یادمان باشد!
امروز چه روزی بود؟
اولین روز
از دومین ماه
از سومین فصل
از چهارمین سال
پنجشنبه
ششمین روز هفته!
یادمان باشد که همه روزها همین اندازه خاص هستند و تکرار نمیشوند!
یادمان باشد که اطرافیان و خویشاوندان ما به همین سادگی یکی یکی از کنار ما پرمیکشند و ما هر روز یک روز از فرصتمان میسوزد:
"أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا؟!"(رعد۴۱)
یادمان باشد رفتن فقط سهم دیگران نیست!
بهقول قدیمیها این شتری است که در خانه همه ما میخوابد!
یکی، دو سه روز زودتر و چهار پنج نفر، شش هفت روز دیرتر!
یادمان باشد وقتی رفتیم اطرافیان میپرسند: چه گذاشت؟
اما ملائک الهی میپرسند: چه آورد؟
کاش در آن ساعات آبرومند و عزیز باشیم:
"سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا!
حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا:
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ! طِبْتُمْ!
فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ!
وَ قَالُوا:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ!
وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ!
نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ!
فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ!
وَ تَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ!
يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ!
وَ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ!
وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ!"(زمر۷۳_۷۵)
یادمان باشد خیلی بدهکار خیلیها هستیم!
قبل از همه یک عمر بدهکار خدای خوبمان هستیم!
سعادت هدایت به اسلام و ایمان را بدهکار پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام و علما و اساتید و خانواده و پدر و مادر و شهداء هستیم!
یادمان باشد الآن که زندهایم یاد این خوبان باشیم تا در سکرات مرگ و آخرت یادمان کنند و به فریادمان برسند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شرح فراز اول دعای مکارمالاخلاق
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ بَلِّغْ بِإِيمَانِي أَكْمَلَ الْإِيمَانِ!
وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ الْيَقِينِ!
وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ!
وَ بِعَمَلِي إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ!"
در این فراز، پس از صلوات بر پیامبر خدا و جانشینان معصومش، چهار درخواست از خدا داریم:
ایمان، یقین، نیت و عمل ما را در عالیترین مراتب قرار دهد!
یقین، شرط کمال ایمان است هرچند برای ایمان داشتن، یقین کافی نیست!
شیطان، استاد خداشناسی و الگوی بیایمانی است!
نیت؛ انگیزه و قصد، به سمت آنچه به آن ایمان داریم و از آن غفلت نداریم کشش دارد!
کمال عمل؛ یعنی عمل صالح، نتیجه نیت مومنانه متکی به یقین است!
بنابراین ترتیب بین این خواستهها از یقین به ایمان، از ایمان به نیت و از نیت به عمل صالح است!
اینکه در روایات اهلبیت علیهمالسلام داریم که نیت مومن از عملش برتر است؛ یعنی مومن انگیزه بالا و آرمانهای بلندی دارد که شاید زمینه تحقق عملی آنها فراهم نباشد!
اینکه فعلا شدنی نیست، منافاتی ندارد با اینکه آن را قلبا مطالبه کنیم!
نگاه به قلّه، منافاتی با حرکت در دامنه ندارد مشروط بر اینکه در در دامنه به سمت قلّه حرکت کنیم نه بهسمت درّه!
https://eitaa.com/egtesade_ma
تحولات مصرف در غرب
مصرف، در شکلهای غربی پایان قرن بیستم میلادی را میتوان به عنوان یک «روند اجتماعی و فرهنگی» دید که شامل «نشانهها و نمادهای فرهنگی» است نه صرفا یک «روند اقتصادی منفعتگرایانه»!
باکاک در کتاب "مصرف"، به بررسی ابعادی از مصرف در جوامع نوین غربی پرداخته است.
وی در تبیین الگوهای اولیه مصرف به همان چیزی ارجاع میدهد که وبر در کتاب "اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری" روی آن مانور داده بود؛ تشویق به پرهیز از مصرف در جهت تولید هر چه بیشتر!
وبر میگوید: ارزش فرهنگی کممصرفی و پرکاری، در اوان قرن هجدهم میلادی، در زمینه کشاورزی و توسعه اولیه صنعتی به سرمایهداری بریتانیا کمک کرد!
اما این وضعیت به ویژه بعد از دو جنگ جهانی رو به تغییر میگذارد و نماد سرمایهداری از کار و تولید به سمت مصرف متمایل میشود و این نتیجه طبیعی سیر سرمایهداری و تولید انبوه است که طالب مصرفکننده است.
در این برهه، مصرف به عنوان امری مبتنی بر میل مطرح میشود و نه صرفا مبتنی بر نیاز!
تحقق روح مصرفگرایی در جامعه غربی، نیازمند تبدیل مصرف به نماد هویت و شخصیت است و این باید هر چه بیشتر و در اقشار و اصناف بیشتری عمومیت پیدا کند!
بنابراین، مصرف تظاهری، تظاهر به مصرف و تنوعطلبی، از قشر زنان که عرفا مصرفکننده بود، به قشر مردان که قشر تولیدکننده محسوب میشد، سرایت میکند!
(از منظر اسلام، اینکه شدت و تنوع مصرف در زنان از مردان بیشتر است و باید باشد، درست است. درباره تولید، مساله این است که نحوه نقشآفرینی زن و مرد در تولید متفاوت است و مقایسه ساده عوامانه دراینباره غلطانداز است!)
جستجو در آثار موجود، انبوهی از نوشتجات در تحلیل وضعیت مصرفی نوین به دست میدهد؛ از جمله، این موارد برای مطالعه وجود دارد:
۱. ژان بودریار در کتاب "جامعه مصرفی اسطورهها و ساختارها"و همچنین در کتاب "نظام اشیاء".
۲. دالن تیموتی در کتاب "جامعهشناسی مصرف".
۳. استیون مایلز و مالکوم مایلز در کتاب "شهرهای مصرفی".
۴. جان موون و میشل مینور در کتاب "رفتار مصرف کننده".
https://eitaa.com/egtesade_ma
فراز دوم دعای مکارمالاخلاق
"اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي!
وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي!
وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي!"
در این فراز، سه درخواست از خدای متعال داریم:
۱. توفیر نیّت از مسیر لطف خدا!
توفیر؛ یعنی وفور و فراوانی در چیزی!
توفیر نیت؛ یعنی در امور فراوانی که در طول زندگی شخصی و عبادی و خانوادگی و اقتصادی و سیاسی و هر کاری، نیت الهی را اِعمال کنیم!
نگوییم نیت الهی صرفا برای نماز و روزه است اما در روابط اجتماعی، مثل یک سکولار خدا را کنار بگذاریم و دچار غفلت شویم و بگوییم:
یک شب هزار شب نمیشود!
"فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ!
وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ!"(غافر۱۴)
۲. تصحیح یقین نسبت به آنچه از قدرت بر احسان و حکمت در کار خدا وجود دارد!
بعد از فراز اول دعا که اصل یقین، از خدا مطالبه میشود، در این فراز مهمترین مورد و مصداق یقین معرفی میشود!
نکند به خود و خلق اعتماد کنیم اما نوبت به اعتماد به خدا که میرسد، هزار اما و اگر داشته باشیم:
"أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ؟!
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ!"(مائده۵۰)
۳. اصلاح نقاط فساد رفتاری، اخلاقی، فکری و عاطفی که در ما وجود دارد با مدد گرفتن از قدرت خدا!
اوست که میتواند دلهای مرده ما را با رحمت خود زنده کند:
"فَانظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ!
كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا!
إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَىٰ!
وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ!"(روم۵۰)
قوّت؛ یعنی توانایی اما قدرت؛ یعنی توانایی که بر دانایی مبتنی است و کور و بیهدف نیست بلکه نقطهزن است و برای دستمالی قیصریهای را به آتش نمیکشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ما و الگوی مصرف غربی
وضعیت موجود مصرف در جوامع غربی، شایسته توجه و دقتنظر است.
طبیعی است که بهجهت ظهور اقتصاد سرمایهداری در جوامع غربی، مشکلات موجود در درجه اول و با شدت بیشتر در جوامع غربی صادق است.
گردش سریع اطلاعات، وابستگیهای موجود فرهنگی و روابط اقتصادی متنوع، باعث شده آثار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تحولات در غرب، بهصورت خفیفتر به جوامع شرقی یا اسلامی نیز سرایت کند.
شرط لازم مواجهه عالمانه با این موج فرهنگی- اقتصادی مخرّب، شناخت عالمانه معیارهای مصرف از دیدگاه اسلام و نسبت مصرف با هویت اسلامی است.
رابطه میدانی بین مصرف و هویت، نشان میدهد که در واقعیت اجتماعی و روانی، مصرف با هویت چه تعاملی دارد و میتواند داشته باشد.
رابطه مذهبی بین مصرف و هویت، از الزامی حکایت میکند که دین و اخلاق ارائه میدهد و از انسان میطلبد که «چنین» مصرف کند تا «چنان» تأثیری در هویت او داشته باشد!
یا خود را چنان تربیت کند و هویت خود را چنان بسازد که به مصرفی شایسته برسد!
الگوی مصرف، از فرهنگی مهاجم به جامعه ما سرازیر شده و همه اقشار گوناگون جامعه ما را تحت تأثیر قرار داده است:
اولا، بخشی از جامعه که بهصورت تاریخی و بهسبب انقطاع از فرهنگ بومی، چشم به دنیای غرب دارد، با اشتیاق و بعضا آگاهانه الگوهای مصرفی خود را از غرب میگیرد!
ثانیا، بخش خاکستری جامعه، بهسبب ضعف عملکرد دستگاه سیاستگذار و ضعف جریان مردمی فرهیخته در اثرگذاری اجتماعی، تحت سیطره فرهنگ مصرفی وارداتی حرکت میکند!
ثالثا، حتی قشر فرهیخته علاقهمند به فرهنگ اسلامی نیز تا حد قابل توجهی از این جو مصرفی متأثر شده است!
تأثر فرهیختگان و نخبگان، ناشی از مدارایی است که مردم با سایر اقشار جامعه انجام میدهند!
حال پرسش این است که چه کنیم تا از طرفی این انسجام و وحدت ملّی متزلزل نشود و از طرف دیگر، فرهنگ مصرف ملّی ما ارتقا یابد و درباره نوع مصرف متفرق نباشیم و الگوی مصرف ملّی یک الگوی پیشرفته منطبق با چارچوب مطلوب اسلامی باشد؟
بهنظر میرسد چند راهبرد اصلی را باید دنبال کرد:
اولا حمایت قانون و دولت اسلامی از الگوی مصرف منطبق بر فطرت و شریعت مقدس اسلام!
ثانیا ارتقای معرفت اقشار گوناگون بهویژه قشر مذهبی نسبت به حقانیت و کارآیی الگوی مصرف اسلامی!
ثالثا ترویج هنری و تزیین الگوی مصرف اسلامی در راستای اقناع عمومی و ارتقای انگیزه و گرایش عمومی به استفاده از الگوی مصرف اسلامی!
رابعا اقتصادی و بهصرفه کردن دسترسی و استفاده از الگوی مصرف اسلامی!
اگر قانون، حمایت دولت، معرفتافزایی، ایجاد انگیزه و دسترسی اقتصادی فراهم شود، میتوان به التزام عملی دو قشر مذهبی و میانه (خاکستری) به الگوی اسلامی مصرف امیدوار بود و زمینه جذب تدریجی و حداکثری قشر متمایل به زندگی غربی را فراهم کرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
ثروت پنهان
امام كاظم عليهالسلام:
مردى خدمت سرورمان امام صادق عليهالسلام آمد و از نادارى شكوه كرد!
حضرت فرمودند:
چنان نيست كه تو مىگويى و به نظر من تو فقير نيستى!
مرد عرض كرد:
سرورم! به خدا قسم خوراک شب خود را هم ندارم و نمونههايى از نادارى خود را برشمرد!
اما حضرت صادق علیهالسلام پيوسته گفته او را تكذيب مىكردند!
تا آن جا كه به او فرمودند:
به من بگو اگر صد دينار به تو بدهند تا از ما بيزارى جويى آن را مىستانى؟
عرض كرد: نه!
حضرت مبلغ را به هزار دينار رسانيد و آن مرد هر بار سوگند مىخورد كه اين كار را نخواهد كرد!
حضرت به او فرمودند:
كسى كه چنين كالايى دارد و آن را با اين قيمت نمىفروشد، آيا ندار است؟
(اَمالی شیخ طوسی. ص۵۸۴. حدیث۲۹۸)
در این حدیث شریف، امام علیهالسلام به زیبایی نابازار و وجود امور فراقیمتی و غیر قابل محاسبه در براساس محاسبات مادی را نشان میدهند:
"لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا!"(آلعمران۱۹۹)
اسلام برخلاف مکاتب صرفا مبتنی بر مادیگرایی و منکر حیات ابدی و امور فرامادی، بر وجود امور ارزشمند فراتر از قیمتهای پولی دنیوی تاکید دارد!
این معرفت ناب اسلامی، خط بطلانی بر اندیشه موهوم یارانه پنهان در اقتصاد است که بر اندیشه دهکده جهانی مبتنی است و تصور میکند میتوان و باید همه امور را تحت سیطره قیمت واحد جهانی تعریف و مقایسه کرد و براساس آن قیمتگذاری و سیاستگذاری کرد!
تمدن کاریکاتوری و وحشی غرب آرزو دارد دهکده جهانی و قیمت واحد جهانی ایجاد کند اما این آرزو را به گور خواهد برد!
در این دنیا، اگر مذهبی بتواند دهکده جهانی و قیمت واحد جهانی ایجاد کند، تمدن متوازن و مردمی اسلام عزیز در عصر ظهور است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاکله علوم اجتماعی اسلامی
دانشهای اجتماعی در یک تقسیم، یا به بررسی رفتار عوامل انسانی میپردازد و یا به تحقیق در مورد نقش نهادها و ساختارهایی که این رفتارها در آن شکل میگیرد.
بین این دو بخش، ارتباط تنگاتنگی برقرار است هرچند درباره اولویت عوامل انسانی یا چارچوبهای نهادی اختلافنظر وجود دارد.
گذشته از اینکه اولویت و نقش اول را افراد یا نهادها بازی میکنند، این حقیقت قابل تردید نیست که هدف نهایی دانشهای انسانی، انسان و رفتارهایش است!
نهادها حتی اگر واجد اثر جبری در عملکرد بشر باشد، ابزار و زمینهای برای بهبود وضعیت انسان است.
لازم است بدانیم در سطح جامعه عملکردها و رفتارها چه وضعیتی دارد تا بتوانیم بر اساس هنجارهای رفتاری که مورد اهتمام اسلام است، به تغییر وضع عمومی بپردازیم!
دولت اسلامی، به عنوان طراح و مجری سیاستها، باید بتواند سیاستهای مطلوبی را در جهت تغییر الگوها و قواعد رفتاری در جامعه اسلامی به سمت الگوهای سالم و سازگار با فطرت خداجوی انسان شکل دهد!
رسیدن به این هدف نهایی، سه پیشنیاز دارد:
1. مذهب: تعریف قواعد و نظامهای مطلوبی که علاقه داریم بر رفتارهای انسان حاکم باشد.
2. علم: شناخت قواعدی که فعلا بر رفتارهای عمومی حاکم است!
3. سیاست: شناخت راهها و ضوابطی که تغییر وضع موجود را ممکن میسازد و طراحی قواعدی برای دوران گذار از وضع نامطلوب به وضع مطلوب!
این سه، هدف نهایی تلاشهایی است که با عنوان اسلامی کردن دانشهای انسانی انجام میشود.
توفیق در این تلاشها منوط به توجه به موضوع دانشهای اجتماعی است: قاعده رفتاری!
مقصود از رفتار، هر فعالیت آگاهانهای است که از انسان سر میزند، هدفمند است، فرد برای آن توجیهی دارد که ممکن است این توجیه از نظر دیگری بسنده باشد یا نباشد.
معمولا در جامعهشناسی از رفتار به کُنِش تعبیر میشود.
سه تقسیم برای فهم مقصود از قاعده رفتاری اهمیت اساسی دارد:
۱. تقسیم رفتار به فردی و جمعی!
۲. تقسیم رفتار به اتفاقی و قاعدهمند!
۳. تقسیم رفتار به محاسباتی و ارتکازی!
رفتار ارتکازی، رفتاری است که بدون الزام بیرونی و محاسبه عقلانی تفصیلی در هر دفعه انجام میشود. در رفتار محاسباتی، فرد به تصمیمگیری تفصیلی میپردازد، یعنی متناسب با سطح شناخت خود به مقایسه سود و زیان کار میپردازد و نتیجهگیری میکند.
ارتکازی بودن رفتار، لزوما بهمعنی غیرعقلانی بودن رفتار نیست؛ زیرا بهجهت عادی و وضوح کیفیت و فایده رفتار برای افراد، محاسبات بهصورت سریع رخ میدهد گویا محاسبهای رخ نداده است!
ماندگاری قاعده رفتاری، بهگونهای است که میتوان در برابر آن به اتخاذ تصمیم و تدبیر پرداخت. به این تصمیمگیری درباره رفتارهای جمعی در سطح کلان، سیاستگذاری گفته میشود!
مقصود از قاعده رفتاری، هر رفتار جمعی قاعدهمند است!
بنابراین برای تحقق قاعده رفتاری باید رفتار از سطح فردی به سطح جمعی و از سطح رفتار اتفاقی به رفتار قاعدهمند برسد.
رفتارهای قاعدهمند فردی، رفتارهایی است که ناشی از ملکات اخلاقی تثبیت شده در فرد رخ میدهد. دانش اخلاق، به دنبال تحقق رفتارهای قاعدهمند مطلوب در فرد است!
دانش اجتماعی مطلوب، همین دغدغه را در سطح اجتماع دنبال میکند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
پدر و ناپدری!
حضرت زینب سلاماللهعلیها:
حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام، پدران اُمّت هستند!
چنانچه مردم از آن دو پیروی کنند، آنها انحرافات و کجرویهای مردم را اصلاح میکردند!
و آن را از عذاب همیشگی نجات میدهند!
و از نعمتهای متنوّع و وافر بهرهمندشان میسازند!
(بحارالأنوار.ج۲۳.ص۲۵۹.ح۸)
نقش پدر، نقش سازنده، هادی و حامی است؛ یعنی پدر در شکلگیری، تربیت، هدایت و حمایت از فرزند نقش بیبدیل دارد!
حضرت عقیله در این روایت، بر ضرورت وجود امامان الهی برای شکلگیری اُمّت و نقش بیبدیل آنها در هدایت و حمایت و پیشرفت اُمّت تاکید میکنند!
همانطور که برادر ایشان حضرت سیدالشهداء علیهالسلام در ابتدای قیام تاریخی و تاریخساز خود فرمودند: باید با اسلام خداحافظی کرد اگر امّت اسلام مبتلا به شخص بیشخصیت و بیایمان و بیقید و شرابخوار و میمونباز و قماربازی چون یزید (ترامپ و نتانیاهوی آن دوره) شود!
اهمّیت امام در پیشرفت را میتوان در تجربیات تاریخی ملل گوناگون در شرق و غرب و دنیای اسلام مشاهده کرد که چگونه در عصر ظهور رهبران لایق در میان ملل، آن کشور از خطرات حفظ شده و رشدهای جهشی کرده است!
همین امروز، پیشرفتهای حیرتانگیز علمی و نظامی ما را ببینید که چگونه ورق جنگ را برگرداند و از تحمیل جنگ ۳۰۰۰ روزه (در هشت سال دفاع مقدس) به تحمیل جنگ ۱۲ روزه رسیدهایم!
خیلی ساده یعنی ما ۲۵۰ برابر قوی شدهایم!
سهم رهبری شجاعانه و حکیمانه و مومنانه امام خامنهای در این پیشرفت حیرتانگیز بیبدیل است!
تمدن کاریکاتوری و وحشی غرب، با رها کردن افسار شهوات حیوانیِ بشر، دست بشریت را از دست امامان الهی در آورده و بشر را تنها و بیپناه در مقابل وسوسه شیطان و جهل و شهوت و غضب بشری رها کرده است!
یک پرده از نتیجه این جنایت تمدنی، بین ۱۵ تا ۲۲ میلیون کشته در جنگ جهانی اول و بین ۷۰ تا ۸۵ میلیون کشته در جنگ جهانی دوم است!
بیش از نصف این کشتگان، غیرنظامی بودند!
باید فاتحه بشریت و انسانیت را خواند وقتی چنین ناپدریهایی خونخوار و خدانشناسی بر سرنوشت بشر حاکم باشند که روی گرگ درنده و روباه مکار را سفید کردهاند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاکله قواعد رفتاری!
موضوع محوری دانشهای اجتماعی را میتوان قواعد رفتاری دانست! قواعد رفتاری؛ یعنی رفتار معمولی معمول مردم یا رفتاری که اکثر مردم در اکثر مواقع انجام میدهند!
قاعده رفتاری، نتیجه عمومی شدن دانش، قدرت و گرایش است.
قاعده رفتاری، رفتار مستمر اجتماعی است که مبتنی بر دانشها، قدرتها و گرایشهای افراد شکل میگیرد.
رابطه بین قاعده رفتاری و دانشها، قدرتها و گرایشها، یک رابطه دوطرفه است:
اولا دانش، قدرت و گرایش، در تحقق قاعده رفتاری موثر است!
ثانیا قواعد رفتاری، در تثبیت و تقویت دانش، قدرت و گرایش نقشآفرین است!
قاعده رفتاری، معنادار، مانا، حداکثری و تغییرپذیر است:
۱. قاعده رفتاری، معنادار است؛ یعنی شبیه پدیدههای طبیعی نیست و لزوما با صرف مشاهده حسی نمیتوان درباره مفهوم و لوازم آن قضاوت کرد؛ زیرا قاعده رفتاری یک رفتار انسانی است و تابع ذهنیتها، باورها، هنجارها و عواطف افراد است!
بنابراین برای فهم و تغییر قاعده رفتاری لازم است به باورها و عواطف عمومی دسترسی پیدا کرد!
به عنوان مثال، روزهخواری نکردن در ماه رمضان ممکن است ناشی از چندین دلیل مثل «باور به دستور شرعی»، «التزام به سنت اجدادی» یا «رعایت قانون رسمی اجتماع» باشد که هر یک دارای تبعات گوناگون است!
۲. قاعده رفتاری، مانایی دارد؛ زیرا مبتنی بر عادات است.
این ویژگی باعث میشود:
اولا انسان در رفتارهای خود ثبات در رفتار داشته باشد و دائما دچار تزلزل و تردید نباشد.
ثانیا سیاستگذار بتواند با اعتماد بر قواعد رفتاری موجود در افراد جامعه، به طراحی سیاستها اقدام کند.
۳. قاعده رفتاری، حداکثری است.
بنابراین:
اولا بنا نیست با شکلگیری قاعده رفتاری، هیچ رفتار مغایر با آن محقق نشود. معمولا بخشی از مردم با قاعده رفتاری همراهی نمیکنند. عدم همراهی اقلیت، ضرری به قاعده بودن آن وارد نمیکند!
ثانیا وجود چند عرف پذیرفته، بدون اینکه هیچ یک نظر اکثریت را به خود جلب کند، به معنی عدم تحقق قاعده رفتاری است. این اختلاف، جامعه را در معرض تفرقه قرار میدهد.
اهمیت و اهتمام افراد نسبت به رفتار مورد اختلاف، تعیین میکند که آیا دوگانگی به دودستگی و فروپاشی اجتماعی منجر میشود یا نه!
بنابراین عرفهای موازیِ پذیرفته شده در یک جامعه، رقبایی هستند که هر یک در جستجوی یکهتازی در رفتار عمومی است اما نتوانسته نظر اکثریت انتخابکنندگان را به خود جلب کند!
مثلا پوشش «چادر» و «مانتو» در جامعه ایرانی امروز، عرفهای پذیرفته شده هستند اما نمیتوان هیچ یک را در سطح جامعه ایران قاعده رفتاری دانست هرچند در بسیاری از شهرهای کوچک (کم جمعیت)، پوشیدن چادر قاعده رفتاری است!
۴. قاعده رفتاری، تغییرپذیر است.
ثبات در قواعد رفتاری، غیرقابل تغییر نیست؛ زیرا با انسان سروکار دارد، تابع اراده و خواست انسان است و امکان تثبیت (بقره۲۶۵؛ نساء۶۶؛ انفال۱۱)، تضعیف (آلعمران۱۵۵؛ نور۲۱) و تغییر (روم۱۰؛ اعراف۱۷۵؛ مجادله۱۹) آن وجود دارد!
اصل تربیتپذیری در انسان، ریشه در استعدادهای قابل تغییر در انسان دارد و علّت شکلگیری نظامهای اخلاقی و تربیتی و علّت بعثت انبیا است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
دولت اسلامی و عرفهای موازی
گاه در جامعه اسلامی با عرفهایی مواجه میشویم که هیچکدام نتوانسته نظر اغلب و اکثر مردم را به خود جلب کند و عمومیت نیافته و مثلا دو نوع عرف یکی ۴۵٪ و دیگری ۵۵٪ عضو دارد؛ شبیه یک جامعه دو حزبی یا چند حزبی!
اینکه اسلام ، نسبت به دو یا چند عرف موازی (مثلا هر کدام ۵۰٪) چه نگاهی دارد، تعیین میکند که تبدیل یکی از عرفهای موجود به قاعده رفتاری عمومی، مسئله مصلحان و سیاستگذاران باشد یا نباشد.
مثلا اگر در یک جامعه مثل ایران قبل از انقلاب یا ترکیه امروز، "حجاب" و "عدم حجاب" دو عرف پذیرفته شده باشد، از آنجا که دین اسلام عرف "عدم حجاب" را نمیپذیرد، مصلحان مسلمان و سیاستگذاران اسلامی باید تمرکز خود را بر ایجاد قاعده رفتاری "حجاب" قرار دهند.
درباره عرف "چادر"، از آنجا که "چادر نماد ملی و بهترین نوع حجاب است!" میتوان گفت:
باید جهتگیری بر شکلگیری قاعده رفتاری "حجاب چادر" باشد هرچند درباره چادر چون الزام شرعی وجود ندارد، استفاده از قوه قهریه منتفی است!
یا مثلا درباره عرف عمومی "چادر مشکی" که در میان بانوان چادری یک قاعده رفتاری است، تغییر رنگ چادر میتواند موضوع و مسئله سیاستگذاری باشد؛ منوط به اینکه با ادله متقن اثبات شود که تغییر رنگ چادر از منظر اجتماعی و پزشکی دارای آثار مثبتی بر ترویج حجاب یا ارتقای سلامت بانوان دارد.
در کنار ضوابط شرع باید به اهداف و ملاکهای تشریع نیز توجه کرد؛ مثلا اگر فلسفه پوشش، سلامت و امنیت اخلاقی و امکان حضور سالم اجتماعی زنان است، نوع پوشش در جامعه باید این اهداف را تامین کند!
در اصلاح عرفها و قواعد رفتاری نباید دچار جمود شد؛ یعنی باید با علّت و معلول برخورد کرد و البته با علّت با ضریب مضاعف برخورد کرد!
گاه یک عرف خاص، علّت شکلگیری عرف عامّ میشود؛ مثلا عرف حجاب در سینمای خانگی یا نحوه حضور اجتماعی عرف خاص سلبریتیها، منشا شکلگیری عرف عمومی نامطلوبی درباره حجاب میشود!
نباید اجازه داد علل شکلگیری آسیبهای اجتماعی در امان باشند و صرفا با معلولها برخورد شود!
در کنار ضوابط و قواعد شرعی، علم میتواند در شناخت مصادیق قواعد مطرح در شرع بهکار آید؛
مثلا علم به ما نشان میدهد که قاعده "ضرر" در شریعت چه مصادیقی دارد و آیا استعمال سیگار و قلیان ضرر قابل توجه غیر قابل اغماض دارد؟ که اگر چنین باشد باید با آن برخورد سلبی و منفی داشته باشیم و مثلا استعمال این موارد در اماکن عمومی یا دایر کردن قهوهخانه باید ممنوع یا محدود شود!
بنابراین علم نیز در تعیین عرفها و قواعد رفتاری مطلوب و مذموم کارآمد است.
اگر علم تعیین کند که یکی از دو عرف موجود یا قاعده رفتاری موجود، مصداق "ضرر" است، آن عرف تبدیل به موضوع و مسئله سیاستگذاران و مصلحان اجتماعی میشود!
گاه دو عرف موازی مکمل هم است؛ یعنی تضعیف یکی، منجر به تضعیف دیگری و تقویت یکی، منجر به تقویت دیگری میشود!
در مقابل، گاه دو عرف موازی جانشین هم هستند؛ یعنی رونق یکی منجر به رکود در دیگری و بالعکس میشود!
این موارد و حالات محتمل دیگر، نشان از اهمیت اهتمام دولت اسلامی در نحوه برخورد عالمانه و مدبرانه و مومنانه با عرفهای موازی در جامعه اسلامی است!
مساله عرفهای موازی، یک مساله پیچیده و دارای ابعاد گسترده در سیاستگذاری است!
نباید با سادهلوحی و سهلاندیشی و سهلانگاری با آن برخورد کرد!
دانش دینی، شناخت میدان و داشتن هنر و تدبیر، در اینجا ضرورت مضاعف دارد تا خدای نکرده برای درست کردن ابرو، چشمی کور نشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
سوراخ دعا!
دیروز رئیس محترم مجلس گفتند: اصلاحات اقتصادی را باید از اصلاح انرژی شروع کنیم!
سه نکته فراموش نشود:
اولا بر فرض انرژی، نقطه شروع درستی برای اصلاحات اقتصادی باشد، مهم درمان و راهحل ماست!
درباره درمان، باید اولویت را بر اصلاح قوانین، تغییر رویههای دولتها و نوسازی فنآوریها و ساختارهای تولید و توزیع بگذارید!
دست بردن در جیب و سفره مردم و بازی با اعصاب مردم و گرانسازی، را بگذارید آخر صف اگر بیچاره شدید:
"فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ، فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ!"(مائده۳)
ثانیا اگر بنا دارید از سیاست قیمتی استفاده کنید، راههای خنثی شدن اثر سیاست قیمتی و مسیرهای ضربهخوردن به رفاه و ثروت مردم را شناسایی و سدّ کنید!
اول ای جان، دفع شرّ موش کن!
بعد از آن، در جمع گندم کوش کن!
اول موش دلار را از انبار ثروت ملّی و سفره مردم دور کنید تا با افزایش نرخ، سیاست را خنثی و مردم را دچار مشکل تورم و دولت را دچار کسری بودجه نکند!
ثبات نسبی نرخ دلار و حفظ ارزش پول ملّی، شرط توفیق هر سیاستی است!
ثالثا نقطه شروع اصلاح اقتصادی را بگذارید آن جایی که پای نجس و قدم نحس دشمن به اقتصاد ما باز میشود؛ یعنی ارز!
کالایی که صادر شده، ارزش برگردد به چرخه خدمترسانی به مردمی که صاحبان و دلسوزان این آب و خاکند و قیمت ارز مهار شود و ...!
باید به این مسئولان و کارشناسانی که به ایشان مشورت میدهند گفت:
شیخنا! اوراد خوب آوردهای!
لیک سوراخ دعا گُم کردهای!
https://eitaa.com/egtesade_ma