جِبت و طاغوت
دیدار سرکرده کودتای رنگی نارنجی با سرکرده شورشیان کودتاگر سیاهپوش در سازمان ملل!
شاید باورتان نشود برخی افراد همان حسی از دیدن تصویر جولانی در کنار زلنسکی بهشان دست میدهد که بلا تشبیه ما از دیدن تصویر حاج قاسم در کنار سید حسن نصرالله یا ابومهدی المهندس آن احساس را پیدا میکنیم!
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
بعضیها سیاستمدار ایرانی آرمانیشان زلنسکی و جولانی است!
غبطه میخورند که چرا رئیسجمهور ما شبیه این دو نفر، توسری خور ترامپ نیست!
حسرت میخورند که چرا رئیسجمهور ما با ترامپ دیدار نکرده است!؟
احساس کمبود شخصیت میکنند که چرا ترامپ سر رئیسجمهور ما شبیه زلنسکی داد و بیداد نکرده است!
چنین کسانی در فضای سیاسی حقیقی و مجازی ما حضور دارند و جولان میدهند!
قرآن از چنین افرادی که چنین سیاستمدارانی را آرزو میکنند و آنها را بر خوبان روزگار ترجیح میدهند، یاد میکند که به جِبت و طاغوت ایمان داشتند:
"يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ!"
و خطاب به کافران میگفتند:
جبت و طاغوت، بیشتر از رهبران اهل ایمان مسیر هدایت و راه توسعه را بلدند!
"يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا:
هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا!"(نساء۵۱)
در توضیح جبت گفته شده: موجود بیفایده مثل بت!
طاغوت؛ یعنی کسانی که علیه حق طغیان میکنند!
معمولا طاغوت بر گُرده جِبت سوار میشود و با هم مردم را گمراه میکنند؛ چیزی شبیه گربه نره و روباه مکّار داستان پینوکیو!
تاریخ بشر پر است از تجربه تلخ ترکیب جبتها و طاغوتها!
ترکیب امثال جولانی و زلنسکی با امثال ترامپ!
https://eitaa.com/egtesade_ma
جنگ تحمیلی اقتصادی
کمبود در بازار ممکن است طبیعی یا اجتماعی باشد!
کمبود طبیعی، نتیجه عوامل طبیعی غیر انسانی مثل خشکسالی یا زلزله است!
کمبود اجتماعی، نتیجه عوامل بشری چون جنگ و تحریم و تبانی و احتکار است!
کمبود اجتماعی، ممکن است نتیجه کنشهای غیرشرعی و ضدّاخلاقی عناصر داخلی یا خارجی باشد.
کُنِش عناصر خارجی؛ یعنی اخلال دولتهای متخاصم در تحمیل تحریم یا جنگ به کشور!
کُنِش عناصر داخلی؛ یعنی اخلال عناصر داخلی در تحمیل انحصار و تبانی و احتکار!
یک جنگ تحمیلی اقتصادی!
کمبود اجتماعی، یک کمبود مصنوعی و تحمیلی است که نباید اجازه تحمیل آن را داد و نباید اجازه داد شکل بگیرد!
در کمبود مصنوعی که میتواند ناشی از تبانی، احتکار یا افزایش غیرمتعارف قیمت باشد، دولت اسلامی موظف به دخالت در چند مرحله است:
اولاً اجبار به عرضه در صورت احتکار!
ثانیاً اجبار به فروش با قیمت متعارف در صورت عرضه با قیمت غیرمتعارف؛ زیرا چنین وضعیتی همان اثر احتکار را دارد.
فراتر از این مسئولیت انفعالی، دولت اسلامی باید بهصورت فعال از شکلگیری انحصارهای ساختگی جلوگیری کند تا نوبت به احتکار، افزایش قیمت، اختلال و دخالت در بازار نرسد.
دولت باید چارچوب بازار را حفظ کند؛ یعنی فرصت تبانی، احتکار و ایجاد انحصار به عرضهکننده ندهد!
چنانکه اسلام با توبیخ تبانی، احتکار و واسطهگری غیرضروری، از شکلگیری انحصارهای مصنوعی ممانعت کرده است:
"لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ!"(اعراف۸۵)
بنابراین دولت اسلامی در هر بازاری، با یکی از دو گزینه مواجه است:
اولاً حمایت از شکلگیری و ثبات قیمت بازار در جایی که دولت وظیفۀ دخالت در تعیین قیمت ندارد!
ثانیاً تعیین قیمت در جایی که شکلگیری قیمت منوط به ارادۀ دولت است!
وظیفۀ بنیادین دولت دربارۀ قیمتها، تضمین قیمت غیراجحافی در همه بازارها است!
این وظیفه، بر حمایت از قیمت و تعیین قیمت، حاکم است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
آسیبشناسی نظام آموزشی
از این تصویر طنزآمیز، ذهن انسان به چند حقیقت درخور اندیشه و تفکر منتقل میشود. ادعا این است:
"ناهمگونی دادهها با خواستهها در محیطهای آموزشی!"
نمیدانم این ادعا چقدر در میدان درست است اما از چند اصل اساسی در این زمینه نباید غفلت شود:
اولا این درست است که باید بین امکانات و تکالیف همخوانی باشد اما مساله این است که استعدادها و همتهای دانشآموزان با هم متفاوت است. این تفاوت را نادیده گرفتن، خلاف عدالت است. گناه بزرگ مکاتب فردگرا، همین عدم توجه به تفاوتهای واقعی بین افراد است!
این تفاوت، منشا برکت است؛ زیرا منجر به تخصص و حرفهای شدن افراد در حوزه توانمندی خودشان میشود و نظام اجتماع سامان مییابد!
ثانیا اگر دانشافزایی براساس فهممحوری باشد نه حفظ محوری، این تفاوت در دادهها و خواستهها مشکل چندانی ایجاد نمیکند!
ما نیازمند معلمی هستیم که دانستن را به فرزندانمان بیاموزد نه صرفا دانستهها را!
علمورز با عالم متفاوت است!
علمورز؛ یعنی اهل اندیشه که درجا نمیزند و مثل چشمه جاری است!
عالِم؛ یعنی حوضچه ساکن در معرض گنداب شدن!
ثالثا اگر دانشآموز ما سر درس حواسش جمع درس باشد، حداقل باید همان که معلم گفته را در خاطر داشته باشد! حواسپرتی دانشآموزان سر درس، زحمت معلم را هدر میدهد و از صرفه میاندازد!
تا جاییکه تنها شبهی از درس در ذهن دانشآموز باقی میماند!
برای برطرف کردن عوامل حواسپرتی، نقدترین و ارزانترین راهحل، ارتباط صمیمانه و محبتآمیز بین معلم و دانشآموز است!
درس معلم ار بود زمزمه محبتی!
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را!
https://eitaa.com/egtesade_ma
به رسم قدردانی
از سفر رئیس این جمهور عزیز و مظلوم تصاویر خوبی دیده شد که حال انسان را خوب میکرد!
تصاویری که اقتدار و مظلومیت این ملّت را فریاد میزد!
تصویر عکسهایی که ایشان در سخنرانی مجمع نشان دادند، صندلی خالی و عکس شهیدان روی صندلی در زمان سخنرانی نتانیابوی نجس و تصویر دیدار مسئول اتحادیه اروپا که در آن انگشت اقتدار و پایی که رئیسجمهور ما روی پا انداخته بودند، دیده میشود!
دیدن این تصاویر، مایه سرور است و دوست داریم باز هم ببینیم!
این منطق قرآن کریم است که باید در مقابل کفّار با شدّت و اقتدار باشیم:
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ... لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ!"(فتح۲۹)
خلاصه مردم و مسئولان آیه ۱۲۰ توبه را فراموش نکنیم: هر کاری کنیم که دشمن عصبانی و کلافه شود و هر ضربهای که به دشمن کافر وارد کنیم، حساب اجر آن با خداست؛ چه ضربه علمی یا موشکی یا تولید یا رسانهای!
"لَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ!
وَ لَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا!
إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ!"(توبه۱۲۰)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ناکارآمدی بازار کالا و وظیفه دولت
وجود اطلاعات کامل و نبود نااطمینانی، بخشی از فروض غیرواقعی بازار مطلوب رقابت کامل در دانش اقتصاد مرسوم است.
عدم توازن بین طرف عرضه و تقاضای بازار کالا، به ناکارآمدی بازار کالا منجر میشود.
ناکارآمدی بازار، سه ریشۀ معرفتی، انگیزشی و رفتاری در عرضهکنندگان دارد:
۱. نداشتن درک کاملی از وضع عمومی بازارها و قیمت سبد متنوع انواع کالاها.
۲. تنگنظری، بُخل و حرص:
"فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ، ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ53).
۳. سوءاستفاده از اطلاعات ناقص و اضطرار متقاضیان و نداشتن نگاه بلندمدت که به استبداد در معامله، احتکار و تبانی منتهی میشود:
"احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
نقص در اطلاعات و ضعفهای گرایشی و رفتاری در افراد، باعث میشود افراد و اصناف تصمیمات و اقداماتی داشته باشند که صرفاً تأمینکنندۀ منافع مقطعی خودشان باشد بدون اینکه توجهی به تبعات کلان رفتار خود داشته باشند!
وجود این وضعیت، منشأ ضرر مردم و مایۀ کاهش اعتبار دولت اسلامی میشود:
"بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلاةِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
ضمیمه این واقعیت به وظیفۀ دولت اسلامی در تضمین معاملۀ آسان و عادلانه و قیمت غیراجحافی چه در قیمت یک کالا و چه در سطح عمومی قیمتها، ضرورت حضور دولت در عرصۀ قیمت را میرساند:
"لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ!"(نهجالبلاغه، نامۀ 53).
قیمت اجحافی، منجر به عدم معامله یا معامله همراه با اضطرار میشود که خلاف کرامت ذاتی انسان:
"لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً!"(نهجالبلاغه، نامۀ 31)
و در تضاد با عزت مؤمن است!(منافقون: 8)
و کراهت شرعی دارد (کافی، ج5، ص310؛ نهجالبلاغه، حکمت460).
عدم حرمت معاملۀ مضطر، ناشی از امتنان و لطف شرع مقدس در حق افراد مضطر است؛ زیرا تحریم و ابطال معاملۀ مضطر، وضعیت اضطرار ایشان را تشدید میکند.
این عدم حرمت در حق شخص، منافاتی ندارد با اینکه دولت اسلامی وظیفه داشته باشد زمینه را برای ترک امور مکروه فراهم کند و کاری کند که نظام اقتصادی جامعه بر اساس معاملات مکروه شکل نگیرد.
https://eitaa.com/egtesade_ma
سلام سید جان!
بعد از یکسال بیتو بودن، هنوز رفتن و نبودنت برای ما عادی نشده است!
تو سنگر ما بودی که دشمنان ما با سنگرشکن تو را زدند اما سنگر پابرجاست!
تو لنگر کشتی مقاومت در ساحل مدیترانه بودی که تو را شکستند اما حزبالله را نه!
تو بعد از سید عباس و قبل از شیخ نعیم حلقهای از حلقات هدایت بودی و این زنجیره از آدم تا ظهور ادامه دارد!
تو دریا بودی که به دریا رفتی و با دریا به دریا برمیگردی انشاالله!
دردهایت بخورد بر سر وطنفروشان خائنی که شعار "نه غزّه نه لبنان!" سر دادند!
زمستان رفت و روسیاهی به ذغالهای فتنهگر ماند!
سلام ما را به شهداء و حضرت سیدالشهداء علیهالسلام برسانید!
یادت به خیر که چه باشکوه میگفتی: لبیک یا حسین!
یادت به خیر که به ما یاد دادی بگوییم: ما ترکناک یا بن الحسین!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت و کارآمدی بازار کار
بازار در حالت عادی، از طریق فرآیند ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا، بهدنبال تامین کارکرد تامین نیازهای مردم بدون اجحاف است!
گاه بین فرآیند و کارکرد بازار ناسازگاری رخ میدهد و عملکرد بازار دچار اختلال میشود!
یکی از مصادیق ناسازگاری محتمل بین کارکرد و فرایند بازار، در بازار کار شکل میگیرد.
لطفا توضیحات مرا بخوانید:
تغییرات قیمتها، حداقل سه اثر دارد:
1. بیثباتی در بازار با تغییر در قیمت مطلق کالاها که قدرت بر تصمیمگیری و اقدام را دچار چالش میکند!
2. برهمخوردن قیمت نسبی بین انواع کالاها در اثر تغییرات نامتوازن قیمتها!
3. برهمخوردن قیمت نسبی عوامل دخیل در تولید!
در اثر تغییرات قیمت کالاها، سهم عوامل تولید از درآمد کل تغییر میکند. این تغییر ممکن است ناشی از «تفاوت بین بازارها در تغییرات قیمت کالاها» یا ناشی از «تفاوت بین انواع قرارداد شغلی حتی در یک بازار» باشد.
1. در حالت اول، با تغییرات متفاوت قیمت کالاها، درآمد بازارهای مختلف به نسبت متفاوتی تغییر میکند. این تفاوت در تغییرات درآمد بازارها، باعث تفاوت در سهم درآمدی عوامل یک بازار نسبت به عوامل بازار دیگر خواهد شد.
در این وضعیت ممکن است عوامل تولید از یک بازار به بازار دیگر نقل مکان کنند. البته اگر بتوانند و در آن بازار کارآیی داشته باشند و آن بازار کشش داشته باشد!
2. در حالت دوم، تفاوت در نوع قراردادها حتی در یک بازار، باعث بههمریختگی سهم نسبی پیشین از درآمد میشود!
با افزایش قیمت کالا در یک بازار، درآمد صاحبان درآمد ثابت در مقایسه با صاحبان درآمد متغیر، کاهش پیدا میکند.
قیمتگذاری بر نیروی کار در قالب قرارداد اجاره در وضعیت تورمی؛ یعنی افزایش ارزش کالا و کاهش ارزش کار با انتقال بخشی از ارزش محصول تولیدشده توسط اجیر، از به سایر عوامل تولید!
دولت نباید در برابر اجحاف در قرارداد کار (مثل قرارداد اجاره درجایی که دستمزد تناسبی با کارآیی اجیر و سهم سایر عوامل تولید ندارد) و قراردادهای کار مبتنیبر اجحاف (مثل قرارداد اجاره در وضعیت تورمی)، بیطرف باشد!
دولت از سویی، با شاغلان دولتی مواجه است که تعیین حقوق آنها با دولت است؛ از سوی دیگر، تعیین حقوق و سهم سایر نیروهای کار شامل کارفرما و کارگر، باید بهگونهای انجام شود که در حق طرفین قرارداد اجحاف نشود!
حاکمیت با تعریف قراردادهای کار، نقش محوری در تعیین قیمت انواع کار دارد.
https://eitaa.com/egtesade_ma
ساز بندگی شیطان
ببین ایرانی!
این روزنامه کارگزاران سازندگی است که ساز بندگی شیطان را کوک میکند!
در منطق هممیهن، آمریکا و غرب کاملا حق به جانب، روسیه و چین مشکوک و ایران متهم اصلی مشکلات و ناتوان از مقاومت است!
وقتی هممیهن با تو سخن میگوید:
آمریکا تحریم میکند! به ما چه!
انگلیس تحریم میکند! به تو چه!
وقتی اروپا تحریم میکند! به کسی چه!
مساله این است که چین و روسیه آیا پای ما میایستند یا نه!
خیلی هم پرچونگی کنی میدم عمو بِلِر بخوردت!
اقتدارش را ببین!
میخواد بیاد غزه را یه لقمه کنه!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شیعه علی علیهالسلام کیست؟!
امام حسن عسكرى عليهالسلام:
گروهى خدمت امام رضا عليهالسلام رسيدند و اجازه ورود خواستند و گفتند:
ما از شيعيان على عليهالسلام هستيم!
امام علیهالسلام چند روز اجازه ورود نداد سپس (بعد از چند روز اجازه گرفته و) داخل شدند!
امام عليهالسلام به آنان فرمود:
واى بر شما!
شيعه اميرمؤمنان على عليهالسلام، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد بن ابىبكر هستند كه با هيچ يك از فرمانهاى على عليهالسلام مخالفت نكردند!
(سفينة البحار.ج۴. ص۵۵۱)
طبق این حدیث شریف، معیار شیعه بودن، اطاعت و پیروی کامل و بدون مخالفت است!
نه سرپیچی نه سردواندن و پیچاندن!
لقب "شیعه" را اول بار خدای متعال در توصیف حضرت ابراهیم به کار برده و ابراهیم را شیعه نوح معرفی میکند:
"إِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ!"(صافات۸۳) و در توصیف او میگوید:
ابراهیم با قلبی سالم از انحراف و آلودگی گناه به محضر الهی رسید:
"إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ!"(صافات۸۴)
دلی سالم میماند که مطیع خدا و تابع حجّت خدا باشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
منطق و منطقه اقتصاد دولتی
عرصههایی که دولت شأن تولیدی دارد؛ یعنی تولید کالاها یا خدماتی طبیعتاً از دولت انتظار میرود، سه حالت دارد:
۱. مردم به سبب عدم دانش، مهارت و قدرت مالی، توانایی حضور در آن عرصه را ندارند!
۲. مردم به دلایل اقتصادی یا اجتماعی ـ فرهنگی، انگیزۀ حضور در آن عرصه را ندارند!
۳. دولت به سبب حساسیتهایی که آن عرصه دارد، مصمم است که خود متصدی آن عرصه شود و مانع حضور آزاد مردم در آن عرصه میشود!
حالت اول و دوم را کالای عمومی میگویند.
حضور دولت در عرصۀ تولید کالای عمومی تا زمانی است که مردم توانایی و انگیزۀ حضور ندارند!
بنابراین کالای عمومی، مادامی که عنوان کالای عمومی بر آن صادق باشد، عرضهکنندۀ انحصاری آن دولت است!
قیمتگذاری کالای عمومی برای مردم مقدور نیست، اما دولت میتواند هرچند بهصورت غیرمستقیم، با استفاده از ابزارهای حاکمیتی چون مالیات و عوارض، بر کالای عمومی قیمتگذاری کند و هزینههای تولید آن را استیفا کند!
حالت سوم را باید کالای حاکمیتی نامید. کالای حاکمیتی مصادیق متنوعی دارد.
از منظر مقام معظم رهبری «آموزشوپرورش» یکی از مصادیق مهم کالای حاکمیتی است:
"این فکر در گذشته در بعضی از مسئولین کشور وجود داشته که آموزشوپرورش را از دولت جدا کنیم بدهیم دست بخشهای خصوصی. برای نابود کردن کشور، این فکر خوبی است! شأن تعلیموتربیت، شأن دولتی است. هیچ نظامی نمیتواند این شأن را از خودش دور کند. از نظام قابل تفکیک نیست. تربیت و تعلیم کشور، به عهدۀ نظام حاکم بر کشور است. این شأن دستگاه حاکم، قابل واگذاری نیست!"
(مقام معظم رهبری، 12/02/1402).
در کالاهای حاکمیتی، دولت همواره تنها عرضهکننده است و بسته به شرایط محیطی میتواند بابت تأمین کالاهای حاکمیتی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم قیمتگذاری کند و قیمت کالای حاکمیتی را از مردم دریافت کند.
کالای حاکمیتی دوگونه است:
۱. غیر قابل عرضه به مردم؛ همچون تسلیحات که تعیین قیمت منتفی است. در این موارد تعیین قیمت و خرید و فروش سلاح بین دولتها انجام میشود!
۲. قابل عرضه به مردم؛ همچون آموزش. در این موارد تعیین قیمت متصور است، اما ممکن است دولت قیمتی کردن آن کالا را به مصلحت نداند، اما میتواند هزینههای این خدمت حاکمیتی را بهصورت غیرمستقیم از طریق مالیات دریافت کند!
یکی از مصادیق مهم کالای حاکمیتی با لحاظ تسامحی که در کالا نامیدن آن وجود دارد، پول ملی و ارز سایر کشورهاست که توضیح آن بماند تا یادداشت دیگری!
حاکمیتی بودن پول ملی و ارز خارجی، ناشی از دو ویژگی کلان پول و ارز است:
۱. با پذیرش اصل استقلال و حاکمیت ملی، چیزی که به روابط خارجی و سیاست خارجی مربوط است، به حوزۀ تخصصی حاکمیت مربوط است!
نقشآفرینی آزاد عموم مردم در چنین عرصههایی اگر مقدور باشد که نیست، مخاطراتی دارد که آن را فاقد صرفه میکند!
۲. با پذیرش عرصۀ روابط بینالملل بهمثابۀ یک میدان تقابل و تعارض منافع، نقشآفرینی آزاد عموم مردم در اموری که اگر حاکمیت در آن نقشآفرینی و حضور فعال نداشته باشد، منشأ نفوذ رقیب و دشمن و ایجاد اختلال در نظام اجتماعی و سیاسی میشود، توجیهی ندارد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
مراقبه اقتصادی
بعد از اقامه نماز عشاء سر سجاده، فرصت خوبی است تا درباره تلاش روز گذشته برای کسب درآمد اندیشه کنیم!
تا برای فردا اندیشه کنیم!
در تعقیب نماز عشاء میخوانیم:
خدایا من نمیدانم رزقم کجاست و براساس حدسی که به دلم خطور میکند با نوعی حیرت بهدنبال رزقم میروم!
خدایا میدانم که علمش نزد توست و اسباب رزق بهدست توست! تو رزق را با لطافت تقسیم میکنی و با رحمتت سببسازی میکنی!
خدایا با درود بر محمد و آل محمد، رزق ما را گسترده، طلب آن را آسان و راه آن را نزدیک گردان و مرا به طلب چیزی که در تقدیر من نیست بهزحمت نیانداز؛ زیرا تو از رنج من بینیازی و من به رحمت تو نیازمندم!
پس خدایا بر محمد و آلش درود فرست و از فضلت به بندهات بخشش کن که فضل تو بزرگ است!
معارف اقتصادی والایی در این دعای مختصر گنجانده شده است:
۱.شرایط نااطمینانی حاکم بر فعالیتهای اقتصادی؛ بهویژه ضعف اطلاعات و نبود اطلاعات کامل که پای هر روندهای را از طی مسیر میلرزاند!
۲.امکان جبران ضعفها و نواقص با توجه به قدرت بینهایت خدا! این البته مختص مردمی است که اولا نهایت تلاش خود را انجام دهند! ثانیا به توان خدا ایمان و معرفت کامل داشته باشند!
۳.دنیای اقتصاد، پر از راههای توهمی و خیالی است که داخل شدن در آن چیزی جز سراب و حسرت و خستگی نیست؛ شبیه دلخوش کردن بخشی از ما به دست بخیل دشمن خبیث که بیاید و گرهی را که خودش با خباثت یا خود ما با تنبلی و بیتدبیری بستهایم، از اقتصاد ما باز کند!
ناامیدی از بیراههها، اول شرط قدم نهادن در بزرگراه پیشرفت است!
چه خوشیمن است چنین ناامیدی!
https://eitaa.com/egtesade_ma