بد و خوب دنیا
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام:
از شيفته شدن به دنيا بپرهيز!
زیرا براى تو بدبختى و گرفتارى مىآورد!
و موجب مىشود ماندنى را به رفتنى بفروشى!
(غررالحکم. حدیث۲۷۰۷)
رفتنی چیست؟
دنیا با همه زرق و برق آن!
از زیبایی تا دارایی!
از شهرت تا قدرت!
خور و خواب و خشم و شهوت!
رفتنی کیست؟
آنکه به رفتنیها اکتفا کند!
ماندنی چیست؟
دنیا با همه زرق و برق آن!
از زیبایی تا دارایی!
از شهرت تا قدرت!
خور و خواب و خشم و شهوت!
ماندنی کیست؟
آنکه به رفتنیها اکتفا نکند بلکه استفاده کند اما از رفتنیها پُلی بسازد برای رفتن و پر باز کردن و پرواز کردن و اوج گرفتن!
دنیا و اسباب دنیا، شمشیری دو لب است!
این ماییم که تعیین میکنیم دنیا دست ما را ببُرد یا در دست ما ببُرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یا رئوف! یا رحیم!
امام رضا عليهالسلام:
پدرم را در خواب ديدم فرمود:
پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى، جمله «يا رؤوف! يا رحيم!» را فراوان بگو!
آنچه در خواب مىبينى چنان است كه در بيدارى مىبينى!
(مُهج الدعوات. حدیث397)
اولا خواب امام معصوم با خواب من و شما فرق میکند؛ زیرا ایشان در بیداری به هیچ عامل غیر الهی اجازه ورود به ساحت روحشان نمیدهند. در نتیجه روح ایشان هیچ سنخیتی با باطل ندارد که محل نفوذ باطل شود!
ایشان به تایید الهی عزیز هستند و در وجود عزیز هیچ باطلی توان نفوذ ندارد. این دو آیه را ببینید:
۱. "لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ!"(منافقون۸)
۲. "إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ! لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ!"(فصّلت۴۱_۴۲)
آیه اول میگوید: عزّت مختص خدا و رسول و مومنان است. جانشین پیامبر و مصداق تامّ مومن، امامان معصوم علیهمالسلام هستند!
آیه دوم میگوید: چیزی یا کسی که عزیز است، باطل در آن ورود و نفوذ ندارد!
ثانیا صدا زدن خدا، در هر حالی مطلوب است و مطلوب این است که در هر حالی مناسب آن حال، خدا را صدا بزنیم: رافت و رحمت خدا، مناسب حال سختی و گرفتاری است!
ثالثا صدای "یا رئوف! یا رحیم!" را خدا از کسانی بهتر میشنود که چون امام رضا علیهالسلام اهل رافت و رحمت نسبت به مردم باشند!
بهویژه اگر مسئولی مورد مراجعه مردم برای برطرف کردن سختی و گرفتاری ایشان باشد و او با رافت و رحمت با مردم برخورد کند و گره از کارشان باز کند، خدای متعال صدای "یا رئوف! یا رحیم!" چنین مسئولی را با اشتیاق میشنود!
صدها فرشته، بوسه بر آن دست میزنند!
کز کار خلق، یک گره بسته وا کند!
رابعا رحمت، ریشه و عامل رافت است؛ یعنی از کسانی باید انتظار رافت داشته باشیم که سنگدل و اهل قساوت قلب نباشند.
با فرزندانمان و همه مظلومان و ضعفاء نرمدل باشیم تا فرزندان ما با نرمدلی تربیت شوند و رحم به دل داشته باشند تا بتوانند نسبت به دیگران رئوف باشند!
تربیت اولاد، فقط قاطعیت نیست بلکه ترکیب و تلفیق قاطعیت و انعطاف لازم است؛ مشروط به اینکه فرزند ما متوجه شود که انعطاف ما ناشی از کم آوردن و ضعف نیست بلکه ناشی از عقلانیت و شدت محبت ما به آنها است!
این وضعیت، در بلندمدت اعتماد آنها به ما را دوچندان میکند!
چه مرز باریکی! و چه کار سختی!
فرزند باید از پدر و مادرش رحمت و گذشت از حقوقشان را ببیند تا رحیم و رئوف بار بیاید!
خامسا رحمت و رافت نسبت عموم مومنان و نزدیکان و همه مردم معمولی و حتی نسبت به حیوانات و گیاهان و اشیای عالم را باید با شدّت و قاطعیت نسبت به دشمنان دین و ایمان و انسانیت و همه موجودات همراه داشت؛ زیرا جمع بین رحمت نسبت به این دو گروه، دروغ و نفاق و بازیگری است!
ترحم بر پلنگ تیز دندان!
جفاکاری بود بر گوسفندان!
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ!
رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"(فتح۲۹)
https://eitaa.com/egtesade_ma
جِبت و طاغوت
دیدار سرکرده کودتای رنگی نارنجی با سرکرده شورشیان کودتاگر سیاهپوش در سازمان ملل!
شاید باورتان نشود برخی افراد همان حسی از دیدن تصویر جولانی در کنار زلنسکی بهشان دست میدهد که بلا تشبیه ما از دیدن تصویر حاج قاسم در کنار سید حسن نصرالله یا ابومهدی المهندس آن احساس را پیدا میکنیم!
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
بعضیها سیاستمدار ایرانی آرمانیشان زلنسکی و جولانی است!
غبطه میخورند که چرا رئیسجمهور ما شبیه این دو نفر، توسری خور ترامپ نیست!
حسرت میخورند که چرا رئیسجمهور ما با ترامپ دیدار نکرده است!؟
احساس کمبود شخصیت میکنند که چرا ترامپ سر رئیسجمهور ما شبیه زلنسکی داد و بیداد نکرده است!
چنین کسانی در فضای سیاسی حقیقی و مجازی ما حضور دارند و جولان میدهند!
قرآن از چنین افرادی که چنین سیاستمدارانی را آرزو میکنند و آنها را بر خوبان روزگار ترجیح میدهند، یاد میکند که به جِبت و طاغوت ایمان داشتند:
"يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ!"
و خطاب به کافران میگفتند:
جبت و طاغوت، بیشتر از رهبران اهل ایمان مسیر هدایت و راه توسعه را بلدند!
"يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا:
هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا!"(نساء۵۱)
در توضیح جبت گفته شده: موجود بیفایده مثل بت!
طاغوت؛ یعنی کسانی که علیه حق طغیان میکنند!
معمولا طاغوت بر گُرده جِبت سوار میشود و با هم مردم را گمراه میکنند؛ چیزی شبیه گربه نره و روباه مکّار داستان پینوکیو!
تاریخ بشر پر است از تجربه تلخ ترکیب جبتها و طاغوتها!
ترکیب امثال جولانی و زلنسکی با امثال ترامپ!
https://eitaa.com/egtesade_ma
جنگ تحمیلی اقتصادی
کمبود در بازار ممکن است طبیعی یا اجتماعی باشد!
کمبود طبیعی، نتیجه عوامل طبیعی غیر انسانی مثل خشکسالی یا زلزله است!
کمبود اجتماعی، نتیجه عوامل بشری چون جنگ و تحریم و تبانی و احتکار است!
کمبود اجتماعی، ممکن است نتیجه کنشهای غیرشرعی و ضدّاخلاقی عناصر داخلی یا خارجی باشد.
کُنِش عناصر خارجی؛ یعنی اخلال دولتهای متخاصم در تحمیل تحریم یا جنگ به کشور!
کُنِش عناصر داخلی؛ یعنی اخلال عناصر داخلی در تحمیل انحصار و تبانی و احتکار!
یک جنگ تحمیلی اقتصادی!
کمبود اجتماعی، یک کمبود مصنوعی و تحمیلی است که نباید اجازه تحمیل آن را داد و نباید اجازه داد شکل بگیرد!
در کمبود مصنوعی که میتواند ناشی از تبانی، احتکار یا افزایش غیرمتعارف قیمت باشد، دولت اسلامی موظف به دخالت در چند مرحله است:
اولاً اجبار به عرضه در صورت احتکار!
ثانیاً اجبار به فروش با قیمت متعارف در صورت عرضه با قیمت غیرمتعارف؛ زیرا چنین وضعیتی همان اثر احتکار را دارد.
فراتر از این مسئولیت انفعالی، دولت اسلامی باید بهصورت فعال از شکلگیری انحصارهای ساختگی جلوگیری کند تا نوبت به احتکار، افزایش قیمت، اختلال و دخالت در بازار نرسد.
دولت باید چارچوب بازار را حفظ کند؛ یعنی فرصت تبانی، احتکار و ایجاد انحصار به عرضهکننده ندهد!
چنانکه اسلام با توبیخ تبانی، احتکار و واسطهگری غیرضروری، از شکلگیری انحصارهای مصنوعی ممانعت کرده است:
"لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ!"(اعراف۸۵)
بنابراین دولت اسلامی در هر بازاری، با یکی از دو گزینه مواجه است:
اولاً حمایت از شکلگیری و ثبات قیمت بازار در جایی که دولت وظیفۀ دخالت در تعیین قیمت ندارد!
ثانیاً تعیین قیمت در جایی که شکلگیری قیمت منوط به ارادۀ دولت است!
وظیفۀ بنیادین دولت دربارۀ قیمتها، تضمین قیمت غیراجحافی در همه بازارها است!
این وظیفه، بر حمایت از قیمت و تعیین قیمت، حاکم است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
آسیبشناسی نظام آموزشی
از این تصویر طنزآمیز، ذهن انسان به چند حقیقت درخور اندیشه و تفکر منتقل میشود. ادعا این است:
"ناهمگونی دادهها با خواستهها در محیطهای آموزشی!"
نمیدانم این ادعا چقدر در میدان درست است اما از چند اصل اساسی در این زمینه نباید غفلت شود:
اولا این درست است که باید بین امکانات و تکالیف همخوانی باشد اما مساله این است که استعدادها و همتهای دانشآموزان با هم متفاوت است. این تفاوت را نادیده گرفتن، خلاف عدالت است. گناه بزرگ مکاتب فردگرا، همین عدم توجه به تفاوتهای واقعی بین افراد است!
این تفاوت، منشا برکت است؛ زیرا منجر به تخصص و حرفهای شدن افراد در حوزه توانمندی خودشان میشود و نظام اجتماع سامان مییابد!
ثانیا اگر دانشافزایی براساس فهممحوری باشد نه حفظ محوری، این تفاوت در دادهها و خواستهها مشکل چندانی ایجاد نمیکند!
ما نیازمند معلمی هستیم که دانستن را به فرزندانمان بیاموزد نه صرفا دانستهها را!
علمورز با عالم متفاوت است!
علمورز؛ یعنی اهل اندیشه که درجا نمیزند و مثل چشمه جاری است!
عالِم؛ یعنی حوضچه ساکن در معرض گنداب شدن!
ثالثا اگر دانشآموز ما سر درس حواسش جمع درس باشد، حداقل باید همان که معلم گفته را در خاطر داشته باشد! حواسپرتی دانشآموزان سر درس، زحمت معلم را هدر میدهد و از صرفه میاندازد!
تا جاییکه تنها شبهی از درس در ذهن دانشآموز باقی میماند!
برای برطرف کردن عوامل حواسپرتی، نقدترین و ارزانترین راهحل، ارتباط صمیمانه و محبتآمیز بین معلم و دانشآموز است!
درس معلم ار بود زمزمه محبتی!
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را!
https://eitaa.com/egtesade_ma
به رسم قدردانی
از سفر رئیس این جمهور عزیز و مظلوم تصاویر خوبی دیده شد که حال انسان را خوب میکرد!
تصاویری که اقتدار و مظلومیت این ملّت را فریاد میزد!
تصویر عکسهایی که ایشان در سخنرانی مجمع نشان دادند، صندلی خالی و عکس شهیدان روی صندلی در زمان سخنرانی نتانیابوی نجس و تصویر دیدار مسئول اتحادیه اروپا که در آن انگشت اقتدار و پایی که رئیسجمهور ما روی پا انداخته بودند، دیده میشود!
دیدن این تصاویر، مایه سرور است و دوست داریم باز هم ببینیم!
این منطق قرآن کریم است که باید در مقابل کفّار با شدّت و اقتدار باشیم:
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ... لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ!"(فتح۲۹)
خلاصه مردم و مسئولان آیه ۱۲۰ توبه را فراموش نکنیم: هر کاری کنیم که دشمن عصبانی و کلافه شود و هر ضربهای که به دشمن کافر وارد کنیم، حساب اجر آن با خداست؛ چه ضربه علمی یا موشکی یا تولید یا رسانهای!
"لَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ!
وَ لَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا!
إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ!"(توبه۱۲۰)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ناکارآمدی بازار کالا و وظیفه دولت
وجود اطلاعات کامل و نبود نااطمینانی، بخشی از فروض غیرواقعی بازار مطلوب رقابت کامل در دانش اقتصاد مرسوم است.
عدم توازن بین طرف عرضه و تقاضای بازار کالا، به ناکارآمدی بازار کالا منجر میشود.
ناکارآمدی بازار، سه ریشۀ معرفتی، انگیزشی و رفتاری در عرضهکنندگان دارد:
۱. نداشتن درک کاملی از وضع عمومی بازارها و قیمت سبد متنوع انواع کالاها.
۲. تنگنظری، بُخل و حرص:
"فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ، ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ53).
۳. سوءاستفاده از اطلاعات ناقص و اضطرار متقاضیان و نداشتن نگاه بلندمدت که به استبداد در معامله، احتکار و تبانی منتهی میشود:
"احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
نقص در اطلاعات و ضعفهای گرایشی و رفتاری در افراد، باعث میشود افراد و اصناف تصمیمات و اقداماتی داشته باشند که صرفاً تأمینکنندۀ منافع مقطعی خودشان باشد بدون اینکه توجهی به تبعات کلان رفتار خود داشته باشند!
وجود این وضعیت، منشأ ضرر مردم و مایۀ کاهش اعتبار دولت اسلامی میشود:
"بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلاةِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
ضمیمه این واقعیت به وظیفۀ دولت اسلامی در تضمین معاملۀ آسان و عادلانه و قیمت غیراجحافی چه در قیمت یک کالا و چه در سطح عمومی قیمتها، ضرورت حضور دولت در عرصۀ قیمت را میرساند:
"لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
قیمت اجحافی، منجر به عدم معامله یا معامله همراه با اضطرار میشود که خلاف کرامت ذاتی انسان:
"لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ 31)
و در تضاد با عزت مؤمن است!(منافقون: 8)
و کراهت شرعی دارد (کافی، ج5، ص310؛ نهجالبلاغه، حکمت460).
عدم حرمت معاملۀ مضطر، ناشی از امتنان و لطف شرع مقدس در حق افراد مضطر است؛ زیرا تحریم و ابطال معاملۀ مضطر، وضعیت اضطرار ایشان را تشدید میکند.
این عدم حرمت در حق شخص، منافاتی ندارد با اینکه دولت اسلامی وظیفه داشته باشد زمینه را برای ترک امور مکروه فراهم کند و کاری کند که نظام اقتصادی جامعه بر اساس معاملات مکروه شکل نگیرد.
https://eitaa.com/egtesade_ma
سلام سید جان!
بعد از یکسال بیتو بودن، هنوز رفتن و نبودنت برای ما عادی نشده است!
تو سنگر ما بودی که دشمنان ما با سنگرشکن تو را زدند اما سنگر پابرجاست!
تو لنگر کشتی مقاومت در ساحل مدیترانه بودی که تو را شکستند اما حزبالله را نه!
تو بعد از سید عباس و قبل از شیخ نعیم حلقهای از حلقات هدایت بودی و این زنجیره از آدم تا ظهور ادامه دارد!
تو دریا بودی که به دریا رفتی و با دریا به دریا برمیگردی انشاالله!
دردهایت بخورد بر سر وطنفروشان خائنی که شعار "نه غزّه نه لبنان!" سر دادند!
زمستان رفت و روسیاهی به ذغالهای فتنهگر ماند!
سلام ما را به شهداء و حضرت سیدالشهداء علیهالسلام برسانید!
یادت به خیر که چه باشکوه میگفتی: لبیک یا حسین!
یادت به خیر که به ما یاد دادی بگوییم: ما ترکناک یا بن الحسین!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت و کارآمدی بازار کار
بازار در حالت عادی، از طریق فرآیند ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا، بهدنبال تامین کارکرد تامین نیازهای مردم بدون اجحاف است!
گاه بین فرآیند و کارکرد بازار ناسازگاری رخ میدهد و عملکرد بازار دچار اختلال میشود!
یکی از مصادیق ناسازگاری محتمل بین کارکرد و فرایند بازار، در بازار کار شکل میگیرد.
لطفا توضیحات مرا بخوانید:
تغییرات قیمتها، حداقل سه اثر دارد:
1. بیثباتی در بازار با تغییر در قیمت مطلق کالاها که قدرت بر تصمیمگیری و اقدام را دچار چالش میکند!
2. برهمخوردن قیمت نسبی بین انواع کالاها در اثر تغییرات نامتوازن قیمتها!
3. برهمخوردن قیمت نسبی عوامل دخیل در تولید!
در اثر تغییرات قیمت کالاها، سهم عوامل تولید از درآمد کل تغییر میکند. این تغییر ممکن است ناشی از «تفاوت بین بازارها در تغییرات قیمت کالاها» یا ناشی از «تفاوت بین انواع قرارداد شغلی حتی در یک بازار» باشد.
1. در حالت اول، با تغییرات متفاوت قیمت کالاها، درآمد بازارهای مختلف به نسبت متفاوتی تغییر میکند. این تفاوت در تغییرات درآمد بازارها، باعث تفاوت در سهم درآمدی عوامل یک بازار نسبت به عوامل بازار دیگر خواهد شد.
در این وضعیت ممکن است عوامل تولید از یک بازار به بازار دیگر نقل مکان کنند. البته اگر بتوانند و در آن بازار کارآیی داشته باشند و آن بازار کشش داشته باشد!
2. در حالت دوم، تفاوت در نوع قراردادها حتی در یک بازار، باعث بههمریختگی سهم نسبی پیشین از درآمد میشود!
با افزایش قیمت کالا در یک بازار، درآمد صاحبان درآمد ثابت در مقایسه با صاحبان درآمد متغیر، کاهش پیدا میکند.
قیمتگذاری بر نیروی کار در قالب قرارداد اجاره در وضعیت تورمی؛ یعنی افزایش ارزش کالا و کاهش ارزش کار با انتقال بخشی از ارزش محصول تولیدشده توسط اجیر، از به سایر عوامل تولید!
دولت نباید در برابر اجحاف در قرارداد کار (مثل قرارداد اجاره درجایی که دستمزد تناسبی با کارآیی اجیر و سهم سایر عوامل تولید ندارد) و قراردادهای کار مبتنیبر اجحاف (مثل قرارداد اجاره در وضعیت تورمی)، بیطرف باشد!
دولت از سویی، با شاغلان دولتی مواجه است که تعیین حقوق آنها با دولت است؛ از سوی دیگر، تعیین حقوق و سهم سایر نیروهای کار شامل کارفرما و کارگر، باید بهگونهای انجام شود که در حق طرفین قرارداد اجحاف نشود!
حاکمیت با تعریف قراردادهای کار، نقش محوری در تعیین قیمت انواع کار دارد.
https://eitaa.com/egtesade_ma
ساز بندگی شیطان
ببین ایرانی!
این روزنامه کارگزاران سازندگی است که ساز بندگی شیطان را کوک میکند!
در منطق هممیهن، آمریکا و غرب کاملا حق به جانب، روسیه و چین مشکوک و ایران متهم اصلی مشکلات و ناتوان از مقاومت است!
وقتی هممیهن با تو سخن میگوید:
آمریکا تحریم میکند! به ما چه!
انگلیس تحریم میکند! به تو چه!
وقتی اروپا تحریم میکند! به کسی چه!
مساله این است که چین و روسیه آیا پای ما میایستند یا نه!
خیلی هم پرچونگی کنی میدم عمو بِلِر بخوردت!
اقتدارش را ببین!
میخواد بیاد غزه را یه لقمه کنه!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شیعه علی علیهالسلام کیست؟!
امام حسن عسكرى عليهالسلام:
گروهى خدمت امام رضا عليهالسلام رسيدند و اجازه ورود خواستند و گفتند:
ما از شيعيان على عليهالسلام هستيم!
امام علیهالسلام چند روز اجازه ورود نداد سپس (بعد از چند روز اجازه گرفته و) داخل شدند!
امام عليهالسلام به آنان فرمود:
واى بر شما!
شيعه اميرمؤمنان على عليهالسلام، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد بن ابىبكر هستند كه با هيچ يك از فرمانهاى على عليهالسلام مخالفت نكردند!
(سفينة البحار.ج۴. ص۵۵۱)
طبق این حدیث شریف، معیار شیعه بودن، اطاعت و پیروی کامل و بدون مخالفت است!
نه سرپیچی نه سردواندن و پیچاندن!
لقب "شیعه" را اول بار خدای متعال در توصیف حضرت ابراهیم به کار برده و ابراهیم را شیعه نوح معرفی میکند:
"إِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ!"(صافات۸۳) و در توصیف او میگوید:
ابراهیم با قلبی سالم از انحراف و آلودگی گناه به محضر الهی رسید:
"إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ!"(صافات۸۴)
دلی سالم میماند که مطیع خدا و تابع حجّت خدا باشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma