گرداب نفوذ سخت! مرداب نفوذ نرم!
در قرآن کریم، از دو نوع نفوذ سخت و نرم سخن به میان آمده است که در اثر سلطه سخت یا نرم بهوجود میآید:
"لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ!"(رحمان۳۳)
نفوذ سخت؛ یعنی نفوذ در میدان جنگ یا نفوذ دادن امکانات نظامی به داخل سرزمین اسلامی؛
شبیه اتفاقی که در جنگ احد رخ داد. نفوذ سختی که در جنگ احد رخ داد، به شهادت تعداد زیادی و مجروحیت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و تعدادی از رزمندگان و فرار عدهای از میدان جنگ منجرّ شد (آلعمران۱۵۲_۱۵۳).
در برخی آیات، مستقیما مومنان حاضر در میدان جنگ را به مراقبت از امکانات و تجهیزات خود در راستای حفظ خود از خطرات نفوذ سخت و هجوم ناگهانی و شبیخون دشمن، توصیه میکند (نساء۱۰۲).
نفوذ نرم که همواره یا غالبا متکی به نواقص و تمایلات نفسانی و عاطفی مردم و مسئولان است، از ایجاد ارتباطات پنهانی و روابط دوستانه بین مردم و مسئولان جامعه اسلامی با دشمنان جامعه اسلامی شکل میگیرد!
ارتباطاتی که میتواند تحت تأثیر علقههای ناشی از روابط دوستانه یا خویشاوندی از جمله حضور خویشاوندان و نزدیکان مسلمانان در جامعه کُفّار باشد.
افزون بر برخورد با چنین وضعیتهایی، برای برخورد ریشهای با چنین وضعیتهایی:
اولا باید زمینه چنین ارتباطاتی تا حد امکان کاهش یابد!
ثانیا ندادن مسئولیتهای کلیدی نظام اسلامی به افرادی که خواسته یا ناخواسته به چنین وضعیتی مبتلا هستند!
قرآن کریم، از واژگانی چون "رُکن" "مودّت"، "وَلیجه"، "بِطانه" و "جعل سبیل"، برای طرح پدیده خطرناک و موریانهوار «نفوذ نرم» استفاده میکند:
۱. رُکن؛ یعنی به کمک و توانایی و دلسوزی چیزی یا کسانی یا حکومتی تکیه کردن، دل خوش شدن و اعتماد کردن (هود۱۱۳).
۲. مودّت؛ یعنی همراهی و رفتار دوستانه، در سطح کلان به رابطه بین مردم و اهل ایمان و عمل صالح اختصاص دارد که مصداق تامّ آن نزدیکان پیامبران؛ یعنی شایستگان رهبری جامعه اسلامی اختصاص دارد (شوری۲۳) تا رفتار محبتآمیز و دوستانه با دیگرانی که اهل دشمنی با خدا و دین خدا و حکومت اسلامی هستند، زمینه تأثیرگذاری سوء بر عملکردهای فردی و اجتماعی پیدا نکند و دشمنان خدا و اندیشههای باطل و شرّ و منکر ایشان، محور نظام اجتماعی و معیار همیاری واقع نشوند (ممتحنه۱)!
۳. بِطانه؛ یعنی کسی که فرد یا مردم او را محرم رازها و امور پنهانی خود میگیرند و به اندرونی خانه یا نظام اسلامی راه میدهند (آلعمران۱۱۸).
۴. وَلیجه؛ یعنی ورود کسی به اندرونیها در اثر اینکه فرد یا مردم به آنها اتکا و اعتماد دارند درحالیکه از آنها نیست (توبه۱۶).
۵. جعل سَبیل؛ یعنی راه دادن، ایجاد مسیر و اجازه دادن به دشمنان برای نفوذ وتسلّط بر مومنان و جامعه اسلامی (نساء۱۴۳)!
قاعده فقهی نفی سبیل، به همین مضمون اشاره دارد!
نتیجه اعتماد (رکن)، رفتار دوستانه (مودّت) و نتیجه رفتار دوستانه، روابط نزدیک (بطانه) و سر درآوردن دشمن از اندرونیها (ولیجه) و نتیجه روابط سرّی، راهیابی دشمن به گنجینههای ثروتها و اطلاعات نظام اسلامی (جعل سبیل) و نتیجه راهیابی دشمن به گنجینههای نظام، هضم شدن در هاضمه سیریناپذیر دشمن کافر مستکبر است!
در مقایسه با دو دشواری نفوذ سخت و نرم، نفوذ سخت را باید گرداب و نفوذ نرم را باید مرداب و گنداب و باتلاق دانست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
موانع تاثیرگذاری یاد مرگ!
امام سجاد عليهالسلام:
بينوا آدمى!
هر روز سه مصيبت به او مىرسد و حتى از يكى از آنها پند نمىگيرد!
كه اگر پند مىگرفت، سختيها و كار دنيا بر او آسان مىشد:
۱. روزى كه از عمر او كم مىشود!
در صورتىكه اگر از مال او چيزى كم گردد، اندوهگين مىشود!
حال آن كه مال جايگزين دارد اما عمر از دست رفته، جبران نمىشود!
۲. روزياش را به طور كامل دريافت مىكند:
اگر از راه حلال باشد، بايد حساب پس دهد!
اگر از راه حرام باشد، كيفر مىبيند!
۳. مصيبت سوم، از اينها بزرگتر است!
عرض شد: آن چيست؟
فرمودند: هيچ روزى را به شب نمىرساند، مگر اينكه يك منزل به آخرت نزديك شده است!
اما نمىداند به سوى بهشت يا به سوى آتش؟!
(بِحار الانوار.ج۲۰.ص۱۶۰.حدیث۷۸)
این واقعیات متعالی چرا مغفول میماند؟ چند عامل دارد:
۱. محاسبات و تصمیمهای غلط:
این ویژگی روانی در خود ما که چون نسبت آینده خطیر پیش رو دستمان خالی است و اندوخته مناسبی نداریم، سعی میکنیم خود را نسبت به آن به تغافل بزنیم!
شتر دیدی ندیدی!
"لَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ!"(جمعه۷)
۲. گرایشهای حقیر دنیوی:
طمعی که به لذات دنیا داریم و میخواهیم با انکار قیامت، راه را بر سرزنش نفس لوّامه ببندیم و راه را بر لذتطلبی بیمهار نفس باز کنیم!
"بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ!
يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ؟!"(قیامت۵_۶)
۳. اعتیادهای اخلاقی خطرناک:
لذتی که بخشی از ما از لذات حقیر دنیا چشیده و به آن عادت کردهایم و دلمان نمیآید از آن دل بکنیم و بهجای اینکه شبیه پدرمان آدم و مادرمان حوا، از خطای خود استغفار کنیم، شبیه دشمنمان شیطان برای توجیه وضع موجود شروع میکنیم به آسمان به ریسمان بافتن!
اما وجدان را نمیتوان فریب داد!
"بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ!
وَ لَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ!"(قیامت۱۴_۱۵)
۴. ارتباطات اجتماعی غلط:
همنشینها و همحزبیهای فاسد شیطان صفتی که دل انسان را پس از توبه و بازگشت میلغزانند و میلرزانند و دوباره همان آش و همان کاسه!
"يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا!
لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي!"
وَ كَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا!"(فرقان۲۸_۲۹)
ترکیب محاسبات غلط، ضعفهای اخلاقی، گذشته فاسد و وسوسه شیاطین داخلی و خارجی، مانع از این میشود که یاد مرگ، زندگی انسان را سامان دهد و اصلاح کند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ضربالمثلهای ترامپی
تر و قر و زر ترامپ در روزهای اخیر در منطقه ما را وقتی میگذاریم کنار این تصاویر از مناطق گوناگون آمریکا، ناخودآگاه به یاد کدام ضربالمثلهای فارسی میافتید؟
۱. موش توی سوراخ نمیرفت،
جارو به دُمش میبست!
۲. خانه از پایبست ویران است!
ترامپ در بند حفظ صهیان است!
۳. آفتابه لگن هفت دست،
شام و ناهار هیچ چیز!
۴. چراغی که به خانه رواست،
به مسجد حرام است!
(تذکر: مسجد ترامپ یعنی رژیم صهیونی که مسجد ضرار است و باید خراب شود!)
۵. هر که باد بکارد، طوفان درو میکند!
۶. چاه مکن بهر کسی!
اول خودت دوم کسی!
۷. هرچه کنی، به خود کنی!
سایر موارد را شما به این فهرست اضافه کنید!
https://eitaa.com/egtesade_ma
تو یوسف میشوی!
امام کاظم عليهالسلام:
لقمان به فرزندش فرمود:
فرزندم!
دنيا دريايى عميق است كه بسيارى در آن غرق شدند!
پس بايد در اين دريا:
كشتىات، تقواى الهى!
بار آن، ايمان!
بادبان آن، توكل بر خدا!
ناخداي آن، عقل!
راهنماي آن، علم!
سُکان و فرمان آن، صبر است!
(كافى.ج۱.ص۱۶.حدیث۱۲)
همه ما بند را به آب دادهایم مگر اینکه این ۶ شرط را رعایت کنیم:
۱. تقوا؛ یعنی مراقبت همراه با ترس از خدا نسبت به ابتلا به خطرات در جهت حفظ مصالح و منافع خود و ملّت. تقوا نوعی مهارت عاطفی برای پیشگیری است و شامل ترس از ترک وظایف و ترس از انجام امور ممنوع میشود. اگر تقوا بین مردم و مسئولان فراگیر شود، از امکانات و فرصتها مراقبت میشود و هدر نمیرود. بیتقوایی شبیه شکسته شدن کشتی، باعث میشود آب وارد کشتی بشود، کشتی غرق بشود و آبرو برود!
بنابراین تقوا مرکب حرکت است که اجازه نمیدهد در دریای مشکلات اگرچه تر شویم اما غرق نشویم!
"مَن يَتَّقِ اللَّهَ، يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا!"(طلاق۲)
۲. ایمان؛ یعنی حالت ثبات عاطفی ناشی از معرفت به خدا که امنیت خاطر میآورد و تردید و انکار را از بین میبرد و باعث میشود مردم و مسئولان بدون تزلزل و توقف، در مسیر پیشرفت حرکت کنند!
هرچه ایمان بیشتر، شتاب و ثبات در حرکت بیشتر!
"مَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ!"(تغابن۱۱)
۳. توکل؛ یعنی پس از تشخیص وظیفه، موکول کردن نتیجه کار به خدا و اعتماد به هدایت خدا و ولیّ خدا در پیچ و خمهای تاریک مسیر!
"مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ!"(طلاق۳)
۴. عقل؛ یعنی توانایی مقایسه و سنجش بین ترک و فعل و بین دو فعل و انتخاب کنشی که بیشترین مصالح و منافع را برای ملّت تامین کند و کمترین هزینه را داشته باشد!
فرق است بین مردم خداجویی که ناخدای ایشان صاحب عقل کامل است با مردم خدانشناسی که کدخدایشان شیطان است!
"لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ، مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ!"(ملک۱۰)
۵. علم؛ یعنی شناخت میدان حرکت و سر در لاک خود نبردن!
بدون علم، عقلانیت و مقایسه و سنجش و انتخاب درست ناممکن است!
"تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ!
وَ مَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ!"(عنکبوت۴۳)
همینطور بدون عقل، علم باری به دوش صاحبان علم است!
"لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ، مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ!"(ملک۱۰)
۶. صبر؛ یعنی پایداری و استقامت در مسیر و کم نیاوردن در مقابل سیلاب شهوات و مشکلات و خسته نشدن در انجام وظایف!
صبر؛ یعنی سبک زندگی یوسف که هرچه خواستند با بهانههای مختلف او را زمین بزنند او پایدار ماند و سرافراز شد و همه در برابر سرافرازی و عظمت او سر تعظیم فرود آوردند:
"إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ، فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ!"(یوسف۹۰)
جمع اوصاف ششگانه تقوا، ایمان، توکل، عقل، علم و صبر را امروز بهوضوح در شخصیت امام خامنهای و این ملّت همراه و همدل ایشان میتوان مشاهده کرد!
و چه زیبا در کتاب شرح اسم نقل شده که امام خمینی به امام خامنهای فرمودند:
"تو یوسف میشوی!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
شیپور جنگ اقتصادی!
وقتی شیپور جنگ اقتصادی نواخته میشود، مرد از نامرد شناخته میشود!
امروز که این اسامی علنی شده با خود میپرسیم:
برای مسئولان دولت و بانک مرکزی و قوه قضاییه، ما مردم مهمتریم یا از ما بهتران ارزخور؟
رئیس قوه قضاییه سالها است متتظر است که بانک مرکزی علیه بانک متخلف آینده اقدام کند!
زین پس بگوییم: "عجب صبری اژهای دارد؟!"
و همین جمله را درباره آقایان قالیباف و پزشکیان و وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی هم میتوان پرسید!
راستی بالا رفتن قیمت ارز چه حالی به این حضرات ارزخور میدهد و بیخود و بیجهت چه پولی روی پول میگذارند!
میبینید که سیاستها چگونه پولدارها را پولدارتر و فقرا را فقیرتر میکند!
این یعنی دولت دولت مرفّهان است نه دولت مستضعفان!
این سیاستها هیچ ربطی به خواست اسلام و اقتصاد اسلامی ندارد!
گر مسلمانی از این است که اینها دارند!
وای اگر از پی امروز بُوَد فردایی!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در دعای وقت مطالعه میخوانیم:
"اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ!
وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ!
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ!
وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ!
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
رابطه مصرف و هویت
مصرف کننده ممکن است براساس اقتضائات هویت فرهنگی خود مصرف کند و میتواند برخلاف اقتضائات هویتی خود مصرف کند!
تعارض مصرف با هویت، ممکن است به تحولات هویتی منجر شود یا تحولات هویتی را تشدید و تقویت کند همچنانکه تحولات هویتی میتواند الگوهای مصرفی را متحول کند!
وقتی فرد غیرمسلمانی مسلمان میشود، هویت فرهنگی جدید او را از برخی خوردنیها و پوشدنیها و برخی رفتارهای مصرفی بازمیدارد!
وقتی فرد مسلمانی به سمت مصارفی میرود که از نظر اسلام مرجوح یا ممنوع است، به تدریج التزام و ثبات هویت اسلامی وی ضعیف میشود! گاه این ضعف هویتی بهکلی منجر به انقلاب در هویت فرد میشود. طبق آیه 10 سوره مبارکه روم:
"ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ!"
"سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!"
رفتارهای ناسازگار با یک نظام عقیدتی، منجر به تکذیب و حتی به سخره گرفتن آن نظام عقیدتی خواهد شد!
در مقابل، رفتارهای مطابق و هماهنگ با یک نظام عقیدتی، منجر به تثبیت آن نظام عقیدتی در شخص خواهد شد!
بنابراین، الگوی مصرف میتواند به تثبیت یا تخریب هویت فرهنگی شخص منجر شود!
علامه طباطبائی «قدسسره»، هر چند این تفسیر از آیه را نمیپذیرد، اما این مطلب را در جای خود درست میداند (المیزان.ج16.ص159).
مصرف، میتواند نماد هویت قرار گیرد، یعنی هویت اعضای یک جامعه را میشود از نحوه مصرفشان شناخت!
بهعنوان مثال، نشان تجاری "حلال" نمادی برای هویت جامعه مسلمان است!
گاه ممکن است هویت یک جامعه به مصرف آن جامعه وابسته شود.
تعریف هویت به مصرف، یعنی تنزل سطح انسانیت در حد مصرف.
منوط کردن هویت به مصرف، یعنی جامعه و افراد، ورای شأن مصرفی خود، شأن دیگری ندارند:
هرچه سطح عالیتری از مصرف را داشته باشند، اعتبار بیشتری دارند!
هرچه سطح مصرفشان پایینتر باشد، اعتبار کمتری دارند!
در این وضعیت، مصرف تعیینکننده هویت و اعتبار افراد است نه به عکس!
این نحوه نگاه به مصرف، از نگاه اسلام قابل قبول نیست. با توجه به اینکه در اندیشه اسلامی، اصالت با روح الاهی انسان است و کمالات جسمی مقدمه و ابزاری در خدمت تعالی روحی است، هویت انسان را کمالات روحی وی تعیین میکند.
در نظام اندیشه اسلامی، هر رفتار مصرفی به اندازهای که در مسیر تقویت هویت الاهی انسان موثر باشد، ارزشمند است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
رفتار مصرفکننده در علوم اجتماعی
توجه به کارکردهای مصرف و معانی رفتار مصرفکننده در جامعهشناسی کمی بیش از نیم قرن سابقه دارد؛ هرچند توجه به معانی رفتارهای مصرفیِ گروههای ویژه اجتماعی، سابقه بیش از این دارد؛
مثلا وبر در کتاب "اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری" ادعا میکند تولّد سرمایهداری و شکلگیری تولید انبوه سرمایهداری، ناشی از روحیه کار زیاد و مصرف کم در برخی جریانهای مذهبی جامعه انگلیسی بوده است!
(پذیرش ادعای وبر، منافاتی با پذیرش سایر عوامل انباشت نسبی ثروت در غرب ندارد؛ عواملی چون استعمار و غارت منابع طبیعی و انسانی آسیا و آفریقا و غیره و رخوت و رکود سایر جوامع و فساد و بیکفایتی دولتهای سایر جوامع که مانع پیشرفت دیگران میشد!)
یا مثلا در نقطه مقابل، وبلن در کتاب "نظریه طبقه مرفّه" به بررسی اهداف و کارکردهای مصرف در طبقه مرفه جامعه آمریکایی پرداخته است.
او در جایی از کتاب اشاره میکند که زنان طبقه مرفّه آمریکا برای اینکه نشان دهند جزء طبقه کارگر نیستند، ناخنهای بلند میگذاشتند!
زیرا زنان کارگر نمیتوانستند ناخن بلند بگذارند چون ممکن بود در حین کار بشکند!
مصرف، در نیم قرن اخیر، در جامعهشناسی، یک مفهوم مهم شد؛ زیرا در کنار تولید یا بهجای تولید به نماد هویت و شخصیت تبدیل شد!
مصرف، با روانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی اجتماعی، مردمشناسی فرهنگی و اقتصاد ارتباط دارد.
صمدی در کتاب "رفتار مصرفکننده" در اینباره توضیح میدهد:
اولا، مسائل روانشناسی چون انگیزش، ادراک، گرایشات، شخصیت و الگوهای یادگیری، اجزای سازنده رفتار مصرفکننده است!
ثانیا، مسائل جامعهشناسی در حوزه رفتار گروهها، تأثیر اعضای گروه، ساختار خانواده و طبقه اجتماعی بر رفتار مصرفی نقشآفرین است!
به همین مناسبت، در روایات از انتخاب همسر از خانواده غیرمقید به اصول مذهبی پرهیز داده شده است!
ثالثا، روانشناسی اجتماعی، مطالعه چگونگی رفتار مصرفی یک فرد در یک گروه و کیفیت اثرگذاری گروههای مرجعی چون همسالان، خانوادهها و رهبران را عهدهدار است!
مثلا حضور سران یک کشور در مجلسی بینالمللی که شراب بر سر سفره است، بهانهای میشود برای مردم آن کشور که شراب بخورند!
"الناس علی دین ملوکهم!"
رابعا، مردمشناسی فرهنگی، یعنی مطالعه ارزشهای اساسی همچون مراعات حقالناس و عفاف که به رفتارهایی چون حلالخوری و پوشیدگی منجر میشود.
آن ارزشها و بهدنبال آن این رفتارها، از والدین و اجداد به افراد منتقل میشود و رفتار مصرفی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
آینده! آینده! آینده!
بر آینده باید گریه کرد!
بر این وضعیت عملکرد سیاه بانک آینده و بدتر از آن مماشات و کوتاهی مسئولان نسبت به برخورد با کلهگندههای بانک آینده و بدتر از آن به راهاندازی و استمرار غلط بانکهای خصوصی و غلطهای اضافی که کردند و سکوتهای بدون توجیهی که شد و حقی که از مردم خورده شد، باید گریه کرد!
از آینده باید درس گرفت!
از عملکرد بانک آینده باید درس گرفت و به سایر بانکهای خصوصی (و دولتی) نباید اجازه تکرار این عملکرد شوم را داد!
در آینده نباید متوقف شد!
باید بادسایر بانکهای نتخلف نیز بدون مماشات برخورد کرد!
مردم! اشتباه و غلط بانکها مثل اشتباه و غلط نانوایی نیست!
قدرت بالای خلق پول و اعتباردهی بانکها با عملکرد هیچ صنفی قابل مقایسه نیست!
رها کردن سگ بانک و بند کردن به سایر مشاغل، بازی با روان مردم و بازی دادن افکار عمومی است!
به آینده نباید ترحم کرد!
صرف اینکه تابلوی بانک آینده به بانک ملی تغییر کند کافی نیست!
باید با دمکلفتهای آیندهدار آیندهخور چنان برخوردی شود که عبرت روزگار شوند!
باید داغ دل این ملّت مظلوم را از ابن دزدهای سفره مردم گرفت!
باید به تلافی همه سفرههایی که خالی و خالیتر شدند و قیمتهایی که بالا و بالاتر رفت، از سران مجرم و متخلف این لانه فساد تقاص و انتقام گرفت!
اینجا محک مروت و مردانگی دستگاه قضایی است!
برای آینده باید زهر چشم گرفت!
به تعبیر قرآن کریم، باید با مجرم طوری برخورد کرد که دیگران از انجام جرم پشیمان شوند؛ حقیقتی که قرآن با واژه "نَکال" از آن یاد میکند:
"فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَ مَا خَلْفَهَا وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ!"(بقره۶۶)
اینها دزدند و باید شدیدا با آنها برخورد شود:
"اَلسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ، فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ!"
این کار حکیمانه است و باعث عزّت دولت اسلامی و مردم مسلمان میشود: "اَللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ!"(مائده۳۸)
آینده را دریابید!
آینده این مردم مظلوم و منافع غیر قابل چشمپوشی این مردم و آبروی نظام اسلامی و حرمت خون شهیدان را دریابید و با این غدههای سرطانی فساد صادقانه و عادلانه برخورد کنید!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاکلهسازی؛ هنر نایینی و نیاز ما!
رهبر عزیز انقلاب اسلامی در توصیف علامه نایینی، اولین مدح و وصفی که بهکار بردند، هنر شاکلهسازی ایشان بود!
اما شاکلهسازی؛ یعنی چه؟ اهمیت شاکلهسازی و کاربرد آن برای حل مشکلات و معضلات جامعه امروز و فردای ما چیست؟!
هر فرد یا جامعهای براساس نوع رفتاری که بر آن ثبات و استمرار داشته به یک ثبات وضعیت میرسد بهگونهایکه عملکردهای فردی یا جمعی در غالب اوقات بهطور طبیعی حتی بدون الزام دولت براساس آن انجام میشود که از آن به عادات و عرف نیز تعبیر میشود:
"قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ!"(اسراء۸۴)
شاکلهسازی؛ یعنی کشف ارتباط بین اجزای خردهنظامهای اجتماعی در راستای حفاظت از کارکرد درست هر بخش و نهایتا در جهت کارکرد درست کلّ نظام اجتماعی!
مثلا در خرده نظام اقتصادی، یکی از اجزا سازمانهای متصدی گردش پول در جامعه است که امروزه در قالب سازمان بانک عمل میکند! آیا از عملکرد بانک راضی هستیم؟ یکی از عوامل اساسی عدم رضایت از عملکرد بانکها و شکلگیری پدیدههای شرمآوری چون بانک آینده، نداشتن نگاه شاکلهمند و نظامساز به احکام شرعی و استفاده گزینشی از احکام شرعی در راستای منافع شخصی است!
نداشتن نگاه شاکلهمند این زمینه را فراهم میکند که قانونگذار به سلیقه خود از امور مجاز شرعی چیزهایی را تجویز کند و مجری نیز از بین این مصوبات هرکدام را که با سلیقه و منافعش سازگاری بیشتری داشت، عمل کند!
به همین سبب، برخلاف اصل فوقانی و حاکم "عدالت در منابع تولید ثروت"، بانک خصوصی تاسیس میشود و این بانک بهدنبال منافع شخصی خود میرود!
در همین حال و هوای التزام سلیقهای و انتخابی به شریعت و نبود نگاه شاکلهای و نظاممند، عمده قراردادهای بانکی به سمت قراردادهای غیرمشارکتی متمایل میشود و اعطای تسهیلات به افراد متمول راحت اما اعطای تسهیلات به افراد توانمند اما بدون تمول تضمینی ندارد! افراد فقیر که حسابشان پاک است!
وجود شاکله، باعث میشود نظام افتصادی مبتنی بر حیله و فریب شکل نگیرد و نتوان با ریاکاری زیر لباس شریعت اهداف شخصی و ضد مردمی را دنبال کرد:
"اِسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ!
إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ!
إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا!
وَ يَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ!
كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ!"(اعراف۱۶۳)
وجود شاکله، به قانون و رفتارهای مردم انتظام و ثبات و هدفمندی در راستای تامین مصالح عمومی اعطا میکند!
اگر برای نظام حقوقی و سیاسی شاکله وجود نداشته باشد، سلیقه و تشخیصهای شخصی حاکم میشود؛ یعنی انبوهی از شاکلههای شخصی جای یک شاکله اجتماعی را میگیرد! در چنین فضای بههم ریختهای، غنی و قوی حق فقیر و ضعیف را دانسته یا ندانسته میخورد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یادمان باشد!
امروز چه روزی بود؟
اولین روز
از دومین ماه
از سومین فصل
از چهارمین سال
پنجشنبه
ششمین روز هفته!
یادمان باشد که همه روزها همین اندازه خاص هستند و تکرار نمیشوند!
یادمان باشد که اطرافیان و خویشاوندان ما به همین سادگی یکی یکی از کنار ما پرمیکشند و ما هر روز یک روز از فرصتمان میسوزد:
"أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا؟!"(رعد۴۱)
یادمان باشد رفتن فقط سهم دیگران نیست!
بهقول قدیمیها این شتری است که در خانه همه ما میخوابد!
یکی، دو سه روز زودتر و چهار پنج نفر، شش هفت روز دیرتر!
یادمان باشد وقتی رفتیم اطرافیان میپرسند: چه گذاشت؟
اما ملائک الهی میپرسند: چه آورد؟
کاش در آن ساعات آبرومند و عزیز باشیم:
"سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا!
حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا:
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ! طِبْتُمْ!
فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ!
وَ قَالُوا:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ!
وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ!
نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ!
فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ!
وَ تَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ!
يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ!
وَ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ!
وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ!"(زمر۷۳_۷۵)
یادمان باشد خیلی بدهکار خیلیها هستیم!
قبل از همه یک عمر بدهکار خدای خوبمان هستیم!
سعادت هدایت به اسلام و ایمان را بدهکار پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام و علما و اساتید و خانواده و پدر و مادر و شهداء هستیم!
یادمان باشد الآن که زندهایم یاد این خوبان باشیم تا در سکرات مرگ و آخرت یادمان کنند و به فریادمان برسند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شرح فراز اول دعای مکارمالاخلاق
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ بَلِّغْ بِإِيمَانِي أَكْمَلَ الْإِيمَانِ!
وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ الْيَقِينِ!
وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ!
وَ بِعَمَلِي إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ!"
در این فراز، پس از صلوات بر پیامبر خدا و جانشینان معصومش، چهار درخواست از خدا داریم:
ایمان، یقین، نیت و عمل ما را در عالیترین مراتب قرار دهد!
یقین، شرط کمال ایمان است هرچند برای ایمان داشتن، یقین کافی نیست!
شیطان، استاد خداشناسی و الگوی بیایمانی است!
نیت؛ انگیزه و قصد، به سمت آنچه به آن ایمان داریم و از آن غفلت نداریم کشش دارد!
کمال عمل؛ یعنی عمل صالح، نتیجه نیت مومنانه متکی به یقین است!
بنابراین ترتیب بین این خواستهها از یقین به ایمان، از ایمان به نیت و از نیت به عمل صالح است!
اینکه در روایات اهلبیت علیهمالسلام داریم که نیت مومن از عملش برتر است؛ یعنی مومن انگیزه بالا و آرمانهای بلندی دارد که شاید زمینه تحقق عملی آنها فراهم نباشد!
اینکه فعلا شدنی نیست، منافاتی ندارد با اینکه آن را قلبا مطالبه کنیم!
نگاه به قلّه، منافاتی با حرکت در دامنه ندارد مشروط بر اینکه در در دامنه به سمت قلّه حرکت کنیم نه بهسمت درّه!
https://eitaa.com/egtesade_ma