eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
ادب میزبان و مهمان پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله: امّتم همواره در خير و خوبى‌اند تا وقتى كه: ۱. يكديگر را دوست بدارند! ۲. نماز اقامه کنند! ۳. زكات پرداخت کنند! ۴. ميهمان را گرامى بدارند! پس اگر چنين نكنند، به قحطى و خشک‌سالى گرفتار مى‌شوند! (امالى شیخ طوسى. ص۶۴۷.حدیث۱۳۴۰) پیامبر خدا می‌فرماید: مهمان‌داری کنید و سخاوت داشته باشید تا دچار قحطی و خشکسالی و ناترازی نشوید! فرهنگ منحرف غربی می‌گوید: قطع رابطه کن و تنها باش تا کم نیاوری! و با این توصیه غلط، نه تنها ابرو را درست نمی‌کند بلکه چشم طرف را هم کور می‌کند! از اصول روابط اجتماعی در اسلام، اکرام و تکریم میهمان است که سنّت پدر ما حضرت ابراهیم علیه‌السلام حتی در حق غریبه‌ها بوده است: "ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ!"(ذاریات۲۴) قرآن کریم با مذمت یاد می‌کند از مردم شهری که حضرت موسی و خضر علیهماالسلام با حال گرسنگی وارد آن شهر شدند اما مردم بی‌مروّت آن شهر از پذیرایی آنها اِباء کردند: "إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ، اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا! فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا!"(کهف۷۷) رابطه احترام‌آمیز بین میزبان و مهمان یک رابطه دوطرفه است. قرآن کریم، به عزّت میزبان نزد مهمان تاکید می‌کند و به سایر افراد توصیا می‌کند طوری رفتار نکنند که میزبان نزد مهمان خوار و سرشکسته شود: "قَالَ إِنَّ هَٰؤُلَاءِ ضَيْفِي فَلَا تَفْضَحُونِ!"(حجر۶۸) رعایت عزّت میزبان، نشانه تقوا و خوار کردن میزبان، بی‌تقوایی است: "فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي!" و خوار کردن میزبان را نشانه سفاهت و حماقت و تکریم میزبان را نشانه رشد شخصیت انسان می‌داند: "أَ لَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ!"(هود۷۸) میزبانی و مهمانی، باعث متوازن شدن سطح مصرف و معیشت در جامعه اسلامی می‌شود و همبستگی و انسجام اجتماعی و خانوادگی را تقویت می‌کند! میزبانی و مهمانی، ادب انسانی، مسلمانی، خویشاوندی، همسایگی و دوستی و شکر نعمت است! https://eitaa.com/egtesade_ma
از قدرت تا روایت قدرت! ما قدرتمندیم؛ یعنی توانایی‌های هدفمندی داریم که دست ما را برای اقدام پُر می‌کند و پای دشمن را برای تهاجم می‌لرزاند! اما در روایت و انتقال این واقعیت هم قدرتمندیم و موفق عمل کرده‌ایم؟ ظاهرا نه؛ زیرا بخش قابل توجهی از جامعه ما روایت درستی از قدرت ما ندارند! چرا؟ شاید یک علت آن این باشد که ما به میزان کافی راوی کاربلد و معتقد نداریم! تعجب نکنید! مثلا شخصی ۳۷ سال عضو یک نهاد بالادستی سیاست‌گذاری فرهنگی کشور است. آقای رضا داوری اردکانی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی! طبیعتا از ایشان انتظار می‌رود راوی قدرت نرم و سخت ما باشد؛ یعنی از سویی راوی علوم انسانی و اجتماعی با رویکرد اسلامی باشد و از سوی دیگر منطق مبارزه پیروزمندانه ما با آمریکا را در این چند دهه روایت کند! اما با کمال تاسف می‌بینیم که در همین روزها ایشان نسبت به این دو موضوع اعلام برائت می‌کند: موضع منفی نسبت‌به علوم انسانی اسلامی و مرگ بر آمریکا! هرچه بگندد نمکش می‌زنند! وای به روزی که بگندد نمک! کاش ایشان مثل مردم زادگاهش اَردَکان، دشمن و شیطان بزرگ را می‌شناختند و مثل اُردَکان در مقابل تومار دشمنی‌های آمریکا با ما و با بشریت سر در آب نمی‌کردند! کاش ایشان امواج معارف مطرح در قرآن و سنت، انبوه تحقیقات پژوهشگران مسلمان در طول تاریخ و تجربه تاریخی تحقق نسبی اسلام در زندگی بشر را نفی نمی‌کردند! که ایک هر سه می‌تواند موضوع و محور علوم انسانی اسلامی باشد! انکار علوم انسانی اسلامی در برخی معانی آن، سر از انکار دین درمی‌آورد! و در برخی معانی آن، سر از انکار مسلمات تاریخ بشری در می‌آورد! انکار سنّت‌های طبیعی و اجتماعی مطرن در قرآن کریم و انکار قواعد اجرایی مطرح در قول و فعل و تقریر معصومان علیهم‌السلام برای به میدان کشاندن سنت‌های الهی یا انکار الگوهای پیشرفتی که قرآن کریم از انبیاء الهی روایت می‌کند، انکار قرآن و سنت از یکسو و انکار تجربه تاریخی بشر از سوی دیگر است! اسوه حسنه بودن انبیاء به‌ویژه پیامبر اعظم خدا که اسوه عمل اجتماعی است را نمی‌توان انکار کرد: "لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ!" اسوه و الگو هستند البته نه برای بشر بریده از خدا و سرگردان غربی بلکه برای انسانیت که مبدا و معاد خود را به‌خاطر دارد و به آن دل‌گرم است: "لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا!"(احزاب۲۱) https://eitaa.com/egtesade_ma
چارچوب پیشرفت در فراز ابتدایی یکی از تعقیبات نماز ظهر از خدای متعال ۴ درخواست داریم: "اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ: ۱. مُوجِبَاتِ رَحْمَتِکَ! ۲. عَزَائِمَ مَغْفِرَتِکَ! ۳. اَلْغَنِیمَةَ مِنْ کُلِّ بِرٍّ! ۴. اَلسَّلامَةَ مِنْ کُلِّ إِثْمٍ!" مقصود این است که به اذن خدای متعال، حال و عملکرد ما طوری شود که این چهار درخواست که دو تا ایجابی (۱و۳) و دو تا سلبی (۲و۴) است، عملیاتی شود: ۱. رحمت خدا در حق ما قطعی شود. رحمت خدا دو گونه است: ابتدایی و پیامدی! ۱.۱ رحمت ابتدایی یا رحمانی، امکانات و زمینه‌های پیشرفتی است که خدای متعال برای جامعه ما فراهم می‌آورد! ۱.۲ رحمت پیامدی یا رحیمی، پاداش الهی در قبال استفاده درست ما از امکانات موجود است! ۲. مغفرت خدا در حق ما قطعی شود؛ یعنی عملکرد درست ما در آینده و پشیمانی ما نسبت به کوتاهی‌ها و اشتباهات گذشته، بخشش و چشم‌پوشی خدا نسبت به بدی‌های گذشته مردم قطعی کند! ۳. بهره‌مندی از هر نوع بِرّ! اما بِرّ چیست؟ آیه ۱۷۷ و ۱۸۹ بقره و آیه ۹۲ آل‌عمران مصادیق بِرّ را توضیح می‌دهد! ۳.۱ آیه ۱۷۷ بقره، اموری را برمی‌شمارد که شامل ایمان و عمل متناسب با این ایمان است. ایمان به خدا، قیامت (مقصد ابدی)، ملائکه (واسطه)، کتاب الهی (برنامه مسیر) و انبیاء (رهبر و الگو)! عمل صالح که نشانه صدق ادعای ایمان است، شامل موارد ذیل می‌شود: رسیدگی مالی به خویشاوندان، یتیمان، فقرا، درراه‌ماندگان و درخواست کنندگان کمک! اقامه نماز! پرداخت زکات (یعنی هر نوع استفاده از امکانات و استعدادها برای جبران نواقص دیگران)! وفا به تعهدات اجتماعی مثل تعهد بین زن و شوهر و بین همکاران و بین مردم و حاکمان! صبر و پایداری در برابر مشکلات و سختی‌های مسیر! "لَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ الْكِتَابِ وَ النَّبِيِّينَ! وَ آتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَ الْيَتَامَىٰ وَ الْمَسَاكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقَابِ! وَ أَقَامَ الصَّلَاةَ! وَ آتَى الزَّكَاةَ! وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا! وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ!" ۳.۲ آیه ۱۸۹ بقره، بر رعایت تقوا یعنی مراقبت از ایمان و عمل صالح تاکید دارد! "لَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ!" ۳.۳ آیه ۹۲ آل‌عمران، بر انفاق از چیزهای محبوب تکیه دارد؛ یعنی روغن ریخته را نذر امامزاده نکن! بلکه از گُل دارایی‌هایت بزن به زخم زندگی مردم! "لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ!" ۴. از اِثم یعنی تنبلی در انجام کارهای خیر (ایمان و عمل صالحی که از آن سخن گفتیم) در امان و سلامت بمانیم! توضیحات بیشتر درباره اِثم بماند برای یادداشت‌های دیگر ان‌شاءالله! https://eitaa.com/egtesade_ma
ما پامنار می‌نشینیم! به قول منزل (زن حاجی گرینوف در اخراجی‌های ۲) ما حاضریم برای رسیدن به آزادی هزینه پرداخت کنیم البته آزادی آزادی که نه! ما پامنار می‌نشینیم! ما هم آزادی را دوست داریم: آزادی از بند تعیین قیمت کالاهای داخلی براساس دلار! آزادی از بانک‌های خصوصی! آزادی از تورم! ما هم آزادسازی را دوست داریم: آزادسازی دست و پای تولیدکننده از کمبود نقدینگی ناشی از افزایش نرخ دلار! آزادسازی مصرف‌کننده از مصرف سویا به‌جای گوشت در اثر گرانی گوشت در اثر حذف نرخ ترجیحی! شما که فراموش نکردید آقای رئیس‌جمهور با تمسک به یادآوری قیمت گوشت به رقیب انتخاباتی‌شان رای گرفتند! شما که فراموش نکردید! شما که فراموش نکردید همفکران شما در اندیشکده حکمرانی شریف و دنیای اقتصاد و مرکز پژوهشها و دولت، حذف ارز ارجیحی گوشت را به دولت شهید رئیسی قالب کردید! آزادسازی خوب است اگر نافی درونزایی اقتصاد ما نباشد و سنگ جلوی پای تولیدکننده و مصرف‌کننده ایرانی نیاندازد! آزادسازی خوب است اگر باعث برونگرایی و قدرت رقابت تولیدکننده و مصرف‌کننده ایرانی با رقبای خارجی شود نه اینکه آنها را برای استفاده از مواد اولیه و کالای نهایی ایرانی بفرستد ته صف! آزادسازی قیمت‌ها، نه کاملا درست نه کاملا غلط است! درباره ارز و کالاهای اساسی و کالاهای بزرگی چون مسکن کاملا غلط است! درباره کالاهای عادی با نظارت دولتی خوب است مشروط بر اینکه مردم احساس نکنند بازار رها شده و دولت خواب است! این احساس، اعتماد مردم را نابود می‌کند! بی‌اعتمادی، سیاست‌ها را به شکست می‌کشاند و برای نظام و مردم اسباب زحمت می‌شود! https://eitaa.com/egtesade_ma
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هفت شهر عشق را رفتند و ما! در خم یک کوچه یا دربند نان! https://eitaa.com/egtesade_ma
یک سوزن به خودمان فرازی از نامه ۳۱ نهج‌البلاغه امیرالمومنین علیه‌السلام به فرزندش امام حسن عليه‌السلام: "يَا بُنَيَّ! اِجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ! فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ! وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا! وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ! وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ! وَ اِسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ!" اى پسرم! نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار ده! پس آنچه را كه براى خود دوست دارى براى ديگران نيز دوست بدار! و آنچه را كه براى خود نمى‌پسندى، براى ديگران مپسند! ستم روا مدار، آنگونه كه دوست ندارى به تو ستم شود! نيكوكار باش، آنگونه كه دوست دارى به تو نيكى كنند! و آنچه را كه براى ديگران زشت مى‌دارى، براى خود نيز زشت بدان!" این همه به مسئولان انتقاد می‌کنیم، یک سوزن هم به خودمان بزنیم: شاید شما هم دیده باشید خودروی شخصی که در حال حرکت است و جلو یا پشت خودرو مشمایی پر ازباله گذاشته و می‌رود تا آن زباله را داخل سطل زباله‌ای جا بدهد! متاسفانه مشاهده کردید که گاه این مشمای زباله در اثر سرعت و باد به زمین پرت می‌شود و کل محیط خیابان را آلوده و منظره عمومی را زشت و زحمت پاکبان زحمتکش را دوچندان می‌کند! کسی این کار را می‌کند که همراه خودش جارو، خاکروبه، مشمای اضافی و وجدان و چشم باز و سرعت کم داشته باشد که اگر احیانا کیسه زباله روی زمین افتاد مردانگی کند و توقف کند و محیط را مثل خانه خودش تمیز کند! این یک مثال ساده و دم دستی عدم مراعات حق‌الناس در بین ماست! شما که تحمل نمی‌کنید آن زباله را داخل خوردو بگذارید، چطور وجدانتان قبول می‌کند که این مشکلات را برای دیگران و خودتان ایجاد کنید؟ انسان عاقل از انجام چنین کاری که چنان عواقب محتمل ناشایستی دارد صرف‌نظر می‌کند مخصوصا که این کار راه‌حل‌های آسان دارد! همانطور که در فراز فوق از نهج‌البلاغه مشاهده کردید، در دستورات دینی ما یکی از اصول اخلاقی این است که آنچه برای خود نمی‌پسندیم برای دیگران هم نپسندیم! https://eitaa.com/egtesade_ma
کاش ما باشیم... ابوحمزه ثُمالی از ابوخالد كابُلى روايت می‌کند كه امام سجاد عليه‌السّلام فرمودند: غيبت دوازدهمین جانشين رسول خدا، طولانی می‌شود! اى ابوخالد! مردم زمان غیبت كه معتقد به امامت وى و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمان‌ها بهترند؛ زيرا خداوند عقل و فهم و شناختی به آنها داده كه غيبت در نزد آنان به منزله‌ی حضور است! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى می‌داند كه با شمشير در پيشگاه پيامبر خدا پيكار كرده‏اند! آنها مخلصان حقيقى و شيعيان راستین ما هستند! آنها مردم را به‌طور آشكار و نهان به دين خدا می‌خوانند! (بحار الأنوار.ج۵۲.ص۱۲۲) خوش به‌حال آنها که دیدند و فهمیدند و خریدند! وای به‌حال آنها که دیدند و نفهمیدند و نخریدند! وای به‌حال آنها که ندیدند و نفهمیدند و نخریدند! این دو گروه در روز حساب ناله سرمی‌دهند که کاش فهمیده بودیم یا شنیده بودیم: "قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ، مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ!"(ملک۱۰) خوشا خوشا به‌حال ما اگر از کسانی باشیم که ندیدند اما فهمیدند و خریدند! https://eitaa.com/egtesade_ma
صد رحمت به لاک‌پشت گفته: سه ماه است که تاسیسات هسته‌ای بمباران شده و الآن غنی‌سازی وجود ندارد! و مدعی شده: ۱.نبود غنی‌‌سازی، در زندگی ما ذره‌ای حس نشد! ۲. ۲۲سال برای حق غنی‌سازی هزینه دادیم! ۳.در این ۲۲ سال، صرفا حق زندگی را از دست دادیم و چیزی به دست نیاوردیم ! در این توییت، چند مغالطه انجام داده: ۱. گویا اگر برای هسته‌ای شدن تلاش نمی‌کردیم، شرق و غرب هرچه داشت به پای ما می‌ریخت! بدون برگ برنده نباید انتظار بُرد داشت! اگر هسته‌ای نبودیم، به‌صورت مضاعف مشکلات داشتیم و قدرت چانه‌زنی هم نداشتیم! ۲. گویا هسته‌ای تنها مساله ما با خبیث‌های مزاحم غربی است! قبل انقلاب که هسته‌ای نداشتیم، چرا علیه ما کودتا کردند؟ اول انقلاب چطور؟ تو هرچه می‌خواهی باش! شیر یا خر! گرگ گرگ است! ۳. گویا هسته‌ای هیچ آورده‌ای ندارد و صرفا یک بهانه‌گیری نظام اسلامی برای آزرده کردن خاطر شریف گرگ‌های غربی است! هسته‌ای تضمین انرژی سالم و پایدار و پادزهر مطمئن ناپایداری در برق است! احیانا اگر خواب تشریف ندارید یا خودتان را به خواب نزده‌اید، خاموشی‌های رنج‌آور ماه‌های اخیر را که می‌بینید! هسته‌ای یعنی دانش‌بنیانی در کشاورزی و صنعت و کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری صنعت و کشاورزی! هسته‌ای، یعنی سلامت و قدرت درمان پزشکی! بیماران زیادی برای درمان نیازمند این دانش هستند! مگه شما درمانتان را در ایران انجام نمی‌دهید؟ ۴.از منافع هسته‌ای هم که بگذریم، هسته‌ای خواست یک نظام مستقل است! اگر بنا باشد فضول‌ها برای ما تعیین تکلیف کنند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود! به آنها چه؟ استقلال و آزادی ملی چه می‌شود؟ https://eitaa.com/egtesade_ma
زن، مرد، خانواده، زندگی زن در نگاه اسلام چه جایگاهی دارد؟ پاسخ به این پرسش بدون بررسی نسبت بین زن و مرد ممکن نیست. تمدن کاریکاتوری غرب، با طرح فریبکارانه بحث تساوی و تشابه زن و مرد، به نتیجه غلط تساوی و تشابه حقوق و تکالیف زن و مرد رسید و با این نتیجه‌گیری ناصواب، بنیان خانواده را متزلزل کرد بلکه خانواده را نابود کرد! دلیل؟ قاعده قرآنی و تجربه پیش رو! تجربه قرن اخیر بشر غربی که تحت تاثیر تبلیغات و بافته‌ها تشابه زن و مرد را باور کرد و در نتیجه زن و مرد از پذیرش نقش‌های متفاوت و مکمل سرباز زدند و هر دو پابه‌پای هم مشغول خدمت به کلان سرمایه‌داران شدند و روز به روز از هم دورتر شدند تا جایی که نیاز مالی زن به مرد و نیاز غریزی عاطفی مرد به زن از طریق اشتغال زن و هرزگی مرد تامین شد و زن و مرد از قید وابستگی به هم رها و تنها شدند؛ مثل گمشده بی‌پناهی که آماده دریده شدن توسط گرگ‌های ثروت‌اندوز است! انسان، ناخودآگاه به یاد داستان روباه و کلاغ و قالب پنیر می‌افتد! قرآن کریم در عین اینکه از اصالت انسان بودن زن و مرد و فرصت مشترک ارتباط با خدا سخن می‌گوید با جدیت از تفاوت زن و مرد در پذیرش نقش‌های اجتماعی _ اقتصادی دفاع می‌کند. جهت آشنایی با دیدگاه قرآن پیرامون تفاوت‌های طبیعی و قانونی زن و مرد، تفاسیر پیرامون آیات مربوط به حجاب، ارث، ازدواج و شیردهی و آیات ۱۸ زخرف، ۱۸۷و۲۲۳ بقره، ۳۲و۳۴ نساء و ۳۶ آل‌عمران را ببینید. این تفاوت طبیعی و قانونی، منشا نیاز طبیعی و قانونی زن و مرد به یکدیگر می‌شود. این نیاز طبیعی و قانونی، منشا شکل‌گیری زوجیت می‌شود؛ زوجیتی که اصل عمومی در همه آفرینش است! جهت مطالعه اصل قرآنی زوجیت، تفاسیر پیرامون آیات هود ۴۰، رعد ۳، فاطر ۱۱، یس ۳۶، ص ۵۸، شوری ۱۱، زخرف ۱۲، ذاریات ۴۹، نجم ۴۵، رحمان ۵۲، قیامت ۳۹، نبا ۸، تکویر ۷ را ببینید! زوجیت طبیعی و قانونی، منشا شکل‌گیری نهاد خانواده می‌شود که محل پرورش عاطفی زوجین و فرزندان است و چنین خانواده‌ای پایه شکل‌گیری جامعه است! https://eitaa.com/egtesade_ma
محرم اسرار مردم تیتر اول زده: مهاجرت ۱۰۰ نفر اول کنکور! در توضیحات گفته: اغلب ۱۰۰ نفر اول کنکور رشته‌های پزشکی! یک تیتر و دو دروغ که حال مخاطب را خراب می‌کند: اولا صد نفر نیست و مدعی اغلب است! ثانیا صد نفر اول کنکور نیست و فقط رشته پزشکی است! از تشکیلاتی که نام خود را کارگزاران سازندگی می‌گزارد و با چنین مغالطات واضحی روحیه مردم را تخریب می‌کند باید پرسید: شما سازنده امید هستید یا ناامیدی؟ وای به‌حال بنایی که سازنده آن شما باشید! اما درباره اصل خبر بر فرض صحت توجه به نکاتی درباره فرهنگ پزشکی ما ضروری است: امروزه متاسفانه بازاری‌سازی به رشته مقدس طب و درمان نفوذ کرده تا جایی که اشتیاق برای رشته تجربی نیز ناشی از همین رقابت برای کسب درآمد از مسیر بیماری مردم است! در فرهنگ ما پزشک را با عنوان "حکیم" می‌شناختند که صفت خداست و او را محرم اسرار بیمار می‌دانستند؛ زیرا آنها نیز شبیه پیامبران، دنبال پر کردن جیب خود و تیغ زدن مردم نبودند: "مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ!" هرچند مردم زیر دین آنها نمی‌ماندند و زندگی آنها تامین می‌شد اما مهم این بود که کار خود را مقدس و دست خود را دست خدا می‌دیدند و اجر خود را برای نجات جان بندگان خدا از خدا می‌خواستند: "إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ!"(شعراء۱۰۹) آنها بازاری نبودند و در بازار ما راسته پزشکی نبود. اگرچه شاید حجره‌ای هم داشتند اما در میدان بودند و شبیه پیامبر خدا بدون توقع خدمت بیمار می‌رفتند: "طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ!"(خطبه۱۰۸) دست چنین پزشکی شفاست! بودجه مملکت باید خرج چنین پزشکانی شود! https://eitaa.com/egtesade_ma
ترس سازنده! ترس سوزنده! امام حسن عسكرى عليه‌السلام: اميرمؤمنان على عليه‌السلام به مردى نگريستند و در چهره او نشانه ترس ديدند! به او فرمودند: در چه حالى؟ گفت: از خدا مى‌ترسم! فرمودند: اى بنده خدا! از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم‌هايى كه به بندگان خدا كرده‌اى بترس! خدا را در آنچه تو را موظّف نموده، پيروى كن! از او در آنچه صلاح تو درآن است، نافرمانى نكن! پس از آن، از خدا نترس؛ زيرا او به هيچ كس ظلم نمى‌كند! و هرگز كسى را بيش از استحقاقش مجازات نمى‌كند! (تفسير. ج۷. ص۲۶۵. حدیث۱۳۳) ترس از خدا، در کنار امید به خدا، دو بال حرکت و پرواز و اوج گرفتن فرد و جامعه است! امید به خدا باید با ترس از او تنظیم شود و ترس از خدا با امید به او همراه باشد تا زندگی مردم نظم و نظام پیدا کند! امید به خدا، مانع توقف و ترس از خدا، مانع حرکت بیجا است! در قرآن کریم، الفاظ گوناگونی چون "خوف"، "خشیت"، "رُعب" و "رهب" بر انواع ترس دلالت دارد که موضوع یادداشت‌های جداگانه است! شمشیر ترس، اگر به‌جای یاد خدا با یاد دشمنان صیقلی شود، فرد و جامعه را می‌کشد! به‌همان اندازه که ترس از عدالت خدا و ترس از قدرت تخریب گناه سازنده است، ترس از دشمنان و مشکلات کشنده است! "الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ!"(احزاب۳۹) دشمن و مشکلات را باید در حساب آورد اما نباید از آن حساب برد! بین انسان و دشمنان و مشکلات باید یاد خدا و توجه به امکانات حائل شود تا دشمن و مشکل هم باعث رشد و پیشرفت شود و تهدید تبدیل به فرصت شود! همان‌گونه که حائل شدن ظروف سخت، بین آب و آتش باعث جوشش آب می‌شود! "إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ، لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ!"(ملک۱۲) https://eitaa.com/egtesade_ma
آب که از سر گذشت... مثل‌ها و اشعار، نمایشگر فرهنگ عمومی و آرمان‌های یک ملّت است! باعث افتخار ما است که بسیاری از این میراث‌های فرهنگی، ترجمه آیات قرآن و روایات حضرات معصومان علیهم‌السلام است! هرچند شاید بخشی از اشعار و مثل‌ها هم چنین نیست و قابل دفاع نباشد. بیایید یکی از مثل‌های غلط رایج فارسی را با هم مرور کنیم: "آب که از سر گذشت، چه یک وجب! چه صد وجب!" این طرز فکر؛ یعنی خطا با خط و اتفاق با عادت و عرف فرقی ندارد! یعنی کشتن یک نفر و دو نفر و صد نفر و یک میلیون فرقی ندارد! یعنی تخم‌مرغ دزدی، شترمرغ دزدی، اختلاس و مدیریت غلط ارزی فرقی ندارد! و ده‌ها چنین مثال‌هایی که هیچ وجدان بیداری آن را نمی‌پذیرد و هیچ مکتب اخلاقی و حقوقی زیر بار آن نمی‌رود! قرآن تاکید می‌کند بدی مراتب گوناگون دارد. برخی قابل بخشش و برخی غیرقابل بخشش است! "إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ! وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ!"(نساء۴۸) این دارای مراتب بودن بدی‌ها، نتیجه‌اش می‌شود لزوم و امکان تشخیص اولویت‌ها در مواقعی که ترک همه بدی‌ها مقدور نباشد! از نظر شخصی نیز خیلی فرق می‌کند که آب یک وجب از سر گذشته باشد یا صد وجب! چرا؟ چون ترک عادت دشوار است! چون اگر کسی یک وجب زیر آب برود، امکان نجاتش به‌مراتب بیشتر است از کسی که صد وجب زیر آب باشد! "الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ!"(نجم۳۲) نتیجه فردی این مثل، ناامیدی از توبه و بازگشت است: "لَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ!"(یوسف۸۷) نتیجه اجتماعی این مثل، بی‌خیالی و بی‌مبالاتی در قبال شروع یک انحراف اجتماعی و سرایت تدریجی گناه و معصیت در جامعه با ترک امربه معروف و ترک نهی از منکر است: "لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ!"(آل‌عمران۱۰۵) نتیجه معرفتی این مثل، نگاه صفر و صدی به مسائل و ناتوانی در دیدن خوبی‌ها و بدی‌ها در کنار هم است. نگاه مطلق صفر و یکی، توانایی حل مسائل نسبی اجتماعی را ندارد! نتیجه سیاستی این نگاه، ارائه راه‌حل‌های ساده‌انگارانه و غیرمنطبق با واقعیات اجتماعی است! راه‌حل‌هایی که شاید برای جامعه‌ای دیگر یا شرایطی خیالی جوابگو باشد اما برای درست کردن ابرو، چشم را کور می‌کند! https://eitaa.com/egtesade_ma