eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
نرم‌افزار انقلاب‌ رفتاری اسلامی دین اسلام، از مجموعه‌ای از مبانی فکری و مجموعه‌ای از بناهای رفتاری تشکیل می‌شود. اسلام، پیروانش را به مجموعه‌ای از رفتارها سوق می‌دهد و از مجموعه‌ای از رفتارها برحذر می‌دارد! در مقایسه بین رفتارهای مطلوب اسلام با رفتارهای موجود در جامعه، چند حالت متصور است: ۱. اسلام همان چیزی را می‌خواهد که در جامعه موجود است. ۲. اسلام، چیزی را می‌خواهد که در جامعه وجود ندارد. ۳. اسلام، نسبت به رفتار موجود در جامعه حساسیتی ندارد! برخورد دین با قواعد رفتاری موجود، بر سه پیش‌فرض‌ متکی است که نرم‌افزار انقلاب در قواعد رفتاری محسوب می‌شود: ۱. امکان انقلاب (تحول) در قواعد رفتاری برخلاف برخی مکاتب همچون اشعری‌ها و مارکس‌گرایان که مدام سنگ قهری و جبری بودن تحولات اجتماعی را به سینه می‌زنند! ۲. امکان آگاهانه بودن انقلاب در قواعد رفتاری؛ برخلاف برخی مکاتب همچون اقتصاددانان کلاسیک مثل اسمیت و مکتب اقتصاد اتریشی مثل هایک که مدام سنگ دست نامرئی ونظم‌های خودجوش را به سینه می‌زنند! ۳. مشتمل بودن دین بر نظامی از باورهای راستین و منظومه‌ای از رفتارهای مبتنی بر فطرت و ناظمی اندیشه‌ورز، فعال، بابرنامه و آشنا به میدان! پیش‌فرض سوم، چهار دلالت دارد: اولا باورهای دینی، نظام‌مند و مبتنی بر فطرت است! بنابراین با بی‌نظمی و هر نظم و قاعده‌ای که برخلاف فطرت باشد، سر سازگاری ندارد! ثانیا در نتیجه نظام باوری که دارد، رفتارهایی که دین توصیه، تجویز و منع می‌کند، منظومه معنادار و هدفمندی است که با نظام‌های خرافی سر سازگاری ندارد! ثالثا از ظرفیت باورها و رفتارهایش آگاه است و توان برنامه‌ریزی و مدیریت دارد. بنابراین می‌تواند به مقابله با وضع موجود رفتارها برخیزد. رابعا به آینده روشن انسانیت یقین دارد و مقهور کاستی‌های مقطعی در مسیر اصلاح قواعد رفتاری نمی‌شود! این ظرفیت را به‌ویژه مذهب شیعه با وجود جانشینان معصوم برای پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله دارد و در زمان عدم دسترسی به امام معصوم از ظرفیت جانشینان عمومی معصومان، یعنی فقها استفاده می‌کند. https://eitaa.com/egtesade_ma
شاخص‌ "زیبایی" جامعه اسلامی و نماگرهای آن قرآن کریم، زینت و زیبایی را یک شاخص جامعه مومنان می‌داند و بر استفاده از زینت‌های زندگی دنیا تاکید دارد: "قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ! قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا!"(اعراف۳۲) و تاکید مجدد دارد که از این زینت‌های مادی دنیوی، چیزهای شایسته‌ و ماندگاری (الباقیات الصالحات) وجود دارد که زینت و زیبایی معنوی و روحانی انسان به آنهاست: "الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا! وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ أَمَلًا!(کهف۴۶) بنا فراز ۱۰ دعای مکارم‌الاخلاق، نماگرهای این زینت‌ها و زیبایی‌های معندی و روحانی برای جامعه اسلامی و شروط تکمیل آن را تشریح می‌کند! طبق این فراز، صالحان و متّقین، زیبایی و زیور خود را از اموری چون گستراندن عدالت، فروخوردن خشم، خاموش کردن آتش کینه‌ها، حلقه وصل شدن بین افراد و گروه‌های متفرق مومنان و مستضعفان، اصلاح روابط اجتماعی، ترویج خوبی‌ها و پوشاندن بدی‌ها، حسن برخورد و نرم‌خویی، مهار باد غرور و سایر موارد مذکور به‌دست می‌آورند! بیشتر این امور، بیشتر از همه در حق حاکمان و سران و مقامات کشور صادق است! تکمیل این زیورآلات معنوی، سه شرط دارد: ۱. استمرار بر اطاعت از خدا و ولیّ خدا! ۲. همراهی با عموم مردم! ۳. مخالفت با بدعت‌گذارانی که در جامعه اسلامی پایه‌گذار سنّت‌های غلط شده و می‌شوند! "اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ‌! وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ‌: فِي بَسْطِ الْعَدْلِ‌! وَ كَظْمِ الغَيْظِ! وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ‌! وَ ضَمِّ‌ أَهْلِ الْفُرْقَةِ‌! وَ إِصْلاَحِ ذَاتِ الْبَيْنِ‌! وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ‌! وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ‌! وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ‌! وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ‌! وَ حُسْنِ السِّيرَةِ‌! وَ سُكُونِ الرِّيحِ‌! وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ‌! وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ‌! وَ ايثَارِ التَّفَضُّلِ‌! وَ تَرْكِ‌ التَّعْيِيرِ! وَ الْإِفْضَالِ‌ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ‌! وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ! وَ اسْتِقْلالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي! وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ‌ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي! وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي: بِدَوَامِ الطَّاعَةِ‌! وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ‌! وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ‌ وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ‌! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و مرا به زينت شايستگان بيارا! و زيور پرهيزكاران را به من بپوشان! در گستردن عدل! و فرو بردن خشم! و فرو نشاندن آتش كينه! و پيوند دادن پراكندگان! و اصلاح بين مردم! و آشكار كردن نيكى! و پوشاندن عيب! و نرم‌خويى و فروتنى و خوش‌رفتارى و وقار و خوش‌خويى! و پيشى گرفتن به فضيلت! و برگزيدن احسان! و ترك سرزنش! و احسان كردن به كسى كه شايستۀ احسان نيست! و سخن حقّ گفتن، اگر چه سخت باشد! و كم شمردن نيكى گفتار و كردارم، اگر چه بسيار باشد! و بسيار شمردن بدى گفتار و كردارم، اگر چه كم باشد! و اين اوصاف را براى من کامل کن با: اطاعت هميشگى! و همراهى با جماعت! و فروگذاردن اهل بدعت و هر كه به رأى ساختگى خود عمل مى‌كند!" https://eitaa.com/egtesade_ma
شعار اسلامی "ما می‌توانیم!" یکی از پیش‌فرض‌های انقلاب در سبک زندگی و شیوه‌های رفتاری، این پیش‌فرض فلسفی است که انقلاب رفتاری ممکن است. امکان انقلاب در قواعد رفتاری، از طرف حداقل دو گروه مورد انکار واقع شده است: ۱. خداپرستانی که نتوانستند بین اراده خدا و اراده انسان جمع کنند! اینها یا به افراط کشیده شدند و انسان را مستقل از خدا دیدند: "قَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ!"(مائده۶۴) یا به تفریط کشیده شدند و انسان را مجبور دیدند: "قَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَ لَا آبَاؤُنَا!"(نحل۳۵) دو جریان تفویضی (معتزله) و جبری (اشعری) در تاریخ صدر اسلام، نماینده این دو طرز فکر در دنیای اسلام بودند! مطامع سیاسی مثلا خلفای بنی‌امیّه و بنی‌‌عباس اما در واقع پادشاهان اُمَوی و عباسی، با گسترش تفکر جبرگرایی همراه بود و اشعری‌گری در میان اهل سنّت رواج یافت اما شیعیان به هدایت اهلبیت علیهم‌السلام وارد این نزاع باطل نشدند! ۲. مادی‌گرایانی چون مارکس که نتوانستند بین قوانین و سنّت‌های حاکم بر تاریخ و اراده انسان جمع کنند، به جبر تاریخ بر انسان حکم کردند: "قَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ!"(جاثیه۲۴) اینها جریان چپ قرن گذشته بودند! در همین دوران البته بودند کسانی هم بودند که رسما دم از جبر نزدند اما در پوشش آزادی تمایلات بشری، جبر غریزه و حیوانیت را دنبال کردند و انسان را موجودی تربیت‌ناپذیر و برده و بنده شهوات و لذّات خود تعریف کردند: "زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ...!"(آل‌عمران۱۴) اینها جریان راست قرن گذشته بودند! اسلام عزیز و رشید امّا راست قامت از دل چپ‌روی‌ها و کج‌روی‌ها به حرکت مستقیم و فطری خود ادامه داد: جمع بین اراده خدا و اراده انسان! جمع بین قوانین تاریخ و اراده انسان! و جمع بین نیروی غریزه و عقلانیت انسان! بنابراین اسلام می‌گوید: برخی قواعد رفتاری، تحول‌پذیر است و در این شکی نیست! مثل اینکه شیوه غذا خوردن مردم یک جامعه در دو برهه زمانی تغییر می‌کند! تحول‌پذیری قواعد رفتاری، پیش‌فرض همه حرکت‌های اصلاحی تربیتی است که از سوی انبیا و مصلحان اجتماعی برپا شده است! همچنان که استقرا در تجربه تاریخی بشر، موارد فراوانی از تحولات در قواعد رفتاری را نشان می‌دهد! تحول‌پذیری قاعده رفتاری، تابع تحول‌پذیری عوامل تحقق قاعده رفتاری همچون دانش و مهارت استفاده از طبیعت است: "إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ!"(رعد۱۱) بنابراین، نیازی به بحث مبسوط در تثبیت تحول‌پذیری نیست! با ترسیم دامنه قواعد رفتاری تحول‌ناپذیر، به‌طور خودکار قواعد رفتاری، تحول‌پذیر شناخته خواهد شد! https://eitaa.com/egtesade_ma
عوامل و موانع پیشرفت مردم‌پایه پیشرفت جامعه، افزون بر اصلاح نهادها و سازمان‌های کلان، نیازمند پیشرفت در زندگی یکایک مردم است! امام سجّاد علیه‌السلام در فراز ۱۱ دعای مکارم‌الاخلاق، تامین عوامل و حذف موانع این پیشرفت مردم‌پایه را تشریح می‌کنند: اولا تامین ۲ عامل بیرونی (دارایی‌های مفید) و درونی (توانمندی شامل معرفت، مهارت و سلامت)! ثانیا برطرف شدن ۵ مانع معرفتی (ندیدن مسیر رضایت خدا)، عاطفی (کسالت در بندگی خدا)، عملی (رفتار خلاف محبت خدا) و تعاملی (همراهی با خداگریزان و جدایی از خداگرایان). "اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ اجْعَلْ: أَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَيَّ إِذَا كَبِرْتُ‌! وَ أَقْوَى قُوَّتِكَ فِيَّ‌ إِذَا نَصِبْتُ‌! وَ لاَ تَبْتَلِيَنِّي: بِالْكَسَلِ عَنْ عِبَادَتِكَ‌! وَ لاَ الْعَمَى عَنْ‌ سَبِيلِكَ‌! وَ لاَ بِالتَّعَرُّضِ لِخِلاَفِ مَحَبَّتِكَ‌! وَ لاَ مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ‌ عَنْكَ‌! وَ لاَ مُفَارَقَةِ مَنِ اِجْتَمَعَ إِلَيْكَ‌! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! الف. برای من قرار ده: ۱. فراخ‌ترين روزى‌ات را، زمانى كه پير شدم! ۲. قوى‌ترين توانايى‌ات را، هنگامى كه درمانده شدم! ب. مرا به این وضعیت‌ها گرفتار نساز: ۱. سستى در عبادتت! ۲. كورى از راهت! ۳. پرداختن به كارهاى خلاف محبتت! ۴. همراهی با آنكه از تو بُریده! ۵. جدايى از آنكه به تو پيوسته! https://eitaa.com/egtesade_ma فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763463054252164031
پنج بند یک شکواییه! گفتن ندارد! کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد! ۱. نامرد مردم، حق علی و فاطمه، خوردن ندارد! ۲. مادر به خود گفت: شاید کسی کاری به کار زن ندارد! ۳. من از نبی‌ام، حتما کسی کاری به کار من ندارد! ۴. افتادن زن، در پیش چشم دیگران، دیدن ندارد! ۵. برخیز مادر! زینب، پناهی غیر این دامن ندارد! وقتی حسینت، در گوشه گودال پیراهن ندارد! استهبان، نجف کوچک و شهر حجاب حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها در سوگ مادر امام زمان ارواحنافداه! شما دعوتید به مجلس معرفت و حماسه و عاطفه! https://eitaa.com/egtesade_ma فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763470580691314945
منطقه مشترک سبک زندگی با استقرا می‌توان مواردی را برشمرد که در آنها سبک زندگی و قاعده رفتاری تحول‌ناپذیر باشد. تحول‌ناپذیر است؛ یعنی خیال همه راحت که همیشه همین‌جور است! شناخت این موارد؛ یعنی شناخت زمین سفت و هسته سخت رفتارهای اجتماعی که پایه و شالوده شکل‌گیری سبک‌های زندگی نوین و قواعد رفتاری جدید است! آن موارد کدام است؟ ۱. قواعد رفتاری ضروری. اگر انجام رفتاری ضرورت داشته باشد، قابل کنار گذاشتن و تغییر نیست. مثل اینکه هر رفتار بشری، متکی به سه رکن دانش، قدرت و انگیزه است! بنابراین انتظار نداریم کاری رویه مردم شود که نسبت به آن، دانش و توانایی و انگیزه کافی ندارند! ۲. قواعد رفتاری ممتنع. اگر انجام رفتاری امتناع داشته باشد، قابل تغییر نیست. در این موارد، قاعده رفتاری اصلا شکل نمی‌گیرد و طبیعتا تغییر هم معنا ندارد. مثل اینکه براساس اصل محال بودن اجتماع دو نقیض، وقتی این خودکار در دست من است، انتظار ندارم در دست شما باشد! ۳. قواعد رفتاری طبیعی. برخی امور، اگرچه عقلا ضرورت ندارد اما به‌صورت طبیعی ضرورت دارد. در این موارد نیز قاعده رفتاری قابل تخلف نیست. به‌عنوان مثال، اصل نیاز به غذای پاک، مقوی، خوش‌طعم، یک ضرورت طبیعی برای انسان است و قابل تغییر نیست! هرچند کیفیات آن جزء ضروریات طبیعی نیست و قواعد رفتاری گوناگونی در اطراف آن شکل گرفته و می‌گیرد. ۴. قواعد رفتاری ضدّ طبیعت. در برخی موارد، به‌صورت طبیعی انجام رفتاری ممتنع است. مثل اینکه انتظار نداریم دانش‌آموز ما با پرواز به مدرسه بیاید. بنابراین ساعت شروع مدارس باید با فرصت مورد نیاز جهت رفت‌وآمد زمینی دانش‌آموزان تناسب داشته باشد! ۵. قواعد رفتاری تعبدی. در رفتاری که ناشی از تعبد است، با فرض بقای تعبد، تغییری رخ نمی‌دهد. عبادیاتی چون وجوب نماز، روزه، خمس، زکات و حجاب و حرمت قمار، ربا، رشوه، دروغ و تهمت، از این موارد است! شناخت مصادیق این موارد پنج‌گانه، به سیاست‌گذار کمک می‌کند که دچار سیاست‌های متناقض، لغو و ضدّ شرعی نشود! مگر اینکه مردم جامعه‌ای دچار سیاست‌گذاران شیطان‌صفتی چون ترامپ شده باشند که از عقل بی‌بهره باشد یا طبیعت بشری‌اش عوض شده باشد یا التزام و تعبدی به دین خدا نداشته باشد! "فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ! إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ! إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ!"(نحل۹۸_۱۰۰) https://eitaa.com/egtesade_ma
چالش ایمان! مشکلات و چالش‌ها می‌تواند سکوی پرش و باند پرواز و شتاب‌دهنده پیشرفت ما باشد! هم در سطح مادی هم در سطح معنوی! مشروط بر اینکه در لحظات اشکال و چالش، با اتکا و اتصال به قدرت حقیقی و پناه واقعی به پیش برویم! نه مایوس بشویم! نه با خدا به چالش برخیزیم! نه دنده عقب بگیریم و به دشمن پناه ببریم! نه از حرکت بایستیم و مشغول خار و خاشاک حاشیه مسیر بشویم! زمان رخ نمودن اضطرارها و فقرها و ترس‌ها، زمان بروز چالش ایمان است! چالش ایمان؛ یعنی پناه بردن و تواضع کردن و زاری کردن به درگاه غیر خدا در زمان اضطرار و فقر و ترس! بازندگان این چالش، مشمول خواری و محرومیت و برگشتن خدا از آنها می‌شوند! این چالش فراگیر زندگی دنیا است که امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۱۲ دعای مکارم‌الاخلاق ترسیم می‌کنند: "اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي: أَصُولُ بِكَ‌ عِنْدَ الضَّرُورَةِ‌! وَ أَسْالُكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ‌! وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ‌! وَ لاَ تَفْتِنِّي: بِالاِسْتِعَانَةِ بِغَيْرِكَ إِذَا اُضْطُرِرْتُ‌! وَ لاَ بِالْخُضُوعِ‌ لِسُؤَالِ غَيْرِكَ إِذَا افْتَقَرْتُ‌! وَ لاَ بِالتَّضَرُّعِ إِلَى مَنْ دُونَكَ إِذَا رَهِبْتُ‌! فَأَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ خِذْلاَنَكَ وَ مَنْعَكَ وَ إِعْرَاضَكَ‌! يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‌! خداوندا! مرا چنانم كن كه: به وقت ضرورت، به تو هجوم آورم! و هنگام نيازمندى، از تو درخواست كنم! و هنگام تهى‌دستى، به درگاه تو زارى كنم! و مرا دچار فتنه و آزمایش مکن: به يارى خواستن از ديگران به وقت درماندگى‌! و به فروتنى براى درخواست از ديگران به هنگام نيازم! و به زارى به درگاه ديگران هنگام ترسم! تا به سبب آن، سزاوار این شوم که تو مرا خوار و بى‌بهره کنی و از من روى گرداندن شوی! اى بخشاينده‌ترين بخشايندگان!" https://eitaa.com/egtesade_ma
مدیریت تحول در سبک زندگی سبک زندگی، موضوع دانش اخلاق هست؛ زیرا اخلاق درباره رفتارهای اختیاری سخن می‌گوید که ناشی از استواری صفات و حالات نفسانی است! به همین جهت، بنای بر تکرار و استمرار داشتن و عمدی و بدون عذر شرعی بودن رفتار خلاف شرع، از شرایط وجوب امر به‌ معروف و نهی از منکر شمرده می‌شود! (رساله امام‌خمینی، ص450؛ استفتائات امام‌خامنه‌ای، ص225). سبک زندگی، غیرقابل تغییر نیست! شکل‌گیری یا تغییر سبک زندگی، مانند همه پدیده‌های این عالم، به تدریج رخ می‌دهد! این تغییر تدریجی، دارای سه مرحله است: ۱. عدم التزام عملی به سبک زندگی سابق! ۲. قانونی شدن سبک زندگی جدید! ۳. تبدیل قانون جدید به سبک زندگی جدید! تبدیل قانون جدید به سبک زندگی و تبدیل الزام به التزام نیز تدریجی است؛ زیرا منوط به اموری تدریجی است: ۱. تحول در درک و توانایی و خواست افراد! ۲. فراهم بودن امکانات طبیعی و ابزارهای لازم! ۳. جدیت و اراده قانون‌گزار و مجری قانون! این تدریجی بودن، چند دلالت برای مدیریت تحول در سبک زندگی دارد: ۱. حوصله لازم است! آدم‌های عجول مناسب این کار نیستند! اینجا خُم رنگ‌رزی نیست! "كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ!"(فتح۲۹) ۲. ناامیدی و خستگی و توجیه وضع موجود ممنوع! آدم‌های کوته‌نظر و خسته را باید کنار گذاشت! اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست! "رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا! وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا!"(بقره۲۵۰) ۳. زمان‌مندی و زمان‌بندی لازم است! آدم‌های صرفا شعاری و روزمره‌آدم‌ها، مناسب تحولات تدریجی نیستند! شعار × شعور! "أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَ فُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا!"(سبا۴۶) ۴. شاید به ثمر نشستن آن، به عمر ما یا عمر مسئولیت ما قد ندهد! آدم‌هایی که می‌خواهند همه کارها بنام خودشان تمام شود، مرد این میدان نیستن! تو خود حجاب خودی! ای من از میان برخیز! ۵. رهبری و رهروی و پذیرش مسئولیت و التزام به فرمان و التزام به کار جمعی لازم دارد! آدم‌های خودسر و جماعت‌گریز مناسب این کار نیستند! "أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ!"(نساء۵۹) ۶. مشکل و راه‌حل سبک زندگی، یک مساله داخلی است! درد و درمان و بیمار و پزشک حودی است! آدم‌های مردم دشمن بین، مناسب این کار نیستند! اصل قرآنی جذب حداکثری درون جامعه اسلامی فراموش نشود! "رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!" ۷. سبک زندگی، صحنه جنگ نرم تمدن‌ها است! ما دشمن داریم و سبک زندگی اسلامی دشمنان تمدنی سرسخت تا پای جان دارد! آدم‌های منکر وجود دشمن یا شیفته مرام دشمن، مناسب این کار نیستند! حیدرصفتان کرّار غیر فرّار لازم است! "أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ!" ۸. خودبسندگی و خودخدایی و تک‌روی بدون اتّکا به لطف خدا اول زمین خوردن و تبدیل دارو به سمّ است! آدم‌هایی که اهل نماز و توکل و توسل و تضرّع نیستند، مرد این میدان نیستند! "تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا! سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ!"(فتح۲۹) https://eitaa.com/egtesade_ma
سازوکار تبدیل تهدید به فرصت! هر انسانی به‌ویژه مسئولان عالی‌رتبه حکومتی، در معرض القائات و تلقین‌های شیطان هستند تا محاسباتشان دچار خطا شود، تصمیمات اشتباه بگیرند و اقدامات سفیهانه انجام دهند! محاسبات، تصمیمات و اقداماتی ناشی از حسرت دیگران و بدگمانی به خدا یا مردم و حسادت به داشته‌های دیگران و توقع اینکه سرتاپای حاکمیت از خود سلب اختیارات کنند و همه اختیارات را در اختیار من رئیس فلان بگذارند! کاش به‌جای سرگرم شدن به حقّه شیطانی بهانه‌گیری داشته‌های دیگران، مشغول اختیارات و داشته‌های خود شویم! کاش یاد عظمت خدا ما را از تسلسم در برابر دشمن حفظ کند! کاش تفکر در قدرت خدا، ما را مشغول حل مشکلات مردم کند! تا بتوانیم به دشمنان این انقلاب خدایی، ضربه‌های کاری بزنیم! کاش از ابزار زبان به‌جای خودزنی و تحقیر ملّی و تخریب رقبا و سایر گناهان پردامنه زبان، زبان به شکر نعمت انقلاب باز کنیم! کاش تهدید شیطان و زبان را به فرصت خودسازی و نوسازی تبدیل کنیم! اگر بنا باشد هر تهدیدی ما را مشغول و متوقف کند، باید قید پیشرفت و ساخت الگوی تمدن انقلاب اسلامی را بزنیم! رسالت مشترک مجلس و دولت، تعریف سازوکارهای مناسب برای تبدیل چالش‌های تحمیلی و تهدیدهای هر دوره به فرصت‌های رشد و پیشرفت اجتماع است! این هنر ضروری و فوری تبدیل تهدیدها به فرصت‌های رشد را امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۱۳ دعای مکارم‌الاخلاق به ما یادآور می‌شوند و از خدا مطالبه می‌کنند: "اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ‌ فِي رُوعِي، مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ، ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ‌! وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ‌! وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّكَ‌! وَ مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي، مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ‌ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبِّ حَاضِرٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ، نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ‌! وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْكَ‌! وَ ذَهَاباً فِي تَمْجِيدِكَ‌! وَ شُكْراً لِنِعْمَتِكَ‌! وَ اعْتِرَافاً بِإِحْسَانِكَ‌! وَ إِحْصَاءً لِمِنَنِكَ‌! خداوندا! به جاى آنچه شيطان از حسرت و خيال‌بافى و حسادت، در دل من مى‌افكند، در دلم قرار بده: ياد بزرگى‌ات! و انديشه در قدرتت! و تدبير عليه دشمنت! و به‌جاى آنچه او بر زبانم جارى ساخته، از سخن زشت يا دشنام يا آبروريزى يا گواهى نادرست يا غيبت مؤمن غائب يا ناسزا به شخص حاضر و مانند اينها، برایم قرار ده: سپاس خودت! و ثناى فراوانت! و اقدام حاکی از بزرگ دانستنت! و شكر نعمتت! و اعتراف به نيكى‌ات! و شمردن بخشش‌هايت!! https://eitaa.com/egtesade_ma
انتخاب آگاهانه سبک زندگی! یک مسئله درخور توجه درباره سبک زندگی، قضاوت در مورد آگاهانه یا ناآگاهانه بودن شکل‌گیری و تغییر در قواعد رفتاری است! اینکه آیا دولت‌ها و مصلحان آگاه و دلسوز، آیا می‌توانند به ایجاد یا تغییر سبک زندگی کمک کنند؟ اسمیت، با طرح بحث «دست نامرئی» توجه‌ اقتصاددانان را به عوامل ناآگاهانه در زندگی اقتصادی جلب کرد. او با این اصطلاح توضیح می‌دهد که انسان چگونه به تحقق هدفی کمک می‌کند بدون این‌که قصدش را داشته باشد! مِنگِر، بر اهمیت نهادهای ارگانیک که شکل‌گیری آن فاقد اراده جمعی است، تأکید دارد! هایک، نظم در جوامع انسانی را نوع سومی از نظم و حد وسط نظم طبیعی و مصنوعی می‌داند! نظم خودجوش، می‌تواند پیچیده باشد و امکان احاطه علمیِ ناظمِ واحد بر آن ناممکن است و تابع هدف‌گذاری ناظم واحدی نیست! صرف‌نظر از ادعای هایک در مورد سادگی نظم‌های طبیعی که پاسخ محققانه به آن در صلاحیت دانشمندان علوم طبیعی است، اشکالاتی به دیدگاه ایشان وارد است: 1. اگر بپذیریم که بشر تا امروز در مسیر حرکت و تکامل زندگی اجتماعی خود تغییرات آگاهانه انجام نداده، به معنی عدم امکان چنین تغییراتی نیست. بشریت، همچنان که به‌صورت ناآگاهانه تغییراتی را به‌صورت تدریجی در خود پذیرفته، می‌تواند تغییرات آگاهانه و فعالانه را نیز بپذیرد. این، یکی از ظرفیت‌های تکامل و رشد حیات اجتماعی است. ضرورت ندارد نگاه ما به حیات اجتماعی، نگاه مکانیکی و از نوع تحول داروینی باشد. بشر می‌تواند به این حد از رشد و خودآگاهی برسد که با توجه و آگاهانه، برای خود قواعدی ایجاد کند یا آن را تغییر دهد! دین، مربوط به رشد خودآگاهی انسان است و نظم خودجوش هایک مربوط به بدویت تربیت‌نیافته بشر است! 2. بشریت، در طول تاریخ حیات خود، دو گرایش رفتاری «پرستش» و «الگوپذیری» را همراه داشته، به‌گونه‌ای که انبیاء، مصلحان اجتماعی و مربیان تربیت و اخلاق، با تکیه‌بر همین دو ویژگی، به پرورش افراد همت گمارده‌اند. اهتمام بشر به الگوپذیری و تمجید از برترین‌ها که اوج آن در پرستش ‌مشاهده می‌شود، نشان می‌دهد که اصرار بر عدم شکل‌گیری قواعد رفتاری از یک منشأ واحد، با واقعیات فلسفی جامعه‌شناسی‌، روانشناسی و تربیتی و با فطرت انسانی سازگاری ندارد! ۳. ازلحاظ تاریخی، بررسی انقلاب‌های اجتماعی نشان می‌دهد بسیاری از تغییرات تابع اراده‌ها و تصمیمات آگاهانه افراد بوده است. در صدر این تحرکات، دعوت‌های انبیا و اولیای الهی بوده است که بر هشیار کردن و حساس نمودن عقول بشر و تغییرات اختیاری و آگاهانه در باورها، عواطف و رفتارها تکیه داشته‌اند. خیلی از نظم‌ها و قواعد رفتاری به این جهت شکل می‌گیرد که دولت، الزامی ایجاد می‌کند و موردپذیرش عمومی واقع‌شده است! بنابراین، عملاً در بسیاری از موارد و در اکثر مواقع، مردم با ساختار موجود همراهی می‌کنند و الزام‌هایش را می‌پذیرند. همین پذیرش، منجر به شکل‌گیری و تثبیت سبک زندگی جدید می‌شود. بنابراین، قواعد رفتاری از دو سنخ فعال و منفعل است! منفعل بودن به‌معنی بی‌تأثیری یکایک افراد نیست بلکه از تأثیر جزئی، تدریجی و احتمالی هر فرد، در شکل‌گیری قاعده رفتاری حکایت می‌کند! اینکه قاعده رفتاری، خودجوش یا آگاهانه شکل‌گرفته، در امکان یا ضرورت تغییر آن در صورت نیاز، تفاوتی نیست! هر دو موضوع سیاست‌گذاری است! https://eitaa.com/egtesade_ma
تغییر سبک زندگی با احساس حضور خدا! توجه بی‌وقفه و مستمر به حضور خدا در زندگی ما، تاثیر بی‌بدیل در نظام بخشیدن به رفتارهای مردم و مسئولان و شکل‌گیری سبک زندگی مسئولانه و مردمی دارد! وقتی خدا را حاضر و ناظر ببینیم، نه ظلم می‌کنیم و نه زیر بار ظلم می‌رویم! کسی ظلم می‌کند که خود را خودآ بداند نه بنده دربند خدا! طغیان، نتیجه احساس باطل بی‌نیازی از خدا و مردم است: "إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ! أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ!"(علق۶_۷) کسی ظلم دیگران را می‌پذیرد که خود را بی‌خدا و اسیر مکر ناخدا بداند! خدا که باشد، گم کردن راه معنا ندارد وقتی مقصد بنده به سوی خدا است: "أَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنتَهَى!"(نجم۴۲) خدا که باشد، فقر و ندار معنا ندارد وقتی که بزرگترین دارا و برترین دارایی خدای متعال است: "يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ! وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ!"(فاطر۱۵) و وقتی کلید خزائن هستی نزد خدای متعال است: "إِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ! وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ!"(حجر۲۱) این تاثیر شگرف حس حضور خدا در زندگی ما بر تحول در سبک زندگی ما را امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۱۴ دعای مکارم‌الاخلاق به ما یادآوری و از خدای متعال درخواست می‌کنند: "اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ لاَ أُظْلَمَنَّ‌ وَ أَنْتَ مُطِيقٌ لِلدَّفْعِ عَنِّي! وَ لاَ أَظْلِمَنَّ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى الْقَبْضِ‌ مِنِّي! وَ لاَ أَضِلَّنَّ وَ قَدْ أَمْكَنَتْكَ هِدَايَتِي! وَ لاَ أَفْتَقِرَنَّ‌ وَ مِنْ عِنْدِكَ‌ وُسْعِي! وَ لاَ أَطْغَيَنَّ‌ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُجْدِي! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و بر من ستم نشود، در حالى كه تو بر دفاع از من توانايى! و بر كسى ستم نكنم، در حالى كه تو قادرى بازم دارى! و گمراه نگردم، درحالى‌كه مى‌توانى هدايتم كنى! و فقير نگردم، در حالى‌كه دارايى‌ام از نزد تو مى‌باشد! و سركشى نكنم، در حالى كه توانايى‌ام از نزد توست! https://eitaa.com/egtesade_ma