شیطان، کف بزند!
پس از یک دهه اسفبار مذاکرهدرمانی روحانی و لبخنددرمانی ظریف برای حل معضلات اقتصادی کشور، بوقهای شیطان هر روز ساز بدصدای دیگری کوک میکنند و اذهان را مشغول میکنند!
تا امروز که در آستانه سفر رئیس این جمهورِ عزیز و پرافتخار، نسخه خفّتبار دیداردرمانی با شیطان را تجویز میکنند!
ما براساس اصل جذب حداکثری و دفع حداقلی، این نسخه پوچ و ذلّتبار را به جریان اصلاحطلب نسبت نمیدهیم!
شرط انصاف این است که اهل انصاف در این جریان، از این پیشنهاد دون شان رئیسجمهور و ملّت ما اعلام برائت و بیزاری کنند!
قرآن کریم سرشار از آیات متعدد در سرزنش کسانی است که به شیاطین و ظالمان تکیه و اعتماد کنند:
"لَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا!
فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ!
وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ!
ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ!"(هود۱۱۳).
دیدار با شیطان، تکرار تلخ تجربههای مکرر شکستخورده است!
این تاریخسازی نیست بلکه تاریخسوزی است!
شیطان، سلطان بازیگری و بازی در آوردن و زیر میز زدن است!
مُشت شیطان پوچ است!
شیطان، کف بزند!
"قَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ،
إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ!
وَ وَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ!
وَ مَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ!
إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي!
فَلَا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنفُسَكُم!
مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ!
إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ!
إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم!"(ابراهیم۲۲)
https://eitaa.com/egtesade_ma
درباره نامه ۷۱ نماینده
در منطق قرآن کریم، یکی از معیارهای عملکرد مومنانه این است که کار ما کافران و ظالمان و مستکبران را بترساند و عصبانی کند!
یعنی از بین دو کار خوب، آن بهتر است که ترس دشمن را بیشتر و عصبانیت او را تشدید کند!
و از بین دو کار بد، آن بدتر است که ترس دشمن را از بین ببرد و دشمن را از ما خوشحال و خاطرجمع کند!
مشروط به اینکه آن کار بهخودی خود خوب باشد!
و مشروط به اینکه عنوان ثانوی چون حفظ نظام و تقیه و ضرر مانع نشود!
از جمله این آیات:
۱. ۲۹ فتح:
"مَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ،
كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُفَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ!
يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ!"
۲. ۱۲۰ توبه:
"لَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ!
وَ لَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا!
إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ!"
۳. ۶۰ أنفال:
"أَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ!
وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ!
تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ!"
۴و۵. ۲۶ احزاب و ۲ حشر:
"قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ!"
نامه ۷۱ نفر از نمایندگان محترم مجلس به شورای عالی امنیت ملی درباره لزوم تغییر سیاست دفاعی ما و حرکت بهسمت ساخت و نگهداری سلاح هستهای را نیز باید از این زاویه دید.
درست و غلط این پیشنهاد، منوط به پاسخ به پرسشهایی است:
از آنجا که تغییر سیاست دفاعی، بدون مبنای دینی ناممکن است، با این پرسش مواجه میشویم که آیا موضوع تغییر کرده است که از ضرورت تغییر فتوا سخن بگوییم؟
یا موضوع تغییر نکرده اما شرایطی رخ داده که باید از حکم اولی موقتا دست برداریم؟
تغییر موضوع مثل اینکه شطرنج از ابزار قمار، تبدیل به ابزار ورزش و سرگرمی شود!
تغییر شرایط مثل اینکه معامله و مصرف تنباکو، در موقعیت کنونی و با توجه به فلان قرارداد استعماری، باعث سلطه کفار بر مسلمین میشود!
درباره فتوای هستهای رهبر حکیم انقلاب، اینکه باید حرمت ساخت و نگهداری و استفاده، تبدیل به جواز ساخت و نگهداری و حرمت استفاده شود، یا تابع تغییر دائمی موضوع یا تغییر موقت شرایط است.
و تشخیص نهایی رخ دادن یکی از این دو وضعیت، با ولی فقیه است.
دادن نظرات مشورتی چه از طرف نمایندگان مجلس یا شعام یا سران قوای مسلح، میتواند به تغییر یا عدم تغییر نظر ولی فقیه در تشخیص تغییر یا عدم تغییر موضوع یا شرایط کمک کند!
اما یک مطلب باقی میماند:
بر فرض تغییر در نظر فقهی ولی فقیه، تشخیص اینکه در وضعیت کنونی، منافع داشتن سلاح هستهای غلبه دارد یا ضرر آن، مساله دیگری است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
رابطه مالکیت و قیمتگذاری
اسلام، از سه نوع مالکیت دولتی، عمومی و شخصی حمایت میکند که از آن به مالکیت مختلط تعبیر میشود.
باور به مالکیت مختلط؛ یعنی حمایت از سازوکار قیمتگذاری مختلط!
بین این دو ملازمه برقرار است.
بنابراین قطعاً مالک کالا در تعیین قیمت کالایی که قصد عرضه آن را دارد، صلاحیت دارد.
این صلاحیت با دو قید حداقلی و حداکثری مواجه است:
اولاً قیمت کمتر از هزینه، منجر به اجحاف در حق تولیدکننده، اختلال در استمرار تولید و خروج از بازار میشود!
ثانیاً قیمت بیشتر از توان متقاضیان، منجر به اجحاف در حق مشتریان، اختلال در استمرار مصرف و خروج بخشی از مردم از بازار میشود.
"لْيَكُنِ اَلْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لاَ تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ
مِنَ اَلْبَائِعِ وَ اَلْمُبْتَاعِ!"(نهجالبلاغه. نامه۵۳)
خروج از بازار هرچند عرضه و تقاضا را متعادل میکند، اما عادلانه نیست؛ یعنی با اعطای حق به صاحبان حق همراه نیست!
بنابراین قیمتگذاری روی کالایی که تولیدکننده یا مالک یا متولی آن، افراد هستند، بدون دخالت و نقشآفرینی افراد انجام نمیشود؛ هرچند به سبب ابعاد حاکمیتی و اجتماعی مالکیت فردی، لازم است دولت و کارشناسان نیز در فرایند تعیین و تثبیت قیمت تأثیرگذار باشند.
طبق همین قاعده، قیمتگذاری در جایی که تولیدکننده یا مالک یا متولیِ کالا دولت است، در صلاحیت دولت است:
۱. کالاها و خدمات حاکمیتی که عرضۀ آن ضرورتاً در انحصار دولت است؛ مثل امنیت و آموزش و پرورش!
۲. کالاها و خدمات عمومی که عرضۀ آن عملاً در انحصار دولت است!
۳. انفال که مالکیت آن با دولت اسلامی است!
۴. پول ملّی که محصول ارادۀ حاکمیت و حمایت ملّت است و حفظ اعتبار آن با دولت است!
۵. ارزهای خارجی که نقش مستقیم در روابط بینالمللی جامعه اسلامی دارد و میتواند منشا نفوذ و سلطه بیگانگان شود و مقابله با آن صرفا در توانایی دولت است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فرآیند و کارکرد بازار
در اوضاع خاصی (یعنی کالاهای نسبتا کوچک و مشابه با تولیدکننده فراوان و بدون احتکار و انحصار و تبانی)، بازار میتواند از طریق ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا، کارکرد عدم اجحاف به خریدار و فروشنده را تأمین و تضمین کند:
"أَسْعَارٍ لا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ53). کارکرد، بر فرایند تقدم دارد؛ یعنی در فرض تزاحم، تأمین «عدم اجحاف» بر التزام به فرایند «ایجاد تعادل» مقدم است!
فرایند مبادلۀ مبتنیبر بازار، طریقی فطری برای دستیابی عمومی مردم به کالای مورد نیازشان است اما آنچه موضوعیت دارد، دستیابی متقاضیان به کالای مصرفی و دستیابی عرضهکنندگان به قیمتی است که بتواند هزینههایش را پوشش دهد. هیچکدام از طرفین بازار نباید از بازار حذف شوند.
کمبود طبیعی کالا در بازار، مجوز بالا بردن قیمت آن کالا در بازار نمیشود؛ زیرا از دو حالت محتمل غیر قابل قبول خارج نیست:
۱. اگر سطح درآمد و ثروت در جامعه متوازن باشد، کسانی اقدام به خرید میکنند که انگیزه و تمایل بیشتری به مصرف کالا داشته باشند.
در چنین جامعهای افزایش قیمت برای ایجاد تعادل، با اصل توازن در معیشت سازگار است، اما لزوماً با اصل عدم اجحاف سازگار نیست؛
زیرا ممکن است قیمت مطلوب عرضهکننده با سطح عمومی ثروت و درآمد متقاضیان سازگار نباشد و به متقاضیان اجحاف شود!
۲. در جامعۀ نامتوازن، راهحل قیمتی برای ایجاد تعادل، با اصل توازن در معیشت و اصل عدم اجحاف ناسازگار است و عدم توازن در معیشت را تشدید میکند.
ایجاد تعادل از طریق افزایش قیمت؛ یعنی مقدم داشتن توانایی و تمایل بر نیاز.
این تعادل ناپایدار است؛ زیرا منجر به شکاف اجتماعی، سرخوردگی قشر ضعیف و گسترش نفرت بین مردم میشود.
در مواقعی که ترجیحی وجود ندارد یا اگر ترجیحی وجود دارد قابل احراز نیست، میتوان بر اساس قاعدۀ عقلی "عدم ترجیح بدون مرجح" و با استفاده از مضمون قاعدۀ شرعی "میسور" عمل کرد.
قاعده میسور، در قرآن کریم مطرح شده است (هود88؛ انفال60؛ نساء129). براساس قاعده میسور:
نباید به جهت عدم دسترسی کامل به منافع، از استیفای ناقص آن چشمپوشی کرد!
دو حالت محتمل است:
1. اگر تقسیم کالا و مصرف کمتر از حد نیاز ممکن باشد، مقدار کالای موجود به تعداد متقاضیان تقسیم و فروخته میشود.
قاعدۀ میسور به شرایط نااطمینانی و مخاطره مربوط است و از این واقعیت حکایت میکند که در زندگی اجتماعی، دسترسی کامل به منافع در بسیاری از موارد مقدور نیست!
2. اگر تقسیم مقدور نباشد، یک راه عقلایی برای حل عدم تعادل در بازار، مراجعه به قرعه است.
البته راهکار قرعه ممکن است خنثی شود. برای پیشگیری از خنثا شدن، انجام برخی تدابیر تکمیلی لازم است؛ ازجمله عدم امکان خرید مجدد و عدم امکان فروش کالا توسط خریدار مگر به عرضهکننده.
https://eitaa.com/egtesade_ma
بد و خوب دنیا
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام:
از شيفته شدن به دنيا بپرهيز!
زیرا براى تو بدبختى و گرفتارى مىآورد!
و موجب مىشود ماندنى را به رفتنى بفروشى!
(غررالحکم. حدیث۲۷۰۷)
رفتنی چیست؟
دنیا با همه زرق و برق آن!
از زیبایی تا دارایی!
از شهرت تا قدرت!
خور و خواب و خشم و شهوت!
رفتنی کیست؟
آنکه به رفتنیها اکتفا کند!
ماندنی چیست؟
دنیا با همه زرق و برق آن!
از زیبایی تا دارایی!
از شهرت تا قدرت!
خور و خواب و خشم و شهوت!
ماندنی کیست؟
آنکه به رفتنیها اکتفا نکند بلکه استفاده کند اما از رفتنیها پُلی بسازد برای رفتن و پر باز کردن و پرواز کردن و اوج گرفتن!
دنیا و اسباب دنیا، شمشیری دو لب است!
این ماییم که تعیین میکنیم دنیا دست ما را ببُرد یا در دست ما ببُرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یا رئوف! یا رحیم!
امام رضا عليهالسلام:
پدرم را در خواب ديدم فرمود:
پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى، جمله «يا رؤوف! يا رحيم!» را فراوان بگو!
آنچه در خواب مىبينى چنان است كه در بيدارى مىبينى!
(مُهج الدعوات. حدیث397)
اولا خواب امام معصوم با خواب من و شما فرق میکند؛ زیرا ایشان در بیداری به هیچ عامل غیر الهی اجازه ورود به ساحت روحشان نمیدهند. در نتیجه روح ایشان هیچ سنخیتی با باطل ندارد که محل نفوذ باطل شود!
ایشان به تایید الهی عزیز هستند و در وجود عزیز هیچ باطلی توان نفوذ ندارد. این دو آیه را ببینید:
۱. "لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ!"(منافقون۸)
۲. "إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ! لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ!"(فصّلت۴۱_۴۲)
آیه اول میگوید: عزّت مختص خدا و رسول و مومنان است. جانشین پیامبر و مصداق تامّ مومن، امامان معصوم علیهمالسلام هستند!
آیه دوم میگوید: چیزی یا کسی که عزیز است، باطل در آن ورود و نفوذ ندارد!
ثانیا صدا زدن خدا، در هر حالی مطلوب است و مطلوب این است که در هر حالی مناسب آن حال، خدا را صدا بزنیم: رافت و رحمت خدا، مناسب حال سختی و گرفتاری است!
ثالثا صدای "یا رئوف! یا رحیم!" را خدا از کسانی بهتر میشنود که چون امام رضا علیهالسلام اهل رافت و رحمت نسبت به مردم باشند!
بهویژه اگر مسئولی مورد مراجعه مردم برای برطرف کردن سختی و گرفتاری ایشان باشد و او با رافت و رحمت با مردم برخورد کند و گره از کارشان باز کند، خدای متعال صدای "یا رئوف! یا رحیم!" چنین مسئولی را با اشتیاق میشنود!
صدها فرشته، بوسه بر آن دست میزنند!
کز کار خلق، یک گره بسته وا کند!
رابعا رحمت، ریشه و عامل رافت است؛ یعنی از کسانی باید انتظار رافت داشته باشیم که سنگدل و اهل قساوت قلب نباشند.
با فرزندانمان و همه مظلومان و ضعفاء نرمدل باشیم تا فرزندان ما با نرمدلی تربیت شوند و رحم به دل داشته باشند تا بتوانند نسبت به دیگران رئوف باشند!
تربیت اولاد، فقط قاطعیت نیست بلکه ترکیب و تلفیق قاطعیت و انعطاف لازم است؛ مشروط به اینکه فرزند ما متوجه شود که انعطاف ما ناشی از کم آوردن و ضعف نیست بلکه ناشی از عقلانیت و شدت محبت ما به آنها است!
این وضعیت، در بلندمدت اعتماد آنها به ما را دوچندان میکند!
چه مرز باریکی! و چه کار سختی!
فرزند باید از پدر و مادرش رحمت و گذشت از حقوقشان را ببیند تا رحیم و رئوف بار بیاید!
خامسا رحمت و رافت نسبت عموم مومنان و نزدیکان و همه مردم معمولی و حتی نسبت به حیوانات و گیاهان و اشیای عالم را باید با شدّت و قاطعیت نسبت به دشمنان دین و ایمان و انسانیت و همه موجودات همراه داشت؛ زیرا جمع بین رحمت نسبت به این دو گروه، دروغ و نفاق و بازیگری است!
ترحم بر پلنگ تیز دندان!
جفاکاری بود بر گوسفندان!
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ!
رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"(فتح۲۹)
https://eitaa.com/egtesade_ma
جِبت و طاغوت
دیدار سرکرده کودتای رنگی نارنجی با سرکرده شورشیان کودتاگر سیاهپوش در سازمان ملل!
شاید باورتان نشود برخی افراد همان حسی از دیدن تصویر جولانی در کنار زلنسکی بهشان دست میدهد که بلا تشبیه ما از دیدن تصویر حاج قاسم در کنار سید حسن نصرالله یا ابومهدی المهندس آن احساس را پیدا میکنیم!
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
بعضیها سیاستمدار ایرانی آرمانیشان زلنسکی و جولانی است!
غبطه میخورند که چرا رئیسجمهور ما شبیه این دو نفر، توسری خور ترامپ نیست!
حسرت میخورند که چرا رئیسجمهور ما با ترامپ دیدار نکرده است!؟
احساس کمبود شخصیت میکنند که چرا ترامپ سر رئیسجمهور ما شبیه زلنسکی داد و بیداد نکرده است!
چنین کسانی در فضای سیاسی حقیقی و مجازی ما حضور دارند و جولان میدهند!
قرآن از چنین افرادی که چنین سیاستمدارانی را آرزو میکنند و آنها را بر خوبان روزگار ترجیح میدهند، یاد میکند که به جِبت و طاغوت ایمان داشتند:
"يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ!"
و خطاب به کافران میگفتند:
جبت و طاغوت، بیشتر از رهبران اهل ایمان مسیر هدایت و راه توسعه را بلدند!
"يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا:
هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا!"(نساء۵۱)
در توضیح جبت گفته شده: موجود بیفایده مثل بت!
طاغوت؛ یعنی کسانی که علیه حق طغیان میکنند!
معمولا طاغوت بر گُرده جِبت سوار میشود و با هم مردم را گمراه میکنند؛ چیزی شبیه گربه نره و روباه مکّار داستان پینوکیو!
تاریخ بشر پر است از تجربه تلخ ترکیب جبتها و طاغوتها!
ترکیب امثال جولانی و زلنسکی با امثال ترامپ!
https://eitaa.com/egtesade_ma
جنگ تحمیلی اقتصادی
کمبود در بازار ممکن است طبیعی یا اجتماعی باشد!
کمبود طبیعی، نتیجه عوامل طبیعی غیر انسانی مثل خشکسالی یا زلزله است!
کمبود اجتماعی، نتیجه عوامل بشری چون جنگ و تحریم و تبانی و احتکار است!
کمبود اجتماعی، ممکن است نتیجه کنشهای غیرشرعی و ضدّاخلاقی عناصر داخلی یا خارجی باشد.
کُنِش عناصر خارجی؛ یعنی اخلال دولتهای متخاصم در تحمیل تحریم یا جنگ به کشور!
کُنِش عناصر داخلی؛ یعنی اخلال عناصر داخلی در تحمیل انحصار و تبانی و احتکار!
یک جنگ تحمیلی اقتصادی!
کمبود اجتماعی، یک کمبود مصنوعی و تحمیلی است که نباید اجازه تحمیل آن را داد و نباید اجازه داد شکل بگیرد!
در کمبود مصنوعی که میتواند ناشی از تبانی، احتکار یا افزایش غیرمتعارف قیمت باشد، دولت اسلامی موظف به دخالت در چند مرحله است:
اولاً اجبار به عرضه در صورت احتکار!
ثانیاً اجبار به فروش با قیمت متعارف در صورت عرضه با قیمت غیرمتعارف؛ زیرا چنین وضعیتی همان اثر احتکار را دارد.
فراتر از این مسئولیت انفعالی، دولت اسلامی باید بهصورت فعال از شکلگیری انحصارهای ساختگی جلوگیری کند تا نوبت به احتکار، افزایش قیمت، اختلال و دخالت در بازار نرسد.
دولت باید چارچوب بازار را حفظ کند؛ یعنی فرصت تبانی، احتکار و ایجاد انحصار به عرضهکننده ندهد!
چنانکه اسلام با توبیخ تبانی، احتکار و واسطهگری غیرضروری، از شکلگیری انحصارهای مصنوعی ممانعت کرده است:
"لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ!"(اعراف۸۵)
بنابراین دولت اسلامی در هر بازاری، با یکی از دو گزینه مواجه است:
اولاً حمایت از شکلگیری و ثبات قیمت بازار در جایی که دولت وظیفۀ دخالت در تعیین قیمت ندارد!
ثانیاً تعیین قیمت در جایی که شکلگیری قیمت منوط به ارادۀ دولت است!
وظیفۀ بنیادین دولت دربارۀ قیمتها، تضمین قیمت غیراجحافی در همه بازارها است!
این وظیفه، بر حمایت از قیمت و تعیین قیمت، حاکم است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
آسیبشناسی نظام آموزشی
از این تصویر طنزآمیز، ذهن انسان به چند حقیقت درخور اندیشه و تفکر منتقل میشود. ادعا این است:
"ناهمگونی دادهها با خواستهها در محیطهای آموزشی!"
نمیدانم این ادعا چقدر در میدان درست است اما از چند اصل اساسی در این زمینه نباید غفلت شود:
اولا این درست است که باید بین امکانات و تکالیف همخوانی باشد اما مساله این است که استعدادها و همتهای دانشآموزان با هم متفاوت است. این تفاوت را نادیده گرفتن، خلاف عدالت است. گناه بزرگ مکاتب فردگرا، همین عدم توجه به تفاوتهای واقعی بین افراد است!
این تفاوت، منشا برکت است؛ زیرا منجر به تخصص و حرفهای شدن افراد در حوزه توانمندی خودشان میشود و نظام اجتماع سامان مییابد!
ثانیا اگر دانشافزایی براساس فهممحوری باشد نه حفظ محوری، این تفاوت در دادهها و خواستهها مشکل چندانی ایجاد نمیکند!
ما نیازمند معلمی هستیم که دانستن را به فرزندانمان بیاموزد نه صرفا دانستهها را!
علمورز با عالم متفاوت است!
علمورز؛ یعنی اهل اندیشه که درجا نمیزند و مثل چشمه جاری است!
عالِم؛ یعنی حوضچه ساکن در معرض گنداب شدن!
ثالثا اگر دانشآموز ما سر درس حواسش جمع درس باشد، حداقل باید همان که معلم گفته را در خاطر داشته باشد! حواسپرتی دانشآموزان سر درس، زحمت معلم را هدر میدهد و از صرفه میاندازد!
تا جاییکه تنها شبهی از درس در ذهن دانشآموز باقی میماند!
برای برطرف کردن عوامل حواسپرتی، نقدترین و ارزانترین راهحل، ارتباط صمیمانه و محبتآمیز بین معلم و دانشآموز است!
درس معلم ار بود زمزمه محبتی!
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را!
https://eitaa.com/egtesade_ma
به رسم قدردانی
از سفر رئیس این جمهور عزیز و مظلوم تصاویر خوبی دیده شد که حال انسان را خوب میکرد!
تصاویری که اقتدار و مظلومیت این ملّت را فریاد میزد!
تصویر عکسهایی که ایشان در سخنرانی مجمع نشان دادند، صندلی خالی و عکس شهیدان روی صندلی در زمان سخنرانی نتانیابوی نجس و تصویر دیدار مسئول اتحادیه اروپا که در آن انگشت اقتدار و پایی که رئیسجمهور ما روی پا انداخته بودند، دیده میشود!
دیدن این تصاویر، مایه سرور است و دوست داریم باز هم ببینیم!
این منطق قرآن کریم است که باید در مقابل کفّار با شدّت و اقتدار باشیم:
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ... لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ!"(فتح۲۹)
خلاصه مردم و مسئولان آیه ۱۲۰ توبه را فراموش نکنیم: هر کاری کنیم که دشمن عصبانی و کلافه شود و هر ضربهای که به دشمن کافر وارد کنیم، حساب اجر آن با خداست؛ چه ضربه علمی یا موشکی یا تولید یا رسانهای!
"لَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ!
وَ لَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا!
إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ!"(توبه۱۲۰)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ناکارآمدی بازار کالا و وظیفه دولت
وجود اطلاعات کامل و نبود نااطمینانی، بخشی از فروض غیرواقعی بازار مطلوب رقابت کامل در دانش اقتصاد مرسوم است.
عدم توازن بین طرف عرضه و تقاضای بازار کالا، به ناکارآمدی بازار کالا منجر میشود.
ناکارآمدی بازار، سه ریشۀ معرفتی، انگیزشی و رفتاری در عرضهکنندگان دارد:
۱. نداشتن درک کاملی از وضع عمومی بازارها و قیمت سبد متنوع انواع کالاها.
۲. تنگنظری، بُخل و حرص:
"فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ، ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ53).
۳. سوءاستفاده از اطلاعات ناقص و اضطرار متقاضیان و نداشتن نگاه بلندمدت که به استبداد در معامله، احتکار و تبانی منتهی میشود:
"احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
نقص در اطلاعات و ضعفهای گرایشی و رفتاری در افراد، باعث میشود افراد و اصناف تصمیمات و اقداماتی داشته باشند که صرفاً تأمینکنندۀ منافع مقطعی خودشان باشد بدون اینکه توجهی به تبعات کلان رفتار خود داشته باشند!
وجود این وضعیت، منشأ ضرر مردم و مایۀ کاهش اعتبار دولت اسلامی میشود:
"بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلاةِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
ضمیمه این واقعیت به وظیفۀ دولت اسلامی در تضمین معاملۀ آسان و عادلانه و قیمت غیراجحافی چه در قیمت یک کالا و چه در سطح عمومی قیمتها، ضرورت حضور دولت در عرصۀ قیمت را میرساند:
"لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
قیمت اجحافی، منجر به عدم معامله یا معامله همراه با اضطرار میشود که خلاف کرامت ذاتی انسان:
"لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ 31)
و در تضاد با عزت مؤمن است!(منافقون: 8)
و کراهت شرعی دارد (کافی، ج5، ص310؛ نهجالبلاغه، حکمت460).
عدم حرمت معاملۀ مضطر، ناشی از امتنان و لطف شرع مقدس در حق افراد مضطر است؛ زیرا تحریم و ابطال معاملۀ مضطر، وضعیت اضطرار ایشان را تشدید میکند.
این عدم حرمت در حق شخص، منافاتی ندارد با اینکه دولت اسلامی وظیفه داشته باشد زمینه را برای ترک امور مکروه فراهم کند و کاری کند که نظام اقتصادی جامعه بر اساس معاملات مکروه شکل نگیرد.
https://eitaa.com/egtesade_ma