درباره "قانون لعنتیِ وارداتی!"
شاید برای شما سوآل شود چرا شخصیتی چون شهید بهشتی این اندیشمند آزاداندیش واقعا آشنا به زبان دنیای غرب، درباره یک گزاره مشهور در علم اقتصاد یعنی "قانون عرضه و تقاضا" آن را با دو صفت لعنتی و وارداتی توصیف و تحقیر میکند!
از زبان شهید صدر در اقتصادنا کلام شهید بهشتی را توضیح میدهم:
قوانین علم اقتصاد دو دسته است:
۱. علم اقتصاد طبیعی که هیچ وابستگی به این یا آن جامعه ندارد و بین همه جوامع مشترک است؛ زیرا اصلا ربطی به اراده انسان و مذهب رایج در جامعه ندارد!
۲. علم اقتصاد اجتماعی که ممکن است در یک جامعه صادق باشد و در جامعه دیگر نه! چرا؟ چون تابع اراده انسان و مذهب رایج در آن جامعه است!
مثل همین قانون عرضه و تقاضا که میگوید با کاهش عرضه و ثبات تقاضا، قیمت افزایش مییابد تا تعادل حفظ شود!
این قانون، تابع تصمیم مردم جامعه است و ممکن است در جامعهای که مردم خودمحور، فردگرا و دنبال نفع شخصی مادی دنیوی هستند و مذهب رایج حق را به صاحبان توانایی و تمایل میدهد و برایش نیاز موضوعیت ندارد، صادق باشد اما در جامعهای با مردمی با اخلاقیات و قوانین اجتماعی متفاوت چنین نخواهد بود. در جامعهای با مردمی ایثارگر، همگرا و با مذهبی که برایش نیاز نیازمندان در کنار توانایی توانمندان و تمایل متقاضیان موضوعیت دارد، دیگر این قانون عرضه و تقاضا یک قانون غریب، وارداتی و لعنتی است!
شادی روح شهید بهشتی و شهید صدر صلوات!
لعنت خدا بر آنها که این ستارگان درخشان علم را از ما گرفتند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
Right Side Of History
روی این تصویر مبارک از زبان حکیم عصر ما به زبان انگلیسی نوشته:
"طرف درست تاریخ را انتخاب کنید!"
این تصویر متعلق به راهپیمایی در انگلیس در دفاع از مظلومان غزّه است!
"يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ!
وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ!"(روم۱۹)
این عکس را به آقای ناطق نوری و هممیهنهای هموهم ایشان تقدیم میکنم و همه باورمندان به قرآن کریم را به تامل در آیات ۲و۳ سوره عنکبوت دعوت میکنم:
"أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا!
وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ!
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ!
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا!
وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
بصیرت؛ پادزهر جنگ شناختی!
دشمنشناسی و دشمن را دشمن دانستن و با او دشمنانه برخورد کردن و سردر لاک نکردن و خود را به نفهمی و ... نزدن، از درسهای اساسی قرآن کریم است تا جایی که کفر به طاغوت مکمّل ایمان به خدا و بهنوعی شرط و مقدمه ایمان به خدا است:
"فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ، فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ!"(بقره۲۵۶)
به انسان (همه انسانها چه مردم چه مسئولان) تاکید شده که شیطان دشمن انسان است و باید او را بهعنوان حقیقی و حقوقی دشمن خود بدانند و از بردن نام دشمن نترسند:
"إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا!"(فاطر۶)
یکی از فعالیتهای دشمن، ایجاد جنگ شناختی است یعنی کاری کنند که مردم و مسئولان جامعه اسلامی در تشخیص و تصمیم دچار اشتباه شوند و وارد بازی دشمن شوند؛
مثل تلاش چند روز اخیر جریان مرموز رسانهای که سعی داشتند مسئولان ارشد نظام را به چاله شرمالشیخ بیاندازند و آنها را مثل برخی سران بیغیرت و شرففروش عرب و ترک و اروپایی تحقیر کنند!
"إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ!
وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ!"(انعام۱۲۱)
در برخی آیات، به برخی فعالیتهای خرد یا کلان هدفمند مخرّب اشاره دارد که مصداق جنگ شناختی سران کفر، رسانهها و دستگاههای جاسوسی دشمن است.
یک مثال، حرکت برادران یوسف برای فریب حضرت یعقوب با کشتهسازی دروغین از یوسف با خونین کردن پیراهن وی است:
"جَاءُوا عَلَىٰ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ!"
آنها این دروغ شاخدار را متکی به شواهد میدانی دروغین کردند یعنی لباس یوسف را خونین کردند و برای اینکه نقشه شومشان لو نرود، یوسف را به کاروانی فروختند تا راه طبیعی دسترسی جناب یعقوب به حقیقت را ببندند!
آنها فکر چیزی را که نکرده بودند، هوشیاری مومنانه حضرت یعقوب بود؛ چیزی که شرط ثبات در مسیر است و از آن به بصیرت تعبیر میشود:
"قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي!"(یوسف۱۰۸)
اگر ما مردم و مسئولان، مانند حضرت یعقوب بصیرت داشته باشیم، میفهمیم که این فریب است:
"قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا!"
و دچار تردید نمیشویم بلکه با حفظ آرامش و اطمینان، پایداری و استقامت از خود نشان میدهیم:
"فَصَبْرٌ جَمِيلٌ!"(یوسف۱۸)
https://eitaa.com/egtesade_ma
نامعادله ارزی!
آمار ۸ ساله اخیر که عملکرد سه دولت اخیر در صادرات غیرنفتی و مقدار و درصد ارز برنگشته را نشان میدهد!
در این نمودار، چند حقیقت قابل توجه است:
اولا هرسه دولت (روحانی، شهید رئیسی و پزشکیان) در بازگشت کامل ارزهای صادراتی که الزام قانون است، ناموفق بودهاند!
این وجه اشتراک، از یک راهبرد مشترک ناموجه و ناموفق بین سه دولت حکایت میکند (با همه تفاوتهایی که با هم دارند).
ثانیا بهطور نسبی، دوره شهید رئیسی در بازگشت ارزهای صادراتی به داخل موفقتر بوده است.
این تفاوت، از یک رویکرد قانونگرایانهتر و پای کار تر بودن دولت شهید رئیسی حکایت میکند!
ثالثا عملکرد چهارماهه اول امسال که نشان از عدم بازگشت ۷۴٪دارد، میتواند یکی از دو معنا را داشته باشد:
۱. امسال اوضاع عدم بازگشت ارز خیلی وخیم است و دو برابر پارسال!
این برداشت، خیلی بعید است!
۲. بازگشت همان مقدار ارزی هم که به سامانه مبادله برمیگردد، با تاخیر انجام میشود.
این تاخیر ممکن است عادی و طبیعت بازار باشد و ممکن است شرکتها از قبال این تاخیر نیز منافعی داشته باشند!
نمودار در اینباره چیزی نمیگوید!
رابعا این نمودار، از یک رویه غیرقانونی حکایت میکند که درباره آن چند پرسش اساسی مطرح است که روشنگری درباره آنها برای مردم ازم است:
۱. این رویه، ناشی از ناتوانی شرکتها از بازگرداندن ارزهای صادراتی است یا آنها مقصرند؟
۲. این رویه، چه منافع ویژهای برای شرکتها دارد؟
۳. این رویه، چه ضررهایی برای وضعیت اقتصادی مردم دارد؟
۴. این رویه، چه راهحلّی دارد؟
https://eitaa.com/egtesade_ma
انگیزههای تمدنسوز و تمدن انگیزهسوز
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله:
به زودى زمانى بر امّت من مىآيد كه درونهايشان پليد است اما ظاهرشان را نيكو مىسازند!
انگيزهشان در اين ظاهرسازى، طمع دنياست و آنچه [از رضايت و ثواب] نزد پروردگارشان هست، را اراده نمیکنند!
دينشان ريايى است و خوفى [از خدا] با وجود آنها آميخته نيست!
[در چنین حالی] خداوند كيفر خود را شامل حال همه آنها مىكند و آنها او را مانند دعاى شخصِ در حال غرق شدن مىخوانند اما دعايشان به اجابت نمىرسد!
کافی.ج۸.ص۳۰۶.حدیث۴۷۶.
با خود میپرسیم آیا امروز آن روز و ما آنها هستیم؟
البته میتوانیم این وضعیت بغرنج را به آیندهای دور نسبت دهیم که نسبتی با ما ندارد اما بیایید واقعبین باشیم:
ظاهرسازی و اکتفا به کار شکلی بدون روح و بدون اخلاص، مشکلی نیست که ادعا کنیم از آن مبرّا هستیم!
وجود ضعفهای اخلاقی ناشی از بیثباتی ایمان و توحید در ما، باعث میشود گاه به فراخور زرق و برق یا گرفتاری دنیا و سرگرمی به چرب و شیرین یا تلخ و شور زندگی، اخلاص در عمل را از دست میدهیم و دچار انگیزههای شرکآلود یا کفرآمیز میشویم!
فراموش میکنیم که همه این سختی و آسانی دنیا صرفا زمینه آزمایش الهی است:
"فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ،
فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ!
وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ،
فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ!"(فجر۱۵_۱۶)
اما حقیقت این دادنها این است که ما آزمایش شویم که آیا با دادههای خدا، جلوی بیداد بندگان را میگیریم و دست بندگان زمینخورده و بیدادرس خدا را میگیریم یا نه!؟
این قصه، سر دراز دارد اما فراتر از ضعفهای شخصی افراد، امروزه با یک تمدن ضعیف کاریکاتوری در غرب مواجهیم که نمیتواند برای انگیزههای بشر حالت متعالی خداگرایی و مردمدوستی را تضمین کند؛ زیرا بنای وجود هستی را منهای خدا نهاده و بشر را گرگ بشر دانسته است!
در چنین تمدنی با این بُنمایههای نحیف و ناقص، تنها انگیزهای که محترم است و معیار حرکت عمومی واقع میشود، پیجویی نفع مادی دنیوی شخصی است و دیگر هیچ!
بقیه انگیزهها، غیرمنطقی و پوچ و توهمآمیز محسوب میشود!
جامعه ما، جوامع اسلامی و همه جوامع شرق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین هم تا حدودی که تحت تاثیر تمدن کاریکاتوری غرب هستند، از این آسیب در امان نماندهاند!
یکی از معانی غربزدگی مذموم؛ یعنی اینکه مردم و دولتمردان و قوانین، صرفا تحت تاثیر این انگیزه شخصی، دنیوی، مادی و حیوانی عمل کنند و انگیزههای الهی، اجتماعی، اخروی، معنوی و انسانی در عملکردهای ایشان و در قوانین و سیاستها تاثیری نداشته باشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
لگددرمانی
هر کاری و هر حرفی منطقی دارد؛ یعنی کف و سقفی برای توجیه آن وجود دارد که تخطی از آن کف و سقف، عقل و عقلانیت انسان را در معرض اتهام مردم قرار میدهد!
از خواندن جمله دستوری "بنشین!" میتوان همان بنشین را فهمید که یک دستور ساده خالی از عاطفه است!
یا "بِتِمَرگ!" را فهمید که یک دستور همراه با توهین و تحقیر است!
یا "بفرما!" را فهمید که یک درخواست محترمانه همراه با ادب و صمیمیت است!
یا در مواردی "کاری نکن!" و "دخالت نکن!" را فهمید!
نباید از مخاطب انتظار داشت که از "بنشین!" بدون هیچ قرینه کلامی و مقامی، برداشت کند که "برو دو کیلو سیبزمینی بخر و بیاور!"
جدیدا باب شده که هرکه میخواهد خودی نشان دهد، لگدی به یک اصل قانونی یا حکم شرعی مثل حجاب یا افتخاری ملّی مثل تسخیر لانه جاسوسی میزند یا کارگزاران نظام را متهم به هر لاطائلاتی میکند و افکار عموم را بههم میریزد!
بعد که صداها به اعتراض بلند میشود، توجیهالمسائل را ورقی جدید اضافه میکند و مشغول آسمان ریسمان بافتن میشود که بله بد برداشت شده یا بد منتقل شده یا نهایتا خوب بیان نکردم و اشتباه شده است!
در همین ایام اخیر، حداقل سه مورد اعلام موضع جنجالی از هر دو جریان سیاسی توسط (م.ک) و (م.ر.ب) و (ع.ا.ن) پیرامون سلامت اخلاقی کارگزاران نظام، حجاب و تسخیر لانه جاسوسی مطرح شده است.
از آنجا که نگارنده مهارتی در ذهنخوانی ندارد، مدعی نیست انگیزه آنها برای اینگونه اعلام موضع ناهنجار را میداند اما میتوان (بدون قضاوت شخصی درباره این افراد) درباره کارکرد این نوع موضعگیریها دو تحلیل روانشناختی و جامعهشناختی ارائه داد که نشان میدهد فرد یا گروه سیاسی دچار مشکلاتی است و بنا دارد با لگددرمانی یعنی لگد زدن به اخلاق و دین و قانون و منافع ملی مشکل خود را درمان کند:
۱. تحلیل روانشناختی میگوید از آنجا که معمولی بودن باعث دیده نشدن است، گاه انسان سعی میکند برای اینکه مورد توجه واقع شود، مواضعی غیرمتعارف بگیرد!
بچهها با گریه کردن و داد و بیداد کردن سعی میکنند توجه پدر و مادر حود را به خود جلب کنند!
بچههای عالم سیاست نیز از این قاعده مستثنا نیستند! حیات چهرههای سیاسی به دیده شدن توسط مردم است!
مثلا کسی که زمانی نماینده مجلس بوده و از بلندگوی مجلس در سطح ملی حرف میزده، اگر خودساخته نباشد و دچار اعتیاد به بلندگو شده باشد، هر از گاهی تلاش میکند ادای دوره نمایندگی را درآورد تا دیده شود و شنیده شود؛ هرچند با اعلام مواضع هنجارشکنانه، صدای مردم و دلسوزان را درآورد!
۲. تحلیل جامعهشناختی؛ وقتی چند تا دله دزد بخواهند در بازاری دزدی کنند، دو نفرشان در گوشهای از بازار یک دعوای زرگری درست میکنند تا حواس مردم گرم آن دعوا شود و آنها بتوانند در شلوغی دعوا جیب مروم حواسپرت را بزنند!
در عالم سیاست هم ممکن است برای انجام برخی معاملات فاسد و غیرشرافتمندانه و غیرمنطقی و غیرعقلانی نیاز باشد که حواس مردم و نخبگان و رصدگران به بک حاشیه حساس پرت و گرم شود تا معاملهگران بتوانند در آرامش و بدون فشار افکار عمومی، معامله فاسد خود را جوش بزنند!
این معامله ممکن است خارجی یا داخلی و اقتصادی یا سیاسی باشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
جنگ ترکیبی و حهاد ترکیبی
در مقابله با جنگ ترکیبی دشمن باید راهبرد جهاد ترکیبی دنبال شود که راهبردی نبوی است و در انقلاب اسلامی پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله امتحان موفق خود را پس داده است.
پیام اصلی نامه ۹ نهج البلاغه خطاب به معاویه مدعی اما در واقع متهم و مجرم و نماینده جریان مجرم در حق جامعه انقلابی نبوی این است:
همراهی افکار عمومی و ایمان عمومی نسبت به حقانیت و پایداری حاکمان، شرط توفیق در برابر مشکلات اقتصادی و غیراقتصادی دشمنساخته است!
این نامه کوتاه در شرح مشکلات زمانه نبوی، ناشی از خصومت جریانهای کافر و مستکبر، یک جنگ ترکیبی ۵ بُعدی را تصویر میکند:
۱. جنگ نظامی از طریق نسلکشی و ترور!
۲. جنگ روانی و شناختی از طریق ایجاد اندوه و ترس در مومنان!
۳. جنگ اقتصادی از طریق تحریم!
۴. جنگ اجتماعی_ جغرافیایی از طریق ایجاد اضطرار و آوارگی!
۵. جنگ سیاسی از طریق تحریک و تشویق دیگران به جنگ با جامعه نوپای اسلامی!
هر یک از این مشکلات بهتنهایی میتوانست یک جامعه انقلابی نوپا را از پا بیاندازد اما حسن تدبیر نبوی توانست جامعه انقلابی نبوی را سرافرازانه از مشکلات عبور دهد.
در این نامه، امیرالمومنین علیهالسلام به سه رکن از یک جهاد ترکیبی برای توفیق سیاست نبوی برای چیره شدن بر این مشکلات سیلابگونه اشاره میشود:
۱. ایمان و آرمان عملیاتی و رسالت داشتن رهبران که باعث میشود در برابر مشکلات سر خم نکنند و پایدار بمانند!
۲. تنوع جریانهای حامی و استفاده از ظرفیتهای گوناگون برای حفظ جبهه اسلامی بدون هضم شدن در دیگران شامل خویشاوندان مومن، خویشاوندان کافر و مومنان غیر خویشاوند!
۳. پیشتازی رهبران و نزدیکان سران انقلاب اسلامی در برخورد با خطرات و خود را فدای مردم کردن!
این سه ویژگی باعث استمرار و گسترش همراهی عمومی با انقلاب نبوی شد و توطئهها یکی یکی خنثی شد!
متن نامه تقدیم نگاه شما:
"فَأَرَادَ قَوْمُنَا قَتْلَ نَبِيِّنَا وَ اِجْتِيَاحَ أَصْلِنَا!
وَ هَمُّوا بِنَا اَلْهُمُومَ!
وَ فَعَلُوا بِنَا اَلْأَفَاعِيلَ!
وَ مَنَعُونَا اَلْعَذْبَ!
وَ أَحْلَسُونَا اَلْخَوْفَ!
وَ اِضْطَرُّونَا إِلَى جَبَلٍ وَعْرٍ!
وَ أَوْقَدُوا لَنَا نَارَ اَلْحَرْبِ!
خويشاوندان ما از قريش مىخواستند پيامبرمان صلّىاللّهعليهوآله را بكشند!
و ريشۀ ما را در آورند!
و در اين راه انديشهها از سرگذراندند،
و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند،
و زندگى خوش را از ما سلب كردند،
و با ترس و وحشت به هم آميختند،
و ما را به پيمودن كوههاى صعب العبور مجبور كردند،
و براى ما آتش جنگ افروختند!
فَعَزَمَ اَللَّهُ لَنَا عَلَى:
اَلذَّبِّ عَنْ حَوْزَتِهِ!
وَ اَلرَّمْيِ مِنْ وَرَاءِ حُرْمَتِهِ!
امّا خدا خواست كه ما پاسدار دين او باشيم،
و شر آنان را از حريم دين باز داريم!
مُؤْمِنُنَا يَبْغِي بِذَلِكَ اَلْأَجْرَ!
وَ كَافِرُنَا يُحَامِي عَنِ اَلْأَصْلِ!
وَ مَنْ أَسْلَمَ مِنْ قُرَيْشٍ خِلْوٌ مِمَّا نَحْنُ فِيهِ بِحِلْفٍ يَمْنَعُهُ أَوْ عَشِيرَةٍ تَقُومُ دُونَهُ فَهُوَ مِنَ اَلْقَتْلِ بِمَكَانِ أَمْنٍ!
مؤمن ما در اين راه خواستار پاداش بود،
و كافر ما از خويشاوندان خود دفاع كرد،
ديگر افراد قريش كه ايمان مىآوردند و از تبار ما نبودند،
هر گاه آتش جنگ زبانه مىكشيد، و دشمنان هجوم مىآوردند
يا به وسيله هم پيمانهايشان و يا با نيروى قوم و قبيلهشان حمايت مىشدند،
در امان بودند!
وَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صلىاللهعليهوآله إِذَا اِحْمَرَّ اَلْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ اَلنَّاسُ،
قَدَّمَ أَهْلَ بَيْتِهِ!
فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ اَلسُّيُوفِ وَ اَلْأَسِنَّةِ!
پيامبر خدا صلّىاللّهعليهوآله اهل بيت خود را پيش مىفرستاد تا به وسيله آنها، اصحابش را از سوزش شمشيرها و نيزهها حفظ فرمايد!
فَقُتِلَ عُبَيْدَةُ بْنُ اَلْحَارِثِ يَوْمَ بَدْرٍ!
وَ قُتِلَ حَمْزَةُ يَوْمَ أُحُدٍ!
وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ يَوْمَ مُؤْتَةَ!
وَ أَرَادَ مَنْ لَوْ شِئْتُ ذَكَرْتُ اِسْمَهُ مِثْلَ اَلَّذِي أَرَادُوا مِنَ اَلشَّهَادَةِ!
وَ لَكِنَّ آجَالَهُمْ عُجِّلَتْ وَ مَنِيَّتَهُ أُجِّلَتْ!
چنانكه عبيدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته، شهيد شدند.
كسانى هم بودند كه اگر مىخواستم نامشان را مىآوردم، آنان دوست داشتند چون شهيدان اسلام، شهيد گردند، امّا مقدّر چنين بود كه زنده بمانند، و مرگشان به تاخیر افتاد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ستون پنجم جنگ ترکیبی
در مدینه جلسات و تشکیلات مخفی برای کسب اطلاعات و میداندادن به دشمنان آشکار و فراهم کردن زمینههای نفوذ و هجوم به جامعه اسلامی شکل گرفت.
قرآن کریم، به دقت نظر و عدم غفلت نسبت به این جریان مرموز و خطرناک تذکر داد.
دشمنان نقابدار داخلی، این تشکیلات مخفی را در قالب و شکل مسجد ایجاد کرده بودند تا مردم و دولت اسلامی را بفریبند.
این نهاد انحرافی، چهار کارکرد داشت:
۱. ضرر رساندن به مردم و نظام اسلامی از راههای مختلف از جمله ترویج بیمسئولیتی دولت اسلامی در قبال ضررهایی که متوجه مردم است؛ شبیه کاری که برخی اقتصادداننماها و روزنامهها و سایتها و مسئولان در تشویق به آزادسازی سگ دلار و بستن سنگ دولت میکنند یا شبیه نفوذ شبهعلمی و قالب کردن اهداف دشمن در قالب قوانینی چون دلاری کردن اقتصاد داخل که باعث میشود تولیدکننده و مصرفکننده داخلی مجبور باشد برای دسترسی به کالای تولید شده با مواد اولیه داخلی و نیروی کار داخلی و دانش فنی داخلی و سرمایه داخلی و حمایت قوانین داخلی!
۲. ترویج کفر و بیایمانی نسبت به آرمانهای اسلامی شبیه عملکرد برخی سیاسیون طمّاع در تخطئه قانون حجاب یا تخطئه تسخیر لانه جاسوسی!
۳. ایجاد تفرقه بین مومنان با ایجاد دوگانههای باطلی مثل دوگانه دین_ دنیا، چرخ سانتریفیوژ_ چرخ زندگی مردم و مردم_ موشک!
۴. کمینگاه برای آنها که سابقه جنگ با خدا و حکومت اسلامی را دارند؛ شبیه دانشگاههای علوم انسانی ما که همان علوم مسمومی را به خورد فرزندان ما میدهند که محصول فکر دشمنان ما برای نفوذ نرم فکری در میان ماست!
مشاهده میشود که عملکردهای این جریان، یک تقابل و جنگ ترکیبی است و انواع ترفندهای نرم و سخت را شامل میشد.
این جریان درواقع ستون پنجم جنگ ترکیبی دشمنان ما هستند!
این جریان، از افراد بیماردل دارای ضعیف ایمان نیز بهره کامل میبرد و از چنین افرادی، در راستای رواج شبهات، ترساندن افراد و دل سرد کردن مردم بهره میبرد!
خدای متعال پیامبرش را از حضور در چنین موقعیت شیطانی منع میکند و به او دستور میدهد خود را خرج چنین کسانی نکند بلکه در کنار کسانی باشد که در جستجوی طهارت و پاکدامنی از آلودگی کفر و خوشخدمتی به کافران و مستکبران هستند!
این آیات با حمله به چنین مسجدی، دست دولت اسلامی را برای برخورد با هر نوع پوشش خرابکاری نرم یا سخت و هر نوع ابزار جنگ ترکیبی با هر عنوان سنّتی یا نویی باز میکند!
این جریان تاریخی و درس قرآنی، در آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹ سوره توبه مطرح شده است:
"الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَ كُفْرًا وَ تَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ!
وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَىٰ!
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ!
لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا!
لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ!
فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا!
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ!
مرزبندی اسلام بین زن و مرد نه ناشی از تحقیر زن یا مرد بلکه برای ممانعت از تحقیر و تمسخر زن توسط مرد یا تحقیر و تمسخر مرد توسط زن بوده است!
زیرا زن برای مرد و مرد برای زن موجودی غریب و ناشناخته است!
شرط تعظیم زن و مرد برای یکدیگر این است که از هم فاصله داشته باشند تا کمبود خودشان و نیازشان به هم را بهخوبی درک کنند!
اگر مرزبندی بین زن و مرد نباشد، مرد با ابراز دروغین محبت، جسم زن را پایمال هوسهای آنی و تنوعطلبانه خود میکرد!
اگر مرزبندی بین مرد و زن نباشد، زن با ابراز دروغین محبت، جسم مرد را برای خود به بیگاری میکشد!
اگر مرزبندی نباشد، همه مردها متعلق به همه زنها و همه زنها متعلق به همه مردها میشوند!
همه برای همه، یعنی هیچ برای هیچ!
اگر مرزبندی نباشد، رقابت و مسابقه در عاشقی بیمعنا میشود!
اگر رقابت و مسابقه بیمعنا شود، پیروزی بیمعنا میشود!
اگر پیروزی بیمعنا شود، هم شکست میخورند!
اگر مرزبندی نباشد، وفاداری و صبر بیمعنا میشود!
اگر وفاداری و صبر بیمعنا شود، عشق و سوز و گداز عاشقانه بیمعنا میشود!
اکر مرزبندی نباشد، ثبات و استقامت در زن و مرد میمیرد!
اگر ثبات و استقامت بمیرد، پیشرفت و کرامت و بزرگی و بزرگواری میمیرد!
این است که اسلام عزیز، سرسختانه و عاقلانه به زن مرد هشدار میدهد که مرز بین خود را حفظ کنند!
تمثیلی زیبا در سوره الرحمان، این واقعیت عمیق انسانشناختی را به تصویر میکشد:
"خداوند دو دریا را کنار هم قرار داد!
بین آن دو دریا، برزخی قرار داد تا آن دو دریا نسبت به هم سرکشی و طغیان نکنند!
در این حالت، از دل این دو دریا، گوهرهایی چون لُولُو و مرجان بیرون میآید!
"مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ!
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ! ...
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ!"
(رحمان۱۹_۲۲)
https://eitaa.com/egtesade_ma
مبانی قرآنی جهاد ترکیبی
جهاد؛ یعنی تلاش مستمرّ جبههای فوقالعادهی مومنانه در مقابله با جبهه کفر!
بنابراین جهاد با خسته شدن، کسالت، تکروی، عادی بودن، تردید و کفر نمیسازد!
قرآن کریم، دائما جهاد را که مطالبه میکند بر ترکیبی از عرصههای انسانی و مالی برای جهاد تاکید میکند:
۱. جهاد با اَنفُس؛ یعنی استفاده از همه ظرفیتهای انسانی در جهاد که شامل عرصههای عاطفی، شناختی، هنری و مهارتی میشود و صرفا منحصر در جهاد نظامی نیست!
جهاد عاطفی؛ یعنی تلاش برای ترویج و تعمیق انگیزهها و احساسات و عواطف اسلامی در بین مردم و خنثیسازی جنگ عاطفی دشمن و حمله عاطفی به جبهه کفر!
جهاد شناختی؛ یعنی جهاد برای گسترش و تمیق شناخت عمومی در صدد خنثیسازی جنگ شناختی دشمن و حمله شناختی به جبهه کفر!
جهاد هنری؛ یعنی تولید محصولات هنری با رویکرد جهادی یعنی دفاع از معارف و احکام اسلامی و حمله به مغالطات و نواقص جبهه کفر!
جهاد مهارتی؛ یعنی ترویج و ارتقای مهارتهای گوناگون ضروری برای زندگی اسلامی و تخطئه مهارتهای رفتاری غلط!
۲. جهاد مالی؛ یعنی استفاده مجاهدانه از همه اموال و داراییهای ملّی در راستای مصالح ملّی و منافع غیرقابل مبادله ملّت!
جهاد مالی؛ یعنی در اقتصاد، دشمن و دست دشمن و نیت سوء دشمن و ابزارهای مداخله دشمن را بشناسد و راه مقابله با آن را بشناسد و در میدان فعالیت اقتصادی مانند یک جهادگر نظامی با ایمان و اخلاص و استمرار و خستگیناپذیر فعالیت کند!
جهاد مالی؛ یعنی منافع و مصالح ملی را بر منافع شخصی ترجیح دادن!
جهاد مالی؛ یعنی اعتماد نکردن به دشمن و ندادن اطلاعات اساسی اقتصادی به دشمن!
جهاد مالی؛ یعنی کشته مرده دیدگاه و نظریات منسوخ یا جدید دشمنان نبودن و تکیه بر دانش بومی!
قرآن کریم، بیش از ده بار بر جهاد ترکیبی و توام بودن جهاد اَنفُسی و مالی تاکید دارد:
"جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ!"(توبه۴۱)
https://eitaa.com/egtesade_ma
گرداب نفوذ سخت! مرداب نفوذ نرم!
در قرآن کریم، از دو نوع نفوذ سخت و نرم سخن به میان آمده است که در اثر سلطه سخت یا نرم بهوجود میآید:
"لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ!"(رحمان۳۳)
نفوذ سخت؛ یعنی نفوذ در میدان جنگ یا نفوذ دادن امکانات نظامی به داخل سرزمین اسلامی؛
شبیه اتفاقی که در جنگ احد رخ داد. نفوذ سختی که در جنگ احد رخ داد، به شهادت تعداد زیادی و مجروحیت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و تعدادی از رزمندگان و فرار عدهای از میدان جنگ منجرّ شد (آلعمران۱۵۲_۱۵۳).
در برخی آیات، مستقیما مومنان حاضر در میدان جنگ را به مراقبت از امکانات و تجهیزات خود در راستای حفظ خود از خطرات نفوذ سخت و هجوم ناگهانی و شبیخون دشمن، توصیه میکند (نساء۱۰۲).
نفوذ نرم که همواره یا غالبا متکی به نواقص و تمایلات نفسانی و عاطفی مردم و مسئولان است، از ایجاد ارتباطات پنهانی و روابط دوستانه بین مردم و مسئولان جامعه اسلامی با دشمنان جامعه اسلامی شکل میگیرد!
ارتباطاتی که میتواند تحت تأثیر علقههای ناشی از روابط دوستانه یا خویشاوندی از جمله حضور خویشاوندان و نزدیکان مسلمانان در جامعه کُفّار باشد.
افزون بر برخورد با چنین وضعیتهایی، برای برخورد ریشهای با چنین وضعیتهایی:
اولا باید زمینه چنین ارتباطاتی تا حد امکان کاهش یابد!
ثانیا ندادن مسئولیتهای کلیدی نظام اسلامی به افرادی که خواسته یا ناخواسته به چنین وضعیتی مبتلا هستند!
قرآن کریم، از واژگانی چون "رُکن" "مودّت"، "وَلیجه"، "بِطانه" و "جعل سبیل"، برای طرح پدیده خطرناک و موریانهوار «نفوذ نرم» استفاده میکند:
۱. رُکن؛ یعنی به کمک و توانایی و دلسوزی چیزی یا کسانی یا حکومتی تکیه کردن، دل خوش شدن و اعتماد کردن (هود۱۱۳).
۲. مودّت؛ یعنی همراهی و رفتار دوستانه، در سطح کلان به رابطه بین مردم و اهل ایمان و عمل صالح اختصاص دارد که مصداق تامّ آن نزدیکان پیامبران؛ یعنی شایستگان رهبری جامعه اسلامی اختصاص دارد (شوری۲۳) تا رفتار محبتآمیز و دوستانه با دیگرانی که اهل دشمنی با خدا و دین خدا و حکومت اسلامی هستند، زمینه تأثیرگذاری سوء بر عملکردهای فردی و اجتماعی پیدا نکند و دشمنان خدا و اندیشههای باطل و شرّ و منکر ایشان، محور نظام اجتماعی و معیار همیاری واقع نشوند (ممتحنه۱)!
۳. بِطانه؛ یعنی کسی که فرد یا مردم او را محرم رازها و امور پنهانی خود میگیرند و به اندرونی خانه یا نظام اسلامی راه میدهند (آلعمران۱۱۸).
۴. وَلیجه؛ یعنی ورود کسی به اندرونیها در اثر اینکه فرد یا مردم به آنها اتکا و اعتماد دارند درحالیکه از آنها نیست (توبه۱۶).
۵. جعل سَبیل؛ یعنی راه دادن، ایجاد مسیر و اجازه دادن به دشمنان برای نفوذ وتسلّط بر مومنان و جامعه اسلامی (نساء۱۴۳)!
قاعده فقهی نفی سبیل، به همین مضمون اشاره دارد!
نتیجه اعتماد (رکن)، رفتار دوستانه (مودّت) و نتیجه رفتار دوستانه، روابط نزدیک (بطانه) و سر درآوردن دشمن از اندرونیها (ولیجه) و نتیجه روابط سرّی، راهیابی دشمن به گنجینههای ثروتها و اطلاعات نظام اسلامی (جعل سبیل) و نتیجه راهیابی دشمن به گنجینههای نظام، هضم شدن در هاضمه سیریناپذیر دشمن کافر مستکبر است!
در مقایسه با دو دشواری نفوذ سخت و نرم، نفوذ سخت را باید گرداب و نفوذ نرم را باید مرداب و گنداب و باتلاق دانست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
موانع تاثیرگذاری یاد مرگ!
امام سجاد عليهالسلام:
بينوا آدمى!
هر روز سه مصيبت به او مىرسد و حتى از يكى از آنها پند نمىگيرد!
كه اگر پند مىگرفت، سختيها و كار دنيا بر او آسان مىشد:
۱. روزى كه از عمر او كم مىشود!
در صورتىكه اگر از مال او چيزى كم گردد، اندوهگين مىشود!
حال آن كه مال جايگزين دارد اما عمر از دست رفته، جبران نمىشود!
۲. روزياش را به طور كامل دريافت مىكند:
اگر از راه حلال باشد، بايد حساب پس دهد!
اگر از راه حرام باشد، كيفر مىبيند!
۳. مصيبت سوم، از اينها بزرگتر است!
عرض شد: آن چيست؟
فرمودند: هيچ روزى را به شب نمىرساند، مگر اينكه يك منزل به آخرت نزديك شده است!
اما نمىداند به سوى بهشت يا به سوى آتش؟!
(بِحار الانوار.ج۲۰.ص۱۶۰.حدیث۷۸)
این واقعیات متعالی چرا مغفول میماند؟ چند عامل دارد:
۱. محاسبات و تصمیمهای غلط:
این ویژگی روانی در خود ما که چون نسبت آینده خطیر پیش رو دستمان خالی است و اندوخته مناسبی نداریم، سعی میکنیم خود را نسبت به آن به تغافل بزنیم!
شتر دیدی ندیدی!
"لَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ!"(جمعه۷)
۲. گرایشهای حقیر دنیوی:
طمعی که به لذات دنیا داریم و میخواهیم با انکار قیامت، راه را بر سرزنش نفس لوّامه ببندیم و راه را بر لذتطلبی بیمهار نفس باز کنیم!
"بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ!
يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ؟!"(قیامت۵_۶)
۳. اعتیادهای اخلاقی خطرناک:
لذتی که بخشی از ما از لذات حقیر دنیا چشیده و به آن عادت کردهایم و دلمان نمیآید از آن دل بکنیم و بهجای اینکه شبیه پدرمان آدم و مادرمان حوا، از خطای خود استغفار کنیم، شبیه دشمنمان شیطان برای توجیه وضع موجود شروع میکنیم به آسمان به ریسمان بافتن!
اما وجدان را نمیتوان فریب داد!
"بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ!
وَ لَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ!"(قیامت۱۴_۱۵)
۴. ارتباطات اجتماعی غلط:
همنشینها و همحزبیهای فاسد شیطان صفتی که دل انسان را پس از توبه و بازگشت میلغزانند و میلرزانند و دوباره همان آش و همان کاسه!
"يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا!
لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي!"
وَ كَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا!"(فرقان۲۸_۲۹)
ترکیب محاسبات غلط، ضعفهای اخلاقی، گذشته فاسد و وسوسه شیاطین داخلی و خارجی، مانع از این میشود که یاد مرگ، زندگی انسان را سامان دهد و اصلاح کند!
https://eitaa.com/egtesade_ma