https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763106775453461754
موانع و شرایط انقلابهای رفتاری در خبرگزاری فارس!
سلاح مومن!
دعا در منطق دین، ابزار ابراز ضعف در برابر قدرت بیانتهای خدای متعال و ابزار کسب قدرت در برابر مشکلات طبیعی و دشمنان اجتماعی است!
دعا؛ یعنی کم نیاوردن و ناامید نشدن در برابر مشکلات و دشمنان!
دعا؛ یعنی شهادت دوباره به بندگی خدا و بیعت مجدد با حجّت خدا در برابر دشمنان دین خدا!
به همین جهت در روایات، دعا سلاح مومن معرفی شده است!
سلاحی که کارآمدی و استفاده مفید از سایر سلاحها را تضمین میکند تا نه مثل گرگهای آمریکایی در شرق و غرب جنایت بیافریند و نه مثل ارتش پهلوی در مقابل بیگانه از پیش شکستخورده و مثل هلیم وارفته باشد!
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ اجْعَلْ لِي:
يَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي!
وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِي!
وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِي!
وَ هَبْ لِي:
مَكْراً عَلَى مَنْ كَايَدَنِي!
وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اِضْطَهَدَنِي!
وَ تَكْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي!
وَ سَلاَمَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِي!
وَ وَفِّقْنِي:
لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي!
وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و برایم قرار ده:
دستی بر آنكه به من ستم كرد!
زبانی بر آنكه با من جدال كرد!
پیروزی بر آنكه با من ناسازگارى نمود!
چارهجویی بر آنكه به من نيرنگ زند!
توانايى بر آنكه به من ستم نمود!
تكذيبى بر آنكه مرا دشنام داد!
سلامتى از آنكه مرا تهديد نمود!
اطاعت از آنكه به راه راست استوارم گرداند!
و پيروى از كسى كه ارشادم كرد!
(فراز ۸ دعای مکارمالاخلاق)
دعا؛ یعنی درخواست بخشش و جبران از خدا بابت مشکلاتی که خودمان برای خودمان ایجاد کردهایم!
دعا؛ یعنی پذیرش مسئولیت عملکرد خودمان که باعث ظهور فساد در خشکی و دریا میشود و نظام طبیعت را دچار اختلال میکند:
"ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ!"(روم۴۱)
همانگونه که بشریت میتواند با عملکرد غلط خود، نظام طبیعت را دچار اختلال کند، میتواند با عملکرد درست خود، نظام طبیعت را به سامان بیاورد!
اراده و نیت و عملکرد ما، بخشی از علل و اسباب موثر در طبیعت است؛ زیرا ما و طبیعت، بخشی از نظام هستی مخلوق خدای متعال هستیم!
https://eitaa.com/egtesade_ma
گذشتهشناسی شرط آیندهسازی
در آیات متعدد قرآن کریم، بر وجود ویژگی "موقعیتپذیری" در انسان تاکید شده است!
در برخی آیات، عامل تزیین موقعیت را با ضمیر "ما" معرفی کرده است که فاعلیت خداوند و عوامل تحت اراده خدا را شامل میشود:
"زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ!"(نمل۴)
در برخی آیات، انس و دلبستگی به وضعیت موجود در مورد کفار به کار رفته، سرزنش شده و عامل عقبماندگی و بیایمانی معرفی شده است!
در برخی آیات، شیطان عامل تزیین وضعیت نابهنجار برای اهل کفر شمرده شده است:
"زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ!"(عنکبوت۳۸)
در آیهای که درباره قتل فرزندان به عنوان قربانی برای بتها توسط مشرکین آمده، تزیین این کار زشت به شرکای مشرکین نسبت داده شده است:
"زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ!"(انفام۱۳۷)
در آیات دیگری، سخن از تزیین بدون معرفی عامل تزیینگر، مطرح شده است:
"زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ!"(توبه۳۷)
در آیه دیگری، تزیین و تحبیب ایمان و ناخوش داشتن کفر و پردهدری و معصیت، درباره مومنان مطرح شده و خداوند عامل این تزیین برشمرده است:
"لَٰكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ!
وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ!
وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ!"(حجرات۷)
در دسته دیگری از آیات، تعلق به وضعیت و تزیین حالات و عملی که مردم با آن خو کردهاند، به طور کلّی مطرح شده است (انعام108، آل عمران14، مومنون53، روم32)!
از مجموع این آیات به دست میآید که در سرشت بشر، انس گرفتن و تعلق پیدا کردن به موقعیت نهاده شده است:
"زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ!"(انعام۱۰۸)
ایجاد حالت تعلق و پذیرش موقعیت، باعث میشود که شیء یا حالت مورد تعلق، برای انسان زیبا و مسرت بخش جلوه کند:
"كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ!"(مومنون۵۳)
متعلق دلبستگی و تعلق، شامل طیف وسیعی از حالات قلبی چون ایمان و کفر (حجرات7)، زندگی دنیا (بقره212)، مکرها و تدابیر (رعد33)، اشیای مادی (آلعمران14)، اعمال سوء (فاطر8، غافر37)، قتل اولاد (انعام137)، تصورات و توهمات باطل (فتح12)، کار و رفتارهای مستمر (انعام43و122، یونس12، نمل24) و در برخی آیات (مومنون53، روم32)، به طور کلی هر چیزی که نزد انسان باشد، مطرح شده است!
در منطق اسلام، انسان با دل کندن از زمین و پر باز کردن و پرواز کردن است که به کمال و رشد میرسد!
تحقق این هدف عالی، باید با خواست انسان همراه باشد!
اکراه و اجبار، ممکن است باعث شود که شخص به کلی از اصل رشد و تعالی صرفنظر کند!
بنابراین، وابستگی انسان به وضعیت یا موقعیتپذیری، اقتضای این را دارد که در مسیر حرکت بهسمت کمال، ظرفیت انسان برای قطع تعلق در نظر گرفته شود!
این واقعیت انسانشناختی به مصلحان و سیاستگذاران کمک میکند تا بتوانند مردم را بشناسند و مردمی عمل کنند!
گذشته و سرگذشت مردم را بخوانند و بدانند تا بتوانند برای آینده مردم تصمیمات درست بگیرند!
این آیات میگوید:
شناخت گذشته، چراغ راه ساخت آینده است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فریضه فراموش شده!
امروز روز کتاب و کتابخوانی و تکریم کتابداران است!
حقیقتا انسان رکن پیشرفت، معرفت رکن انسان، کتاب رکن معرفت و کتابداری رکن کتاب و کتابخوانی است!
شاید باید در نگاه ما و کتابداران به کتابداری تغییری ایجاد شود و کتابداران در هر محله طبیبی باشند که چرخه کتاب و کتابخوانی را به گردش درآورند؛ شبیه پیامبر اعظم که به تعبیر شاگرد ممتازشان امیرالمومنین، پزشک سیّار بودند:
"طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ!"(نهجالبلاغه.خطبه۱۰۸)
کتاب، آشنای غریب و کتابخوانی فریضه فراموش شده جامعه ماست!
برای ما آشناست به حرمت تاکیدی که قرآن کریم و اهلبیت علیهمالسلام برای آن قائل هستند!
برای ما غریب است به دلایل گوناگون که مهمترین آن غفلت از برکات کتابخوانی و فراموشی سفارشهای حیاتی دین در این زمینه است!
کتاب خوب، محرّک تفکر است!
آیات قرآن کریم، سرشار از تاکید بر اهمیت تفکر است.
"كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ!"(بقره۲۱۹)
تفکر، منوط به ترکیب علم و عقلانیت است؛ یعنی باید با چشم و گوش کسب دانش کنیم:
"لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ!
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا!"(اسراء۳۶)
و با دستگاه تحلیلگر عقل، از مواد اولیه دانش، به نتایج جدیدی برسیم:
"تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ!
وَ مَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ!"(عنکبوت۴۳)
برای کسب علم و رشد مهارت در عقلانیت، نیازمند مطالعه هستیم و محتاج کتاب خوب!
کتاب خوب، کتابی است که ظرف دانش ما را هرچه بیشتر پُر کند و مهارت استفاده از عقل را در ما بالا ببرد!
کتاب بد، کتابی است که غفلتآفرین باشد و خواننده را به سهلانگاری و بیدقتی عادت دهد!
قرآن کریم، با سوگند به ابزار نگارش یعنی قلم و محتوای نگاشته شده، مخاطب جاهل سرگرم بت و شکم و شهوت را از دنیایی پست به دنیایی عالی و متعالی دعوت میکند:
"وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ!"(قلم۱)
و خدا خود را معلمی معرفی میکند که با قلم تعلیم میدهد:
"الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ!
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ!(علق۴_۵)
و با قرآن کریم این متن عمیق زیبای خواندنی چیزهایی را که فراموش کردهایم، بهخاطر ما میآورد:
"فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ!"(ق۴۵)
https://eitaa.com/egtesade_ma
همان آش و همان کاسه!
صرفنظر از درست یا غلط بودن ادعاهای مطرح درباره یارانه و رانت و قاچاق و صرفنظر از غیرمنطقی و غیرعملیاتی و محاسبهناپذیر بودن یارانه پنهان و مخالفت آن با اصل مذهبی نفی سبیل و اصل علمی مزیت اقتصادی و ناهمخوانی آن با وضعیت جنگ اقتصادی و تحریم اقتصادی، تجربه تکراری ۱۳۸۹ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشان میدهد هر طرحی برای تعیین تکلیف یارانه و رانت و قاچاق، بدون تعیین تکلیف و مهار متغیر نرخ ارز و بدون کشیدن افسار سگ دلار، پس از چندی خنثی خواهد شد و باز به وضع قبل برمیگردیم و دوباره همان آش و همان کاسه!
ناخوادآگاه به یاد تحیّر ۴۰ ساله بنیاسرائیل در صحرا میافتیم که صبح تا غروب هرچه میرفتند، غروب دوباره خود را سرجای صبح مییافتند:
"فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ!"(مائده۲۶)
این وضعیت بنیاسرائیل، نتیجه تمرد آنها از دستور حضرت موسی علیهالسلام برای مقاومت مبارزه با دشمنان کافر بود:
"يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ!"(مائده۲۱)
شبیه کسانی که بهجای پیروی از سیاستهای اقتصاد مقاومتی و قطع دست سفیر دشمن (دلار)، یا مثل برخی آشکار و پنهان برای دشمن ناز و عشوه میآیند یا اگر از نظر سیاسی با شیطان مخالفت میکنند اما مدام به آتش کاهش ارزش پول ملّی در مقابل دلار میدمند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763219782617456327
همان آش و همان کاسه در خبرگزاری فارس!
درد و درمان انقلابهای رفتاری
شکلگیری قواعد رفتاری، بر دو ویژگی "موقعیتپذیری" و "تربیتپذیری" در مردم متکی است.
موقعیتپذیری، باعث میشود مردم با موقعیتی که در آن واقع میشوند، انس بگیرند و بتوانند رفتار خود را تثبیت کنند.
به همین مناسبت، در برخی روایات، از طول اَمَل یا آرزوی بلند مذمت شده است (کافی، ج1، ص44، ح11)؛ زیرا آرزو کردن امور دور از دسترس، از جلوههای موقعیتگریزی است.
موقعیتگریزی، باعث میشود مردم از واقعگرایی به دور افتند و شرایط و اقتضائات خود را ملاحظه نکنند.
ثمره موقعیتگریزی، صرف ظرفیتهای مادی و معنوی (همچون عمر و اموال) در راستای مقاصد دستنایافتنی است:
"ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ!"(حجر۳)
منع از طول اَمَل، منافاتی با برنامهریزی ندارد.
برنامهریزی برای زندگی یا تقدیر معیشت، مربوط به اموری است که یا موعد انجام آن نزدیک است یا اگر دور است مقدمات انجام آن تدبیر شده است!
ویژگی دیگر تقدیر معیشت و برنامهریزی، برخلاف طول اَمَل، این است که گذشته شاهد بر صدق آن است!
برای شخص، خانواده، مردم یا دولتی که تاکنون دچار سرگرمی و روزمرگی و تقلید کور از دیگران بودهاند، باید از طول اَمَل سخن گفت و نباید انتظار تقدیر معیشت و برنامهریزی داشت!
البته اشکالی ندارد و شدنی است و خیلی هم خوب است اگر انقلابی در رفتار و عملکرد مردم و دولت رخ دهد و تصمیم بگیرند گذشته ناصوابی اگر دارند، کنار بگذارند؛ یعنی توبه و استغفار کنند!
استغفار؛ یعنی انقلاب در قاعده رفتاری!
و استغفار شرایطی دارد:
۱. پشیمانی جدّی از گذشته!
۲. تصمیم جدّی برای آینده!
۳. جبران نواقص و عقبماندگیهای گذشته!
۴. عادت دادن خود به سبک زندگی جدید!
۵. واکاوی و ویرایش مستمر خود تا حذف کامل نقاط ضعف پنهان!
۶. جبران حقوق مردم که ضایع شده است!
"اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا!"(نوح۱۰)
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763270644299089545
برخورد تفصیلی قرآن با شعار وفاق
قرآن کریم، با شعار وفاق برخوردی ترکیبی و تفصیلی دارد و از سادهسازی سهلانگاری نسبت به این مساله پیچیده پرهیز میدهد:
۱. گاه وفاق را بهصورت کامل و مطلق پذیرفته است!
مثل رابطه ولایت بین مومنان با خدا و ولیّ خدا:
"إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ!"(مائده۵۵)
۲. گاه وفاق را بهصورت کامل اما مشروط پذیرفته است؛ مثل رابطه برادری بین مومنان:
"إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ!"(حجرات۱۰)
۳. در مواردی شعار مماشات داده که نوعی وفاق موقت یا عدم نزاع موقت است و آن زمانی است که هنوز در بین مردم وحدت رویه در التزام به نظام اسلامی محقق نشده و نظام اسلامی مستقر نشده است!
"إِن كَانَ طَائِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَ طَائِفَةٌ لَّمْ يُؤْمِنُوا،
فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا!"(اعراف۸۷)
۴. در مواردی بهکلی تن به وفاق نداده و مرزهای پررنگی ترسیم کرده است؛ مثل مرزبندی با کافران حربی و منافقان حرفهای:
"إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَ ظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ!
وَ مَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ!"(ممتحنه۹)
"لَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا!
وَ لَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ!"(توبه۸۴)
۵. در مواردی به وفاق ناقص دعوت میکند؛ یعنی هماهنگی با مومنان به ادیان الهی سابق در چارچوب ارزشهای مشترک و با رعایت توازن با کسانی که با شما وارد جنگ نشدهاند:
"قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ!"(آلعمران۶۴)
"لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ!
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ!"(ممتحته۸)
در این میان، رابطه مومنان با مومنان رابطهای ویژه است؛ زیرا با اینکه مومنان همه در یک سطح نیستند، اما ماموریم با رحمت با هم برخورد کنیم: "رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"(فتح۲۹).
فراز ۹ دعای مکارمالاخلاق این وظایف مومنانه در حق مومنان را به ما یادآوری میکند:
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ:
أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ!
وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ!
وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ!
وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ!
وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْرِ!
وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ!
وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و مرا توفيق ده تا:
با آنكه با من نادرستى نموده، از روى خيرخواهى برخورد كنم!
و آنكه از من دورى كرده را به نيكى جزا دهم!
و به آنكه محرومم نموده، با بخشش پاداش دهم!
و كسى را كه از من جدا شده به پيوستن با او مكافات دهم!
و با آنكه از من غيبت نموده به نيكى ياد كنم!
و نيكى ديگران را سپاس گزارم!
و از بدى آنها چشمپوشى كنم!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763297656882448260
نرمافزار انقلاب رفتاری اسلامی
دین اسلام، از مجموعهای از مبانی فکری و مجموعهای از بناهای رفتاری تشکیل میشود.
اسلام، پیروانش را به مجموعهای از رفتارها سوق میدهد و از مجموعهای از رفتارها برحذر میدارد!
در مقایسه بین رفتارهای مطلوب اسلام با رفتارهای موجود در جامعه، چند حالت متصور است:
۱. اسلام همان چیزی را میخواهد که در جامعه موجود است.
۲. اسلام، چیزی را میخواهد که در جامعه وجود ندارد.
۳. اسلام، نسبت به رفتار موجود در جامعه حساسیتی ندارد!
برخورد دین با قواعد رفتاری موجود، بر سه پیشفرض متکی است که نرمافزار انقلاب در قواعد رفتاری محسوب میشود:
۱. امکان انقلاب (تحول) در قواعد رفتاری برخلاف برخی مکاتب همچون اشعریها و مارکسگرایان که مدام سنگ قهری و جبری بودن تحولات اجتماعی را به سینه میزنند!
۲. امکان آگاهانه بودن انقلاب در قواعد رفتاری؛ برخلاف برخی مکاتب همچون اقتصاددانان کلاسیک مثل اسمیت و مکتب اقتصاد اتریشی مثل هایک که مدام سنگ دست نامرئی ونظمهای خودجوش را به سینه میزنند!
۳. مشتمل بودن دین بر نظامی از باورهای راستین و منظومهای از رفتارهای مبتنی بر فطرت و ناظمی اندیشهورز، فعال، بابرنامه و آشنا به میدان!
پیشفرض سوم، چهار دلالت دارد:
اولا باورهای دینی، نظاممند و مبتنی بر فطرت است!
بنابراین با بینظمی و هر نظم و قاعدهای که برخلاف فطرت باشد، سر سازگاری ندارد!
ثانیا در نتیجه نظام باوری که دارد، رفتارهایی که دین توصیه، تجویز و منع میکند، منظومه معنادار و هدفمندی است که با نظامهای خرافی سر سازگاری ندارد!
ثالثا از ظرفیت باورها و رفتارهایش آگاه است و توان برنامهریزی و مدیریت دارد. بنابراین میتواند به مقابله با وضع موجود رفتارها برخیزد.
رابعا به آینده روشن انسانیت یقین دارد و مقهور کاستیهای مقطعی در مسیر اصلاح قواعد رفتاری نمیشود!
این ظرفیت را بهویژه مذهب شیعه با وجود جانشینان معصوم برای پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله دارد و در زمان عدم دسترسی به امام معصوم از ظرفیت جانشینان عمومی معصومان، یعنی فقها استفاده میکند.
https://eitaa.com/egtesade_ma
شاخص "زیبایی" جامعه اسلامی و نماگرهای آن
قرآن کریم، زینت و زیبایی را یک شاخص جامعه مومنان میداند و بر استفاده از زینتهای زندگی دنیا تاکید دارد:
"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ!
قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا!"(اعراف۳۲)
و تاکید مجدد دارد که از این زینتهای مادی دنیوی، چیزهای شایسته و ماندگاری (الباقیات الصالحات) وجود دارد که زینت و زیبایی معنوی و روحانی انسان به آنهاست:
"الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا!
وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ أَمَلًا!(کهف۴۶)
بنا
فراز ۱۰ دعای مکارمالاخلاق، نماگرهای این زینتها و زیباییهای معندی و روحانی برای جامعه اسلامی و شروط تکمیل آن را تشریح میکند!
طبق این فراز، صالحان و متّقین، زیبایی و زیور خود را از اموری چون گستراندن عدالت، فروخوردن خشم، خاموش کردن آتش کینهها، حلقه وصل شدن بین افراد و گروههای متفرق مومنان و مستضعفان، اصلاح روابط اجتماعی، ترویج خوبیها و پوشاندن بدیها، حسن برخورد و نرمخویی، مهار باد غرور و سایر موارد مذکور بهدست میآورند!
بیشتر این امور، بیشتر از همه در حق حاکمان و سران و مقامات کشور صادق است!
تکمیل این زیورآلات معنوی، سه شرط دارد:
۱. استمرار بر اطاعت از خدا و ولیّ خدا!
۲. همراهی با عموم مردم!
۳. مخالفت با بدعتگذارانی که در جامعه اسلامی پایهگذار سنّتهای غلط شده و میشوند!
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ!
وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ:
فِي بَسْطِ الْعَدْلِ!
وَ كَظْمِ الغَيْظِ!
وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ!
وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ!
وَ إِصْلاَحِ ذَاتِ الْبَيْنِ!
وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ!
وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ!
وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ!
وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ!
وَ حُسْنِ السِّيرَةِ!
وَ سُكُونِ الرِّيحِ!
وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ!
وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ!
وَ ايثَارِ التَّفَضُّلِ!
وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ!
وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ!
وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ!
وَ اسْتِقْلالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي!
وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي!
وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي:
بِدَوَامِ الطَّاعَةِ!
وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ!
وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و مرا به زينت شايستگان بيارا!
و زيور پرهيزكاران را به من بپوشان!
در گستردن عدل!
و فرو بردن خشم!
و فرو نشاندن آتش كينه!
و پيوند دادن پراكندگان!
و اصلاح بين مردم!
و آشكار كردن نيكى!
و پوشاندن عيب!
و نرمخويى و فروتنى و خوشرفتارى و وقار و خوشخويى!
و پيشى گرفتن به فضيلت!
و برگزيدن احسان!
و ترك سرزنش!
و احسان كردن به كسى كه شايستۀ احسان نيست!
و سخن حقّ گفتن، اگر چه سخت باشد!
و كم شمردن نيكى گفتار و كردارم، اگر چه بسيار باشد!
و بسيار شمردن بدى گفتار و كردارم، اگر چه كم باشد!
و اين اوصاف را براى من کامل کن با:
اطاعت هميشگى!
و همراهى با جماعت!
و فروگذاردن اهل بدعت و هر كه به رأى ساختگى خود عمل مىكند!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
شعار اسلامی "ما میتوانیم!"
یکی از پیشفرضهای انقلاب در سبک زندگی و شیوههای رفتاری، این پیشفرض فلسفی است که انقلاب رفتاری ممکن است.
امکان انقلاب در قواعد رفتاری، از طرف حداقل دو گروه مورد انکار واقع شده است:
۱. خداپرستانی که نتوانستند بین اراده خدا و اراده انسان جمع کنند!
اینها یا به افراط کشیده شدند و انسان را مستقل از خدا دیدند:
"قَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ!"(مائده۶۴)
یا به تفریط کشیده شدند و انسان را مجبور دیدند:
"قَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَ لَا آبَاؤُنَا!"(نحل۳۵)
دو جریان تفویضی (معتزله) و جبری (اشعری) در تاریخ صدر اسلام، نماینده این دو طرز فکر در دنیای اسلام بودند!
مطامع سیاسی مثلا خلفای بنیامیّه و بنیعباس اما در واقع پادشاهان اُمَوی و عباسی، با گسترش تفکر جبرگرایی همراه بود و اشعریگری در میان اهل سنّت رواج یافت اما شیعیان به هدایت اهلبیت علیهمالسلام وارد این نزاع باطل نشدند!
۲. مادیگرایانی چون مارکس که نتوانستند بین قوانین و سنّتهای حاکم بر تاریخ و اراده انسان جمع کنند، به جبر تاریخ بر انسان حکم کردند:
"قَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ!"(جاثیه۲۴)
اینها جریان چپ قرن گذشته بودند!
در همین دوران البته بودند کسانی هم بودند که رسما دم از جبر نزدند اما در پوشش آزادی تمایلات بشری، جبر غریزه و حیوانیت را دنبال کردند و انسان را موجودی تربیتناپذیر و برده و بنده شهوات و لذّات خود تعریف کردند:
"زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ...!"(آلعمران۱۴)
اینها جریان راست قرن گذشته بودند!
اسلام عزیز و رشید امّا راست قامت از دل چپرویها و کجرویها به حرکت مستقیم و فطری خود ادامه داد:
جمع بین اراده خدا و اراده انسان!
جمع بین قوانین تاریخ و اراده انسان!
و جمع بین نیروی غریزه و عقلانیت انسان!
بنابراین اسلام میگوید:
برخی قواعد رفتاری، تحولپذیر است و در این شکی نیست!
مثل اینکه شیوه غذا خوردن مردم یک جامعه در دو برهه زمانی تغییر میکند!
تحولپذیری قواعد رفتاری، پیشفرض همه حرکتهای اصلاحی تربیتی است که از سوی انبیا و مصلحان اجتماعی برپا شده است!
همچنان که استقرا در تجربه تاریخی بشر، موارد فراوانی از تحولات در قواعد رفتاری را نشان میدهد! تحولپذیری قاعده رفتاری، تابع تحولپذیری عوامل تحقق قاعده رفتاری همچون دانش و مهارت استفاده از طبیعت است:
"إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ!"(رعد۱۱)
بنابراین، نیازی به بحث مبسوط در تثبیت تحولپذیری نیست!
با ترسیم دامنه قواعد رفتاری تحولناپذیر، بهطور خودکار قواعد رفتاری، تحولپذیر شناخته خواهد شد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
عوامل و موانع پیشرفت مردمپایه
پیشرفت جامعه، افزون بر اصلاح نهادها و سازمانهای کلان، نیازمند پیشرفت در زندگی یکایک مردم است!
امام سجّاد علیهالسلام در فراز ۱۱ دعای مکارمالاخلاق، تامین عوامل و حذف موانع این پیشرفت مردمپایه را تشریح میکنند:
اولا تامین ۲ عامل بیرونی (داراییهای مفید) و درونی (توانمندی شامل معرفت، مهارت و سلامت)!
ثانیا برطرف شدن ۵ مانع معرفتی (ندیدن مسیر رضایت خدا)، عاطفی (کسالت در بندگی خدا)، عملی (رفتار خلاف محبت خدا) و تعاملی (همراهی با خداگریزان و جدایی از خداگرایان).
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ اجْعَلْ:
أَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَيَّ إِذَا كَبِرْتُ!
وَ أَقْوَى قُوَّتِكَ فِيَّ إِذَا نَصِبْتُ!
وَ لاَ تَبْتَلِيَنِّي:
بِالْكَسَلِ عَنْ عِبَادَتِكَ!
وَ لاَ الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ!
وَ لاَ بِالتَّعَرُّضِ لِخِلاَفِ مَحَبَّتِكَ!
وَ لاَ مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ!
وَ لاَ مُفَارَقَةِ مَنِ اِجْتَمَعَ إِلَيْكَ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
الف. برای من قرار ده:
۱. فراخترين روزىات را، زمانى كه پير شدم!
۲. قوىترين توانايىات را، هنگامى كه درمانده شدم!
ب. مرا به این وضعیتها گرفتار نساز:
۱. سستى در عبادتت!
۲. كورى از راهت!
۳. پرداختن به كارهاى خلاف محبتت!
۴. همراهی با آنكه از تو بُریده!
۵. جدايى از آنكه به تو پيوسته!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763463054252164031