مدیریت تحول در سبک زندگی
سبک زندگی، موضوع دانش اخلاق هست؛ زیرا اخلاق درباره رفتارهای اختیاری سخن میگوید که ناشی از استواری صفات و حالات نفسانی است!
به همین جهت، بنای بر تکرار و استمرار داشتن و عمدی و بدون عذر شرعی بودن رفتار خلاف شرع، از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر شمرده میشود!
(رساله امامخمینی، ص450؛ استفتائات امامخامنهای، ص225).
سبک زندگی، غیرقابل تغییر نیست!
شکلگیری یا تغییر سبک زندگی، مانند همه پدیدههای این عالم، به تدریج رخ میدهد!
این تغییر تدریجی، دارای سه مرحله است:
۱. عدم التزام عملی به سبک زندگی سابق!
۲. قانونی شدن سبک زندگی جدید!
۳. تبدیل قانون جدید به سبک زندگی جدید!
تبدیل قانون جدید به سبک زندگی و تبدیل الزام به التزام نیز تدریجی است؛ زیرا منوط به اموری تدریجی است:
۱. تحول در درک و توانایی و خواست افراد!
۲. فراهم بودن امکانات طبیعی و ابزارهای لازم!
۳. جدیت و اراده قانونگزار و مجری قانون!
این تدریجی بودن، چند دلالت برای مدیریت تحول در سبک زندگی دارد:
۱. حوصله لازم است!
آدمهای عجول مناسب این کار نیستند!
اینجا خُم رنگرزی نیست!
"كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ!"(فتح۲۹)
۲. ناامیدی و خستگی و توجیه وضع موجود ممنوع!
آدمهای کوتهنظر و خسته را باید کنار گذاشت!
اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست!
"رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا!
وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا!"(بقره۲۵۰)
۳. زمانمندی و زمانبندی لازم است!
آدمهای صرفا شعاری و روزمرهآدمها، مناسب تحولات تدریجی نیستند!
شعار × شعور!
"أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَ فُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا!"(سبا۴۶)
۴. شاید به ثمر نشستن آن، به عمر ما یا عمر مسئولیت ما قد ندهد!
آدمهایی که میخواهند همه کارها بنام خودشان تمام شود، مرد این میدان نیستن!
تو خود حجاب خودی!
ای من از میان برخیز!
۵. رهبری و رهروی و پذیرش مسئولیت و التزام به فرمان و التزام به کار جمعی لازم دارد!
آدمهای خودسر و جماعتگریز مناسب این کار نیستند!
"أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ!"(نساء۵۹)
۶. مشکل و راهحل سبک زندگی، یک مساله داخلی است!
درد و درمان و بیمار و پزشک حودی است!
آدمهای مردم دشمن بین، مناسب این کار نیستند!
اصل قرآنی جذب حداکثری درون جامعه اسلامی فراموش نشود!
"رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"
۷. سبک زندگی، صحنه جنگ نرم تمدنها است!
ما دشمن داریم و سبک زندگی اسلامی دشمنان تمدنی سرسخت تا پای جان دارد!
آدمهای منکر وجود دشمن یا شیفته مرام دشمن، مناسب این کار نیستند!
حیدرصفتان کرّار غیر فرّار لازم است!
"أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ!"
۸. خودبسندگی و خودخدایی و تکروی بدون اتّکا به لطف خدا اول زمین خوردن و تبدیل دارو به سمّ است!
آدمهایی که اهل نماز و توکل و توسل و تضرّع نیستند، مرد این میدان نیستند!
"تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا!
سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ!"(فتح۲۹)
https://eitaa.com/egtesade_ma
سازوکار تبدیل تهدید به فرصت!
هر انسانی بهویژه مسئولان عالیرتبه حکومتی، در معرض القائات و تلقینهای شیطان هستند تا محاسباتشان دچار خطا شود، تصمیمات اشتباه بگیرند و اقدامات سفیهانه انجام دهند!
محاسبات، تصمیمات و اقداماتی ناشی از حسرت دیگران و بدگمانی به خدا یا مردم و حسادت به داشتههای دیگران و توقع اینکه سرتاپای حاکمیت از خود سلب اختیارات کنند و همه اختیارات را در اختیار من رئیس فلان بگذارند!
کاش بهجای سرگرم شدن به حقّه شیطانی بهانهگیری داشتههای دیگران، مشغول اختیارات و داشتههای خود شویم!
کاش یاد عظمت خدا ما را از تسلسم در برابر دشمن حفظ کند!
کاش تفکر در قدرت خدا، ما را مشغول حل مشکلات مردم کند!
تا بتوانیم به دشمنان این انقلاب خدایی، ضربههای کاری بزنیم!
کاش از ابزار زبان بهجای خودزنی و تحقیر ملّی و تخریب رقبا و سایر گناهان پردامنه زبان، زبان به شکر نعمت انقلاب باز کنیم!
کاش تهدید شیطان و زبان را به فرصت خودسازی و نوسازی تبدیل کنیم!
اگر بنا باشد هر تهدیدی ما را مشغول و متوقف کند، باید قید پیشرفت و ساخت الگوی تمدن انقلاب اسلامی را بزنیم!
رسالت مشترک مجلس و دولت، تعریف سازوکارهای مناسب برای تبدیل چالشهای تحمیلی و تهدیدهای هر دوره به فرصتهای رشد و پیشرفت اجتماع است!
این هنر ضروری و فوری تبدیل تهدیدها به فرصتهای رشد را امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۳ دعای مکارمالاخلاق به ما یادآور میشوند و از خدا مطالبه میکنند:
"اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي،
مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ،
ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ!
وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ!
وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّكَ!
وَ مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي،
مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبِّ حَاضِرٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ،
نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ!
وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْكَ!
وَ ذَهَاباً فِي تَمْجِيدِكَ!
وَ شُكْراً لِنِعْمَتِكَ!
وَ اعْتِرَافاً بِإِحْسَانِكَ!
وَ إِحْصَاءً لِمِنَنِكَ!
خداوندا!
به جاى آنچه شيطان از حسرت و خيالبافى و حسادت،
در دل من مىافكند،
در دلم قرار بده:
ياد بزرگىات!
و انديشه در قدرتت!
و تدبير عليه دشمنت!
و بهجاى آنچه او بر زبانم جارى ساخته،
از سخن زشت يا دشنام يا آبروريزى يا گواهى نادرست يا غيبت مؤمن غائب يا ناسزا به شخص حاضر و مانند اينها،
برایم قرار ده:
سپاس خودت!
و ثناى فراوانت!
و اقدام حاکی از بزرگ دانستنت!
و شكر نعمتت!
و اعتراف به نيكىات!
و شمردن بخششهايت!!
https://eitaa.com/egtesade_ma
انتخاب آگاهانه سبک زندگی!
یک مسئله درخور توجه درباره سبک زندگی، قضاوت در مورد آگاهانه یا ناآگاهانه بودن شکلگیری و تغییر در قواعد رفتاری است!
اینکه آیا دولتها و مصلحان آگاه و دلسوز، آیا میتوانند به ایجاد یا تغییر سبک زندگی کمک کنند؟
اسمیت، با طرح بحث «دست نامرئی» توجه اقتصاددانان را به عوامل ناآگاهانه در زندگی اقتصادی جلب کرد.
او با این اصطلاح توضیح میدهد که انسان چگونه به تحقق هدفی کمک میکند بدون اینکه قصدش را داشته باشد!
مِنگِر، بر اهمیت نهادهای ارگانیک که شکلگیری آن فاقد اراده جمعی است، تأکید دارد!
هایک، نظم در جوامع انسانی را نوع سومی از نظم و حد وسط نظم طبیعی و مصنوعی میداند!
نظم خودجوش، میتواند پیچیده باشد و امکان احاطه علمیِ ناظمِ واحد بر آن ناممکن است و تابع هدفگذاری ناظم واحدی نیست!
صرفنظر از ادعای هایک در مورد سادگی نظمهای طبیعی که پاسخ محققانه به آن در صلاحیت دانشمندان علوم طبیعی است، اشکالاتی به دیدگاه ایشان وارد است:
1. اگر بپذیریم که بشر تا امروز در مسیر حرکت و تکامل زندگی اجتماعی خود تغییرات آگاهانه انجام نداده، به معنی عدم امکان چنین تغییراتی نیست. بشریت، همچنان که بهصورت ناآگاهانه تغییراتی را بهصورت تدریجی در خود پذیرفته، میتواند تغییرات آگاهانه و فعالانه را نیز بپذیرد. این، یکی از ظرفیتهای تکامل و رشد حیات اجتماعی است. ضرورت ندارد نگاه ما به حیات اجتماعی، نگاه مکانیکی و از نوع تحول داروینی باشد. بشر میتواند به این حد از رشد و خودآگاهی برسد که با توجه و آگاهانه، برای خود قواعدی ایجاد کند یا آن را تغییر دهد!
دین، مربوط به رشد خودآگاهی انسان است و نظم خودجوش هایک مربوط به بدویت تربیتنیافته بشر است!
2. بشریت، در طول تاریخ حیات خود، دو گرایش رفتاری «پرستش» و «الگوپذیری» را همراه داشته، بهگونهای که انبیاء، مصلحان اجتماعی و مربیان تربیت و اخلاق، با تکیهبر همین دو ویژگی، به پرورش افراد همت گماردهاند.
اهتمام بشر به الگوپذیری و تمجید از برترینها که اوج آن در پرستش مشاهده میشود، نشان میدهد که اصرار بر عدم شکلگیری قواعد رفتاری از یک منشأ واحد، با واقعیات فلسفی جامعهشناسی، روانشناسی و تربیتی و با فطرت انسانی سازگاری ندارد!
۳. ازلحاظ تاریخی، بررسی انقلابهای اجتماعی نشان میدهد بسیاری از تغییرات تابع ارادهها و تصمیمات آگاهانه افراد بوده است.
در صدر این تحرکات، دعوتهای انبیا و اولیای الهی بوده است که بر هشیار کردن و حساس نمودن عقول بشر و تغییرات اختیاری و آگاهانه در باورها، عواطف و رفتارها تکیه داشتهاند. خیلی از نظمها و قواعد رفتاری به این جهت شکل میگیرد که دولت، الزامی ایجاد میکند و موردپذیرش عمومی واقعشده است!
بنابراین، عملاً در بسیاری از موارد و در اکثر مواقع، مردم با ساختار موجود همراهی میکنند و الزامهایش را میپذیرند. همین پذیرش، منجر به شکلگیری و تثبیت سبک زندگی جدید میشود.
بنابراین، قواعد رفتاری از دو سنخ فعال و منفعل است!
منفعل بودن بهمعنی بیتأثیری یکایک افراد نیست بلکه از تأثیر جزئی، تدریجی و احتمالی هر فرد، در شکلگیری قاعده رفتاری حکایت میکند!
اینکه قاعده رفتاری، خودجوش یا آگاهانه شکلگرفته، در امکان یا ضرورت تغییر آن در صورت نیاز، تفاوتی نیست!
هر دو موضوع سیاستگذاری است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
تغییر سبک زندگی با احساس حضور خدا!
توجه بیوقفه و مستمر به حضور خدا در زندگی ما، تاثیر بیبدیل در نظام بخشیدن به رفتارهای مردم و مسئولان و شکلگیری سبک زندگی مسئولانه و مردمی دارد!
وقتی خدا را حاضر و ناظر ببینیم، نه ظلم میکنیم و نه زیر بار ظلم میرویم!
کسی ظلم میکند که خود را خودآ بداند نه بنده دربند خدا!
طغیان، نتیجه احساس باطل بینیازی از خدا و مردم است:
"إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ!
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ!"(علق۶_۷)
کسی ظلم دیگران را میپذیرد که خود را بیخدا و اسیر مکر ناخدا بداند!
خدا که باشد، گم کردن راه معنا ندارد وقتی مقصد بنده به سوی خدا است:
"أَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنتَهَى!"(نجم۴۲)
خدا که باشد، فقر و ندار معنا ندارد وقتی که بزرگترین دارا و برترین دارایی خدای متعال است:
"يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ!
وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ!"(فاطر۱۵)
و وقتی کلید خزائن هستی نزد خدای متعال است:
"إِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ!
وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ!"(حجر۲۱)
این تاثیر شگرف حس حضور خدا در زندگی ما بر تحول در سبک زندگی ما را امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۴ دعای مکارمالاخلاق به ما یادآوری و از خدای متعال درخواست میکنند:
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ لاَ أُظْلَمَنَّ وَ أَنْتَ مُطِيقٌ لِلدَّفْعِ عَنِّي!
وَ لاَ أَظْلِمَنَّ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنِّي!
وَ لاَ أَضِلَّنَّ وَ قَدْ أَمْكَنَتْكَ هِدَايَتِي!
وَ لاَ أَفْتَقِرَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُسْعِي!
وَ لاَ أَطْغَيَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُجْدِي!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و بر من ستم نشود،
در حالى كه تو بر دفاع از من توانايى!
و بر كسى ستم نكنم،
در حالى كه تو قادرى بازم دارى!
و گمراه نگردم،
درحالىكه مىتوانى هدايتم كنى!
و فقير نگردم،
در حالىكه دارايىام از نزد تو مىباشد!
و سركشى نكنم،
در حالى كه توانايىام از نزد توست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
سازوکار انتخاب آگاهانه سبک زندگی!
بشریت، در طول تاریخ، گرایش فطری به «الگوپذیری» را همراه داشته است. انبیاء، مصلحان و مربیان، با تکیهبر همین ویژگی، به پرورش افراد همت گماردهاند.
اهتمام بشر به الگوپذیری و تمجید از برترینها، نشان میدهد که اصرار بر عدم شکلگیری سبک زندگی و قواعد رفتاری از یک منشأ واحد، با واقعیات فلسفی، جامعهشناسی، روانشناسی، تربیتی و با فطرت انسانی سازگاری ندارد!
گرایش به الگو در فرد انسان، با فردگرایی که حقایق موثر را منحصر در افراد مشابه و مستقل از یکدیگر میبیند، قابل جمع نیست.
فردگرایانی که افراد انسان را همه در عرض یکدیگر تصور میکنند درحالیکه به سبب تمایز در استعدادهایی که خداوند در خلقت افراد بشر گذاشته، افراد بهصورت متقابل خادم و مستخدم یکدیگر قرار میگیرند!
اصل «تسخیر متقابل»، یکی از اصول شکلگیری جامعه انسانی است.
براساس اصل تسخیر که نوعی تخصصگرایی ذاتی و اکتسابی است، بشر در هر عرصهای که دانش یا مهارت ندارد، تحت تسلط افراد دیگر قرار میگیرد!
اگر برخی از افراد استعدادی در شکلدهی به رفتارهای اجتماعی داشته باشند، سایرین از آنها الگو میگیرند و پیروی میکنند!
این الگوگیری، منشأ شکلگیری سبکهای زندگی نوین و قواعد رفتاری جدید میشود!
امام خمینی رضواناللهعلیه در تاریخ معاصر ما پیشتاز این توانایی بود.
همین واقعیت در بُعد سیاسی نیز وجود دارد؛ افرادی که رهبری جامعه را بر عهده میگیرند و قدرت بر تحریک فوقالعاده نیروهای اجتماعی داشته باشند، میتوانند با استفاده از موقعیت رهبری سیاسی، سبک زندگی و قواعد رفتاری نوینی را شکل دهند!
همچنان که در یک خانواده یک پدر و مادر محبوب و بانفوذ، میتوانند الگوی رفتاری فرزندان باشند و بهصورت ارتکازی، رفتارهایی را در فرزندان تثبیت کنند، یعنی در واحد اجتماعی خانواده، قاعده رفتاری بهصورت طولی از پدر یا مادر به فرزندان منتقل میشود.
همین واقعیت، در بُعد سلبی و منفی نیز جریان دارد، یعنی اگر حاکمی در جامعهای منفور و مبغوض باشد، زمینه فراهم میشود که قواعد رفتاری برخلاف خواست، رفتار و مشی وی شکل بگیرد!
بنابراین میتوان از الگوگیری بهعنوان سازوکار فطری و غریزی و طبیعی شکلگیری نظمهای اجتماعی انتخابی یاد کرد که ممکن است آگاهانه یا نیمهآگاهانه یا حتی ناآگاهانه شکل بگیرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
سطح تمایلات و سبک زندگی
تمایلات، وجه مشترک نظامهای اقتصادی سرمایهداری و اسلام است؛
یعنی هر دو معتقدند تمایلات افراد مهم است و باید دیده شود!
هر دو معتقدند که حرف آخر را در شکلگیری سبک زندگی و کنشهای جمعی را برآیند اشتیاقها و تمایلات جمعی میزند!
این یک قضاوت توصیفی است اما در مرحله قضاوت درباره اینکه کدام تمایل و چه نوع اشتیاقی اسباب پیشرفت جامعه را فراهم میکند، بین اسلام کامل عزیز و سرمایهداری تفاوت از زمین تا آسمان است!
سرمایهداری، میگوید:
اولا تمایلات بشر در زمین محدود است!
ثانیا تمایلات هر بشر را در تمایلات شخصی محدود میکند!
ثالثا معتقد است پیگیری نفع شخصی، منجر به حداکثر منافع اجتماعی میشود!
رذایل شخصی، منشا فضایل جمعی میشود!
اما اسلام کامل و عزیز میگوید:
اولا رذایل شخصی، منجر به فراگیر شدن رذیلت میشود! عمومی شدن رذایل چیزی از بدی آن کم نمیکند!
ثانیا پیگیری نفع شخصی بدون ملاحظه حال دیگران، جامعه را از هم میپاشد و انسان را تبدیل به گرگ انسان میکند!
باعث میشود قوی ضعیف را پایمال کند و قلههای ثروت و درههای فقر ایجاد شود!
ارزشهای والای اخلاقی مثل ایثار به حاشیه میرود!
موج خودگرایی و منفعتطلبی، سایر ارزشهای اخلاقی مثل قناعت در مصرف و سختکوشی در تولید و عدالت در توزیع منابع و فرصتهای شغلی و مزایای درآمدی و محصولات را به یغما میبرد!
ثالثا تمایلات بشر محدود در زمین نیست!
بشر روحی الهی دارد و زمین با همه وسعتش نمیتواند روح متعالی بشر را سیراب کند!
زمین، سکوی پرش و باند پرواز و مسیر پیشرفت بشر به سوی خداست!
با این ارتقایی که اسلام کامل و عزیز به سطح تمایلات انسان میدهد، افراد جامعه اسلامی خادم یکدیگر میشوند و از این خدمت احساس رضایت دارند!
نه گرگ هم که گرم خدمت هستند!
نفع شخصی را نه در نادیده گرفتن دین و اخلاق و حقوق مردم بلکه در دین و اخلاق و حقوق مردم جستجو میکنند!
عقب ماندن دیگر اهالی اسلامشهر و سرزمین اسلامی از قافله رفاه و اشتغال و بهرهوری را عقب ماندن خود میبینند!
در فراز ۱۵ دعای مکارمالاخلاق، امام سجّاد علیهالسلام این اوج تمایلات و مقصد الهی انگیزههای انسانی به تصویر کشیده شده و از خدا مطالبه شده است:
"اللَّهُمَّ!
إِلَى مَغْفِرَتِكَ وَفَدْتُ!
وَ الَى عَفْوِكَ قَصَدْتُ!
وَ الَى تَجَاوُزِكَ اِشْتَقْتُ!
وَ بِفَضْلِكَ وَثِقْتُ!
وَ لَيْسَ عِنْدِي مَا يُوجِبُ لِي مَغْفِرَتَكَ!
وَ لاَ فِي عَمَلِي مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ!
وَ مَا لِي بَعْدَ أَنْ حَكَمْتُ عَلَى نَفْسِي إِلاَّ فَضْلُكَ!
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ تَفَضَّلْ عَلَيَّ!
خداوندا!
به سوى آمرزشت روى آوردهام!
و به سوى بخشايش تو آهنگ نمودهام!
و به گذشت تو اشتياق ورزيدهام!
و به احسان تو اعتماد كردهام!
در حالى كه آنچه موجب آمرزيدن تو گردد، در من نيست!
و در عملم چيزى كه سزاوار عفو تو شوم وجود ندارد!
و پس از آنكه خود را محكوم كردم، چيزى جز فضل تو ندارم!
پس بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و به من تفضّل نما!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
سانسورچیها: از اسمیت تا هایک!
آدام اسمیت اقتصاددان کلاسیک که مقتدرانه توصیه به عدم مداخله دولت در اقتصاد میکرد، با طرح عنوان «دست نامرئی» توجهها را به عوامل غیراختیاری یا ناآگاهانه در اقتصاد جلب میکند!
او با این تعبیر توضیح میدهد که انسان چگونه به تحقق هدفی کمک میکند بدون اینکه قصدش را داشته باشد!
منگر موسس مکتب اقتصاد اتریشی، بین دو شیوه آگاهانه و ناآگاهانه در شکلگیری نهادها تمایز قائل میشد.
وی بر اهمیت پدیدههای اجتماعی ناآگاهانه که شکلگیری آن فاقد اراده جمعی است، تأکید داشت!
هایک از طرفداران لیبرالیسم که اندیشه فطری، خودجوش و غیردستوری عدالت را تخطئه و تحقیر میکرد، با طرح عنوان «نظم خودجوش» در تبیین ماهیت رفتارها و کیفیت شکلگیری نهادهای اجتماعی _ اقتصادی بدون مداخله دولت کوشید!!
وی با تفکیک نظمهای طبیعی و مصنوعی، نظم در جوامع انسانی را نوع سومی از نظم و حد وسط نظم طبیعی و مصنوعی میداند که تابع اراده ناظم واحدی نیست!
هایک، منگر، اسمیت و همفکران ایشان، در این تحلیل، دچار برخی اشتباهات جبرانناپذیر شدند:
اولا نقش اخلاقی و شخصیتساز و روحآفرین "انگیزه" را نادیده گرفتند!
آنها طبق معمول یک دوگانه غلط درست کردند و با خود گفتند:
"نتیجه را بچسب!
انگیزه سیری چند؟!"
آنها انگیزه را سانسور کردند!
نفهمیدند انگیزه و هدف است که ثبات و استمرار نتیجه را تضمین میکند!
ثانیا مسیر و سیر تحولات اجتماعی بشر را مستقل از خداوند تعریف کردهاند!
در واقع با عرض پوزش آنها نقش خدا و انبیای الهی را نیز در داستان زندگی اجتماعی سانسور کردند!
ایشان، بشر را تعیینکننده همه تحولات و پیشرفتها میدانند و برای خدا، دین و انبیا هیچ نقشی در شکلگیری اخلاق و آداب اجتماعی قائل نیستند!
در چنین فضای ذهنی و تحلیلیِ گسسته و فاقد ریشهای، باید برای هر قاعده موجود در حیات اجتماعی، یک ریشه تصادفی و ناخواسته طراحی شود!
زیرا یکایک افراد بشر بر پیچیدگیهای روابط و اعتبارات اجتماعی احاطه ندارند!
پس باید این حقایق را نتیجه ناخواسته و غیرارادی رفتارهای همه بشر دانست!
شبیه درخت بیریشهای که از زمین کنده شده و در هوا معلق است!
"مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ!
اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ!
مَا لَهَا مِن قَرَارٍ!"(ابراهیم۲۶)
وای به حال بشر غربی که سرنوشت نظامهای اجتماعیاش به دست چنین موجودات حقیقتگریز و خدانشناسی افتاده است!
نتیجه چنین طرز فکری، تمدن ناقص و کاریکاتوری غرب است که هرچه در ابعاد صنعتی پیش میرود، در غرقاب فساد و عدم آرامش و بیعدالتی فرومیرود!
تمدنی که صدها سال است نتوانسته توازن و تعادل بین فرد و جمع، بین ماده و معنا و بین دنیا و آخرت را مراعات کند!
تمدن کاریکاتوری که از توحش قرون وسطی به وحشیگری بمب اتم رسیده است!
تمدنی که از چاله کلیسا به چاه بیدینی یا دینبازی افتاده است!
و وای به حال ما اگر اندیشمندان و سیاستمداران ما بخواهند ما را به بیراهه و گمراهی آنها ببرند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763876175044283089
سبک گفتار در سبک زندگی قرآنی!
سخن گفتن، بخش صوتی زندگی ما و قسمت شنیدنی سبک زندگی ما است!
خدا ما را برای سکوت نیافریده بلکه برای سخن گفتن آفریده اما درباره چگونه سخن گفتن از ما انتظاراتی دارد؛ انتظاراتی که نفع و خیرش به خود ما میرسد و مایه آرامش و سلامت و صلاح ما میشود و از دلتنگی و کدورت و دریدگی روابط اجتماعی جلوگیری میکند!
مثلا از ما خواسته حرفی بزنیم که مو لا درزش نرود:
"قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا!"(احزاب۷۰)
از ما خواسته طوری حرف نزنیم که حقوق دیگران ضایع شود و دچار حقالناس بشویم:
"وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ!
فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ!
وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا!"(نساء۹)
از بزرگان خانوادهها خواسته که با کوچکترها و افراد رشد نیافته طوری حرف بزنند که باعث تحقیرشان نشود و مایه رشدشان باشد:
"قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(نساء۵و۸)
از زنان مومن خواسته که با نامحرم با خضوغ و لطافت و عشوه سخن نگویند تا باعث تحریک هیجانات و شهوات افراد بیماردل نشود:
"فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(احزاب۳۲)
از مردان مومن خواسته که با زنان نامحرم گپ و گفت و چت و مت پنهانی هرچند به بهانه آشنایی برای ازدواج نداشته باشند:
"لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(بقره۲۳۵)
از مصلحان خواسته که با مخاطبان نرم سخن بگویند تا احتمال تاثیر بالا برود:
"قُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ!"(طه۴۴)
از دولتمردان خواسته در سخن گفتن رسا سخن بگویند و از دوپهلو سخن گفتن که باعث سوءاستفاده بشود پرهیز کنند:
"قُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا!"(نساء۶۳)
و از همه خواسته با هم با حُسن و نیکویی سخن بگویند:
"قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا!"(بقره۸۳)
این سبک گفتار جامعهساز، با مراقبت از خود و احساس حضور در محضر خدا (تقوا) و داشتن طبع بلند برای انجام پاکترین و مورد رضایت خداترین رفتارها محقق میشود!
با بیمبالاتی و ضعف شخصیت و خودتحقیری، نمیتوان انتظار سبک گفتاری مناسب سبک زندگی اسلامی را داشت!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۶ دعای مکارمالاخلاق این سبک گفتاری و پیششرطهای آن را به ما یادآوری و از خدای متعال درخوست میکنند:
"اللَّهُمَّ!
وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى!
وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى!
وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْكَى!
وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَرْضَى!
خداوندا!
و مرا به هدايت گويا كن!
و پرهيزكارى در دلم افكن!
و به پاكيزهترين روش توفيق ده!
و به پسنديدهترين رفتار وادار!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
از کورهراه تا آزادراه!
نظمهای ظاهرا خودجوش، نتیجه رفتارهای هدفمند افراد بسیاری است که هر یک به سهم خود در پیچیدگی نظم موردنظر گامی برداشتهاند.
هر فرد، تصور و شناختی متناسب با نیازها و اقتضائات زمان خود، از رفتار مدنظر داشته است.
تدریجا، این مفهوم بهوسیله قیود جدیدی، توسط دیگران توسعه یافته است.
بنابراین، نظمهای خودجوش، دارای پویایی است و توقف در آن راه ندارد.
بهعبارت دیگر، در واقعیت زندگی، آن چیزی غلط است و در نتیجه رخ نخواهد داد که لغو باشد، یعنی منجر به رفع نیازی نشود.
از آنجا که شکلگیری امور اجتماعی تابع احساس نیاز است، هر فردی در محدوده نیازهای زمان خود، به پذیرش مفاهیم موجود اقدام خواهد کرد و اگر پاسخ نیاز زمانه با مفاهیم موجود ممکن نباشد، مفاهیم نوین ابداع میشود.
هایک، شکلگیری قواعد رفتاری خودجوش را به شکلگیری یک کورهراه تشبیه میکند که بهتدریج و بهواسطه رفتن افراد بسیاری از یک مسیر مشخص شکلگرفته درحالیکه قبلا طراحی و پیشنهاد مشخصی از مرجع معینی برای آن ارائه نشده است.
در همین تشبیه، مشاهده میشود که استفاده فرد اول از مسیری که در آینده تبدیل به کورهراه میشود، بهصورت عقلانی مبتنیبر مجموعهای از شناختها بوده است:
امنترین مسیر ممکن!
نزدیکترین مسیر ممکن!
سهلترین مسیر ممکن که کمتر از سایر مسیرهای محتمل، با موانع مواجه باشد!
قاعدتا فرد در نظر داشته راهی را برود که دفعات بعد نیز بتواند از آن استفاده راحتی داشته باشد، یعنی دارای نشانهها و امکانات رفاهی بیشتری چون آب و درخت میوهدار و سایه و غیره باشد!
استفاده فرد دوم از این راه، علاوه بر همین شناختها ممکن است ناشی از دو جهت جدید باشد:
۱. اعتماد به رفتار فرد اول بهعنوان خبرهای که راه را رفته و سالم رسیده است!
راه رفته و شناخته شده، بر راه نرفته رجحان دارد!
۲. اعتماد به فرد اول، بدان جهت که او برایش الگو بوده و محبوبیتی داشته که رفتارش را صرفنظر از جهات عقلانی عمل، ترجیح میداده است!
استفاده فرد سوم از این مسیر، علاوه بر شناختها، ممکن است ناشی از دو جهت فوق نیز باشد و از رفتار دو فرد پیشین بهعنوان خبره یا الگو تأثیر پذیرفته باشد!
اگر این روند ادامه یابد، کورهراه شکل میگیرد و تا هرزمان که این شناختها یا عامل تقلید (از خبره یا الگو) باقی باشد، کورهراه استفاده خواهد شد.
رفتارهای انقلابی که از افراد بزرگ در طول تاریخ دیده شده گاه شبیه انقلابی که حضرت صدیقه شهیده سلاماللهعلیها انجام داد در کوتاه مدت به ثمر ننشسته اما مبدا حرکتی بلندمدت و تدریجی شده که شاید بیش از هزار سال تا ثمردهی فاصله داشته است!
داشتن افق نگاه بلند، منافاتی با پذیرش این واقعیت ندارد که کار من گامی از یک حرکت بزرگ تاریخی و تاریخساز است!
آدمهای خودبین و عجول، مرد این میدان نیستند!
حال از هایک و همفکرانش میپرسیم:
اولا، کجای تشبیه و تمثیل کورهراه، خودجوش، ناخواسته و ناآگاهانه است؟
ثانیا، اگر بهجای کورهراه، نهاد توانمندی وجود داشت که آزادراهی با تمام امکانات میساخت، نظم دیگری متناسب با ظرفیتهای آزادراه شکل نمیگرفت؟
سه چیز میتواند جلوی شکلگیری آزادراه را بگیرد:
۱. لغو بودن ساختن آزادراه درصورتی که تردد وسایل نقلیه آنقدر نباشد که نیاز به ساخت آزادراه باشد!
۲. نبودن دانش، فنآوری و تجهیزات ساخت آزادراه!
۳. نبودن نهاد توانمندی که قدرت و مدیریت ساختن آزادراه را داشته باشد!
و این سه، ویژگی توسعه غربی است نه پیشرفتی که اسلام منادی آن است!
بنابراین انتخاب بین "کورهراه توسعه" و "آزادراه پیشرفت" بستگی به مردان میدان دارد که تغییر آن در کوتاهمدت آسان نیست!
آنچه بالفعل در اختیار یکایک ما و وظیفه ماست، جها خستگیناپذیر در جهت درست تاریخ است!
این درس بزرگ فاطمیه است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
الزامات انقلاب در سبک زندگی
واکنش دین به سبک خاصی از زندگی، ممکن است مربوط به اصل آن یا تحولات آن باشد:
۱. واکنش به اصل، جایی محقق میشود که دین نسبت به اصل تحقق یک سبک رفتار موضع داشته باشد؛ موضعی که میتواند در مخالفت یا موافقت باشد!
اینجا اصل شکلگیری آن سبک رفتار برای دین اهمیت دارد!
واکنش موافقانه؛ یعنی سبک رفتار مطلوبی شکل گرفته یا در معرض تحقق است و شرع از آن حمایت میکند.
مثل اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی سطح التزام مردم به شریعت از جمله نماز و حجاب و ایثار و سطح التزام مسئولان به شریعت از جمله سطح کار و تلاش و سادهزیستی ارتقای قابل توجه یافت!
و مثل اینکه در جریان دفاع مقدس ۸ ساله یا شهادت سردار دلها یا دفاع مقدس ۱۲ روزه، سطح آمادگی و همبستگی و ایثار ملی افزایش چشمگیر یافت!
اینها اموری نبود که دین نسبت به آن بیتوجه باشد!
واکنش مخالفانه؛ یعنی سبک رفتار نامطلوبی شکلگرفته یا در معرض تحقق است و شرع با آن مخالفت میکند!
مثل اینکه در سال ۱۳۷۶ در اثر انتخاب جریان سازش با فرهنگ و تمدن غرب، سطح تعرض به حریمهای قدسی دینی و انقلابی گسترش یافت!
و مثل اینکه در سال ۱۳۹۲ در اثر انتخاب جریان طرفدار سازش با غرب سطح تعرض به خطوط قرمز روابط خارجی گسترش یافت!
و مثل اینکه در سال ۱۴۰۱ در اثر یک چالش تحمیلی، سطح برهنگی افزایش و سطح پوشش اجتماعی کاهش یافت!
اینها وضعیتی نبود که صرفنظر از عواقب و نتایج آن قابل مسامحه باشد!
۲. واکنش به تحولات؛ یعنی جاییکه سبک خاصی از زندگی برای شرع حساسیتبرانگیز نیست اما نسبت به تحولاتی که درباره آن انتظار میرود حساسیت موافقانه یا مخالفانه وجود دارد.
واکنش موافقانه، در جایی رخ میدهد که انتظار میرود تغییرات محیطی، سبک رفتار را به سمتی سوق دهد که مطلوب دین است!
واکنش مخالفانه، زمانی محقق میشود که انتظار میرود تغییرات محیطی، سبک رفتار را به سمتی سوق دهد که برای دین نامطلوب است!
مثل اینکه نوع طراحی شهری و معماری منازل مسکونی یا نوع مشاغل و قراردادهای شغلی و نحوه سیاستهای ارزی، رعایت حریمهای شرعی و اصول اسلامی چون حیا و عفاف و عدالت و توازن و عزّت و استقلال ملی را آسانتر یا سختتر کند!
در این موارد، شاید شرع در سطح رفتارهای خرد فردی موضع سختی درباره وجود یا عدم نوع خاصی از ساختوساز یا قرارداد یا معامله ارز و زمین نداشته باشد اما از آنجا که رواج و عمومی شدن این امور اثر کلان منفی یا مثبت بر فرهنگ و اقتصاد جامعه دارد، موضع دین متفاوت میشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
منطق مدارا در تغییر سبک زندگی
گاه دین به محض تحقق یک سبک رفتار، نسبت به آن واکنش نشان نمیدهد بلکه با آن مدارا میکند!
مدارایی که ممکن است موافقانه یا مخالفانه باشد:
مدارای موافقانه، به تثبیت آن سبک رفتار میانجامد!
این مدارا و سکوت میتواند معانی گوناگونی داشته باشد که برای یک مصلح و جامعهپرداز در اوج اهمیت است.
برخی از معانی سکوت اولیه شرع عبارتند از:
۱. تردید نسبت به سرانجام و عواقب آن سبک رفتار. این تردید میتواند ناشی از منشأ غلطی باشد که رفتار از آن سرچشمه گرفته است!
۲. عدم تحریک قشر شرعگریز که نسبت به موضع دین حساسیت منفی و معکوس دارند؛ یعنی عقربه حرکتشان را عکس موضع دین تنظیم میکنند!
اعلام نظر شرع میتواند این قشر را به مخالفت با آن رفتار ترغیب کند و اصل شکلگیری آن سبک رفتار مخدوش شود.
برخی واقعیات در تعیین نوع تعامل با این قشر موثر است:
اولا نسبت جمعیتی قشر مذکور به قشر میانه و قشر شرعمحور!
ثانیا میزان مرجعیت اجتماعی قشر مذکور به قشر میانه!
ثالثا میزان حساسیت قشر شرعگریز نسبت به آن رفتار!
۳. عدم تفرقه در قشر میانه.
قشر میانه، حساسیت مثبت یا منفی نسبت به موضع شرع ندارد.
اگر یک سبک رفتار بدون بروز نقش شرع محقق شود، عموم قشر میانه با آن همراهی میکند. بروز نقش شرع، قشر شریعتگریز را حساس میکند و این حساسیت میتواند آثار روانی بر تصمیمگیری قشر میانه داشته باشد!
مدارای مخالفانه، به تغییر در سبک رفتار منجر میشود!
در اینجا هم سکوت اولیه شرع، میتواند معانی گوناگونی داشته باشد.
برخی از این معانی عبارتند از:
۱. تسهیل؛ یعنی تن دادن به تدریج در اعلام موضع با این هدف که مردم نسبت به پذیرش موضع شرع آمادگی بیشتری پیدا کنند!
۲. تقدیم اهمّ بر مهمّ؛ یعنی مدارا با یک رفتار ناصواب درجه دوم با هدف حفظ تمرکز بر مساله مهمتری!
مشروط بر اینکه جنگیدن همزمان در دو میدان ممکن نباشد!
۳. آزادی هدفمند بصیرتافزا تا اینکه آسیبهای رفتار آشکار شود و منطق مخالفت شرع برای مردم روشن شود!
با هدف سرد شدن تب آن رفتار و عدم ابتلای مردم به عقده آزادی عملکرد!
۴. گچ و ذغال!
به تعبیر استاد قرائتی عزیز، برخی آسیبهای رفتاری مثل گچ و برخی مثل دوده ذغال است:
گچ را باید با ضربه شدید برطرف کرد اما دوده ذغال را باید با تکان آرام یا فوت دادن برطرف کرد!
بنابراین این تفاوت واکنش شرع ممکن است ناشی از نوع آن رفتار باشد:
رفتارهای گچی! رفتارهای ذغالی!
تعیین گچی یا ذغالی بودن رفتار، مرتبط با دانش جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی است!
البته فراموش نشود که برخورد نرم با دوده ذغال روی لباس، منافاتی با برخورد سخت با تولیدکنندگان ذغال و دوده یا لزوم طراحی لباسی که دوده و گچ را به خود نگیرد، ندارد!
تشخیص نهایی این موارد با ولیامر است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764131342276730761
منطق بنزین سهنرخی
طبق مصوبه ۲ آذر، قیمت بنزین از دونرخی به سه نرخی تغییر میکند؛ یعنی در کنار بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ نرخ جدید بنزین ۵۰۰۰ (علیالحساب سهماه) نیز استفاده میشود!
طبق بند ۱: نرخ قبلی ۱۵۰۰ برای ۶۰ لیتر اول و ۳۰۰۰ برای ۱۰۰ لیتر بعدی بهقوت حود باقی است. درصورت استفاده از کارت جایگاه مبلغ ۵۰۰۰ محاسبه میشود.
طبق بند۲: ۵۰۰۰ اعلام شده، ۱۰٪ قیمت خرید بنزین توسط دولت از پالایشگاه است. این نرخ شناور است؛ یعنی سهماه یکبار تعیین میشود. این شناور بودن، ریشههای ناصواب دارد:
۱. دولت به پالایشگاه گران میفروشد که از آنها گران میخرد!
گرانفروشی مواد اولیه تولید ازجمله نفت خام به تولیدکننده داخل، با مزیت سرزمینی ما و با قیمتگذاری سایر عوامل تولید ازجمله دستمزد در تضاد است!
چرا دولت گران میفروشد؟
چون بدنه کارشناسی نظام تحت تاثیر اندیشه جهانیسازی و قیمتگذاری جهانی و یارانه پنهان است!
کدام جهان؟
جهانی که هزینههایش را میپردازیم اما برای منافعش باید برویم ته صف!
۲. انعطاف سهماهه در قیمت بنزین، تحت تاثیر تغییرات قیمت انرژی در دنیا و تغییرات نرخ دلار در کشور است!
چرا قیمتگذاری داخلی نباید تابع مزایای اقتصاد ایران باشد و چرا باید افسار ارز رها باشد!
طبق بند۳: خودروهای غیرشخصی و پلاک جدید، از بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ محروم است!
اما دولت، چرا به خودش هزینه اضافی تحمیل میکند؟
اما صاحبان پلاک جدید، چرا از بنزین ارزانتر محروم باشند؟
آیا خون صاحبان پلاک قبلی، رنگینتر است؟
اما خودروهای وارداتی به ما چه؟!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764142662152166343