رابطه مصرف و هویت
مصرف کننده ممکن است براساس اقتضائات هویت فرهنگی خود مصرف کند و میتواند برخلاف اقتضائات هویتی خود مصرف کند!
تعارض مصرف با هویت، ممکن است به تحولات هویتی منجر شود یا تحولات هویتی را تشدید و تقویت کند همچنانکه تحولات هویتی میتواند الگوهای مصرفی را متحول کند!
وقتی فرد غیرمسلمانی مسلمان میشود، هویت فرهنگی جدید او را از برخی خوردنیها و پوشدنیها و برخی رفتارهای مصرفی بازمیدارد!
وقتی فرد مسلمانی به سمت مصارفی میرود که از نظر اسلام مرجوح یا ممنوع است، به تدریج التزام و ثبات هویت اسلامی وی ضعیف میشود! گاه این ضعف هویتی بهکلی منجر به انقلاب در هویت فرد میشود. طبق آیه 10 سوره مبارکه روم:
"ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ!"
"سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!"
رفتارهای ناسازگار با یک نظام عقیدتی، منجر به تکذیب و حتی به سخره گرفتن آن نظام عقیدتی خواهد شد!
در مقابل، رفتارهای مطابق و هماهنگ با یک نظام عقیدتی، منجر به تثبیت آن نظام عقیدتی در شخص خواهد شد!
بنابراین، الگوی مصرف میتواند به تثبیت یا تخریب هویت فرهنگی شخص منجر شود!
علامه طباطبائی «قدسسره»، هر چند این تفسیر از آیه را نمیپذیرد، اما این مطلب را در جای خود درست میداند (المیزان.ج16.ص159).
مصرف، میتواند نماد هویت قرار گیرد، یعنی هویت اعضای یک جامعه را میشود از نحوه مصرفشان شناخت!
بهعنوان مثال، نشان تجاری "حلال" نمادی برای هویت جامعه مسلمان است!
گاه ممکن است هویت یک جامعه به مصرف آن جامعه وابسته شود.
تعریف هویت به مصرف، یعنی تنزل سطح انسانیت در حد مصرف.
منوط کردن هویت به مصرف، یعنی جامعه و افراد، ورای شأن مصرفی خود، شأن دیگری ندارند:
هرچه سطح عالیتری از مصرف را داشته باشند، اعتبار بیشتری دارند!
هرچه سطح مصرفشان پایینتر باشد، اعتبار کمتری دارند!
در این وضعیت، مصرف تعیینکننده هویت و اعتبار افراد است نه به عکس!
این نحوه نگاه به مصرف، از نگاه اسلام قابل قبول نیست. با توجه به اینکه در اندیشه اسلامی، اصالت با روح الاهی انسان است و کمالات جسمی مقدمه و ابزاری در خدمت تعالی روحی است، هویت انسان را کمالات روحی وی تعیین میکند.
در نظام اندیشه اسلامی، هر رفتار مصرفی به اندازهای که در مسیر تقویت هویت الاهی انسان موثر باشد، ارزشمند است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
رفتار مصرفکننده در علوم اجتماعی
توجه به کارکردهای مصرف و معانی رفتار مصرفکننده در جامعهشناسی کمی بیش از نیم قرن سابقه دارد؛ هرچند توجه به معانی رفتارهای مصرفیِ گروههای ویژه اجتماعی، سابقه بیش از این دارد؛
مثلا وبر در کتاب "اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری" ادعا میکند تولّد سرمایهداری و شکلگیری تولید انبوه سرمایهداری، ناشی از روحیه کار زیاد و مصرف کم در برخی جریانهای مذهبی جامعه انگلیسی بوده است!
(پذیرش ادعای وبر، منافاتی با پذیرش سایر عوامل انباشت نسبی ثروت در غرب ندارد؛ عواملی چون استعمار و غارت منابع طبیعی و انسانی آسیا و آفریقا و غیره و رخوت و رکود سایر جوامع و فساد و بیکفایتی دولتهای سایر جوامع که مانع پیشرفت دیگران میشد!)
یا مثلا در نقطه مقابل، وبلن در کتاب "نظریه طبقه مرفّه" به بررسی اهداف و کارکردهای مصرف در طبقه مرفه جامعه آمریکایی پرداخته است.
او در جایی از کتاب اشاره میکند که زنان طبقه مرفّه آمریکا برای اینکه نشان دهند جزء طبقه کارگر نیستند، ناخنهای بلند میگذاشتند!
زیرا زنان کارگر نمیتوانستند ناخن بلند بگذارند چون ممکن بود در حین کار بشکند!
مصرف، در نیم قرن اخیر، در جامعهشناسی، یک مفهوم مهم شد؛ زیرا در کنار تولید یا بهجای تولید به نماد هویت و شخصیت تبدیل شد!
مصرف، با روانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی اجتماعی، مردمشناسی فرهنگی و اقتصاد ارتباط دارد.
صمدی در کتاب "رفتار مصرفکننده" در اینباره توضیح میدهد:
اولا، مسائل روانشناسی چون انگیزش، ادراک، گرایشات، شخصیت و الگوهای یادگیری، اجزای سازنده رفتار مصرفکننده است!
ثانیا، مسائل جامعهشناسی در حوزه رفتار گروهها، تأثیر اعضای گروه، ساختار خانواده و طبقه اجتماعی بر رفتار مصرفی نقشآفرین است!
به همین مناسبت، در روایات از انتخاب همسر از خانواده غیرمقید به اصول مذهبی پرهیز داده شده است!
ثالثا، روانشناسی اجتماعی، مطالعه چگونگی رفتار مصرفی یک فرد در یک گروه و کیفیت اثرگذاری گروههای مرجعی چون همسالان، خانوادهها و رهبران را عهدهدار است!
مثلا حضور سران یک کشور در مجلسی بینالمللی که شراب بر سر سفره است، بهانهای میشود برای مردم آن کشور که شراب بخورند!
"الناس علی دین ملوکهم!"
رابعا، مردمشناسی فرهنگی، یعنی مطالعه ارزشهای اساسی همچون مراعات حقالناس و عفاف که به رفتارهایی چون حلالخوری و پوشیدگی منجر میشود.
آن ارزشها و بهدنبال آن این رفتارها، از والدین و اجداد به افراد منتقل میشود و رفتار مصرفی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
آینده! آینده! آینده!
بر آینده باید گریه کرد!
بر این وضعیت عملکرد سیاه بانک آینده و بدتر از آن مماشات و کوتاهی مسئولان نسبت به برخورد با کلهگندههای بانک آینده و بدتر از آن به راهاندازی و استمرار غلط بانکهای خصوصی و غلطهای اضافی که کردند و سکوتهای بدون توجیهی که شد و حقی که از مردم خورده شد، باید گریه کرد!
از آینده باید درس گرفت!
از عملکرد بانک آینده باید درس گرفت و به سایر بانکهای خصوصی (و دولتی) نباید اجازه تکرار این عملکرد شوم را داد!
در آینده نباید متوقف شد!
باید بادسایر بانکهای نتخلف نیز بدون مماشات برخورد کرد!
مردم! اشتباه و غلط بانکها مثل اشتباه و غلط نانوایی نیست!
قدرت بالای خلق پول و اعتباردهی بانکها با عملکرد هیچ صنفی قابل مقایسه نیست!
رها کردن سگ بانک و بند کردن به سایر مشاغل، بازی با روان مردم و بازی دادن افکار عمومی است!
به آینده نباید ترحم کرد!
صرف اینکه تابلوی بانک آینده به بانک ملی تغییر کند کافی نیست!
باید با دمکلفتهای آیندهدار آیندهخور چنان برخوردی شود که عبرت روزگار شوند!
باید داغ دل این ملّت مظلوم را از ابن دزدهای سفره مردم گرفت!
باید به تلافی همه سفرههایی که خالی و خالیتر شدند و قیمتهایی که بالا و بالاتر رفت، از سران مجرم و متخلف این لانه فساد تقاص و انتقام گرفت!
اینجا محک مروت و مردانگی دستگاه قضایی است!
برای آینده باید زهر چشم گرفت!
به تعبیر قرآن کریم، باید با مجرم طوری برخورد کرد که دیگران از انجام جرم پشیمان شوند؛ حقیقتی که قرآن با واژه "نَکال" از آن یاد میکند:
"فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَ مَا خَلْفَهَا وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ!"(بقره۶۶)
اینها دزدند و باید شدیدا با آنها برخورد شود:
"اَلسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ، فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ!"
این کار حکیمانه است و باعث عزّت دولت اسلامی و مردم مسلمان میشود: "اَللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ!"(مائده۳۸)
آینده را دریابید!
آینده این مردم مظلوم و منافع غیر قابل چشمپوشی این مردم و آبروی نظام اسلامی و حرمت خون شهیدان را دریابید و با این غدههای سرطانی فساد صادقانه و عادلانه برخورد کنید!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاکلهسازی؛ هنر نایینی و نیاز ما!
رهبر عزیز انقلاب اسلامی در توصیف علامه نایینی، اولین مدح و وصفی که بهکار بردند، هنر شاکلهسازی ایشان بود!
اما شاکلهسازی؛ یعنی چه؟ اهمیت شاکلهسازی و کاربرد آن برای حل مشکلات و معضلات جامعه امروز و فردای ما چیست؟!
هر فرد یا جامعهای براساس نوع رفتاری که بر آن ثبات و استمرار داشته به یک ثبات وضعیت میرسد بهگونهایکه عملکردهای فردی یا جمعی در غالب اوقات بهطور طبیعی حتی بدون الزام دولت براساس آن انجام میشود که از آن به عادات و عرف نیز تعبیر میشود:
"قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ!"(اسراء۸۴)
شاکلهسازی؛ یعنی کشف ارتباط بین اجزای خردهنظامهای اجتماعی در راستای حفاظت از کارکرد درست هر بخش و نهایتا در جهت کارکرد درست کلّ نظام اجتماعی!
مثلا در خرده نظام اقتصادی، یکی از اجزا سازمانهای متصدی گردش پول در جامعه است که امروزه در قالب سازمان بانک عمل میکند! آیا از عملکرد بانک راضی هستیم؟ یکی از عوامل اساسی عدم رضایت از عملکرد بانکها و شکلگیری پدیدههای شرمآوری چون بانک آینده، نداشتن نگاه شاکلهمند و نظامساز به احکام شرعی و استفاده گزینشی از احکام شرعی در راستای منافع شخصی است!
نداشتن نگاه شاکلهمند این زمینه را فراهم میکند که قانونگذار به سلیقه خود از امور مجاز شرعی چیزهایی را تجویز کند و مجری نیز از بین این مصوبات هرکدام را که با سلیقه و منافعش سازگاری بیشتری داشت، عمل کند!
به همین سبب، برخلاف اصل فوقانی و حاکم "عدالت در منابع تولید ثروت"، بانک خصوصی تاسیس میشود و این بانک بهدنبال منافع شخصی خود میرود!
در همین حال و هوای التزام سلیقهای و انتخابی به شریعت و نبود نگاه شاکلهای و نظاممند، عمده قراردادهای بانکی به سمت قراردادهای غیرمشارکتی متمایل میشود و اعطای تسهیلات به افراد متمول راحت اما اعطای تسهیلات به افراد توانمند اما بدون تمول تضمینی ندارد! افراد فقیر که حسابشان پاک است!
وجود شاکله، باعث میشود نظام افتصادی مبتنی بر حیله و فریب شکل نگیرد و نتوان با ریاکاری زیر لباس شریعت اهداف شخصی و ضد مردمی را دنبال کرد:
"اِسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ!
إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ!
إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا!
وَ يَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ!
كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ!"(اعراف۱۶۳)
وجود شاکله، به قانون و رفتارهای مردم انتظام و ثبات و هدفمندی در راستای تامین مصالح عمومی اعطا میکند!
اگر برای نظام حقوقی و سیاسی شاکله وجود نداشته باشد، سلیقه و تشخیصهای شخصی حاکم میشود؛ یعنی انبوهی از شاکلههای شخصی جای یک شاکله اجتماعی را میگیرد! در چنین فضای بههم ریختهای، غنی و قوی حق فقیر و ضعیف را دانسته یا ندانسته میخورد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
یادمان باشد!
امروز چه روزی بود؟
اولین روز
از دومین ماه
از سومین فصل
از چهارمین سال
پنجشنبه
ششمین روز هفته!
یادمان باشد که همه روزها همین اندازه خاص هستند و تکرار نمیشوند!
یادمان باشد که اطرافیان و خویشاوندان ما به همین سادگی یکی یکی از کنار ما پرمیکشند و ما هر روز یک روز از فرصتمان میسوزد:
"أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا؟!"(رعد۴۱)
یادمان باشد رفتن فقط سهم دیگران نیست!
بهقول قدیمیها این شتری است که در خانه همه ما میخوابد!
یکی، دو سه روز زودتر و چهار پنج نفر، شش هفت روز دیرتر!
یادمان باشد وقتی رفتیم اطرافیان میپرسند: چه گذاشت؟
اما ملائک الهی میپرسند: چه آورد؟
کاش در آن ساعات آبرومند و عزیز باشیم:
"سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا!
حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا:
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ! طِبْتُمْ!
فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ!
وَ قَالُوا:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ!
وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ!
نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ!
فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ!
وَ تَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ!
يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ!
وَ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ!
وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ!"(زمر۷۳_۷۵)
یادمان باشد خیلی بدهکار خیلیها هستیم!
قبل از همه یک عمر بدهکار خدای خوبمان هستیم!
سعادت هدایت به اسلام و ایمان را بدهکار پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام و علما و اساتید و خانواده و پدر و مادر و شهداء هستیم!
یادمان باشد الآن که زندهایم یاد این خوبان باشیم تا در سکرات مرگ و آخرت یادمان کنند و به فریادمان برسند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شرح فراز اول دعای مکارمالاخلاق
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ بَلِّغْ بِإِيمَانِي أَكْمَلَ الْإِيمَانِ!
وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ الْيَقِينِ!
وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ!
وَ بِعَمَلِي إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ!"
در این فراز، پس از صلوات بر پیامبر خدا و جانشینان معصومش، چهار درخواست از خدا داریم:
ایمان، یقین، نیت و عمل ما را در عالیترین مراتب قرار دهد!
یقین، شرط کمال ایمان است هرچند برای ایمان داشتن، یقین کافی نیست!
شیطان، استاد خداشناسی و الگوی بیایمانی است!
نیت؛ انگیزه و قصد، به سمت آنچه به آن ایمان داریم و از آن غفلت نداریم کشش دارد!
کمال عمل؛ یعنی عمل صالح، نتیجه نیت مومنانه متکی به یقین است!
بنابراین ترتیب بین این خواستهها از یقین به ایمان، از ایمان به نیت و از نیت به عمل صالح است!
اینکه در روایات اهلبیت علیهمالسلام داریم که نیت مومن از عملش برتر است؛ یعنی مومن انگیزه بالا و آرمانهای بلندی دارد که شاید زمینه تحقق عملی آنها فراهم نباشد!
اینکه فعلا شدنی نیست، منافاتی ندارد با اینکه آن را قلبا مطالبه کنیم!
نگاه به قلّه، منافاتی با حرکت در دامنه ندارد مشروط بر اینکه در در دامنه به سمت قلّه حرکت کنیم نه بهسمت درّه!
https://eitaa.com/egtesade_ma
تحولات مصرف در غرب
مصرف، در شکلهای غربی پایان قرن بیستم میلادی را میتوان به عنوان یک «روند اجتماعی و فرهنگی» دید که شامل «نشانهها و نمادهای فرهنگی» است نه صرفا یک «روند اقتصادی منفعتگرایانه»!
باکاک در کتاب "مصرف"، به بررسی ابعادی از مصرف در جوامع نوین غربی پرداخته است.
وی در تبیین الگوهای اولیه مصرف به همان چیزی ارجاع میدهد که وبر در کتاب "اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری" روی آن مانور داده بود؛ تشویق به پرهیز از مصرف در جهت تولید هر چه بیشتر!
وبر میگوید: ارزش فرهنگی کممصرفی و پرکاری، در اوان قرن هجدهم میلادی، در زمینه کشاورزی و توسعه اولیه صنعتی به سرمایهداری بریتانیا کمک کرد!
اما این وضعیت به ویژه بعد از دو جنگ جهانی رو به تغییر میگذارد و نماد سرمایهداری از کار و تولید به سمت مصرف متمایل میشود و این نتیجه طبیعی سیر سرمایهداری و تولید انبوه است که طالب مصرفکننده است.
در این برهه، مصرف به عنوان امری مبتنی بر میل مطرح میشود و نه صرفا مبتنی بر نیاز!
تحقق روح مصرفگرایی در جامعه غربی، نیازمند تبدیل مصرف به نماد هویت و شخصیت است و این باید هر چه بیشتر و در اقشار و اصناف بیشتری عمومیت پیدا کند!
بنابراین، مصرف تظاهری، تظاهر به مصرف و تنوعطلبی، از قشر زنان که عرفا مصرفکننده بود، به قشر مردان که قشر تولیدکننده محسوب میشد، سرایت میکند!
(از منظر اسلام، اینکه شدت و تنوع مصرف در زنان از مردان بیشتر است و باید باشد، درست است. درباره تولید، مساله این است که نحوه نقشآفرینی زن و مرد در تولید متفاوت است و مقایسه ساده عوامانه دراینباره غلطانداز است!)
جستجو در آثار موجود، انبوهی از نوشتجات در تحلیل وضعیت مصرفی نوین به دست میدهد؛ از جمله، این موارد برای مطالعه وجود دارد:
۱. ژان بودریار در کتاب "جامعه مصرفی اسطورهها و ساختارها"و همچنین در کتاب "نظام اشیاء".
۲. دالن تیموتی در کتاب "جامعهشناسی مصرف".
۳. استیون مایلز و مالکوم مایلز در کتاب "شهرهای مصرفی".
۴. جان موون و میشل مینور در کتاب "رفتار مصرف کننده".
https://eitaa.com/egtesade_ma
فراز دوم دعای مکارمالاخلاق
"اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي!
وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي!
وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي!"
در این فراز، سه درخواست از خدای متعال داریم:
۱. توفیر نیّت از مسیر لطف خدا!
توفیر؛ یعنی وفور و فراوانی در چیزی!
توفیر نیت؛ یعنی در امور فراوانی که در طول زندگی شخصی و عبادی و خانوادگی و اقتصادی و سیاسی و هر کاری، نیت الهی را اِعمال کنیم!
نگوییم نیت الهی صرفا برای نماز و روزه است اما در روابط اجتماعی، مثل یک سکولار خدا را کنار بگذاریم و دچار غفلت شویم و بگوییم:
یک شب هزار شب نمیشود!
"فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ!
وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ!"(غافر۱۴)
۲. تصحیح یقین نسبت به آنچه از قدرت بر احسان و حکمت در کار خدا وجود دارد!
بعد از فراز اول دعا که اصل یقین، از خدا مطالبه میشود، در این فراز مهمترین مورد و مصداق یقین معرفی میشود!
نکند به خود و خلق اعتماد کنیم اما نوبت به اعتماد به خدا که میرسد، هزار اما و اگر داشته باشیم:
"أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ؟!
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ!"(مائده۵۰)
۳. اصلاح نقاط فساد رفتاری، اخلاقی، فکری و عاطفی که در ما وجود دارد با مدد گرفتن از قدرت خدا!
اوست که میتواند دلهای مرده ما را با رحمت خود زنده کند:
"فَانظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ!
كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا!
إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَىٰ!
وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ!"(روم۵۰)
قوّت؛ یعنی توانایی اما قدرت؛ یعنی توانایی که بر دانایی مبتنی است و کور و بیهدف نیست بلکه نقطهزن است و برای دستمالی قیصریهای را به آتش نمیکشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ما و الگوی مصرف غربی
وضعیت موجود مصرف در جوامع غربی، شایسته توجه و دقتنظر است.
طبیعی است که بهجهت ظهور اقتصاد سرمایهداری در جوامع غربی، مشکلات موجود در درجه اول و با شدت بیشتر در جوامع غربی صادق است.
گردش سریع اطلاعات، وابستگیهای موجود فرهنگی و روابط اقتصادی متنوع، باعث شده آثار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تحولات در غرب، بهصورت خفیفتر به جوامع شرقی یا اسلامی نیز سرایت کند.
شرط لازم مواجهه عالمانه با این موج فرهنگی- اقتصادی مخرّب، شناخت عالمانه معیارهای مصرف از دیدگاه اسلام و نسبت مصرف با هویت اسلامی است.
رابطه میدانی بین مصرف و هویت، نشان میدهد که در واقعیت اجتماعی و روانی، مصرف با هویت چه تعاملی دارد و میتواند داشته باشد.
رابطه مذهبی بین مصرف و هویت، از الزامی حکایت میکند که دین و اخلاق ارائه میدهد و از انسان میطلبد که «چنین» مصرف کند تا «چنان» تأثیری در هویت او داشته باشد!
یا خود را چنان تربیت کند و هویت خود را چنان بسازد که به مصرفی شایسته برسد!
الگوی مصرف، از فرهنگی مهاجم به جامعه ما سرازیر شده و همه اقشار گوناگون جامعه ما را تحت تأثیر قرار داده است:
اولا، بخشی از جامعه که بهصورت تاریخی و بهسبب انقطاع از فرهنگ بومی، چشم به دنیای غرب دارد، با اشتیاق و بعضا آگاهانه الگوهای مصرفی خود را از غرب میگیرد!
ثانیا، بخش خاکستری جامعه، بهسبب ضعف عملکرد دستگاه سیاستگذار و ضعف جریان مردمی فرهیخته در اثرگذاری اجتماعی، تحت سیطره فرهنگ مصرفی وارداتی حرکت میکند!
ثالثا، حتی قشر فرهیخته علاقهمند به فرهنگ اسلامی نیز تا حد قابل توجهی از این جو مصرفی متأثر شده است!
تأثر فرهیختگان و نخبگان، ناشی از مدارایی است که مردم با سایر اقشار جامعه انجام میدهند!
حال پرسش این است که چه کنیم تا از طرفی این انسجام و وحدت ملّی متزلزل نشود و از طرف دیگر، فرهنگ مصرف ملّی ما ارتقا یابد و درباره نوع مصرف متفرق نباشیم و الگوی مصرف ملّی یک الگوی پیشرفته منطبق با چارچوب مطلوب اسلامی باشد؟
بهنظر میرسد چند راهبرد اصلی را باید دنبال کرد:
اولا حمایت قانون و دولت اسلامی از الگوی مصرف منطبق بر فطرت و شریعت مقدس اسلام!
ثانیا ارتقای معرفت اقشار گوناگون بهویژه قشر مذهبی نسبت به حقانیت و کارآیی الگوی مصرف اسلامی!
ثالثا ترویج هنری و تزیین الگوی مصرف اسلامی در راستای اقناع عمومی و ارتقای انگیزه و گرایش عمومی به استفاده از الگوی مصرف اسلامی!
رابعا اقتصادی و بهصرفه کردن دسترسی و استفاده از الگوی مصرف اسلامی!
اگر قانون، حمایت دولت، معرفتافزایی، ایجاد انگیزه و دسترسی اقتصادی فراهم شود، میتوان به التزام عملی دو قشر مذهبی و میانه (خاکستری) به الگوی اسلامی مصرف امیدوار بود و زمینه جذب تدریجی و حداکثری قشر متمایل به زندگی غربی را فراهم کرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ثروت پنهان
امام كاظم عليهالسلام:
مردى خدمت سرورمان امام صادق عليهالسلام آمد و از نادارى شكوه كرد!
حضرت فرمودند:
چنان نيست كه تو مىگويى و به نظر من تو فقير نيستى!
مرد عرض كرد:
سرورم! به خدا قسم خوراک شب خود را هم ندارم و نمونههايى از نادارى خود را برشمرد!
اما حضرت صادق علیهالسلام پيوسته گفته او را تكذيب مىكردند!
تا آن جا كه به او فرمودند:
به من بگو اگر صد دينار به تو بدهند تا از ما بيزارى جويى آن را مىستانى؟
عرض كرد: نه!
حضرت مبلغ را به هزار دينار رسانيد و آن مرد هر بار سوگند مىخورد كه اين كار را نخواهد كرد!
حضرت به او فرمودند:
كسى كه چنين كالايى دارد و آن را با اين قيمت نمىفروشد، آيا ندار است؟
(اَمالی شیخ طوسی. ص۵۸۴. حدیث۲۹۸)
در این حدیث شریف، امام علیهالسلام به زیبایی نابازار و وجود امور فراقیمتی و غیر قابل محاسبه در براساس محاسبات مادی را نشان میدهند:
"لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا!"(آلعمران۱۹۹)
اسلام برخلاف مکاتب صرفا مبتنی بر مادیگرایی و منکر حیات ابدی و امور فرامادی، بر وجود امور ارزشمند فراتر از قیمتهای پولی دنیوی تاکید دارد!
این معرفت ناب اسلامی، خط بطلانی بر اندیشه موهوم یارانه پنهان در اقتصاد است که بر اندیشه دهکده جهانی مبتنی است و تصور میکند میتوان و باید همه امور را تحت سیطره قیمت واحد جهانی تعریف و مقایسه کرد و براساس آن قیمتگذاری و سیاستگذاری کرد!
تمدن کاریکاتوری و وحشی غرب آرزو دارد دهکده جهانی و قیمت واحد جهانی ایجاد کند اما این آرزو را به گور خواهد برد!
در این دنیا، اگر مذهبی بتواند دهکده جهانی و قیمت واحد جهانی ایجاد کند، تمدن متوازن و مردمی اسلام عزیز در عصر ظهور است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاکله علوم اجتماعی اسلامی
دانشهای اجتماعی در یک تقسیم، یا به بررسی رفتار عوامل انسانی میپردازد و یا به تحقیق در مورد نقش نهادها و ساختارهایی که این رفتارها در آن شکل میگیرد.
بین این دو بخش، ارتباط تنگاتنگی برقرار است هرچند درباره اولویت عوامل انسانی یا چارچوبهای نهادی اختلافنظر وجود دارد.
گذشته از اینکه اولویت و نقش اول را افراد یا نهادها بازی میکنند، این حقیقت قابل تردید نیست که هدف نهایی دانشهای انسانی، انسان و رفتارهایش است!
نهادها حتی اگر واجد اثر جبری در عملکرد بشر باشد، ابزار و زمینهای برای بهبود وضعیت انسان است.
لازم است بدانیم در سطح جامعه عملکردها و رفتارها چه وضعیتی دارد تا بتوانیم بر اساس هنجارهای رفتاری که مورد اهتمام اسلام است، به تغییر وضع عمومی بپردازیم!
دولت اسلامی، به عنوان طراح و مجری سیاستها، باید بتواند سیاستهای مطلوبی را در جهت تغییر الگوها و قواعد رفتاری در جامعه اسلامی به سمت الگوهای سالم و سازگار با فطرت خداجوی انسان شکل دهد!
رسیدن به این هدف نهایی، سه پیشنیاز دارد:
1. مذهب: تعریف قواعد و نظامهای مطلوبی که علاقه داریم بر رفتارهای انسان حاکم باشد.
2. علم: شناخت قواعدی که فعلا بر رفتارهای عمومی حاکم است!
3. سیاست: شناخت راهها و ضوابطی که تغییر وضع موجود را ممکن میسازد و طراحی قواعدی برای دوران گذار از وضع نامطلوب به وضع مطلوب!
این سه، هدف نهایی تلاشهایی است که با عنوان اسلامی کردن دانشهای انسانی انجام میشود.
توفیق در این تلاشها منوط به توجه به موضوع دانشهای اجتماعی است: قاعده رفتاری!
مقصود از رفتار، هر فعالیت آگاهانهای است که از انسان سر میزند، هدفمند است، فرد برای آن توجیهی دارد که ممکن است این توجیه از نظر دیگری بسنده باشد یا نباشد.
معمولا در جامعهشناسی از رفتار به کُنِش تعبیر میشود.
سه تقسیم برای فهم مقصود از قاعده رفتاری اهمیت اساسی دارد:
۱. تقسیم رفتار به فردی و جمعی!
۲. تقسیم رفتار به اتفاقی و قاعدهمند!
۳. تقسیم رفتار به محاسباتی و ارتکازی!
رفتار ارتکازی، رفتاری است که بدون الزام بیرونی و محاسبه عقلانی تفصیلی در هر دفعه انجام میشود. در رفتار محاسباتی، فرد به تصمیمگیری تفصیلی میپردازد، یعنی متناسب با سطح شناخت خود به مقایسه سود و زیان کار میپردازد و نتیجهگیری میکند.
ارتکازی بودن رفتار، لزوما بهمعنی غیرعقلانی بودن رفتار نیست؛ زیرا بهجهت عادی و وضوح کیفیت و فایده رفتار برای افراد، محاسبات بهصورت سریع رخ میدهد گویا محاسبهای رخ نداده است!
ماندگاری قاعده رفتاری، بهگونهای است که میتوان در برابر آن به اتخاذ تصمیم و تدبیر پرداخت. به این تصمیمگیری درباره رفتارهای جمعی در سطح کلان، سیاستگذاری گفته میشود!
مقصود از قاعده رفتاری، هر رفتار جمعی قاعدهمند است!
بنابراین برای تحقق قاعده رفتاری باید رفتار از سطح فردی به سطح جمعی و از سطح رفتار اتفاقی به رفتار قاعدهمند برسد.
رفتارهای قاعدهمند فردی، رفتارهایی است که ناشی از ملکات اخلاقی تثبیت شده در فرد رخ میدهد. دانش اخلاق، به دنبال تحقق رفتارهای قاعدهمند مطلوب در فرد است!
دانش اجتماعی مطلوب، همین دغدغه را در سطح اجتماع دنبال میکند!
https://eitaa.com/egtesade_ma