سانسورچیها: از اسمیت تا هایک!
آدام اسمیت اقتصاددان کلاسیک که مقتدرانه توصیه به عدم مداخله دولت در اقتصاد میکرد، با طرح عنوان «دست نامرئی» توجهها را به عوامل غیراختیاری یا ناآگاهانه در اقتصاد جلب میکند!
او با این تعبیر توضیح میدهد که انسان چگونه به تحقق هدفی کمک میکند بدون اینکه قصدش را داشته باشد!
منگر موسس مکتب اقتصاد اتریشی، بین دو شیوه آگاهانه و ناآگاهانه در شکلگیری نهادها تمایز قائل میشد.
وی بر اهمیت پدیدههای اجتماعی ناآگاهانه که شکلگیری آن فاقد اراده جمعی است، تأکید داشت!
هایک از طرفداران لیبرالیسم که اندیشه فطری، خودجوش و غیردستوری عدالت را تخطئه و تحقیر میکرد، با طرح عنوان «نظم خودجوش» در تبیین ماهیت رفتارها و کیفیت شکلگیری نهادهای اجتماعی _ اقتصادی بدون مداخله دولت کوشید!!
وی با تفکیک نظمهای طبیعی و مصنوعی، نظم در جوامع انسانی را نوع سومی از نظم و حد وسط نظم طبیعی و مصنوعی میداند که تابع اراده ناظم واحدی نیست!
هایک، منگر، اسمیت و همفکران ایشان، در این تحلیل، دچار برخی اشتباهات جبرانناپذیر شدند:
اولا نقش اخلاقی و شخصیتساز و روحآفرین "انگیزه" را نادیده گرفتند!
آنها طبق معمول یک دوگانه غلط درست کردند و با خود گفتند:
"نتیجه را بچسب!
انگیزه سیری چند؟!"
آنها انگیزه را سانسور کردند!
نفهمیدند انگیزه و هدف است که ثبات و استمرار نتیجه را تضمین میکند!
ثانیا مسیر و سیر تحولات اجتماعی بشر را مستقل از خداوند تعریف کردهاند!
در واقع با عرض پوزش آنها نقش خدا و انبیای الهی را نیز در داستان زندگی اجتماعی سانسور کردند!
ایشان، بشر را تعیینکننده همه تحولات و پیشرفتها میدانند و برای خدا، دین و انبیا هیچ نقشی در شکلگیری اخلاق و آداب اجتماعی قائل نیستند!
در چنین فضای ذهنی و تحلیلیِ گسسته و فاقد ریشهای، باید برای هر قاعده موجود در حیات اجتماعی، یک ریشه تصادفی و ناخواسته طراحی شود!
زیرا یکایک افراد بشر بر پیچیدگیهای روابط و اعتبارات اجتماعی احاطه ندارند!
پس باید این حقایق را نتیجه ناخواسته و غیرارادی رفتارهای همه بشر دانست!
شبیه درخت بیریشهای که از زمین کنده شده و در هوا معلق است!
"مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ!
اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ!
مَا لَهَا مِن قَرَارٍ!"(ابراهیم۲۶)
وای به حال بشر غربی که سرنوشت نظامهای اجتماعیاش به دست چنین موجودات حقیقتگریز و خدانشناسی افتاده است!
نتیجه چنین طرز فکری، تمدن ناقص و کاریکاتوری غرب است که هرچه در ابعاد صنعتی پیش میرود، در غرقاب فساد و عدم آرامش و بیعدالتی فرومیرود!
تمدنی که صدها سال است نتوانسته توازن و تعادل بین فرد و جمع، بین ماده و معنا و بین دنیا و آخرت را مراعات کند!
تمدن کاریکاتوری که از توحش قرون وسطی به وحشیگری بمب اتم رسیده است!
تمدنی که از چاله کلیسا به چاه بیدینی یا دینبازی افتاده است!
و وای به حال ما اگر اندیشمندان و سیاستمداران ما بخواهند ما را به بیراهه و گمراهی آنها ببرند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1763876175044283089
سبک گفتار در سبک زندگی قرآنی!
سخن گفتن، بخش صوتی زندگی ما و قسمت شنیدنی سبک زندگی ما است!
خدا ما را برای سکوت نیافریده بلکه برای سخن گفتن آفریده اما درباره چگونه سخن گفتن از ما انتظاراتی دارد؛ انتظاراتی که نفع و خیرش به خود ما میرسد و مایه آرامش و سلامت و صلاح ما میشود و از دلتنگی و کدورت و دریدگی روابط اجتماعی جلوگیری میکند!
مثلا از ما خواسته حرفی بزنیم که مو لا درزش نرود:
"قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا!"(احزاب۷۰)
از ما خواسته طوری حرف نزنیم که حقوق دیگران ضایع شود و دچار حقالناس بشویم:
"وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ!
فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ!
وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا!"(نساء۹)
از بزرگان خانوادهها خواسته که با کوچکترها و افراد رشد نیافته طوری حرف بزنند که باعث تحقیرشان نشود و مایه رشدشان باشد:
"قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(نساء۵و۸)
از زنان مومن خواسته که با نامحرم با خضوغ و لطافت و عشوه سخن نگویند تا باعث تحریک هیجانات و شهوات افراد بیماردل نشود:
"فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(احزاب۳۲)
از مردان مومن خواسته که با زنان نامحرم گپ و گفت و چت و مت پنهانی هرچند به بهانه آشنایی برای ازدواج نداشته باشند:
"لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًا!"(بقره۲۳۵)
از مصلحان خواسته که با مخاطبان نرم سخن بگویند تا احتمال تاثیر بالا برود:
"قُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ!"(طه۴۴)
از دولتمردان خواسته در سخن گفتن رسا سخن بگویند و از دوپهلو سخن گفتن که باعث سوءاستفاده بشود پرهیز کنند:
"قُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا!"(نساء۶۳)
و از همه خواسته با هم با حُسن و نیکویی سخن بگویند:
"قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا!"(بقره۸۳)
این سبک گفتار جامعهساز، با مراقبت از خود و احساس حضور در محضر خدا (تقوا) و داشتن طبع بلند برای انجام پاکترین و مورد رضایت خداترین رفتارها محقق میشود!
با بیمبالاتی و ضعف شخصیت و خودتحقیری، نمیتوان انتظار سبک گفتاری مناسب سبک زندگی اسلامی را داشت!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۶ دعای مکارمالاخلاق این سبک گفتاری و پیششرطهای آن را به ما یادآوری و از خدای متعال درخوست میکنند:
"اللَّهُمَّ!
وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى!
وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى!
وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْكَى!
وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَرْضَى!
خداوندا!
و مرا به هدايت گويا كن!
و پرهيزكارى در دلم افكن!
و به پاكيزهترين روش توفيق ده!
و به پسنديدهترين رفتار وادار!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
از کورهراه تا آزادراه!
نظمهای ظاهرا خودجوش، نتیجه رفتارهای هدفمند افراد بسیاری است که هر یک به سهم خود در پیچیدگی نظم موردنظر گامی برداشتهاند.
هر فرد، تصور و شناختی متناسب با نیازها و اقتضائات زمان خود، از رفتار مدنظر داشته است.
تدریجا، این مفهوم بهوسیله قیود جدیدی، توسط دیگران توسعه یافته است.
بنابراین، نظمهای خودجوش، دارای پویایی است و توقف در آن راه ندارد.
بهعبارت دیگر، در واقعیت زندگی، آن چیزی غلط است و در نتیجه رخ نخواهد داد که لغو باشد، یعنی منجر به رفع نیازی نشود.
از آنجا که شکلگیری امور اجتماعی تابع احساس نیاز است، هر فردی در محدوده نیازهای زمان خود، به پذیرش مفاهیم موجود اقدام خواهد کرد و اگر پاسخ نیاز زمانه با مفاهیم موجود ممکن نباشد، مفاهیم نوین ابداع میشود.
هایک، شکلگیری قواعد رفتاری خودجوش را به شکلگیری یک کورهراه تشبیه میکند که بهتدریج و بهواسطه رفتن افراد بسیاری از یک مسیر مشخص شکلگرفته درحالیکه قبلا طراحی و پیشنهاد مشخصی از مرجع معینی برای آن ارائه نشده است.
در همین تشبیه، مشاهده میشود که استفاده فرد اول از مسیری که در آینده تبدیل به کورهراه میشود، بهصورت عقلانی مبتنیبر مجموعهای از شناختها بوده است:
امنترین مسیر ممکن!
نزدیکترین مسیر ممکن!
سهلترین مسیر ممکن که کمتر از سایر مسیرهای محتمل، با موانع مواجه باشد!
قاعدتا فرد در نظر داشته راهی را برود که دفعات بعد نیز بتواند از آن استفاده راحتی داشته باشد، یعنی دارای نشانهها و امکانات رفاهی بیشتری چون آب و درخت میوهدار و سایه و غیره باشد!
استفاده فرد دوم از این راه، علاوه بر همین شناختها ممکن است ناشی از دو جهت جدید باشد:
۱. اعتماد به رفتار فرد اول بهعنوان خبرهای که راه را رفته و سالم رسیده است!
راه رفته و شناخته شده، بر راه نرفته رجحان دارد!
۲. اعتماد به فرد اول، بدان جهت که او برایش الگو بوده و محبوبیتی داشته که رفتارش را صرفنظر از جهات عقلانی عمل، ترجیح میداده است!
استفاده فرد سوم از این مسیر، علاوه بر شناختها، ممکن است ناشی از دو جهت فوق نیز باشد و از رفتار دو فرد پیشین بهعنوان خبره یا الگو تأثیر پذیرفته باشد!
اگر این روند ادامه یابد، کورهراه شکل میگیرد و تا هرزمان که این شناختها یا عامل تقلید (از خبره یا الگو) باقی باشد، کورهراه استفاده خواهد شد.
رفتارهای انقلابی که از افراد بزرگ در طول تاریخ دیده شده گاه شبیه انقلابی که حضرت صدیقه شهیده سلاماللهعلیها انجام داد در کوتاه مدت به ثمر ننشسته اما مبدا حرکتی بلندمدت و تدریجی شده که شاید بیش از هزار سال تا ثمردهی فاصله داشته است!
داشتن افق نگاه بلند، منافاتی با پذیرش این واقعیت ندارد که کار من گامی از یک حرکت بزرگ تاریخی و تاریخساز است!
آدمهای خودبین و عجول، مرد این میدان نیستند!
حال از هایک و همفکرانش میپرسیم:
اولا، کجای تشبیه و تمثیل کورهراه، خودجوش، ناخواسته و ناآگاهانه است؟
ثانیا، اگر بهجای کورهراه، نهاد توانمندی وجود داشت که آزادراهی با تمام امکانات میساخت، نظم دیگری متناسب با ظرفیتهای آزادراه شکل نمیگرفت؟
سه چیز میتواند جلوی شکلگیری آزادراه را بگیرد:
۱. لغو بودن ساختن آزادراه درصورتی که تردد وسایل نقلیه آنقدر نباشد که نیاز به ساخت آزادراه باشد!
۲. نبودن دانش، فنآوری و تجهیزات ساخت آزادراه!
۳. نبودن نهاد توانمندی که قدرت و مدیریت ساختن آزادراه را داشته باشد!
و این سه، ویژگی توسعه غربی است نه پیشرفتی که اسلام منادی آن است!
بنابراین انتخاب بین "کورهراه توسعه" و "آزادراه پیشرفت" بستگی به مردان میدان دارد که تغییر آن در کوتاهمدت آسان نیست!
آنچه بالفعل در اختیار یکایک ما و وظیفه ماست، جها خستگیناپذیر در جهت درست تاریخ است!
این درس بزرگ فاطمیه است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
الزامات انقلاب در سبک زندگی
واکنش دین به سبک خاصی از زندگی، ممکن است مربوط به اصل آن یا تحولات آن باشد:
۱. واکنش به اصل، جایی محقق میشود که دین نسبت به اصل تحقق یک سبک رفتار موضع داشته باشد؛ موضعی که میتواند در مخالفت یا موافقت باشد!
اینجا اصل شکلگیری آن سبک رفتار برای دین اهمیت دارد!
واکنش موافقانه؛ یعنی سبک رفتار مطلوبی شکل گرفته یا در معرض تحقق است و شرع از آن حمایت میکند.
مثل اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی سطح التزام مردم به شریعت از جمله نماز و حجاب و ایثار و سطح التزام مسئولان به شریعت از جمله سطح کار و تلاش و سادهزیستی ارتقای قابل توجه یافت!
و مثل اینکه در جریان دفاع مقدس ۸ ساله یا شهادت سردار دلها یا دفاع مقدس ۱۲ روزه، سطح آمادگی و همبستگی و ایثار ملی افزایش چشمگیر یافت!
اینها اموری نبود که دین نسبت به آن بیتوجه باشد!
واکنش مخالفانه؛ یعنی سبک رفتار نامطلوبی شکلگرفته یا در معرض تحقق است و شرع با آن مخالفت میکند!
مثل اینکه در سال ۱۳۷۶ در اثر انتخاب جریان سازش با فرهنگ و تمدن غرب، سطح تعرض به حریمهای قدسی دینی و انقلابی گسترش یافت!
و مثل اینکه در سال ۱۳۹۲ در اثر انتخاب جریان طرفدار سازش با غرب سطح تعرض به خطوط قرمز روابط خارجی گسترش یافت!
و مثل اینکه در سال ۱۴۰۱ در اثر یک چالش تحمیلی، سطح برهنگی افزایش و سطح پوشش اجتماعی کاهش یافت!
اینها وضعیتی نبود که صرفنظر از عواقب و نتایج آن قابل مسامحه باشد!
۲. واکنش به تحولات؛ یعنی جاییکه سبک خاصی از زندگی برای شرع حساسیتبرانگیز نیست اما نسبت به تحولاتی که درباره آن انتظار میرود حساسیت موافقانه یا مخالفانه وجود دارد.
واکنش موافقانه، در جایی رخ میدهد که انتظار میرود تغییرات محیطی، سبک رفتار را به سمتی سوق دهد که مطلوب دین است!
واکنش مخالفانه، زمانی محقق میشود که انتظار میرود تغییرات محیطی، سبک رفتار را به سمتی سوق دهد که برای دین نامطلوب است!
مثل اینکه نوع طراحی شهری و معماری منازل مسکونی یا نوع مشاغل و قراردادهای شغلی و نحوه سیاستهای ارزی، رعایت حریمهای شرعی و اصول اسلامی چون حیا و عفاف و عدالت و توازن و عزّت و استقلال ملی را آسانتر یا سختتر کند!
در این موارد، شاید شرع در سطح رفتارهای خرد فردی موضع سختی درباره وجود یا عدم نوع خاصی از ساختوساز یا قرارداد یا معامله ارز و زمین نداشته باشد اما از آنجا که رواج و عمومی شدن این امور اثر کلان منفی یا مثبت بر فرهنگ و اقتصاد جامعه دارد، موضع دین متفاوت میشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
منطق مدارا در تغییر سبک زندگی
گاه دین به محض تحقق یک سبک رفتار، نسبت به آن واکنش نشان نمیدهد بلکه با آن مدارا میکند!
مدارایی که ممکن است موافقانه یا مخالفانه باشد:
مدارای موافقانه، به تثبیت آن سبک رفتار میانجامد!
این مدارا و سکوت میتواند معانی گوناگونی داشته باشد که برای یک مصلح و جامعهپرداز در اوج اهمیت است.
برخی از معانی سکوت اولیه شرع عبارتند از:
۱. تردید نسبت به سرانجام و عواقب آن سبک رفتار. این تردید میتواند ناشی از منشأ غلطی باشد که رفتار از آن سرچشمه گرفته است!
۲. عدم تحریک قشر شرعگریز که نسبت به موضع دین حساسیت منفی و معکوس دارند؛ یعنی عقربه حرکتشان را عکس موضع دین تنظیم میکنند!
اعلام نظر شرع میتواند این قشر را به مخالفت با آن رفتار ترغیب کند و اصل شکلگیری آن سبک رفتار مخدوش شود.
برخی واقعیات در تعیین نوع تعامل با این قشر موثر است:
اولا نسبت جمعیتی قشر مذکور به قشر میانه و قشر شرعمحور!
ثانیا میزان مرجعیت اجتماعی قشر مذکور به قشر میانه!
ثالثا میزان حساسیت قشر شرعگریز نسبت به آن رفتار!
۳. عدم تفرقه در قشر میانه.
قشر میانه، حساسیت مثبت یا منفی نسبت به موضع شرع ندارد.
اگر یک سبک رفتار بدون بروز نقش شرع محقق شود، عموم قشر میانه با آن همراهی میکند. بروز نقش شرع، قشر شریعتگریز را حساس میکند و این حساسیت میتواند آثار روانی بر تصمیمگیری قشر میانه داشته باشد!
مدارای مخالفانه، به تغییر در سبک رفتار منجر میشود!
در اینجا هم سکوت اولیه شرع، میتواند معانی گوناگونی داشته باشد.
برخی از این معانی عبارتند از:
۱. تسهیل؛ یعنی تن دادن به تدریج در اعلام موضع با این هدف که مردم نسبت به پذیرش موضع شرع آمادگی بیشتری پیدا کنند!
۲. تقدیم اهمّ بر مهمّ؛ یعنی مدارا با یک رفتار ناصواب درجه دوم با هدف حفظ تمرکز بر مساله مهمتری!
مشروط بر اینکه جنگیدن همزمان در دو میدان ممکن نباشد!
۳. آزادی هدفمند بصیرتافزا تا اینکه آسیبهای رفتار آشکار شود و منطق مخالفت شرع برای مردم روشن شود!
با هدف سرد شدن تب آن رفتار و عدم ابتلای مردم به عقده آزادی عملکرد!
۴. گچ و ذغال!
به تعبیر استاد قرائتی عزیز، برخی آسیبهای رفتاری مثل گچ و برخی مثل دوده ذغال است:
گچ را باید با ضربه شدید برطرف کرد اما دوده ذغال را باید با تکان آرام یا فوت دادن برطرف کرد!
بنابراین این تفاوت واکنش شرع ممکن است ناشی از نوع آن رفتار باشد:
رفتارهای گچی! رفتارهای ذغالی!
تعیین گچی یا ذغالی بودن رفتار، مرتبط با دانش جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی است!
البته فراموش نشود که برخورد نرم با دوده ذغال روی لباس، منافاتی با برخورد سخت با تولیدکنندگان ذغال و دوده یا لزوم طراحی لباسی که دوده و گچ را به خود نگیرد، ندارد!
تشخیص نهایی این موارد با ولیامر است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764131342276730761
منطق بنزین سهنرخی
طبق مصوبه ۲ آذر، قیمت بنزین از دونرخی به سه نرخی تغییر میکند؛ یعنی در کنار بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ نرخ جدید بنزین ۵۰۰۰ (علیالحساب سهماه) نیز استفاده میشود!
طبق بند ۱: نرخ قبلی ۱۵۰۰ برای ۶۰ لیتر اول و ۳۰۰۰ برای ۱۰۰ لیتر بعدی بهقوت حود باقی است. درصورت استفاده از کارت جایگاه مبلغ ۵۰۰۰ محاسبه میشود.
طبق بند۲: ۵۰۰۰ اعلام شده، ۱۰٪ قیمت خرید بنزین توسط دولت از پالایشگاه است. این نرخ شناور است؛ یعنی سهماه یکبار تعیین میشود. این شناور بودن، ریشههای ناصواب دارد:
۱. دولت به پالایشگاه گران میفروشد که از آنها گران میخرد!
گرانفروشی مواد اولیه تولید ازجمله نفت خام به تولیدکننده داخل، با مزیت سرزمینی ما و با قیمتگذاری سایر عوامل تولید ازجمله دستمزد در تضاد است!
چرا دولت گران میفروشد؟
چون بدنه کارشناسی نظام تحت تاثیر اندیشه جهانیسازی و قیمتگذاری جهانی و یارانه پنهان است!
کدام جهان؟
جهانی که هزینههایش را میپردازیم اما برای منافعش باید برویم ته صف!
۲. انعطاف سهماهه در قیمت بنزین، تحت تاثیر تغییرات قیمت انرژی در دنیا و تغییرات نرخ دلار در کشور است!
چرا قیمتگذاری داخلی نباید تابع مزایای اقتصاد ایران باشد و چرا باید افسار ارز رها باشد!
طبق بند۳: خودروهای غیرشخصی و پلاک جدید، از بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ محروم است!
اما دولت، چرا به خودش هزینه اضافی تحمیل میکند؟
اما صاحبان پلاک جدید، چرا از بنزین ارزانتر محروم باشند؟
آیا خون صاحبان پلاک قبلی، رنگینتر است؟
اما خودروهای وارداتی به ما چه؟!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764142662152166343
درسهای یک گفتگوی زنانه!
اسماء بنت عميس همسر حضرت جعفر طیّار و جاری حضرت زهراء سلاماللهعلیها، مىگويد:
فاطمه عليهاالسلام به من فرمود:
من شيوه تشييع جنازه زنان را بسيار زشت و ناپسند مىدانم!
پارچه اى بر روى او مىكشند كه ویژگيهاى بدن او را براى بينندگان به نمايش مىگذارد!
اى اسماء مرا بر تابوت آشكار نگذار بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش بپوشاند!
(وسائل الشيعة. ج۲.ص۸۷۶.حدیث۳۴۵۳)
نقل است که اسما گفت:
در حبشه که بودیم تابوتهایی درست میکردند که دیواره داشت و بدن داخل آن پیدا نبود!
و نقل است که حضرت از شنیدن این خبر خرسند شدند!
در عمل به سفارش ایشان، امیرالمومنین علیهالسلام تابوتی به سبک اهالی حبشه ساختند و بدن ایشان را داخل تابوت دیوارهدار گذاشتند!
این جریان تاریخی، حامل درسهایی ماندگار برای همه از زن و مرد و دولتمردان است:
۱. به زنان میگوید:
حتی بدن بیجان خود را در اختیار چشم نامحرمان نگذارید!
حتی بعد از مرگ نیز مراقبت از بدن را به زنان میآموزد!
۲. به زنان میگوید:
در جمعهای زنانه که مینشینند بهجای صرف کل وقتشان به امور تجملات زندگی و تشریفات منزل و آرایش و سایر امور حلال، مقداری از وقتشان را هم صرف این کنند که چه کنیم پوشیدهتر و باحیاتر باشیم!
۳. شعار و پرچم احترام به امنیت روانی مردان را بلند نگه میدارد!
۴. به عموم دولتمردان میگوید:
شیعه فاطمه، در محافظت از ناموس مسلمانان حتی برای بعد از مرگش هم تدبیر و برنامهریزی میکند!
۵. به وزارت صمت و طراحان لوازم زندگی میگوید:
در طراحی پوشاک و نقشهکشی ساختمان و هر چیز، مراقب حرمت زن مسلمان و حفظ حیا در جامعه باشید!
۶. به وزارت مسکن و مسکنسازان و مهندسان میگوید:
خانهها را طوری بسازید و مجوزهای ساختوساز را به شرطی صادر کنید که بتوان در آن خانهها با حفظ حیا و حجاب کامل مهمانداری کرد و دورهمی گرفت!
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764168190123216267
انجمن اقتصاد اسلامی برگزار میکند:
همایش بینالمللی علوم انسانی اسلامی
بازخوانی هویت دانش اقتصاد اسلامی
سخنرانان حجج اسلام آقایان: میرمعزی، یوسفی، توکلی، جوشقانی، بیدار، خطیبی و قاسمی!
پنجشنبه
۶ آذرماه ۱۴۰۴
ساعت ۸ تا ۱۲
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدّسسرّه،
طبقه اول: سالن اجتماعات
لینک شرکت در جلسه:
https://iki.ac.ir/live
https://eitaa.com/egtesade_ma
گروه اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با همکاری انجمن اقتصاد اسلامی حوزه، اندیشکده قدر و شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار میکنند.
یازدهمین پیشهمایش
ا🇺🇳|همایش بینالمللی علوم انسانی اسلامی
روز بزرگداشت علامه محمدتقی مصباح یزدی (قدس سره) | روز علوم انسانی اسلامی
🔺« بازخوانی هویت دانش اقتصاد اسلامی »
سخنرانان
🟦 حجتالاسلام دکتر سیدحسین میرمعزی
🟧 حجتالاسلام والمسلمین احمدعلی یوسفی
🟥 جناب آقای دکتر جواد توکلی
🟨 حجتالاسلام دکتر مهدی خطیبی
🟦 حجتالاسلام دکتر محمدجواد قاسمی
🟧 حجتالاسلام دکتر سید حمید جوشقانی
🟨 حجتالاسلام دکتر محمد بیدار
مدیر جلسه
⬜️ حجتالاسلام دکتر سیدناصر علمالهدی
🗓 پنجشنبه | ۶ آذرماه ۱۴۰۴ | ساعت ۸ تا ۱۲
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره ، طبقه اول | سالن اجتماعات
🔗لینک شرکت در جلسه | https://iki.ac.ir/live
#️⃣ #علوم_انسانی_اسلامی
روابطعمومی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
🖥 @iki_ac_ir
انواع انقلاب اسلامی در سبک زندگی
تغییرات مورد نظر اسلام در سبک زندگی، بهگونههای متنوعی دنبال میشود و از یک الگوی ثابت خطّی پیروی نمیکند.
به برخی از این گونههای انقلاب و تحول اسلامی در سبک زندگی میپردازیم:
۱. انقلاب دفعی یا تدریجی.
در واکنش دفعی، شریعت یکبار و برای همیشه نسبت به یک سبک رفتاری تعیین تکلیف میکند!
در واکنش تدریجی، شریعت وارد یک جریان تقابل زماندار و شاید مستمر میشود!
مثلا اسلام در برخورد با دو پدیده آشکار ربا و زنا برخورد دفعی داشت و این دو را بهکلی از دایره کنش مسلمانانه و مومنانه خارج کرد و با آنها برخورد سخت جزایی انجام داد اما در برخورد با پدیده نیمه پنهان همسرآزاری، وارد یک چرخه انقلاب تدریجی نرم و سفید شد هرچند در کنار این حرکت نرم از برخی اهرمهای مهار خشونت مردان علیه زنان نیز استفاده کرد اما اصل را بر احیا و بازسازی روابط عاشقانه و صمیمانه و عاطفی و مسئولانه مرد نسبت به زن قرار داد!
۲. انقلاب کنشی یا واکنشی.
در تغییرات کنشی، شریعت بهصورت فعالانه ورود میکند و یک سبک رفتاری را ایجاد میکند!
در تغییرات واکنشی، شریعت نسبت به سبک رفتاری موجود، عکسالعمل نشان میدهد.
انقلاب واکنشی در سبک زندگی، در قالب اِهمال، حفظ، حذف یا اصلاح انجام میشود!
مفهوم حفظ و حذف روشن است.
اِهمال؛ یعنی عدم تقابل بدون دغدغه حفظ! برخی امور را اسلام جزء مباحات میداند و دغدغه حفظ یا حذف یا اصلاح آن را ندارد! با آن برخورد نمیکند؛ زیرا به هزینههایش نمیارزد!
اصلاح؛ یعنی ایجاد تغییرات جزئی در شکل رفتار تا رفتار هرچه بیشتر روح الهی مدنظر اسلام را تامین کند و نماد اسلام شود و شبهه تقلید از سایر مذاهب پیش نیاید
تبدیل؛ یعنی حذف یک سبک رفتاری نامطلوب و ایجاد یک سبک رفتاری مطلوب، ترکیبی از انقلاب کنشی و واکنشی است!
۳. انقلاب روحی و شکلی.
در انقلاب روحی، شکل رفتار پابرجا میماند اما روح آن براساس مبانی دینی متحول میشود!
در انقلاب شکلی، شکل رفتار نیز دچار تحول میشود.
در انواع انقلاب رفتاری:
اِهمال و حفظ، انقلاب روحی است!
زیرا در این دو مورد، شکل رفتار تغییر نمیکند اما روح رفتار در چشمه زلال معارف اسلامی رنگ و عطر و طعم و کارکرد برتری مییابد!
مثل اهمال منجرّ به حفظ اسلام نسبت به برخی سنّتهای قومی اقوام گوناگون همچون شب یلدا و نوروز ما ایرانیها!
اسلام با این امور درگیر نشد بلکه روح آن را از فرصتسوزی غافلانه به فرصتسازی بندگانه در استفاده از نعمتهای خدا تبدیل کرد:
چه سرمای زمستان و چه رویش بهار، برای بنده فرصت بندگی است چه در سرمای شبی طولانی چه در شادابی طبیعت بهاری!
اصلاح، انقلاب شکلی جزئی است!
مثلا شکل معامله خرید و فروش یا اجاره اصلاح و روح آن از رفتار یک مالک تمامعیار بیمهار به کنشگری خلیفه خدا در امانت خدا تغییر یافت:
مسلمانِ متوجه تعالیم اسلام، مالکیت را خلافت انسان در امانت الهی میبیند!
یا مثل پوشش که هم شکل آن اصلاح شد و حدود آن تغییر یافت هم روح آن از ابزار خودنمایی یا صرفا ایجاد گرمی و خنکی در فرد، تبدیل شد به نماد دیانت و پاکدامنی تا زنان عفیف از تعرض چشمها و دستهای بیماردلان در امان بماند:
"يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ!
ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ!"(احزاب۵۹)
یا مثل حکومت که اسلام شرایط حاکم و نحوه مجاز حکمرانی را اصلاح کرد و روح آن را نیز از استبداد و خودکامگی و بهرهکشی از مردم به اقامه دین خدا، دفاع از بندگان خدا و خدمت به بندگان خدا در جهت آسان شدن بندگی خدا تبدیل کرد!
حذف و ایجاد، انقلاب شکلی کامل است!
مثل حذف ربا و زنا و ایجاد نماز و خمس و زکات!
تبدیل؛ یعنی حذف رفتار قبلی و جایگزینی رفتار جدید، نوعی انقلاب شکلی کامل است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
راه و برنامه پیشرفت!
یکی از ارکان پیشرفت هر فرد یا خانواده یا جامعه، داشتن برنامه و مسیر حرکت است.
قرآن کریم درباره مسیر حرکت از دو واژه "صراط" و "سبیل" و در موارد معدودی از واژه "طریق" استفاده کرده است.
گاه درباره طریقی سخن میگوید که سرنوشت ظالمان و کافران؛ یعنی انکار کنندگان و نادیده انگاران حقیقت است:
"إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا،
لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ،
وَ لَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا!
إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا!(نساء۱۶۸_۱۶۹)
گاه از مردم متوهی چون فرعون سخن میگوید که کورهراه خود را که به برهوت میرود آزادراهی رو به دریا معرفی میکنند و گنجشک گِلی خود را به اسم قناری خوشرنگ و خوشصدا به مردم قالب میکردند و به هادیان الهی چون موسی و هارون تهمت سحر میزدند:
"قَالُوا إِنْ هَٰذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا!
وَ يَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ!"(طه۶۸)
و التبه طریق مستقیم نیز وجود دارد که مردم را به راهی میبرد که توان استقامت در برابر مشکلات را به مردم میداد و آنها را به آنچه حقشان بود و استحقاقش را داشتند، میرساند:
"إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ!
مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ!
يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَىٰ طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ!"(احقاف۳۰)
در مقابل این دعوت و این مسیر سعادت،مردم وظیفه دارند دعوت الهی را اجابت کنند و به آن ایمان بیاورند که اگر چنین کنند: عواقب بد رفتارهایشان جبران و پوشیده میشود و مردم وارد پناهگاهی میشوند که دست قدرت خدا آن را تدارک دیده است:
"يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ!
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ!
وَ يُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ!"(احقاف۳۱)
استقامت در این مسیر، همچنین باعث نزول برکات بهویژه باران الهی میشود:
"لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ،
لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا!"(جنّ۱۶)
بنابراین حرکت در برخی راهها، منشا امدادهای غیبی و آشکار الهی میشود.
ممکن است پرسش شود: خیلی وقتها میبینیم کافران از بهرههای زندگی بهرهمند هستند و ما مسلمانان از نعمتهایی بیبهره هستیم مثل همین کمبارانی امروز!
باید به دو نکته توجه شود:
۱. هرچند شعار مهم است اما رهروی به شعار و اسم نیست بلکه باید دقیقا رهروی و تلاش و اخلاص عمومی باشد تا انتظار امداد الهی معقول باشد!
هرجا به هر میزان این شرایط تامین شود، امداد الهی تخلف نمیکند!
۲. معامله خدا با مردم مدعی ایمان و کافران یکسان نیست!
مردمی که ادعایی ندارند با مردمی که سنگ ایمان به سینه میزنند، انتظار الهی از این دو گروه متفاوت است و محاسبات متفاوتی دارند:
مدعیان ایمان، اگر به شرایط ایمان عمل کنند، رحمت خاص الهی شامل حالشان میشود اما اگر کوتاهی کنند، عقوبت "حرف بدون عمل" دامنشان را خواهد گرفت!
این دو آیه را ببینید:
"أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ؟!"(عنکبوت۲)
"كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ!"(صف۳)
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۷ دعای شریف مکارمالاخلاق، اهمیت راه و برنامه را به ما یادآوری میکنند و از خداوند متعال طی کردن آن را مطالبه میکنند:
"اللَّهُمَّ اُسْلُكْ بِيَ الطَّرِيقَةَ الْمُثْلَى!
وَ اجْعَلْنِي عَلَى مِلَّتِكَ أَمُوتُ وَ أَحْيَا!
خداوندا!
مرا به بهترين راه ببر!
و چنانم گردان كه بر آیين تو بميرم و زنده شوم!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764254972094272159
جایگاه شناخت در سبک زندگی
رفتار اختیاری انسان، برای تأمین نیاز انجام میشود!
اگر بخواهیم رفتار به رویه تبدیل شود، باید فرد نیاز مستمر داشته باشد!
اگر نیاز، استمرار و عمومیت داشته باشد، میتواند تبدیل به سبک زندگی شود.
بنابراین اگر نیازهای دائمی و عمومی را بشناسیم، میتوانیم پیشبینی و برنامهریزی کنیم که چه سبکی بر زندگی مردم حاکم میشود!
انسانشناسی به ما کمک میکند این نیازها را بشناسیم!
مثلا انسانشناسی اسلامی، از نیاز عمومی و مستمر انسان به پرستش از طریق دعا، مناجات و تضرّع به درگاه خدا صحبت میکند!
نیاز به روابط اجتماعی و خانوادگی و ازدواج و فرزند و خوراک پاک و لباس شایسته و منزل وسیع و وسیله نقلیه و استراحت و پوشاک مناسب و نیاز به حفظ عزّت فرد و اجتماع و سایر موارد نیازهای ضروری انسان است!
برای شکلگیری رفتار، علاوه بر نیاز، احساس نیاز نیز لازم است!
احساس نیاز، یعنی دانش، مورد التفات و زنده باشد نه مرده و مغفول!
چه بسیار نیازها در ما وجود دارد اما از آنها بیخبریم. اینجا چهار حالت ممکن است رخ دهد:
۱. نمیدانیم و متوجه جهل خود هستیم (جهل بسیط)!
آن کس که نداند و بداند که نداند!
لنگان خرک خویش به مقصد برساند!
در این فرض، اگر گرایشهای مخالف حق بر انسان غلبه نکند، انسان به دنبال کسب علم خواهد رفت.
اما اگر گرایش به رفتارهای مخالف حق غلبه کند، اِعراض از حقّ رخ میدهد:
"أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ!
فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ!"(مومنون۷۱)
گاه منشأ رفتارهای مخالف حق، منافع زودگذر، مریضی دل یا سوء ظن به خدا است:
"إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ، إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ...
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ!"(نور۴۸_۵۰۰)
۲. میدانیم اما به علم خود توجه نداریم (علم بسیط)!
آن کس که بداند و نداند که بداند!
با کوزه آب است ولی تشنه بماند!
در اکثر موارد، بیخبری، باعث پشت کردن به حق میشود:
"بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ!"(انبیاء۲۴)
۳. نمیدانیم و به جهل خود توجه هم نداریم (جهل مرکب).
آن کس که نداند و نداند که نداند!
در جهل مرکّب ابد الدهر بماند!
در این حالت نیز انسان از حق اعراض میکند و بر رفتار غلط اصرار میکند.
قرآن در وصف اعراض بنیاسرائیل از حق میفرماید:
ایشان دچار این توهم بودند که دچار عذاب جاودان جهنم نخواهند شد و به همین سبب، از پذیرش حق اعراض میکردند:
"يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ!
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَاتٍ!
وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ!"(آلعمران۲۳_۲۴)
۴. میدانیم و به علم خود توجه داریم (علم مرکّب). این حالت مطلوب است!
آن کس که بداند و بداند که بداند!
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند!
علم مرکّب، رکن اول تحقق رفتار و عمومیت آن، رکن اول تحقق سبک زندگی است!
مگر اینکه گرایشهای عمومی مخالف حق یا عدم قدرت عمومی بر انجام حق مانع عمومی شدن رفتار شود!
آن کس که نداند و بخواهد که بداند!
جان و تن خود را ز جهالت برهاند!
آن کس که نداند و نخواهد که بداند!
(آن کس که نداند و بخواهد که نداند!)
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
آن کس که بداند و بخواهد که بداند!
خود را به بلندای سعادت برساند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764301639443290032