی با زبان منطق و قدرت موشکی امربه معروف و نهی از منکر میکنیم، مورد ستم و تحریم واقع میشویم، ایمان و عمل صالح نجاتبخش است!
برای این روز و برای امروز باید ایمان خود و مردم را با چنگ و دندان حفظ کنیم و با عمل صالح؛ یعنی کسب و گسترش روزافزون قدرت و ثروت و رفاه و صفا و بصیرت در مردم، آن ایمان را حفظ کنیم تا به نعمت دائم برسیم:
"إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ!"(لقمان۸)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ادب میزبان و مهمان
پيامبر اعظم صلياللهعليهوآله:
امّتم همواره در خير و خوبىاند تا وقتى كه:
۱. يكديگر را دوست بدارند!
۲. نماز اقامه کنند!
۳. زكات پرداخت کنند!
۴. ميهمان را گرامى بدارند!
پس اگر چنين نكنند، به قحطى و خشکسالى گرفتار مىشوند!
(امالى شیخ طوسى. ص۶۴۷.حدیث۱۳۴۰)
پیامبر خدا میفرماید: مهمانداری کنید و سخاوت داشته باشید تا دچار قحطی و خشکسالی و ناترازی نشوید!
فرهنگ منحرف غربی میگوید: قطع رابطه کن و تنها باش تا کم نیاوری!
و با این توصیه غلط، نه تنها ابرو را درست نمیکند بلکه چشم طرف را هم کور میکند!
از اصول روابط اجتماعی در اسلام، اکرام و تکریم میهمان است که سنّت پدر ما حضرت ابراهیم علیهالسلام حتی در حق غریبهها بوده است:
"ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ!"(ذاریات۲۴)
قرآن کریم با مذمت یاد میکند از مردم شهری که حضرت موسی و خضر علیهماالسلام با حال گرسنگی وارد آن شهر شدند اما مردم بیمروّت آن شهر از پذیرایی آنها اِباء کردند:
"إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ، اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا! فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا!"(کهف۷۷)
رابطه احترامآمیز بین میزبان و مهمان یک رابطه دوطرفه است. قرآن کریم، به عزّت میزبان نزد مهمان تاکید میکند و به سایر افراد توصیا میکند طوری رفتار نکنند که میزبان نزد مهمان خوار و سرشکسته شود:
"قَالَ إِنَّ هَٰؤُلَاءِ ضَيْفِي فَلَا تَفْضَحُونِ!"(حجر۶۸)
رعایت عزّت میزبان، نشانه تقوا و خوار کردن میزبان، بیتقوایی است:
"فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي!"
و خوار کردن میزبان را نشانه سفاهت و حماقت و تکریم میزبان را نشانه رشد شخصیت انسان میداند:
"أَ لَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ!"(هود۷۸)
میزبانی و مهمانی، باعث متوازن شدن سطح مصرف و معیشت در جامعه اسلامی میشود و همبستگی و انسجام اجتماعی و خانوادگی را تقویت میکند!
میزبانی و مهمانی، ادب انسانی، مسلمانی، خویشاوندی، همسایگی و دوستی و شکر نعمت است!
https://eitaa.com/egtesade_ma