eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
پیش‌نیاز حکمرانی صالحان سه رویکرد مذهبی، علمی و سیاستی به عرف‌های غالب و قواعد رفتاری وجود دارد. این سه رویکرد، مکمل هم هستند و سه ضلع مثلثی را تشکیل می‌دهند که اگر در جای خود قرار گیرند، حکومت صالحان محقق می‌شود و جامعه رو به صلاح می‌رود. این سه رویکرد، در محتوا، نحوه شناخت و منبع شناخت متفاوت هستند: ۱. رویکرد علمی، از قاعده رفتاری موجود خبر می‌دهد در حالی که دو رویکرد مذهبی و سیاستی، از حقیقتی مطلوب حکایت می‌کند! رویکرد علمی از هست‌ها و دو رویکرد مذهبی و سیاستی از بایدها صحبت می‌کند! با این تفاوت که بایدهای مذهبی، کلی و دائمی اما بایدهای سیاستی، جزئی و موقتی است! ۲. رویکرد مذهبی به صورت اجتهادی از منبع قرآن کریم و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام به دست می‌آید! رویکرد علمی، به‌صورت تجربی و با فهم معنای رفتار افراد در سطح جامعه یا فهم عملکرد نهادهای حکومت و سازمان‌های اجتماعی قابل فهم است! رویکرد سیاستی، از سنخ مهارتی و عقلایی است و باید از مبانی شرعی و تجربه میدانی فهمیده شود! با وجود تفاوت در منبع و ابزار شناخت، ارتباط این سه رویکرد نیز در خور توجه است: رویکرد مذهبی مثل مقصد، رویکرد علمی مثل مبدأ و رویکرد سیاستی شبیه مسیر است! البته این تصویر را باید پویا در نظر گرفت: در هر برهه زمانی و مکانی، وضع موجود چیزی غیر از وضع موجود در برهه‌های زمانی و مکانی سابق و آتی است. طبیعتا، با تغییر وضع موجود و مبدأ حرکت، سیاست‌ها نیز دچار تغییراتی خواهد شد اما در چارچوب اصول ثابت و جهان‌شمول مذهبی! مثلا اگر می‌بینیم که بخشی از مردم که دستشان به دهانشان می‌رسد، مشغول لِی‌لِی بازی با دلار و طلا و زمین و خودرو و سهام هستند و وارد فعالیت مفید و مستمر تولیدی نمی‌شوند، این ریشه در سیاست‌های ضد تولیدی دارد که تولید را پرخطر و کم سود اما کسب سودهای شبه‌قماری با این دارایی‌ها را پرسود و کم خطر کرده است! سیاست‌هایی چون رهاسازی افسار دلار، جولان دادن به عوامل ناسالم برای دمیدن در آتش دلار، سیاست احتکار زمین توسط دولت‌ها، سیاست مشغول کردن مردم به سهام‌داری به‌جای مشارکت مستقیم در تولید و بسیاری سیاست‌های ناصواب دیگر که با اصول مذهبی چون "توازن در معیشت و درآمد و ثروت" و "تابعیت مالکیت و استحقاق از کار مفید اقتصادی" و "استقلال سیاسی_ اقتصادی جامعه اسلامی" در تضاد است! https://eitaa.com/egtesade_ma
بده بستان جامعه‌ساز! همه می‌پرسند چه کنیم جامعه ما پیشرفت کند؟ این پرسش در درجه اول یعنی چه کنیم مردم و روابط اجتماعی پیشرفت کند؟ امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۷ دعای مکارم‌الاخلاق پس از صلوات بر بهترین فروشندگان بازار خدا، به این پرسش ۹ پاسخ می‌دهند: "اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ! وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ‌، الْمَحَبَّةَ‌! وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ‌ الْبَغْيِ، الْمَوَدَّةَ‌! وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلاَحِ‌، الثِّقَةَ‌! وَ مِنْ عَدَاوَةِ‌ الْأَدْنَيْنَ‌، الْوَلاَيَةَ‌! وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الْأَرْحَامِ، الْمَبَرَّةَ‌! وَ مِنْ‌ خِذْلاَنِ الْأَقْرَبِينَ، النُّصْرَةَ‌! وَ مِنْ حُبِّ الْمُدَارِينَ‌، تَصْحِيحَ الْمِقَةِ‌! وَ مِنْ رَدِّ الْمُلاَبِسِينَ‌، كَرَمَ الْعِشْرَةِ‌! وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظَّالِمِينَ‌، حَلاَوَةَ الْأَمَنَةِ‌!" خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست! و دربارۀ من كينه‌توزى دشمنان را به محبّت! و حسد متجاوزان را به دوستى! و بدگمانى نيكان را به اعتماد! و دشمنى نزديكان را به دوستى! و بدرفتارى خويشان را به نيكوكارى! و دست از يارى برداشتن كسان را به يارى نمودن! و دوستى (ظاهرى) مداراكنندگان را به دوستى واقعى! و اهانت معاشران را به خوش‌رفتارى! و تلخى بيم از ستمگران را به شيرينى امنيّت مبدّل فرما! از کینه‌توزی، حسادت، بدگمانی، دشمنی، بدرفتاری، بی‌تفاوتی، تظاهر، اهانت و ناامنی در جامعه! به محبت، رفتار دوستانه، اعتماد، پیوستگی، احسان، یاری، دوستی صادقانه، خوش‌رفتاری و امنیت! اینها ۹ شاخص مردم پیشرفته و جامعه پیشرو است! چقدر در مسیر این ۹ تغییر و تحوّل پیش رفته‌ایم؟ نمره ما چند است؟ https://eitaa.com/egtesade_ma
دعاهای دخترانه! خدایا دست دختران ما را بگیر و اجازه نده دست نامحرمی به آنها برسد! خدایا به دختران ما نظر لطف کن و اجازه نده چشم‌های ناپاک آنها را ببیند! خدایا پابه‌پای دختران ما بیا و اجازه نده پای آنها به جایی که تو نمی‌پسندی باز شود! خدایا در گوش دختران زهرایی و زینبی ما نغمه محبتت را بخوان و اجازه نده شیاطین در گوش آنها ساز ناکوک برهنگی کوک کنند! "يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ! ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ!"(احزاب۵۹) خدایا در دلهای دختران ما خانه کن و اجازه نده حریم دل آنها قدم‌گاه نااهلان شود! خدایا بر لب‌های دختران ما ذکر خودت را جاری کن و اجازه نده زبان آنها بلندگوی شیاطین شود! "وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّاكِرَاتِ!"(احزاب۳۵) خدایا لقمه پاک و پاک‌دامنی نصیب دختران ما کن تا نسل آینده پاک شود و اجازه نده شیاطین ارحام آنها را نازا یا ناپاک‌زا کند! "وَ الْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ!"(احزاب۳۵) خدایا راه رفتن دختران ما را شبیه دختر شعیب باحیا کن! "فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ !"(قصص۲۵) و حرف زدنشان با نامحرمان را بدون خضوع در قول قرار بده تا بیمادلان به آنها طمع نکنند! "فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ! وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(احزاب۳۲) خدایا دختران ما را از نزدیک شدن به نامحرمان حفظ کن! "مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَ لَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ!"(مائده۵) خدایا دختران ما را چون حضرت آسیه و مریم، الگوی زنان و مردان مومن قرار ده! "ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ! إِذْ قَالَتْ: رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ! وَ نَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ! وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ! وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا! فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا! وَ صَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ كُتُبِهِ! وَ كَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ!"(تحریم۱۱_۱۲) خدایا دختران ما را چون مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها منشا خیر کثیر کن و بدخواهان ما را به برکت ایشان ناامید و نابود کن: "إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ! فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ! إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ!"(کوثر۱_۳) https://eitaa.com/egtesade_ma
از انقلاب سیاسی تا انقلاب رفتاری! انقلاب، یعنی تحول و دگرگونی که معمولا اساسی و پایه‌ای است! لفظ انقلاب، در علوم مختلف کاربرد دارد و معنایی ویژه می‌یابد؛ مثلا در علم فقه، واژه انقلاب برای اشاره به تبدل ماهیت یک شیء به‌کار می‌رود که منجر به تغییر حکم شرعی آن می‌شود. فقها، «انقلاب» را در زمره مطهِّرات می‌شمارند و مثلا می‌گویند: «شراب، با تبدل به سرکه دچار انقلاب می‌شود و طاهر می‌شود!». اما عمومی‌ترین کاربرد واژه انقلاب، درباره انقلاب‌های سیاسی است. انقلاب سیاسی، یعنی تغییر بنیادین و مردمی یک نظام سیاسی. مثلا در انقلاب اسلامی ایران، همّت انقلابیون این بوده و هست که تحولی بنیادین براساس اسلام در ایران محقق شود. انقلاب اسلامی ایران، پس از حذف نظام سلطنتی، نظام سیاسی «جمهوری اسلامی» را براساس نظریه اسلامی «ولایت فقیه» تشکیل داد. نظام سیاسی جدید، برخی ساختارهای پیشین را حذف، برخی را حفظ و برخی را اصلاح کرد و در مواردی نیز ساختارهای جدیدی تأسیس کرد. این تغییرات، در راستای منطبق ساختن نظام سیاسی با آرمانهای اسلامی بود. گام دوم انقلاب سیاسی، با شکل‌گیری اولیه ساختارهای جدید تاحدودی محقق شد. در گام سوم، باید عملکرد مسئولین نظام اسلامی براساس مشی مطلوب اسلامی شکل بگیرد. در گام چهارم، باید عملکرد عمومی مردم براساس مشی مطلوب اسلامی شکل بگیرد. گام پنجم، تشکیل تمدن نوین اسلامی در حوزه نفوذ اندیشه اسلامی است! توفیق انقلاب سیاسی اسلامی در تحقق بخشیدن کامل به نظام سیاسی مطلوب اسلام و تحقق مطلوب رفتارهای اسلامی در مسئولین و مردم، منوط به انقلاب در علوم انسانی است به‌گونه‌ای که نظریه نظام‌سازی و نظریه رفتاری مطلوب اسلام را تولید کند تا نوبت به تحقق عینی آن برسد! با این توصیف، انقلاب رفتاری که ناظر به گام سوم و چهارم است، یعنی تحول در قاعده رفتاری! تحول رفتاری، می‌تواند در روح، معنا یا شکل قاعده رفتاری رخ دهد: ۱. تحول در روح حاکم بر قاعده رفتاری در اثر تحول در منظومه قواعد رفتاری که به معنی تحول در مذهبی است که قواعد رفتاری را برای مردم تنظیم می‌کند! ۲. تحول معنوی، یعنی تغییر در معنایی که از قاعده رفتاری خاصی اراده و برداشت می‌شود؛ مثل تغییر معنای لباس از وسیله پوشش به وسیله تظاهر و خودنمایی! ۳. تحول شکلی، یعنی ثبات مذهب و معنا اما تغییر در شکل رفتاری که آن معنا را می‌رساند؛ مثل تغییر شکل وسیله نقلیه از حیوان به خودرو درحالی‌که معنا و مقصود هر دو سهولت در جابه‌جایی است! https://eitaa.com/egtesade_ma
پنج درس یک استفتاء! حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خواستند تا در تقسيم امور خانواده درباره ایشان تصمیم‌گیری كنند! پيامبراكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نيز كارهاى مربوط به درون خانه را براى فاطمه عليها‌السلام و كارهاى بيرون خانه را براى على عليه‌السلام تعيين كرد! پس حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمودند: جز خدا كسى نمى‌داند كه من چقدر از اين تقسيم کار خوشحال شدم! زيرا از شانه به شانه شدن با مردان بيگانه نجات يافتم و مشكل برخورد با مردان نامحرم از دوشم برداشته شد! (وسائل‌الشیعه.ج۱۴.ص۱۲۳.حدیث ۲۵۳۴۱) این روایت شریف، حاوی چند درس‌ است: ۱. عدم اختلاط بین زن و مرد نامحرم، یک عامل اساسی آرامش طرفین و سبب تزریق آرامش به سطح جامعه و عمق خانه است! البته عدم اختلاط کامل که شدنی نیست و اسلام نیز این واقعیت اجتماعی را می‌داند و پذیرفته است که ارتباط باید با رعایت احتیاط و عدم تحریک جنسی و همراه با مراقبت غیرت مردانه و حسادت زنانه شکل بگیرد و برای تامین نیازهای واقعی دارای اولویت انجام بگیرد! مدیریت متوازن ارتباط بین زن و مرد، هنر اسلام این است که از تفریط حبس زن و افراط حراج زن، در امان مانده است! "إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ! ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ!"(احزاب۵۳) ۲. زن و شوهر برای تنظیم روابط بین خود و روابط بین خود و دیگران، از رسول خدا که امام و حاکم جامعه هست، استفتاء و تقاضای شیوه‌نامه دارند! این زوج، دو معصوم هستند که ایمان و تقوا و اخلاق و گذشت و عشق بین ایشان بی‌نهایت است اما خود را بی‌نیاز مراجعه به مشاوری عالم و امین نمی‌دانند! "أَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ!"(شوری۳۸) ۳. تنظیم روابط اجتماعی نه براساس روابط شخصی بلکه براساس یک ضابطه شرعی، فطری، اجتماعی و قانونی، باعث می‌شود جلوی اختلافات و انتظارات نابجا گرفته شود! اصلاح روابط اجتماعی، دو رکن دارد: کارگزار صالح و نظام روابط فطری! "كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ!"(اسراء۸۴) ۴. نظام خانواده، پایه نظام اجتماعی است. این روایت می‌گوید برای تنظیم انواع روابط اجتماعی، به ولیّ خدا مراجعه کنند، خودسرانه عمل نکنند، از فرهنگ‌ بیگانه الگو نگیرند و دانش اجتماعی مسموم غربی، تشکیلات جامعه اسلامی را ایجاد نکند! "مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا!"(حشر۷) ۵. پیامبر به‌عنوان مرجع تقلید این زوج نورانی، به طرح حکم شرعی اکتفا نکرد بلکه راه‌حل و تدبیری مطابق فطرت و توانمندی‌ها و نیازهای دو طرف عرضه کردند! این درسی برای عالمان ما است که در کرسی فتوا نمانند بلکه فتوا را تا عملیاتی شدن روی زمین و ارائه شیوه‌نامه اجرایی دنبال کنند! فتوا باید تبدیل به قانون قابل اجرا در زندگی مردم شود! "إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ!"(نساء۱۰۴) https://eitaa.com/egtesade_ma
انقلاب، انقلاب‌گریزی، انقلاب‌زدگی! انقلاب رفتاری، یعنی مردم رویه پیشین خود را کنار بگذارند! مفهوم مثبت «توبه» و مفهوم منفی «ارتجاع»، به دو سوی این تحولات نظر دارد: "تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا!"(تحریم۸) "مَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ!"(آل‌عمران۱۴۴) براساس قاعده "شناخت اشیاء با اضداد آن"، ارتباط مفهوم انقلاب رفتاری با سه مفهوم مرتبط اما مغایر با انقلاب درخور توجه است: ۱. تقلب؛ یعنی تغییر در شکل قاعده رفتاری بدون تغییر در معنای آن؛ شبیه رفتار اصحاب سبت (اعراف۱۶۳_۱۶۶) و مشابه مثلی که گفته‌اند: خر، همان خر است فقط پالانش عوض شده! البته هر تغییر در شکل قاعده رفتاری را نباید تقلب دانست؛ مثلا وقتی در اثر تغییر در ابزارها، قاعده رفتاری از «اسب‌سواری» به «خودروسواری» تغییر می‌کند، این تقلب به معنای مذموم اخلاقی نیست هرچند واقعا روح و معنای قاعده رفتاری تغییر نکرده و صرفا شکل آن متحول شده است. تعبیر دقیق‌تر از تقلب این است که شکل قاعده رفتاری با ادعای تغییر در معنا یا روح قاعده رفتاری عوض شود اما در واقع صرفا شکل تغییر کند و تحولی در روح و معنا رخ ندهد! ۲. انقلاب‌گریزی، از هر ویژگی که مانع تحول در جامعه شود، ناشی می‌شود؛ ویژگی‌هایی چون «رخوت»، «کسالت»، «موقعیت‌پذیری افراطی»، «مسئولیت‌گریزی» و «خطرگریزی افراطی» و ویژگی‌های اعتقادی چون «ارزش مطلق دادن به تقلید از پیشینیان»، «اعتقاد به خوبی هر چیز قدیمی»، «ناامیدی به آینده»، «عدم اعتقاد به معاد»، «فهم غلط از مفاهیمی چون تقدیر و زهد». ۳. انقلاب‌زدگی از هر ویژگی که مانع هر نوع ثبات در فرد یا جامعه شود، ناشی می‌شود؛ ویژگی‌هایی چون «موقعیت‌گریزی افراطی»، «خطرپذیری افراطی»، «اعتقاد به خوبی هر چیز جدیدی». انقلاب‌زدگی، به «مدگرایی افراطی» منجر می‌شود. انقلاب‌گریزی، با انقلاب در قواعد رفتاری منافات دارد و منجر به رکود و جمود در جامعه می‌شود! انقلاب‌زدگی، با شکل‌گیری قواعد رفتاری در تنافی است و باعث می‌شود جامعه دچار بیش‌فعالی، فقدان ثبات و تغییر مستمر غیرهدفمند باشد! https://eitaa.com/egtesade_ma
"قُلِ اعْمَلُوا! فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ!"(توبه۱۰۵)
ریشه‌های غلط و آثار تلخ یک سیاست! جریان‌های غمبار و تاریخ‌سوز بعد از شهادت پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله را باید به چشم درس و عبرت برای امروز و فردا دید! یکی از این وقایع، تصمیم جریان حاکم بر منع نقل و نشر کلام پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله است که با بهانه تمرکز مردم بر قرآن کریم و مخلوط نشدن متن قرآن کریم با کلام نبوی انجام شد! سیاست اشتباهی که با آیات صریح قرآن کریم درباره اعجاز لفظی قرآن کریم و شئون اجتماعی پیامبر اعظم در تضاد کامل بود اما تا سالیان طولانی ادامه داشت! اما این سیاست با اعجاز قرآن مخالف بود؛ زیرا قرآن کریم با صراحت تمام اعلام کرده که احدی نمی‌تواند کلامی مانند قرآن بیاورد و این نشانه الهی بودن قرآن کریم است. آیات متعدد تاکید می‌کند که کسی نمی‌تواند کتابی مثل قرآن (اسراء۸۸) یا حتی ده سوره مثل سوره‌های قرآن (هود۱۳) و حتی حتی یک سوره مثل سوره‌های قرآن کریم (یونس۳۸؛ بقره۲۳) بیاورد. تفاوت سبک و آهنگ و واژگان قرآن کریم حتی با کلمات پیامبر اعظم که فصیح‌ترین مردم بود، ملموس بود! بنابراین این سیاست بر یک ادعا و زمینه غلط مبتنی بوده است! اما این سیاست با شئون قرآنی رسالت و امامت پیامبر اعظم در تضادّ کامل بود؛ زیرا قرآن تصریح دارد که پیامبر اعظم برای مردم مومن اسوه و الگو است و باید به عملکرد او نگاه کنند و تابع او باشند (احزاب۲۱) و مردم باید از دستورات ایشان پیروی کنند (آل‌عمران۳۱و۳۲و۱۳۲؛ نساء۵۹و۶۴؛ مائده۹۲؛ انفال۱و۲۰و۴۶؛ تغابن۱۲؛ مجادله۱۳؛ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله۳۳؛ نور۵۴و۵۶) و پیامبر اعظم باید قرآن کریم را برای مردم تبیین کنند (نحل۴۴و۶۴). طبیعتا برای الگوگیری و پیروی و اطاعت از ایشان باید دسترسی به کلام و سیره ایشان داشته باشیم! بنابراین این سیاست، مخالف صریح آیات متعدد قرآن کریم درباره شئون ایشان است! نتیجه این سیاست غلط، محدودیت دسترسی عمومی مردم به نسخه‌های شفابخش کلام نبوی در تبیین آیات قرآن کریم و تطبیق قواعد قرآن بر جزء جزء زندگی اجتماعی بود! از آثار کاملا اتفاقی!! و ناخواسته!!! این سیاست غلط، به فراموشی سپرده شدن بخش قابل توجهی از دستورات و توصیه‌های پیامبر اعظم درباره اهلبیت علیهم‌السلام و جانشین ایشان حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام بود! از آثار سوء علمی و تبلیغی و تقنینی این سیاست، خالی شدن دست دانش‌پژوهان و مبلغان و سیاست‌گذاران از منبع عظیم کلام و سیره معصوم نبوی بود که آنها را به سمت استفاده از شیوه‌های ناصوابی چون قیاس برای فهم نظر شرع کشاند! البته این آسیب برای پیروان اهلبیت علیهم‌السلام منتفی بود؛ زیرا آنها از فرصت استفاده از ظرفیت ۲۵۰ ساله حضور اهل‌بیت علیهم‌السلام بهره‌مند بودند! https://eitaa.com/egtesade_ma
وارونگی یا انقلاب رفتاری منفی! قاعده رفتاری یا رفتار عمومی، ممکن است دچار انقلاب و دگرگونی شود! این انقلاب، ممکن است در جهت مثبت یا منفی باشد! انقلاب منفی، در رفتار در آیات و روایات با عنوان "وارونگی" معرفی شده است؛ مفهوم رفتاری که با انقلاب ارتباط نزدیک دارد! در قرآن کریم از دو واژه "اِرکاس" و "نُکس" برای طرح وضعیت وارونگی استفاده شده است: ۱. وارونگی، ممکن است جسمی و در قوای بدنی باشد؛ مثل حالی که انسان در سن پیری تجربه می‌کند: "مَن نُّعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ!"(یس۶۸) و ممکن است در رفتار انسان رخ دهد؛ چنان‌که قوم ابراهیم ندای وجدانشان درباره باطل بودن بت‌پرستی را نادیده گرفتند و برخلاف آن عمل کردند: "ثُمَّ نُكِسُوا عَلَىٰ رُءُوسِهِمْ!"(انبیاء۶۵) این وارونگی، در قرآن درباره بینش رباخوار مطرح شده که معتقد می‌شود: "إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا!"(بقره۲۷۵) یعنی نه تنها ربا فاقد اشکال است بلکه این بیع است که باید از ربا کسب حیثیت کند! وارونه شدن شخصیت، یعنی تغییر ذهنیت از «حرمت ربا» به «حلیت ربا» و از «حلیت ربا» به «اصالت و محوریت ربا» به‌گونه‌‌ای که اعتبار سایر عقود و روابط مالی را باید با ربا سنجید. ۲. قرآن کریم در آیه ۸۸و۹۱ سوره نساء منافقان حرفه‌‌ای و افراد مردد منافق‌صفت را با صفت "اِرکاس" یعنی سر و ته شدن و وارونه دیدن امور توصیف می‌کند: "فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُوا!" "يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا!" این وارونگی در رفتار منافق مشهود است که به منکر امر می‌کند و از معروف نهی می‌کند: "الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ!"(توبه، 67) وارونگی منافق، در شناخت معروف و منکر، دو معنا می‌تواند داشته باشد: اول: منافق، با فهم اشتباهش «معروف، یعنی مطلوب شرع» را درخور نهی و «منکر، یعنی منفور شرع» را شایسته امر می‌داند. دوم: منافق، بدون درک مناسبات اجتماعی به «منکر، یعنی منفور عرف» امر و از «معروف، یعنی مطلوب عرف» نهی می‌کند؛ درحالی‌که نهی از معروف عرفی و امر به منکر عرفی، نیازمند مقدماتی چون تعلیم و تبیین و تبلیغ و تقنین و فراهم کردن امکانات محیطی در راستای اقناع ذهنی و تسهیل عملی است اما منافق خشک‌مغز و عجول، بدون تامین این پیش‌نیازهای عقلایی، مستقیما سراغ امر و نهی می‌رود که طبیعتا نتیجه‌بخش هم نخواهد بود! وارونگی نوع اول، یعنی منافق مقصد مطلوب را به درستی نمی‌شناسد اما وارونگی نوع دوم، یعنی منافق مسیر دستیابی به مقصد را نمی‌شناسد! وارونگی نوع اول، یعنی عدم درک وضع مطلوب (نظریه مذهبی)! وارونگی نوع دوم، یعنی عدم درک فرآیند اصلاح جامعه (نظریه سیاستی)! در حکمت 367 نهج‌البلاغه، عدم اقدام عملی، عدم حمایت زبانی و عدم تعهد قلبی "بِأَيْدِيكُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِكُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِكُمْ"، به‌عنوان سه مرحله زائل شدن یک قاعده رفتاری در افراد برشمرده که طبق تعبیر روایت، به وارونگی شخصیت، یعنی «معروف را منکر دیدن» و «منکر را معروف دانستن» منجر می‌شود: "فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً! وَ لَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً! قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاهُ‌!" https://eitaa.com/egtesade_ma
سیاست قرآنی "نزدیک‌تر، دورتر!" روزى پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله فاطمه عليهاالسلام را ديد كه پوششى از پلاس شتر بر دوش انداخته با دستانش خمير مى‌كرد و فرزندش را شير مى‌داد! با مشاهده اين صحنه، اشک از چشمان پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله جاری شد و فرمودند: دخترم! به خاطر شيرينى آخرت، تلخى دنيا را تحمل كن! فاطمه عليهاالسلام در پاسخ گفتند: نعمت‌ها و موهبت‌هاى بى پايان حق را سپاسگزارم! (مناقب.ج۳.ص۳۴۲) دلجویی و دعای پیامبر اعظم، دختر رشیده‌اش را به صبر دعوت می‌کرد و پاسخ حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها از شکرگزاری ایشان در آن موقعیت حکایت می‌کند! پیامبر اعظم، به اقتضای عاطفه پدری، نیمه خالی لیوان را در نظر می‌گیرند و حضرت زهراء، به اقتضای ادب عبودیت، نیمه پُر لیوان را می‌بینند! پیامبر اعظم در منصب حاکمیت جامعه اسلامیِ درگیر با مشکلات، اجازه نمی‌دهند دخترشان امکانات ویژه‌ای داشته باشند! در این گزارش تاریخی، شاید پیامبر اعظم خواسته‌‌اند بابت این محرومیت‌ها از دخترشان دلجویی کنند! حضرت فاطمه، برای توفیق انقلاب اسلامی پیامبر اعظم، این محرومیت‌ها را به جان و دل می‌پذیرند! این سیاست قرآن کریم است که نزدیکان بزرگان اسلام در انجام وظایف، در صف اول و اول صف هستند اما در استفاده از امکانات زندگی، در سطح اقشار ضعیف جامعه بهره‌مند می‌شوند! نام ایک سیاست را میتوان گذاشت: هرچه نزدیک‌تر، از امکانات دورتر! این سیاست قرآنی را می‌توان در آیات ۲۸ تا ۳۴ سوره احزاب مشاهده کرد: در آیه ۲۸ به همسران پیامبر تذکر می‌دهد که اگر به تصور و توقع رفاهیات دنیا همسری پیامبر خدا و حاکم جامعه اسلامی را پذیرفته‌اید و بنا دارید مدام سر تشریفات با پیامبر چانه‌زنی کنید، سخت در اشتباهید. بیایید با احترام مهریه‌تان را بگیرید و از ایشان جدا شوید: "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا! فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا!" و در آیات بعد، به ایشان هشدار می‌دهد که شما با سایر زنان متفاوت هستید و آزادی عملکرد دیگر زنان را ندارید! طوری رفتار نکنید که اسباب توهین و خرده‌گیری به ساحت پیامبر اعظم برای منافقان و بیماردلان و دشمنان تابلودار نظام اسلامی فراهم شود! "يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ! لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ!"(احزاب۳۲) این همه سخت‌گیری برای چه؟ برای اینکه زنان و سایر وابستگان پیامبر اعظم و حاکم جامعه اسلامی، باید همه جوانب را مراعات کنند تا اعتبار و قداست و طهارت اهل‌بیت علیهم‌السلام که جانشینان پیامبر اعظم بودند، از هر نوع شبهه و سوءتفاهم برای مردم و فضاسازی بدخواهان و بوق‌های شیطان در امان باشد: "إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا!"(احزاب۳۳) https://eitaa.com/egtesade_ma
موانع و شرایط انقلاب‌های رفتاری! انقلاب در قواعد رفتاری و اصلاح رویه‌های رفتاری فاسد موجود در میان مردم، ممکن است دچار موانع و آفاتی چون انقلاب‌زدگی و انقلاب‌گریزی شود! انقلاب‌زدگی؛ یعنی افراط مردم در تغییر رویه‌های رفتاری که به‌معنای بی‌ثباتی رفتاری است. در فضای بی‌ثباتی رفتاری، هیچ فرهنگ و پیشینه و گذشته‌ای که بتواند نماد ارزش‌های ملّی باشد شکل نمی‌گیرد! مردم دچار مُدگرایی افراطی، مثل پر کاهی به هر بادی جابه‌جا می‌شوند! انقلاب‌گریزی؛ یعنی تن ندادن مردم به هیچ‌گونه تغییر رفتار که ممکن است از تعصب کور به گذشته یا نداشتن هیچ سازوکاری برای حرکت و تحول باشد! انقلاب در قواعد رفتاری، بر دو ویژگی در انسان متکی است: «موقعیت‌پذیری» و «تربیت‌پذیری»! اگر این دو ویژگی به‌درستی تنظیم شوند، باعث می‌شود جامعه از ابتلا به انقلاب‌گریزی و انقلاب‌زدگی در قواعد رفتاری مصون شود! موقعیت‌پذیری، ویژگی روانی در انسان است که باعث می‌شود با موقعیتی که در آن واقع می‌شود، انس و الفت بگیرد و بتواند رفتار خود را تثبیت کند! این وضعیت، به خودی خود قابل قضاوت اخلاقی مثبت یا منفی نیست؛ بلکه متناسب با چیزی که انسان به آن وابسته می‌شود، می‌توان درباره آن قضاوت کرد! البته از این جهت که وضعیت‌پذیری مقدمه لازم سیر تحولی در انسان است، برای انسان و خلقت انسان، یک کمال وجودی است که بدون آن، انسان همواره در حالت تعلیق و تزلزل می‌ماند و به تعلق و آرامش نمی‌رسد! وجود این ویژگی روانی در انسان، در آیات متعدد قرآن کریم مطرح شده است: "كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ!"(روم۳۲) "زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ!"(انعام۱۰۸) وجود این ویژگی روانی در عموم افراد، تضمین کننده تحقق قواعد رفتاری است. تربیت‌پذیری، تغییرپذیری و تحول‌پذیری، ویژگی دیگری در وجود انسان است که به انسان زمینه و امکان رشد می‌دهد. این ویژگی، مبنای صحت همه نظام‌های دینی، اخلاقی، حقوقی، قضایی، تربیتی و سیاسی است: "إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ!"(رعد۱۱) https://eitaa.com/egtesade_ma
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763106775453461754 موانع و شرایط انقلاب‌های رفتاری در خبرگزاری فارس!