اختلال در عرضه و وظیفه دولت
در یک بازار، ممکن است طرف عرضۀ دچار اختلال شود. این اختلال، چند حالت دارد:
۱. کمبود طبیعی عادی (ناشی از کمبود مواد اولیه)،
۲. کمبود طبیعی ساختاری (ناشی از کمبود نیروی کار ماهر یا ضعف دانش فنی)،
۳. کمبود طبیعی اتفاقی (ناشی از حوادث طبیعی چون سیل یا حوادث اجتماعی چون جنگ)،
۴. کمبود مصنوعی (ناشی از تبانی عرضهکنندگان یا احتکار)،
۵. کمبود حکمی؛ یعنی کاهش قدرت خرید واقعی (ناشی از افزایش نامتعارف قیمت با وجود فراوانی کالا).
در حالات کمبود مصنوعی و کمبود حکمی (۴و۵)، چند حالت درباره عوامل دخیل در وضعیت محتمل است:
۱. به آثار کار خود التفات ندارند!
۲. التفات دارند و بعد از تذکر دولت اصرار ندارند!
۳. التفات دارند و اصرار دارند.
همچنین ممکن است این کار را با اهداف متفاوتی انجام داده باشند:
۱. صرفاً کسب سود!
۲. اختلال در نظام زندگی مردم!
۳. ضربه به نظام سیاسی!
تنوع صورتهای کمبود، مقتضی بستۀ متنوعی از شیوههای نرم یا سخت و مستقیم یا غیرمستقیم برای نقشآفرینی دولت در بازار است.
فقها دربارۀ کیفیت دخالت دولت در قیمت اختلاف نظر دارند:
۱. دولت مجاز به قیمتگذاری مستقل صرفاً مبتنیبر اقتدار حاکمیتی است!
۲. قیمتگذاری مستقل دولت، مشروط به مشاوره در جهت کشف قیمت بازار است!
۳. قیمتگذاری دولت غیرمستقل است؛ یعنی قیمت در بازار بهواسطۀ خبرگان امین تشخیص داده میشود و دولت تأیید و حمایت میکند!
اما فقها اتفاقنظر دارند که اگر عدم ورود دولت، باعث اختلال در نظام یا بازار شود؛ یعنی عرضۀ مؤثر کافی انجام نشود، دولت وظیفه دخالت دارد!
هیچ فقیهی مدعی نیست که در قبال ایجاد اختلال عمدی در عملکرد طبیعی بازار، دولت اسلامی هیچ وظیفهای ندارد!
این وظیفه بر محور دستیابی به یک نتیجه؛ یعنی عدم اجحاف به عرضهکننده و مصرفکننده دنبال میشود!
یک موقعیت خاص را نباید از نظر دور داشت:
موقعیتی که دولت درصدد است برای کالا یا خدمتی که پیش از این وجود نداشته یا اگر وجود داشته، قیمت و بازار نداشته، بازار و قیمت ایجاد کند!
مثل اینکه کالای عمومی «راه» با ایجاد «آزادراه» در حال تبدیل به کالای خصوصی است!
در فرایند گذار از کالای عمومی به کالای خصوصی، دولت با قیمتگذاری زمینۀ اجتماعی را برای پولی کردن کالا یا خدمت رایگان فراهم میکند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
خودتحریمی تمدن غرب
غربِ سدههای اخیر، در واکنشی شتابزده نسبت به عملکرد ناصواب کلیسای قرون وسطی، پشت پا به هر نوع اندیشه دینی هرچند خالی از اوهام و خرافات زده و با محروم کردن خود از پیامهای رهاییبخش و رشد دهنده اسلام، تلاش دارد با چراغ کم نور تجربه بشری و عقل متکی به این تجربه محدود، راه سعادت انسان را بدون کمک و هدایت دین و تشریع الهی پیدا کند!
این تلاش، یک حرکت اعتراضی در قبال کلیسای خطاکار بود که متأسفانه به پای همه شرایع نوشته شد و نواندیشان غرب که از خرمن دانش اندیشمندان مسلمان بهرهها برده بودند و پیشرفتهای موجود در تمدن اسلامی را در قرون وسطای اروپا دیده بودند، چشم خود را بر این حقایق بستند و به جای پناه بردن به اسلام عزیز، از چاله کلیسای منحرف و متوهم، به چاه الحاد یا سکولاریسم افتادند!
از افراط کلیسا به تفریط ضدیت یا جدایی از دین!
تأمّل عالمانه در موضع قرآن و سنّت، ما را به نظریه پیشرفتی میرساند که اهداف، اصول، کلان راهبرد و بسیاری از راهبردها و راهکارهای موقعیتی آن به انضمام معارف متنوعی درباره زمینه و زمانه انبیاء و اولیای الهی و ویژگیهای شخصیتی ایشان در قامت رهبر تحولات اجتماعی، از دل عملکرد هادیان الهی مطرح در قرآن و سنّت استخراج میشود!
تمدن غرب در سدههای اخیر، نسبت به دین و هدایت تشریعی الهی و انبوه معارف درخشان قرآن و اهلبیت علیهمالسلام دچار خودتحریمی شده است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شروط قیمتگذاری دولتها
امکان یا عدم امکان کنشگری دولت، میتواند در جواز یا عدم جواز دخالت دولت اسلامی در قیمتگذاری یا حمایت از قیمتی خاص، تأثیر داشته باشد.
بهطورکلی، قیمتگذاری یک فعالیت اختیاری است و دولت بهمثابۀ یک شخص حقوقی شبیه اشخاص حقیقی، وقتی یک رفتار اختیاری را انجام میدهد که دانش، توانایی و انگیزۀ کافی برای انجام آن را داشته باشد!
بنابراین تأثیر موقعیت دولت در مشروعیت قیمتگذاری را میتوان در سه موقعیت دانشی، توانشی و انگیزشی دنبال کرد:
۱. جایی که اطلاعات دولت، به دولت الزام میکند که قیمتی خاص را تعیین کند یا بپذیرد و از آن حمایت کند. این اطلاعات ممکن است دربارۀ مخاطرات پیش روی دولت و جامعۀ اسلامی باشد که ورود دولت در بازار را ضروری میسازد؛ شبیه مداخلات دولت در قیمت و شیوۀ عرضۀ کالاهای عادی در زمان جنگ با توجه به اطلاعاتی که دربارۀ ذخایر موجود کالا در کشور دارد.
این وضعیت، مصداق اضطرار است (انعام119و145؛ بقره173؛ نحل115؛ مائده3) که حتی باعث مجاز شدن امور ممنوع میشود!
۲. موقعیتی که حاکمیت توان اِعمال قیمتگذاری دارد، برخلاف موقعیتی که قیمتگذاری ضمانت اجرایی ندارد.
در فرض اخیر، قیمتگذاری توسط دولت لغو است، اعتبار حاکمیت را مخدوش میکند و صرفاً یک توصیۀ اخلاقی محسوب میشود: «لا رَأْيَ لِمَنْ لا يُطَاعُ» (کافی،ج5،ص6).
وجود قدرت ممکن است ناشی از وجود نیروی انسانی ماهر بهاندازۀ کفایت یا دستیابی به فنآوریهای نوینی باشد که امکان قیمتگذاری را برای دولت فراهم میکند!
3. جایی دولت انگیزۀ کافی برای قیمتگذاری دارد که قیمتگذاری ابزار کارآمد سیاستی باشد؛ یعنی دولت بتواند با اعمال قیمت برای کالا، شاخصهای اقتصادی را بهبود ببخشد.
برخلاف وضعیتی که قیمتگذاری فاقد تأثیر سیاستی است و به تحول در هیچ شاخص اقتصادی منجر نمیشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
رصدگری ضرورت حکمرانی
از نابغه اطلاعاتی شهید حسن باقری رضواناللهعلیه این مضمون نقل شده که اگر برای کسب اطلاعات ۱۰۰۰ شهید بدهیم ملامتی نیست اما اگر بهخاطر ضعف اطلاعات ۱ شهید بدهیم، درخور ملامتیم!
عملکرد رصدگرانه انبیای الهی در مسیر تأمین اهداف دولت اسلامی، قابل توجه است.
در این زمینه میتوان عملکرد پیامبران و اولیای الهی علیهمالسلام را مثال زد:
۱. رصد خطرات طبیعی: حضرت یوسف علیهالسلام، با استفاده از دانش غیرمتعارف تعبیر خواب و رصد آیندهی خطیری که در اثر خشکسالی مصر را تهدید میکرد و متوجه کردن دولت و مردم به خطری که ایشان را تهدید میکرد، توانست مصر و کشورهای اطراف را از مخاطرات وجودی حفظ کند و ارکان دولت مصر را تقویت و تثبیت کند (یوسف۴۵_۴۹).
۲. رصد خطر دشمنان: حضرت سلیمان علیهالسلام، با استفاده از عوامل غیرمتعارفی چون جنّیان و پرندگان و بهرهمندی از دانش صاحبان علم کتاب، به وضعیت حکومت سامان دهد و بر حکومت کافر ملکه سبا غلبه کند و آنها را تحت سیطره حکومت اسلامی درآورد (نمل۱۷_۴۴).
این دو آیه این پیام را دارد که منابع اطلاعاتی منحصر در منابع رسمی و متعارف نیست!
انحصار در منابع متعارف، دستگاه اطلاعاتی را در معرض بازی خوردن و عقب افتادن از میدان قرار میدهد و این با اصل اِشراف اطلاعاتی در تضادّ است!
میدان واقعی، منحصر در منابع اطلاعاتی متعارف نیست.
۳. رصد نیروهای داخلی: حضرت طالوت، با پیش کشیدن امتحان ننوشیدن آب از نهری که پیش روی لشکر بود، همراهان خود را رصد و پیمایش کرد تا در نبرد سخت پیش رو با افراد خالص و مومن به جنگ با جالوت برود و در مقابل دشمن دچار هزیمت و انفعال نشود:
"قَالَ: إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ!
فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي!
وَ مَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ!"(بقره۲۴۹)
اینجا، تفکیک و تفصیل بین خودیهای ضعیف و قوی برای واگذاری مسئولیتها مطرح است!
۴. رفع موانع کسب اطلاعات: پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله با رعایت حال مردم و همراهی با مردم مایه جذب و ارتباط صمیمانه مردم با خودش میشد تا جایی که مردم بین خود و وی مانع و حائلی که بتواند دوگانگی ایجاد کند، احساس نمیکردند. این مراعات تاجایی بود که منافقان ایشان را به گوشی بودن متّهم میکردند:
"مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ!
قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ!"(توبه۶۱)
اینجا تجمیع و استفاده حداکثری از همه نیروها مطرح است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت و انگیزهی قیمتگذاری
دولت در جاهایی انگیزۀ کافی برای قیمتگذاری دارد که قیمتگذاری ابزار کارآمد سیاستی باشد؛ یعنی دولت بتواند با اعمال قیمت برای کالا، شاخصهای اقتصادی را بهبود ببخشد.
برخلاف وضعیتی که قیمتگذاری، فاقد تأثیر است و به تحول در هیچ شاخص اقتصادی منجر نمیشود!
چنین وضعیتی ممکن است ناشی از نوع کالا باشد:
۱. کالاهای راهبردی که تعیین قیمت آن توسط دولت، میتواند ابزار کارآمدی برای تحقق مقاومت اقتصاد از طریق سیاست خودکفایی باشد، مثل گندم!
۲. کالاهایی که کشور در تولید آن دارای مزیت است و میتواند در مناسبات اقتصادی و سیاسی خارجی باعث تقویت موضع کشور و حفظ منافع تجاری شود!
۳. کالاهایی که حجم مصرف آن در کشور بالا و کشش قیمتی تقاضا دربارۀ آن پایین است؛ مثل پارچۀ چادری!
عدم دخالت در این مواقع، منجر به اجحاف در حق متقاضیان میشود!
۴. کالاهای دارای کارکرد فرهنگی و واجد تأثیرگذاری مثبت قابل توجه در ترویج سبک زندگی مطلوب اسلامی که کشش قیمتی تقاضا برای آن بالا است!
عدم دخالت در این مواقع، منجر به خروج متقاضیان از بازار میشود که عواقب بلندمدت فرهنگی دارد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
اصل رازداری در حکومت صالحان
در آیات قرآن کریم، بر اصل کتمان و رازداری در مسیر حرکت و دعوت انبیاء و اولیای الهی تأکید شده است تا جایی که تقیه؛ بهمعنای سپر کردن و پنهان داشتن یک حقیقت در راستای تأمین یک حقیقت مهمتر، بهعنوان یک اصل در روابط اجتماعی مورد تأیید و تأکید قرآن کریم است (آلعمران۲۸؛ نحل۱۰۶؛ غافر۲۸)!
در همین راستا در قرآن کریم از برخی رفتارهای مبتنی بر رازداری و حفاظت اطلاعات اولیای الهی تمجید میشود که در راستای تأمین اهداف اسلامی استفاده شده است:
۱. حضرت ابراهیم علیهالسلام با همراهی ظاهری با مردم فریبخوردهای که ستاره، ماه و خورشید را میپرستیدند و سپس با شکستن پنهانی بتها، توانست با رعایت اصل رازداری و استفاده از این اقدامات میدانی، در راستای انجام رسالت تبیینی خود حرکت کند (انعام۷۶_۷۹)!
۲. به توصیه حضرت یعقوب علیهالسلام، فرزندانش با رعایت اصول حفاظتی و بهصورت پراکنده وارد مصر شدند تا توجه ماموران حکومتی را به خود جلب نکنند و بتوانند بنیامین را از خطرات احتمالی حفظ کنند (یوسف۶۷_۶۸)!
۳. حضرت یوسف علیهالسلام توانست با رازداری و با انجام یک عملیات پیچیده و استفاده از نقاط ضعف برادران و امکانات موجود در مصر، برادرش بنیامین را از کنعان به مصر بیاورد و زمینه را برای توبه برادران و ارتقای وضعیت اجتماعی بنیاسرائیل فراهم کند (یوسف۷۰_۷۶)!
۴. در زمان تولد حضرت موسی علیهالسلام، در صندوق گذاشتن موسی و به نیل انداختن وی توسط مادرش، ردیابی و رهگیری موسی توسط خواهرش و بازگرداندن وی به مادرش با تدبیر خواهر موسی، از مصادیق کتمان و رازداری هدفمند بود (قصص۷_۱۳)!
همچنین مومن آل فرعون توانست با کتمان و پنهان داشتن ایمان خود، به نفوذ خود در حکومت فرعونی ادامه دهد و از این نفوذ برای انجام فعالیتهای تبیینی در دفاع از رسالت موسی علیهالسلام استفاده کند! ایشان در این مسیر به شهادت رسید (غافر۲۸_۴۵).
۵. اصحاب کهف علیهمالسلام، پس از بیداری از خواب اعجابآور، با دقت مراقب بودند که مخفیانه به شهر بروند و تهیه غذا کنند و در این مسیر مراقبت کنند که شناسایی نشوند و اسرار ایشان و محل اختفای ایشان فاش نشود!
هرچند تقدیر الهی برای برافراشته شدن پرچم حقیقت چیز دیگری بود (کهف۱۹_۲۱)!
https://eitaa.com/egtesade_ma
بله مردم مهمترند!
از جناب آقای ظریف نقل شده که موشک مهم است اما مردم از موشک مهمتر هستند!
این کلام، شبیه کلام آن شیخ زبان دنیا بلد دیپلمات است که میگفت:
اگر چرخ سانتریفیوژ میچرخد، چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد!
و حالا میبینیم که تعطیل کردن چرخ سانتریفیوژ، چطور چرخ زندگی مردم را مختل کرده است!
بله مردم مهمترند!
مهمتر از اراده آمریکا و دقیقا به همین سبب، باید موشک داشته باشیم تا هر عوضی به خودش اجازه ندهد به مردم و سرزمین و دارایی ما تعرض کند!
بله مردم مهمترند!
همانطور که چشم از ابرو مهمتر است اما جای ابرو را چشم نمیگیرد بلکه ابرو بالاتر است و چشم به ابرو نیاز دارد!
بله مردم مهمترند!
همانطور که گُل از خار مهمتر است اما اگر خار نباشد، هر ننه قمری به خودش اجازه میدهد به گل دستدرازی کند!
بله مردم مهمترند!
همانطور که غذا از ظرف مهمتر است اما اگر ظرف نباشد یا سوراخ باشد، غذا روی زمین میریزد و خوراک سگ و گربه میشود!
بله مردم مهمترند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
قرآن و سازمان اطلاعات
قرآن کریم، بر ضرورت رازداری و عدم افشا یا طرح اطلاعات و اخبار حسّاس در بین مردم تأکید شده و به مردم توصیه شده این گونه اطلاعات را به دستگاههای مربوط که توانایی تحلیل و استفاده درست از اطلاعات را دارند، منتقل کنند.
قرآن کریم افراد منافق صفتی را سرزنش میکند که افشای اسرار مربوط امنیت و جنگ میکنند:
"إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ!
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ!"(نساء۸۳)
این آیات، در واقع چند مضمون مکمّل دارد:
اولا تخصصی بودن دستگاه اطلاعاتی!
ثانیا در معرض نشت بودن اطلاعات گوناگون!
ثالثا وظیفه شرعی- اجتماعی مردم نسبت به حفظ اسرار!
رابعا لزوم تربیت نیروهایی که قدرت بر استنباط درست و نادرست اطلاعات را دارند و میتوانند براساس این اطلاعات برای جامعه اسلامی تصمیمگیری کنند!
یکی از عملکردهای عناصر اطلاعاتی که در راستای انجام وظایف باید آن را به نحو احسن انجام دهند، انتقال اطلاعات است!
انتقال اطلاعات، باید بهگونهای باشد که اطلاعات نشت نکند و آرامش روانی مردم را بر هم نزند!
بنابراین فعالیت نیروهای اطلاعاتی هرچه پنهانتر و نامحسوستر باشد، نشانه موفق بودن عملکرد ایشان است!
در قرآن کریم، برای طرح مفهوم انتقال پنهانی اطلاعات، از واژه «نجوا» استفاده میشود.
نجوا، میتواند خیر باشد یا هیچ خیری در آن نباشد!
نجواکنندگان میتوانند خدا را ناظر بر عملکرد خود ببینند یا نبینند !
و نجوا میتواند در دایره یک نظام الهی یا یک نظام شیطانی باشد!
بنابراین با دو جریان مواجهیم:
۱. اطلاعات خیر، نیروهای اطلاعاتی خدامحور و دستگاه اطلاعاتی متعلق به یک نظام الهی!
۲. اطلاعات بدون خیر، نیروهای اطلاعاتی غافل یا منکر خدا و دستگاه اطلاعاتی متعلق به یک نظام شیطانی!
برای مطالعه بیشتر ترجمه و تفسیر آیات ۸تا۱۰ سوره مجادله را ببینید تا در فرصتی دیگر، توضیحات تکمیلی ارائه شود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
درآمدی بر تحزّب در قرآن
به بهانه تاسیس حزب تمدن نوین اسلامی، توجه اعضای موسس این حزب خوشنام و خوشفکر و خوشانگیزه به نکاتی درباره تحزّب ضرورت دارد:
اولا فعلا تعداد زیاد اعضا موضوعیت ندارد اگر آفت نداشته باشد! مخصوصا که مردم و نخبگان ما دل خوشی از احزاب و جریانهای سیاسی ندارند که بخواهند شیعته عضویت در این یا آن حزب شوند. الآن مردم و نخبگان علمی و فرهنگی دچار نوعی تحزبگریزی هستند.
این حالت با مشاهده تغییرات عجیب مواضع و بازیگریهای سیاسی برخی افراد و جریانهای سیاسی با هدف بقای در قدرت یا هر انگیزه دیگری ایجاد و تقویت شده است!
شما هرچند اندک و از نظر کمیت کم باشید، میتوانید طوری با کیفیت اسلامی رفتار کنید که این سوءظنّ برطرف شود یا کاهش یابد:
"قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ:
كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ!"
شرطش صبر در مقابل وسوسهها و تعارفات و عافیتطلبیهای مضرّ است: "اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ!"(بقره۲۴۹)
و شرط صبر، توجه دائم به مرگ و قیامت و ملاقات الهی است که انسان را از کمند وسوسهها رها میکند:
"قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ...!"
ثانیا اگر طالب رستگاری و پیروزی هستید، بهدنبال اقامه دین خدا باشید، داخل ولایت ولی خدا یعنی ولی فقیه باشید و منافع این مردم مومن را دنبال کنید و این سه در هم تنیده و غیر قابل تفکیک است:
"مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا،"
اینطور باشید، حزب خدا هستید و پیروز:
"فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ!"(مائده۵۶)
شرطش این است که دین و ولایت و مردم را فدای منافع خودتان و بقای حزبتان نکنید (مجادله۲۲).
در غیر اینصورت، حزب شیطان هستید؛ یعنی حزبی که شیاطین با حربههایی چون علم مسموم غربی و تمدن کاریکاتوری غربی بر ذهن و دلشان مسلط شده است (مجادله۱۹).
احزاب شیطانی، همه یا بخشی از دین خدا و کتاب هدایت خدا را محض خاطر شوم شیاطین غربی انکار میکنند (هود۱۷؛ رعد۳۶)
میبینید که!
ثالثا به اندیشهها و طرحهای خود جمود نداشته باشید و مصداق خود گوید و خود خندد نشوید:
"كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ!"
بلکه نوبهنو آن را نقادانه بررسی کنید! یا یقینتان تقویت میشود یا اشتباهتان تصحیح میشود:
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ!"(توبه۵۲)
رابعا از تجربههای تلخ و شیرین تحزّب در دنیا و ایران ما عبرت بگیرید تا عبرت تحزّب خوب شوید:
"فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ!"(حشر۲)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ماموریت سازمانهای جاسوسی بیگانه
همه ما به حرفهای مگو و صحبتهای درگوشی و پنهانی مبتلا شدهایم. طبیعتا رازهایی با کسانی داریم و نامحرمانی اطراف ما هستند که نباید از دردها یا مزیتها یا برنامههای ما باخبر شوند!
این وضعیت برای دولتها با شدت بیشتر رخ میدهد و جامعه را خطراتی تهدید میکند یا مزایایی دارد که باید پنهان بماند یا برنامهای دارد که نباید افشا شود! در قرآن از این امور به "نجوا" تعبیر میشود!
قرآن کریم درباره اینکه نجوا باید درباره چه باشد و درباره چه نباشد و اینکه در نجوا چه اصولی باید رعایت شود تا الهی باشد و شیطانی نباشد، موارد و ضوابطی مطرح کرده است.
نجوای شیطانی، چه ویژگیهایی دارد؟
نجوای شیطانی، نجوایی است که برای «اثم»، «عدوان» و «معصیت رسول» باشد و به «محزون شدن مومنان» منجرّ شود:
"فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ!"(مجادله۹)
"إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا!"(مجادله۱۰)
اثم و عدوان، به مخالفت با شرع مربوط است و معصیت رسول به مخالفت با پیامبر بهعنوان رهبر جامعه اسلامی مربوط است!
مقصود از اثم، سستی و کندی رخوت در انجام کار خیر است در مقابل عدوان که بهمعنای تعدی و تجاوز از حدود کار خیر است.
بنابراین اثم و عدوان، به تفریط و افراط در انجام کار خیر مربوط است.
معصیت رسول، یعنی مخالفت با دستورات حاکمیتی رسول خدا که بالتبع شامل مخالفت با سایر حاکمان الهی نیز میشود.
بنابراین نجوا نباید درباره افراط و تفریط در انجام کار خیر و درباره مخالفت با حکومت اسلامی و حاکم اسلامی باشد!
بنابراین سازمانهای اطلاعاتی دشمن، این چهار ماموریت را در جامعه اسلامی دنبال میکنند:
۱. دلسرد کردن مردم از انجام کارهای خیر مثل تولید!
۲. تشویق و فراهمساختن محیط جامعه برای تجاوز از حدود الهی مثل ترک حجاب!
۳. تسهیل و تشویق به مخالفت با حکومت اسلامی و مخالفت با ولیفقیه با فتنهگری و لگد زدن به قانون!
۴. محزون و غمگین کردن مردم با خالی کردن دل آنها و ناامید کردن آنها از آینده کشور اسلامی و نظام اسلامی و باد کردن دشمن!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دوگانهسازی دروغین شیطان
خداوند به آدم و همسرش فرمود: به این درخت نزدیک نشوید که اگر چنین کنید به خود بد کردهاید و دچار نقص میشوید!
"لَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ!"(بقره۳۵؛ اعراف۱۹)
شیطان وارد میدان وسوسه شد
"فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ!"(اعراف۲۰)
و با طراحی یک دوگانه غلط و انحرافی همراه با چاشنی سوگند دروغین پدر و مادر ما را فریب داد!
شیطان گفت: خدا شما را از نزدیک شدن به این درخت نهی کرده تا اینکه مَلَک یا انسانی دارای زندگی جاودان نشوید!
"قَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ!"(اعراف۲۰)
به خدا قسم (یا به قول بعضیها به حضرت عباس قسم)، من خیرخواه و دلسوز شما هستم!
"قَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ!"(اعراف۲۱)
درست است که اطاعت خدا خوب و مهم است اما ملک و جاودانه شدن شما مهمتر است!
شیطان توانست با این دوگانهسازی دروغین والدین ما را به دام اندازد و آنها از آن درخت ممنوع خوردند و پوشش آنها از بین رفت و زشتیهایشان برایشان آشکار شد!
"فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا!"(اعراف۲۰)
و از آن بهشت اخراج شدند!
"فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ!"(بقره۳۶)
و شیطان به مقصود خود یعنی برهنگی و آوارگی آدم و حوا رسید!
کاش والدین ما توجه میکردند که همه ملائکه مقرب الهی به دستور خدا به آنها سجده کرده بودند و ملک شدن برای پدر و مادر ما کسر شان بود!
و خدا در آدم از روح خود دمیده بود و روح خدا جاودانه است!
"نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ!"(حجر۲۹)
شیطان، در قیمت معامله هم فریبکاری و کلاهبرداری کرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
کاسبی بود اما کاسبی نکرد!
محمد کاسبی رفت با همه خاطراتی که برای ما گذاشت! با نازی که از خوشرکاب میکشید و دلی که به خوشرکاب باخته بود و با آبرویی که با خوشغیرت به دست آورد!
کاسبی اهل کاسبی با هنرش نبود و مثل برخی بیهنران مدعی باهنری روی منبر سیاست و هنر، ناز و عشوه نمیفروخت و لگد به دین و قانون نمیزد!
قرآن کریم، به ما جریان فاسدی را معرفی میکند که با خرید و فروش لهویات کاسبی میکنند!
"مِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ!"
لهو، هر چیزی است که دل انسان را از توجه و اهتمام به چیزی که ضرورت و اولویت دارد، غافل میکند!
این جریان لهویات را برای چند هدف شوم میخواهد:
۱. تا با نادان نگه داشتن مردم، آنها را از راه خدا که راه درست فطرت و استفاده بجا از امکانات است گمراه کند: "لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ!"
۲. تا راه خدا را تمسخر کند و فضا را برای گرایش مردم به راه خدا سنگین کند: "يَتَّخِذَهَا هُزُوًا!"(لقمان۶)
مرحوم محمد کاسبی اما اهل کاسبی با دین خدا و لگد زدن به اهل خدا نبود و از این را کسب متاع پست دنیا نمیکرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma