eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هفت شهر عشق را رفتند و ما! در خم یک کوچه یا دربند نان! https://eitaa.com/egtesade_ma
یک سوزن به خودمان فرازی از نامه ۳۱ نهج‌البلاغه امیرالمومنین علیه‌السلام به فرزندش امام حسن عليه‌السلام: "يَا بُنَيَّ! اِجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ! فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ! وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا! وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ! وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ! وَ اِسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ!" اى پسرم! نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار ده! پس آنچه را كه براى خود دوست دارى براى ديگران نيز دوست بدار! و آنچه را كه براى خود نمى‌پسندى، براى ديگران مپسند! ستم روا مدار، آنگونه كه دوست ندارى به تو ستم شود! نيكوكار باش، آنگونه كه دوست دارى به تو نيكى كنند! و آنچه را كه براى ديگران زشت مى‌دارى، براى خود نيز زشت بدان!" این همه به مسئولان انتقاد می‌کنیم، یک سوزن هم به خودمان بزنیم: شاید شما هم دیده باشید خودروی شخصی که در حال حرکت است و جلو یا پشت خودرو مشمایی پر ازباله گذاشته و می‌رود تا آن زباله را داخل سطل زباله‌ای جا بدهد! متاسفانه مشاهده کردید که گاه این مشمای زباله در اثر سرعت و باد به زمین پرت می‌شود و کل محیط خیابان را آلوده و منظره عمومی را زشت و زحمت پاکبان زحمتکش را دوچندان می‌کند! کسی این کار را می‌کند که همراه خودش جارو، خاکروبه، مشمای اضافی و وجدان و چشم باز و سرعت کم داشته باشد که اگر احیانا کیسه زباله روی زمین افتاد مردانگی کند و توقف کند و محیط را مثل خانه خودش تمیز کند! این یک مثال ساده و دم دستی عدم مراعات حق‌الناس در بین ماست! شما که تحمل نمی‌کنید آن زباله را داخل خوردو بگذارید، چطور وجدانتان قبول می‌کند که این مشکلات را برای دیگران و خودتان ایجاد کنید؟ انسان عاقل از انجام چنین کاری که چنان عواقب محتمل ناشایستی دارد صرف‌نظر می‌کند مخصوصا که این کار راه‌حل‌های آسان دارد! همانطور که در فراز فوق از نهج‌البلاغه مشاهده کردید، در دستورات دینی ما یکی از اصول اخلاقی این است که آنچه برای خود نمی‌پسندیم برای دیگران هم نپسندیم! https://eitaa.com/egtesade_ma
کاش ما باشیم... ابوحمزه ثُمالی از ابوخالد كابُلى روايت می‌کند كه امام سجاد عليه‌السّلام فرمودند: غيبت دوازدهمین جانشين رسول خدا، طولانی می‌شود! اى ابوخالد! مردم زمان غیبت كه معتقد به امامت وى و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمان‌ها بهترند؛ زيرا خداوند عقل و فهم و شناختی به آنها داده كه غيبت در نزد آنان به منزله‌ی حضور است! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى می‌داند كه با شمشير در پيشگاه پيامبر خدا پيكار كرده‏اند! آنها مخلصان حقيقى و شيعيان راستین ما هستند! آنها مردم را به‌طور آشكار و نهان به دين خدا می‌خوانند! (بحار الأنوار.ج۵۲.ص۱۲۲) خوش به‌حال آنها که دیدند و فهمیدند و خریدند! وای به‌حال آنها که دیدند و نفهمیدند و نخریدند! وای به‌حال آنها که ندیدند و نفهمیدند و نخریدند! این دو گروه در روز حساب ناله سرمی‌دهند که کاش فهمیده بودیم یا شنیده بودیم: "قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ، مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ!"(ملک۱۰) خوشا خوشا به‌حال ما اگر از کسانی باشیم که ندیدند اما فهمیدند و خریدند! https://eitaa.com/egtesade_ma
صد رحمت به لاک‌پشت گفته: سه ماه است که تاسیسات هسته‌ای بمباران شده و الآن غنی‌سازی وجود ندارد! و مدعی شده: ۱.نبود غنی‌‌سازی، در زندگی ما ذره‌ای حس نشد! ۲. ۲۲سال برای حق غنی‌سازی هزینه دادیم! ۳.در این ۲۲ سال، صرفا حق زندگی را از دست دادیم و چیزی به دست نیاوردیم ! در این توییت، چند مغالطه انجام داده: ۱. گویا اگر برای هسته‌ای شدن تلاش نمی‌کردیم، شرق و غرب هرچه داشت به پای ما می‌ریخت! بدون برگ برنده نباید انتظار بُرد داشت! اگر هسته‌ای نبودیم، به‌صورت مضاعف مشکلات داشتیم و قدرت چانه‌زنی هم نداشتیم! ۲. گویا هسته‌ای تنها مساله ما با خبیث‌های مزاحم غربی است! قبل انقلاب که هسته‌ای نداشتیم، چرا علیه ما کودتا کردند؟ اول انقلاب چطور؟ تو هرچه می‌خواهی باش! شیر یا خر! گرگ گرگ است! ۳. گویا هسته‌ای هیچ آورده‌ای ندارد و صرفا یک بهانه‌گیری نظام اسلامی برای آزرده کردن خاطر شریف گرگ‌های غربی است! هسته‌ای تضمین انرژی سالم و پایدار و پادزهر مطمئن ناپایداری در برق است! احیانا اگر خواب تشریف ندارید یا خودتان را به خواب نزده‌اید، خاموشی‌های رنج‌آور ماه‌های اخیر را که می‌بینید! هسته‌ای یعنی دانش‌بنیانی در کشاورزی و صنعت و کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری صنعت و کشاورزی! هسته‌ای، یعنی سلامت و قدرت درمان پزشکی! بیماران زیادی برای درمان نیازمند این دانش هستند! مگه شما درمانتان را در ایران انجام نمی‌دهید؟ ۴.از منافع هسته‌ای هم که بگذریم، هسته‌ای خواست یک نظام مستقل است! اگر بنا باشد فضول‌ها برای ما تعیین تکلیف کنند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود! به آنها چه؟ استقلال و آزادی ملی چه می‌شود؟ https://eitaa.com/egtesade_ma
زن، مرد، خانواده، زندگی زن در نگاه اسلام چه جایگاهی دارد؟ پاسخ به این پرسش بدون بررسی نسبت بین زن و مرد ممکن نیست. تمدن کاریکاتوری غرب، با طرح فریبکارانه بحث تساوی و تشابه زن و مرد، به نتیجه غلط تساوی و تشابه حقوق و تکالیف زن و مرد رسید و با این نتیجه‌گیری ناصواب، بنیان خانواده را متزلزل کرد بلکه خانواده را نابود کرد! دلیل؟ قاعده قرآنی و تجربه پیش رو! تجربه قرن اخیر بشر غربی که تحت تاثیر تبلیغات و بافته‌ها تشابه زن و مرد را باور کرد و در نتیجه زن و مرد از پذیرش نقش‌های متفاوت و مکمل سرباز زدند و هر دو پابه‌پای هم مشغول خدمت به کلان سرمایه‌داران شدند و روز به روز از هم دورتر شدند تا جایی که نیاز مالی زن به مرد و نیاز غریزی عاطفی مرد به زن از طریق اشتغال زن و هرزگی مرد تامین شد و زن و مرد از قید وابستگی به هم رها و تنها شدند؛ مثل گمشده بی‌پناهی که آماده دریده شدن توسط گرگ‌های ثروت‌اندوز است! انسان، ناخودآگاه به یاد داستان روباه و کلاغ و قالب پنیر می‌افتد! قرآن کریم در عین اینکه از اصالت انسان بودن زن و مرد و فرصت مشترک ارتباط با خدا سخن می‌گوید با جدیت از تفاوت زن و مرد در پذیرش نقش‌های اجتماعی _ اقتصادی دفاع می‌کند. جهت آشنایی با دیدگاه قرآن پیرامون تفاوت‌های طبیعی و قانونی زن و مرد، تفاسیر پیرامون آیات مربوط به حجاب، ارث، ازدواج و شیردهی و آیات ۱۸ زخرف، ۱۸۷و۲۲۳ بقره، ۳۲و۳۴ نساء و ۳۶ آل‌عمران را ببینید. این تفاوت طبیعی و قانونی، منشا نیاز طبیعی و قانونی زن و مرد به یکدیگر می‌شود. این نیاز طبیعی و قانونی، منشا شکل‌گیری زوجیت می‌شود؛ زوجیتی که اصل عمومی در همه آفرینش است! جهت مطالعه اصل قرآنی زوجیت، تفاسیر پیرامون آیات هود ۴۰، رعد ۳، فاطر ۱۱، یس ۳۶، ص ۵۸، شوری ۱۱، زخرف ۱۲، ذاریات ۴۹، نجم ۴۵، رحمان ۵۲، قیامت ۳۹، نبا ۸، تکویر ۷ را ببینید! زوجیت طبیعی و قانونی، منشا شکل‌گیری نهاد خانواده می‌شود که محل پرورش عاطفی زوجین و فرزندان است و چنین خانواده‌ای پایه شکل‌گیری جامعه است! https://eitaa.com/egtesade_ma
محرم اسرار مردم تیتر اول زده: مهاجرت ۱۰۰ نفر اول کنکور! در توضیحات گفته: اغلب ۱۰۰ نفر اول کنکور رشته‌های پزشکی! یک تیتر و دو دروغ که حال مخاطب را خراب می‌کند: اولا صد نفر نیست و مدعی اغلب است! ثانیا صد نفر اول کنکور نیست و فقط رشته پزشکی است! از تشکیلاتی که نام خود را کارگزاران سازندگی می‌گزارد و با چنین مغالطات واضحی روحیه مردم را تخریب می‌کند باید پرسید: شما سازنده امید هستید یا ناامیدی؟ وای به‌حال بنایی که سازنده آن شما باشید! اما درباره اصل خبر بر فرض صحت توجه به نکاتی درباره فرهنگ پزشکی ما ضروری است: امروزه متاسفانه بازاری‌سازی به رشته مقدس طب و درمان نفوذ کرده تا جایی که اشتیاق برای رشته تجربی نیز ناشی از همین رقابت برای کسب درآمد از مسیر بیماری مردم است! در فرهنگ ما پزشک را با عنوان "حکیم" می‌شناختند که صفت خداست و او را محرم اسرار بیمار می‌دانستند؛ زیرا آنها نیز شبیه پیامبران، دنبال پر کردن جیب خود و تیغ زدن مردم نبودند: "مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ!" هرچند مردم زیر دین آنها نمی‌ماندند و زندگی آنها تامین می‌شد اما مهم این بود که کار خود را مقدس و دست خود را دست خدا می‌دیدند و اجر خود را برای نجات جان بندگان خدا از خدا می‌خواستند: "إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ!"(شعراء۱۰۹) آنها بازاری نبودند و در بازار ما راسته پزشکی نبود. اگرچه شاید حجره‌ای هم داشتند اما در میدان بودند و شبیه پیامبر خدا بدون توقع خدمت بیمار می‌رفتند: "طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ!"(خطبه۱۰۸) دست چنین پزشکی شفاست! بودجه مملکت باید خرج چنین پزشکانی شود! https://eitaa.com/egtesade_ma
ترس سازنده! ترس سوزنده! امام حسن عسكرى عليه‌السلام: اميرمؤمنان على عليه‌السلام به مردى نگريستند و در چهره او نشانه ترس ديدند! به او فرمودند: در چه حالى؟ گفت: از خدا مى‌ترسم! فرمودند: اى بنده خدا! از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم‌هايى كه به بندگان خدا كرده‌اى بترس! خدا را در آنچه تو را موظّف نموده، پيروى كن! از او در آنچه صلاح تو درآن است، نافرمانى نكن! پس از آن، از خدا نترس؛ زيرا او به هيچ كس ظلم نمى‌كند! و هرگز كسى را بيش از استحقاقش مجازات نمى‌كند! (تفسير. ج۷. ص۲۶۵. حدیث۱۳۳) ترس از خدا، در کنار امید به خدا، دو بال حرکت و پرواز و اوج گرفتن فرد و جامعه است! امید به خدا باید با ترس از او تنظیم شود و ترس از خدا با امید به او همراه باشد تا زندگی مردم نظم و نظام پیدا کند! امید به خدا، مانع توقف و ترس از خدا، مانع حرکت بیجا است! در قرآن کریم، الفاظ گوناگونی چون "خوف"، "خشیت"، "رُعب" و "رهب" بر انواع ترس دلالت دارد که موضوع یادداشت‌های جداگانه است! شمشیر ترس، اگر به‌جای یاد خدا با یاد دشمنان صیقلی شود، فرد و جامعه را می‌کشد! به‌همان اندازه که ترس از عدالت خدا و ترس از قدرت تخریب گناه سازنده است، ترس از دشمنان و مشکلات کشنده است! "الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ!"(احزاب۳۹) دشمن و مشکلات را باید در حساب آورد اما نباید از آن حساب برد! بین انسان و دشمنان و مشکلات باید یاد خدا و توجه به امکانات حائل شود تا دشمن و مشکل هم باعث رشد و پیشرفت شود و تهدید تبدیل به فرصت شود! همان‌گونه که حائل شدن ظروف سخت، بین آب و آتش باعث جوشش آب می‌شود! "إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ، لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ!"(ملک۱۲) https://eitaa.com/egtesade_ma
آب که از سر گذشت... مثل‌ها و اشعار، نمایشگر فرهنگ عمومی و آرمان‌های یک ملّت است! باعث افتخار ما است که بسیاری از این میراث‌های فرهنگی، ترجمه آیات قرآن و روایات حضرات معصومان علیهم‌السلام است! هرچند شاید بخشی از اشعار و مثل‌ها هم چنین نیست و قابل دفاع نباشد. بیایید یکی از مثل‌های غلط رایج فارسی را با هم مرور کنیم: "آب که از سر گذشت، چه یک وجب! چه صد وجب!" این طرز فکر؛ یعنی خطا با خط و اتفاق با عادت و عرف فرقی ندارد! یعنی کشتن یک نفر و دو نفر و صد نفر و یک میلیون فرقی ندارد! یعنی تخم‌مرغ دزدی، شترمرغ دزدی، اختلاس و مدیریت غلط ارزی فرقی ندارد! و ده‌ها چنین مثال‌هایی که هیچ وجدان بیداری آن را نمی‌پذیرد و هیچ مکتب اخلاقی و حقوقی زیر بار آن نمی‌رود! قرآن تاکید می‌کند بدی مراتب گوناگون دارد. برخی قابل بخشش و برخی غیرقابل بخشش است! "إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ! وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ!"(نساء۴۸) این دارای مراتب بودن بدی‌ها، نتیجه‌اش می‌شود لزوم و امکان تشخیص اولویت‌ها در مواقعی که ترک همه بدی‌ها مقدور نباشد! از نظر شخصی نیز خیلی فرق می‌کند که آب یک وجب از سر گذشته باشد یا صد وجب! چرا؟ چون ترک عادت دشوار است! چون اگر کسی یک وجب زیر آب برود، امکان نجاتش به‌مراتب بیشتر است از کسی که صد وجب زیر آب باشد! "الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ!"(نجم۳۲) نتیجه فردی این مثل، ناامیدی از توبه و بازگشت است: "لَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ!"(یوسف۸۷) نتیجه اجتماعی این مثل، بی‌خیالی و بی‌مبالاتی در قبال شروع یک انحراف اجتماعی و سرایت تدریجی گناه و معصیت در جامعه با ترک امربه معروف و ترک نهی از منکر است: "لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ!"(آل‌عمران۱۰۵) نتیجه معرفتی این مثل، نگاه صفر و صدی به مسائل و ناتوانی در دیدن خوبی‌ها و بدی‌ها در کنار هم است. نگاه مطلق صفر و یکی، توانایی حل مسائل نسبی اجتماعی را ندارد! نتیجه سیاستی این نگاه، ارائه راه‌حل‌های ساده‌انگارانه و غیرمنطبق با واقعیات اجتماعی است! راه‌حل‌هایی که شاید برای جامعه‌ای دیگر یا شرایطی خیالی جوابگو باشد اما برای درست کردن ابرو، چشم را کور می‌کند! https://eitaa.com/egtesade_ma
قاب تصویر سوره منافقون "خود تحقیری" و "دشمن آمریکا تحقیری" بلکه "غیر آمریکا تحقیری" از سر و روی جماعت لیبرال به‌قول خودشان تکنوکرات می‌بارد! گربه را هرجور بیندازی، چهار دست و پا پایین میاد! لیبرال را هر بلایی سرش بیاید، عشق آمریکا از دلش بیرون نمی‌رود! آدم یاد کلام امیر سخن امیرالمومنین علیه‌السلام در حکمت ۴۵ نهج‌البلاغه می‌افتد: "اگر با شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه دشمن من شود، با من دشمنى نخواهد كرد! و اگر تمام دنيا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد!" شبیه حال منافقانی که خدا متعال در آیات سوره مبارکه منافقون حال چندش‌آور آنها را توصیف می‌کند: آنها همیشه فکر می‌کنند دشمن الآن پیروز می‌شود و پدر ما را در می‌آورد: "يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ، لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ!" و خدا در دهانشان می‌زند که عزت یعنی نفوذ و نفوذناپذیری، ویژگی خدا و خداباورانِ خدایاور است: "لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ!" اما چه می‌شود کرد که منافق اهل تحلیل واقع‌بینانه و عالمانه نیست: "لَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ!"(منافقون۸) https://eitaa.com/egtesade_ma
معنای دعا ادب دعا امام باقر عليه‌السلام: خداوند به آدم عليه‌السلام وحى فرمود: اى آدم! من همه خوبي‌ها را در چهار جمله براى تو گرد مى‌آورم: يكى از آنِ من است! يكى از آنِ تو است! يكى به من و تو مربوط مى‌شود! يكى به تو و مردم مربوط می‌شود! ۱. اما آن كه مخصوص من باشد اين است كه مرا بپرستى و هيچ چيز را شريک من نگردانى! ۲. آن كه از آنِ تو باشد اين است كه من به كار تو پاداش دهم در حالى كه بيش از هر وقت ديگر به آن نيازمندى! ۳. آن كه ميان من و تو باشد اين است كه تو دعا كنى و من اجابت كنم! ۴. آن كه به رابطه ميان تو و مردم مربوط مى‌شود اين است كه براى آنان همان پسندى كه براى خود مى‌پسندى! (بحار الأنوار.ج۸.ص۲۶.ح۷۵) درباره بند سوم، یعنی دعا، توجه اسلام به بُعد غیبی و معنوی زندگی در کنار بُعد مشهود و مادی زندگی با هم است و هیچ‌کدام را فدای دیگری نمی‌کند برخلاف تمدن کاریکاتوری غرب که بُعد غیبی و معنوی زندگی را فدای بُعد مشهود و مادی زندگی کرده تعادل انسان را بر هم زده است! دعا، مخ و مغز عبادت و بندگی خداست! دعا، دعوت از خداست برای حضور رسمی و با دعوت در چم و خم‌هدی زندگی! وقتی پای خدا را رسما به میان زندگی خودمان می‌کشیم، چند تاثیر دارد: ۱. خدا دعوت کننده خود را تکریم می‌کند در حد خودش نه در حد دعوت کننده! یا با اجابت مستقیم و سریع خواسته‌اش یا به طریقی دلچسب‌تر! با معرفت دعا کن تا بتوانی اعتماد کنی! ۲. وقتی از دری خدا را به خانه دعوت کردی، از در دیگر بیرونش نکن! خیلی بی‌ادبانه است که انسان مهمان دعوتی باشخصیت خود را بی‌بهانه از خانه اخراج کند! گرفتی؟ منظورم اینه که با گناه و حق‌الناس خدا را از خودت دور نکن! ۳. اجازه نده کسی به مهمان رسمی تو جسارت و حتی بی‌توجهی کند! ۴. او را به همه معرفی کن تا همه تو را دوستی با او بشناسند! بخیل نباش! ۵. با دوستان قدیمی میهمانت گرم بگیر و با آنها به‌طور ویژه صمیمی باش تا هرچه بیشتر دل مهمانت را به دست آوری! دوستان قدیمی، راه دل مهمان را بلدند! "قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ!"(شوری۲۳) https://eitaa.com/egtesade_ma
نه فقط به‌خاطر پول از اصول ضدّ اخلاقی و ضّد دینی بازارگرایی افراطی، این شعار است که "هر چیزی یک قیمتی دارد!" وقتی که مقصود این باشد که به‌خاطر پول و منافع مادی دنیوی می‌توان هر چیزی را فروخت! امور قیمت‌پذیر، چیزهایی است که می‌توان برای آن عوضی تعیین کرد و انسان مجاز است آن چیز را با عوض آن معامله کند. امور قیمت‌ناپذیر، با هیچ‌چیز قابل مقایسه و مبادله نیست؛ همچون رضایت الهی که نمی‌توان آن را با هیچ‌چیز مبادله کرد؛ هرچند هر چیزی را می‌توان با آن مبادله کرد: "رِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ، أَكْبَرُ!"(توبه72). درباره هر چیز، یا قیمت مادی دنیوی تصور می‌شود و انسان مجاز به مبادله است، مثل کالاها و خدمات متعارف در اقتصاد که اینجا "أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ!"(بقره275) صدق می‌کند و یا قیمت مادی دنیوی تصور نمی‌شود و از لحاظ منطق دینی مبادله جایز نیست. همۀ ارزش‌های مورد اهتمام اسلام از این نوع است؛ همچون عقل، دین، ناموس و آبروی انسان. در مقابل چنین اموری، هر قیمت مادی ناچیز است: "لَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا!"(بقره۴۱) "إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا!"(آل‌عمران۷۷) بنابراین ما در زندگی اجتماعی با دو نوع واقعیت مواجهیم: ۱. قیمت‌ناپذیر! ۲. قیمت‌پذیر! روابط بین مردم در امور قیمت‌پذیر، ممکن است قبل از بازار، در بازار یا خارج از بازار باشد. بنابراین در کنار بازار که بر اساس منطق تراضی و توافق مبادله می‌شود: "تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ!"(نساء29)، برخی امور نیز خارج از منطق بازار و بدون قیمت شکل‌ می‌گیرد. در منطق اقتصاد اسلامی، بخشی از روابط مالی قبل از بازار در خانواده شکل می‌گیرد که پولی نیست بلکه یک تعهد پایدار اخلاقی و اجتماعی و حقوقی و خونی بین اعضای خانواده است. همچنین در کنار بازار، بخشی به‌عنوان فرابازار رسمیت دارد، بلکه یک ضرورت دائمی اجتماعی است و دو کارکرد دارد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم! مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ: لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ!"(بقره۲۵۴) ۱. احسان و محبت و صمیمیت شبیه روابط مالی محسنانه غیرالزامی در حق یتیمان و بین مومنان، همسایگان و خویشاوندان! ۲. شفاعت و دستگیری از درماندگان دائمی یا مقطعی یا موردی. درمانده دائمی؛ یعنی کسی که مطلقا توانایی کار و کسب ندارد. درمانده مقطعی؛ یعنی کسی که توانایی کار دارد و به‌دنبال کار هم هست اما کار پیدا نکرده یا ورشکست شده است یا در راه‌مانده‌ای که پول تمام کرده یا پولش را گم کرده یا دزدیده‌اند. به گروه اخیر در قرآن کریم، "اِبن السَّبیل" گفته می‌شود؛ وضعیتی که در زمان‌های سابق زیاد پیش می‌آمد و شاید امروزه مصادیق یا موارد مشابه جدیدی پیدا کرده باشد. از جامع‌ترین آیات درباره مصادیق احسان و شفاعت، آیه ۳۶ سوره نساء است: "بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ بِذِي الْقُرْبَىٰ وَ الْيَتَامَىٰ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْجَارِ ذِي‌الْقُرْبَىٰ وَ الْجَارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ!" https://eitaa.com/egtesade_ma
یک لایحه و شش دغدغه کاهش ساعت کاری کارمندان دولت، مثل هر قرارداد کاری، در اختیار دولت و کارمندان است: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا، أَوْفُوا بِالْعُقُودِ!"(مائده۱) دولت می‌تواند بنا به مصالحی چون کاهش مصرف انرژی و افزایش رفاه کارمندان خود، ساعات کاری را جابه‌جا کند یا روزهای کاری را کاهش دهد! این یک اصل اولیه و قاعده عمومی در قراردادها است. هر اصلی، با قیود و حدودی مقیّد و محدود می‌شود: ۱.تغییر یا تبدیل ساعات کاری، باید انجام خواست مراجعان به ادارات دولتی را تسهیل کند. مردم نباید برای دسترسی به ادارات دولتی دچار ضرر و حرج شوند. کاهش فرصت مراجعه از ۷ ساعت به ۴ ساعت، رفاه مردم را کاهش می‌دهد! ۲.ساعت کاری پایین، با لحاظ تلفات طبیعی و ناخواسته‌ کار همچون ترافیک و احتمال قطع برق و اینترنت، احتمال دسترسی مردم به دوایر دولتی را کاهش می‌دهد و کاهش رفاه را تشدید می‌کند! ۳.کاهش ساعات کاری، هزینه رفت‌وآمد کارمندان به سرکار را به نسبت ساعتی که در محل کار حاضر هستند، افزایش می‌دهد! ۴.کاهش ساعت کار ادارات، فاصله تنفس ازدحام جمعیت در بین روز در سطح شهر را به‌ویژه در شهرهای بزرگ پایین می‌آورد! ۵.کاهش ساعات کار کارمندان، شکاف ساعت کار بین کارمندان با سایر اقشار را افزایش می‌دهد. این نابرابری و عدم توازن، منشا تفرقه و اختلاف در جامعه می‌شود؛ درحالی‌که وظیفه دولت ایجاد عدالت در جامعه است: "أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ!"(شوری۱۵) ۶.کاهش ساعات کار، موج تمایل به شغل دولتی را در جامعه تشدید می‌کند! لایحه تغییر ساعت کار، منطقا باید این دغدغه‌ها را چاره کند! https://eitaa.com/egtesade_ma