راه و برنامه پیشرفت!
یکی از ارکان پیشرفت هر فرد یا خانواده یا جامعه، داشتن برنامه و مسیر حرکت است.
قرآن کریم درباره مسیر حرکت از دو واژه "صراط" و "سبیل" و در موارد معدودی از واژه "طریق" استفاده کرده است.
گاه درباره طریقی سخن میگوید که سرنوشت ظالمان و کافران؛ یعنی انکار کنندگان و نادیده انگاران حقیقت است:
"إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا،
لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ،
وَ لَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا!
إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا!(نساء۱۶۸_۱۶۹)
گاه از مردم متوهی چون فرعون سخن میگوید که کورهراه خود را که به برهوت میرود آزادراهی رو به دریا معرفی میکنند و گنجشک گِلی خود را به اسم قناری خوشرنگ و خوشصدا به مردم قالب میکردند و به هادیان الهی چون موسی و هارون تهمت سحر میزدند:
"قَالُوا إِنْ هَٰذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا!
وَ يَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ!"(طه۶۸)
و التبه طریق مستقیم نیز وجود دارد که مردم را به راهی میبرد که توان استقامت در برابر مشکلات را به مردم میداد و آنها را به آنچه حقشان بود و استحقاقش را داشتند، میرساند:
"إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ!
مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ!
يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَىٰ طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ!"(احقاف۳۰)
در مقابل این دعوت و این مسیر سعادت،مردم وظیفه دارند دعوت الهی را اجابت کنند و به آن ایمان بیاورند که اگر چنین کنند: عواقب بد رفتارهایشان جبران و پوشیده میشود و مردم وارد پناهگاهی میشوند که دست قدرت خدا آن را تدارک دیده است:
"يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ!
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ!
وَ يُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ!"(احقاف۳۱)
استقامت در این مسیر، همچنین باعث نزول برکات بهویژه باران الهی میشود:
"لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ،
لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا!"(جنّ۱۶)
بنابراین حرکت در برخی راهها، منشا امدادهای غیبی و آشکار الهی میشود.
ممکن است پرسش شود: خیلی وقتها میبینیم کافران از بهرههای زندگی بهرهمند هستند و ما مسلمانان از نعمتهایی بیبهره هستیم مثل همین کمبارانی امروز!
باید به دو نکته توجه شود:
۱. هرچند شعار مهم است اما رهروی به شعار و اسم نیست بلکه باید دقیقا رهروی و تلاش و اخلاص عمومی باشد تا انتظار امداد الهی معقول باشد!
هرجا به هر میزان این شرایط تامین شود، امداد الهی تخلف نمیکند!
۲. معامله خدا با مردم مدعی ایمان و کافران یکسان نیست!
مردمی که ادعایی ندارند با مردمی که سنگ ایمان به سینه میزنند، انتظار الهی از این دو گروه متفاوت است و محاسبات متفاوتی دارند:
مدعیان ایمان، اگر به شرایط ایمان عمل کنند، رحمت خاص الهی شامل حالشان میشود اما اگر کوتاهی کنند، عقوبت "حرف بدون عمل" دامنشان را خواهد گرفت!
این دو آیه را ببینید:
"أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ؟!"(عنکبوت۲)
"كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ!"(صف۳)
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۷ دعای شریف مکارمالاخلاق، اهمیت راه و برنامه را به ما یادآوری میکنند و از خداوند متعال طی کردن آن را مطالبه میکنند:
"اللَّهُمَّ اُسْلُكْ بِيَ الطَّرِيقَةَ الْمُثْلَى!
وَ اجْعَلْنِي عَلَى مِلَّتِكَ أَمُوتُ وَ أَحْيَا!
خداوندا!
مرا به بهترين راه ببر!
و چنانم گردان كه بر آیين تو بميرم و زنده شوم!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764254972094272159
جایگاه شناخت در سبک زندگی
رفتار اختیاری انسان، برای تأمین نیاز انجام میشود!
اگر بخواهیم رفتار به رویه تبدیل شود، باید فرد نیاز مستمر داشته باشد!
اگر نیاز، استمرار و عمومیت داشته باشد، میتواند تبدیل به سبک زندگی شود.
بنابراین اگر نیازهای دائمی و عمومی را بشناسیم، میتوانیم پیشبینی و برنامهریزی کنیم که چه سبکی بر زندگی مردم حاکم میشود!
انسانشناسی به ما کمک میکند این نیازها را بشناسیم!
مثلا انسانشناسی اسلامی، از نیاز عمومی و مستمر انسان به پرستش از طریق دعا، مناجات و تضرّع به درگاه خدا صحبت میکند!
نیاز به روابط اجتماعی و خانوادگی و ازدواج و فرزند و خوراک پاک و لباس شایسته و منزل وسیع و وسیله نقلیه و استراحت و پوشاک مناسب و نیاز به حفظ عزّت فرد و اجتماع و سایر موارد نیازهای ضروری انسان است!
برای شکلگیری رفتار، علاوه بر نیاز، احساس نیاز نیز لازم است!
احساس نیاز، یعنی دانش، مورد التفات و زنده باشد نه مرده و مغفول!
چه بسیار نیازها در ما وجود دارد اما از آنها بیخبریم. اینجا چهار حالت ممکن است رخ دهد:
۱. نمیدانیم و متوجه جهل خود هستیم (جهل بسیط)!
آن کس که نداند و بداند که نداند!
لنگان خرک خویش به مقصد برساند!
در این فرض، اگر گرایشهای مخالف حق بر انسان غلبه نکند، انسان به دنبال کسب علم خواهد رفت.
اما اگر گرایش به رفتارهای مخالف حق غلبه کند، اِعراض از حقّ رخ میدهد:
"أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ!
فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ!"(مومنون۷۱)
گاه منشأ رفتارهای مخالف حق، منافع زودگذر، مریضی دل یا سوء ظن به خدا است:
"إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ، إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ...
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ!"(نور۴۸_۵۰۰)
۲. میدانیم اما به علم خود توجه نداریم (علم بسیط)!
آن کس که بداند و نداند که بداند!
با کوزه آب است ولی تشنه بماند!
در اکثر موارد، بیخبری، باعث پشت کردن به حق میشود:
"بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ!"(انبیاء۲۴)
۳. نمیدانیم و به جهل خود توجه هم نداریم (جهل مرکب).
آن کس که نداند و نداند که نداند!
در جهل مرکّب ابد الدهر بماند!
در این حالت نیز انسان از حق اعراض میکند و بر رفتار غلط اصرار میکند.
قرآن در وصف اعراض بنیاسرائیل از حق میفرماید:
ایشان دچار این توهم بودند که دچار عذاب جاودان جهنم نخواهند شد و به همین سبب، از پذیرش حق اعراض میکردند:
"يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ!
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَاتٍ!
وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ!"(آلعمران۲۳_۲۴)
۴. میدانیم و به علم خود توجه داریم (علم مرکّب). این حالت مطلوب است!
آن کس که بداند و بداند که بداند!
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند!
علم مرکّب، رکن اول تحقق رفتار و عمومیت آن، رکن اول تحقق سبک زندگی است!
مگر اینکه گرایشهای عمومی مخالف حق یا عدم قدرت عمومی بر انجام حق مانع عمومی شدن رفتار شود!
آن کس که نداند و بخواهد که بداند!
جان و تن خود را ز جهالت برهاند!
آن کس که نداند و نخواهد که بداند!
(آن کس که نداند و بخواهد که نداند!)
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
آن کس که بداند و بخواهد که بداند!
خود را به بلندای سعادت برساند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764301639443290032
راه پیشرفت از میانهروی میگذرد!
دست خدا باز است و میتواند از هر امکاناتی بینهایت به ما عطا کند اما حکمت خداست که هر نعمتی را براساس شرایطی اعطا کند:
بهرهمندی از امکانات دنیا از طریق میانهروی در مصرف و استفاده بهینه از امکانات در تولید!
و میانهروی؛ یعنی حرکت در مرز بین زیادهروی و کوتاهی و بین افراط و تفریط!
با اسراف، فقر و محرومیت در انتظار اسرافکننده است!
با خساست، خسیس تنگنظر هماکنون دچار فقر و محرومیت است!
اگر بخواهیم میانهروانه رفتار کنیم، باید اهل دقّتنظر (البته بدون وسواس) باشیم!
برای دقیق بودن، باید مسیرهای رشد را بشناسیم!
برای شناخت مسیرهای رشد، باید اهل رشد و اهل رفتارهای مناسب رشد باشیم تا چم و خم مسیر رشد را با گوشت و پوست خود لمس کنیم!
با صرف خواندن و شنیدن نتیجه کامل حاصل نمیشود!
اگر این شرایط را رعایت کنیم، معقول است که انتظار داشته باشیم خدای متعال عاقبت به خیری و عبور موفق از آزمونهای سخت زندگی دنیا را نصیب ما کند و به یک امّت و ملّت پیشرفته و الگو تبدیل شویم!
دنیا کمینگاه آزمونهای سخت است:
"إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ!"(فجر۱۴)
آزمونهایی که گردنه دشوار رسیدن به سعادت و پیشرفت و الگو شدن است!
آزمونِ "دادن امکانات" که اگر شرایطش رعایت نشود و از این امکانات در کنار مصرف و تولید، در راه رسیدگی به یتیمان و فقرا و خویشاوندان و دیگر صاحبان حق استفاده نشود، باید منتظر عقوبت الهی بود!
آزمونِ "گرفتن امکانات" که ممکن است نتیجه عدم رعایت شرایط ثروتمندی باشد و درهرصورت اگر با عدم تعرض به دارایی دیگران همراه نباشد، باختی دیگر در آزمونی دیگر است و باید منتظر عقوبتی دیگر بود:
"فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ،
فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ!
وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ،
فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ!
كَلَّا! بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ!
وَ لَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ!
وَ تَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا!"(فجر۱۵_۱۹)
و این چرخه آزمون الهی تا زندهایم جریان دارد!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۸ دعای مکارمالاخلاق، جایگاه میانهروی و شرایط و نتایج آن در پیشرفت را به ما تذکر میدهند و از خدای متعال درخواست میکنند:
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ مَتِّعْنِي بِالاِقْتِصَادِ!
وَ اجْعَلْنِي:
مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ!
وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ!
وَ مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ!
وَ ارْزُقْنِي:
فَوْزَ الْمَعَادِ!
وَ سلاَمَةَ الْمِرْصَادِ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و مرا با ميانهروى، بهرهمند گردان!
و مرا قرار ده:
از درستكاران اهل دقّت عمل!
و از راهنمايان به راه راست!
و از بندگان شايسته!
و روزیام فرما:
رستگارى قيامت!
و رهايى از كمينگاه (آزمونهای الهی)!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764352643968350981
#اقتصاد_ما را دریابید!
ریشهیابی سبک زندگی مجرمانه!
از مشکلات رهبران انقلابهای اسلامی در طول تاریخ از آدم تا امروز، این بوده که بخشی از مردم اِعراض از حق میکنند!
اعراض از حق؛ یعنی پشت کردن به حق و نادیده انگاشتن حقوق خدا، امام، مومنان، عموم مردم و عموم مخلوقات!
اعراض از حق، غیر از عدم علم، ریشه دیگری نیز دارد و آن غفلت است که به معنی عدم توجه به علم است. غفلت، نیز منشأ اعراض از حق است «هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ!» (انبیاء1).
نقطه مقابل غفلت، تذکر و یادآوری است!
ذکر، یکی از نامهای قرآن «هذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ»(انبیاء50) و تذکر، از وظایف پیامبر است «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى!»(اعلی9)
البته مفید بودن تذکر و یادآوری، شرایطی دارد:
۱. ایمان به خدا و حجّت خدا:
"ذَكِّرْ! فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ!"(ذاریات۵۵)
۲. ترس از هشدار خدا که نتیجه ایمان است:
«فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ!»(ق45)
اعراض از یاد خدا، ظلم و جرم است و انتقام خدا را در پی دارد:
«مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا!
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ!»(سجده22)
این انتقام، در زندگی دنیا تنگنای در معیشت است:
"مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً!"
جلوه آخرتی انتقام الهی از اعراضکنندگان، نوعی کوری است:
"نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى!"(طه124)
این کوری آخرتی، نتیجه غفلت و فراموشی نشانههای خدا در دنیا است:
«کَذلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا!
وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى!»(طه126)
مجرمان، از یادآوری حق اعراض میکنند:
«يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ!
فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ؟!»(مدثر40،41،49)
چرا مجرمین اعراض میکنند؟
آیا علم و توجه ندارند؟ بله دارند!
آنها مشکل شناختی ندارند اما به دلیل غلبه محبت دنیا، محاسباتشان دچار اختلال شده است.
آنها صرفا میخواهند مسیر انجام باطل را بر خود بازکنند:
«بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ!»(قیامت۵)
تجربه گناه که به کام مردمی لذیذ بیاید و چاشنی تلخ غفلت که به آن اضافه شود، راه برای مخالفت و معطل گذاشتن دستور خدا و نادیده انگاشتن فرمان ولیّ خدا در جامعه باز میشود!
آنجا دعوت ولیّ خدا بی پاسخ میماند و سبک زندگی مجرمانه و مسرفانه در جامعه جاگیر و خدای نکرده فراگیر میشود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764391505817682342
#اقتصاد_ما را دریابید!
شرط اول پیشرفت و شرایط آن!
شرط اول حرکت و پیشرفت جامعه، اعتراف و پذیرش ضعفها و نقصها است!
مشروط بر اینکه این اعتراف تلخ با یک اقرار شیرین تکمیل شود و آن اقرار به عظمت خدای عزیز شکستناپذیر است؛ خدایی که میتواند امنیت و سلامت و هیمنه از دسترفته امّت اسلام را برگرداند و میتواند هر مشکل و ضعف و نقصی را جبران کند:
"هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ!"(حشر۲۳)
امان از ناامیدی!
امان از وادادن در مقابل دشمن!
و امان از استغناء؛ یعنی احساس باطل بینیازی از لطف و کمک خدا که بشر متوهم غربی را تنها در میان سیلاب و مرداب شهوات رها کرده و در این حال به سلاح علم هم مجهز شده تا گزیدهتر بَرَد کالا اما هرچه دست و پا میزند بیشتر در مرداب شهوات سیریناپذیر فرومیرود!
امان از چاه ویل استغنا که یوسف انسانیت را فروبرده و شبیه شعله آتشی، منشا طغیان بشر شده است:
"كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ!
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ!"(علق۶_۷)
این اولین شرط پیشرفت و شرایط آن را را امام سجاد علیهالسلام در فراز ۱۹ دعای مکارمالاخلاق به ما هشدار داده و از خدای متعال تحقق آن را درخواست میکند:
"اللَّهُمَّ!
خُذْ لِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِي مَا يُخَلِّصُهَا!
وَ أَبْقِ لِنَفْسِي مِنْ نَفْسِي مَا يُصْلِحُهَا!
فَإِنَّ نَفْسِي هَالِكَةٌ أَوْ تَعْصِمَهَا!
خداوندا!
براى خود از من، آنچه را كه رهايىام دهد، بگير!
و از من برايم، آنچه را كه اصلاحم نمايد، باقى گذار!
زيرا نفسم هلاكشونده است!
مگر آنكه تو حفظش نمايى!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764413656710079751
#اقتصاد_ما را دریابید!
جنگ شناختی و سبک زندگی!
با ارتقای سطح دانش و توجه مردم نسبت به نیازهای خود، زمینه برای ایجاد سبک زندگی نوین فراهم میشود.
عمومی شدن دانش و احساس نیاز و پیروزی در جنگ شناختی، سه شرط و سه رکن دارد:
۱. ابزارهای ارتباطی، در اختیار هر جریانی باشد، آن جریان نیازهای مقبول و واجد اولویت خود را آموزش میدهد.
بنابراین اگر بخواهیم سبک زندگی اسلامی شکل بگیرد، باید آموزش عمومی و رسانههای عمومی برای انتقال معانی و مفاهیم مطلوب اسلام به اندازه کافی در اختیار اسلامگرایان باشد!
۲. آموزش، ابزار انتقال محتوای درست است!
نظام آموزشی اسلامی، باید در آموزشهای خود بر دیدگاهی درباره نیازهای فطری و اولویتدار متکی باشد!
این دیدگاه، از منابع و مبانی اصیل اسلامی استنباط میشود:
"يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ!"(بقره۱۲۹)
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ!"(نساء۱۰۵)
"لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ!"(توبه۱۲۲)
"لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ، لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ!"(نساء۸۳)
۳. نیروی انسانی باورمند به دیدگاه اسلامی و توانمند در انتقال آن!
دیدگاه اسلامی و نظام آموزشی، ساکت و صامت است و به مدد نیروی انسانی ناطق و گویا میشود:
"أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ!"(نحل۴۴)
در عالیترین سطح، باید رهبر جامعه اسلامی در عالیترین درجه فهم و التزام به دیدگاه اسلامی باشد.
این درجه عالی، در مذهب شیعه در دو سطح امام معصوم علیهالسلام و ولیفقیه تأمین شده است:
"لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ!"(احزاب۲۱)
در درجات پایینتر، سایر متصدیان تأمین دانش عمومی باید از بین فهیمترین و ملتزمترین مومنین گزینش شوند:
"هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ!"(انفال۶۲)
اگر با رویکرد جهادی و جبههای به مساله سبک زندگی نگاه کنیم، این سه؛ یعنی سازمان و رسانه + دیدگاه و نظریه + نیروی انسانی و رهبری، در واقع سه رکن جنگ شناختی و جهاد معرفتی هستند!
بدون این سه بیم آن میرود که میدان شناخت و بهدنبال آن میدان سبک زندگی را به دشمن واگذاریم یا در زمین دشمن بازی کنیم!
امروزه نقطه قوت ما "رهبری و نیروی انسانی" و نقطه ضعف نسبی ما "نظریه و دیدگاه" و "سازمان و رسانه" است که متاثر از فکر و اندیشه غربی شکل گرفته است و نیازمند انقلابی دیگر است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764478342485643711
#اقتصاد_ما را دریابید!
اقتصادنا.۹آذر۱۴۰۴.mp3
زمان:
حجم:
24.2M
/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/اقتصادنا.۹آذر۱۴۰۴.mp3
مباحثه اقتصادنا. جلد دوم. ساختار کلی اقتصاد اسلامی. آزادی اقتصادی و محدودیتهای آن. حدود اختیارات ولیامر.
محمدجواد قاسمیاصل
https://eitaa.com/egtesade_ma
مشکلات یعنی پیشرانهای پیشرفت!
دنیا هست و غمهایش، از دست دادنهایش و اندوههایش!
چه میشود کرد؟ در این مواقع حسرتبار مردم چه میکنند و چه باید کرد؟ آیا همه با این ناخوشایندهای ناگزیر منطقی برخورد میکنند؟ سبک زندگی ما در اندوهها و در مواقع حسرت چیست؟
درحالیکه برخی در لاک ناامیدی فرومیروند و برخی زمین و زمان را به باد ناسزا میگیرند، انسان مومن در چنین مواقعی بیشتر و بیشتر به یاد منبع تمام نشدنی رحمت و لطف خدا میافتد و زمین خوردنش را سکوی حرکت و پرش و جهشی تازه میکند!
وابستگیِ اصلی را یادآوری میکند و وابستگیهای مقطعی و گذرای دنیا را کنار میگذارد:
"إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ!"(بقره۱۵۶)
وقتی میداند رفتگان محبوب در محضر خدا حاضر و غرق نعمتند، چرا از رفتن رفتگان دچار افسوس و افسردگی شود؟!
بله اگر افسوسی باشد برای ماندگان است اگر دچار توقف و ارتجاع شوند:
"مَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ، فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا!"(آلعمران۱۴۴)
این اصل تخلفناپذیر زندگی دنیا و ادب برخورد با آن را امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲۰ دعای مکارمالاخلاق به ما یادآوری میکنند و رعایت آن را از خدای متعال درخواست میکنند:
"أَنْتَ عُدَّتِي إِنْ حَزِنْتُ!
وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِي إِنْ حُرِمْتُ!
وَ بِكَ اسْتِغَاثَتِي إِنْ كَرِثْتُ!
وَ عِنْدَكَ:
مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ!
وَ لِمَا فَسَدَ صَلاَحٌ!
وَ فِيمَا أَنْكَرْتَ تَغْيِيرٌ!
فَامْنُنْ عَلَيَّ:
قَبْلَ الْبَلاَءِ بِالْعَافِيَةِ!
وَ قَبْلَ الْطَّلَبِ بِالْجِدَةِ!
وَ قَبْلَ الضَّلالِ بِالرَّشَادِ!
وَ اكْفِنِي مَؤُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبَادِ!
وَ هَبْ لِي أَمْنَ يَوْمِ الْمَعَادِ!
وَ امْنَحْنِي حُسْنَ الْإِرْشَادِ!
خداوندا!
اگر اندوهگين شوم، مايۀ دلخوشىام تويى!
و اگر نااميد گردم، اميد من به توست!
و اگر اندوه مرا فرا گيرد، از تو فريادرسى خواهم!
و نزد توست:
عوض هر آنچه از دست رفته!
و اصلاح آنچه تباه شده!
و تغيير آنچه زشت دانستهاى!
پس بر من منّت بگذار:
پيش از گرفتارى، با تندرستى!
و پيش از درخواست، با توانگرى!
و پيش از گمراهى، با ارشاد!
و سنگينى گناه عيبجويى بندگان را از من بردار!
و مرا آسايش روز بازگشت ببخش!
و خوب ارشاد كردن را به من عطا نما!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764500875180858615
#اقتصاد_ما را دریابید!
دغدغههای شناختی در سبک زندگی!
برخی نیازهای انسان، بدون اکتساب و تمرین و بهصورت غریزی فعال است؛ مثل نیاز به خوراک و پوشاک!
در این موارد، شناخت عمومی نسبت به اصل نیاز بالفعل است اما کیفیت و میزان تأمین متوازن آن نیاز توسط مذهب تعریف میشود!
مقصود از تامین متوازن نیاز این است که در تامین یک نیاز دچار افراط و تفریط نشویم و دیگر استعدادهای ما ضایع نشود!
برای درست کردن ابرو، چشم را کور نکنیم!
برخی نیازهای انسان، نیاز به فعالسازی و تربیت دارد و بهخودی خود فعال نیست!
ممکن است فردی در تمام عمر از نیاز خود خبر نداشته باشد یا نسلها از نیاز خود بیخبر باشند یا با تبلیغات و فریب، نیازها بهصورت کاذب تأمین شود یا دچار تحریف شود!
در شناختهای فعال، اقدام و تلاشی لازم نیست اما در شناختهای غیرفعال، تحقق شناخت و توجه به نیاز، یکی از رسالتهای مصلحان و دولت اسلامی است!
بنابراین درباره تاثیر تحولات شناختی بر سبک زندگی با چالش "تحریف نیاز" و راهچاره "توجّه به نیاز" مواجهیم:
الف: تحریف نیاز در قالب «حذف نیاز»، «بزرگنمایی نیاز»، «تحقیر نیاز» یا «القای تعارض بین دو نیاز».
۱. در حذف نیاز، یک نیاز بهکلی نادیده انگاشته میشود!
۲و۳. در بزرگنمایی و تحقیر نیاز، اصل نیاز محفوظ میماند اما از حد واقعی آن یا بزرگتر یا کوچکتر نمایش داده میشود.
۴. در القای تعارض، ناسازگاری دائمی یا موردی بین دو نیاز القا میشود!
مثلا درباره نیاز به «پرستش»، «الحاد»، حذف نیاز، «رهبانیت و ترک دنیا»، بدنمایی نیاز، «خدای روز یکشنبه در کلیسا»، تحقیر نیاز، «ناسازگاری بین دین و علم» و «ناسازگاری بین دین و دنیا»، القای تعارض بین دو نیاز است!
ب: توجه به نیاز ممکن است ناشی از تغییرات سطح دانش، گرایش و قدرت باشد:
۱. ارتقای سطح دانش، انسان را متوجه نیازهایی میکند که شاید بتواند آنها را تأمین کند.
همچنین، انسان را متوجه کاذب بودن نیازهایی میکند!
۲. در اثر تبلیغات، توجه انسان بر نیازی خاص متمرکز میشود و از سایر نیازها (شاید اولویتدارتر) غافل میشود!
۳. قدرت، عامل موثر دیگری بر التفات و غفلت است.
قدرت، چهار رکن دارد:
سلامت، مهارت، ابزار و قانون!
وجود هر یک از این ارکان، انسان را نسبت به استیفای کارکردهای آن پیگیر و دغدغهمند میکند!
وجود سلامت جسمی، مهارت رانندگی، خودرو، جاده آماده و قوانین راهنمایی و رانندگی، انسان را متوجه نیاز به وسیله نقلیه و مشتاق استفاده از آن میکند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764556825634444780
#اقتصاد_ما را دریابید!
خوش به حالت!
خوش به حالت که مهربان شدهای!
دائما فکر این و آن شدهای!
تو تصور نکن که اتفاق است این!
قصه "روبه و کلاغ" است این!
مهربانی به این جماعت پاک!
نشود رزق آدم ناپاک!
خاک، جای زلال آبی رود!
در هوا شد معلّق آتش و دود!
به تو هشدار عقل و فطرت بود!
که تواضع نباد با نمرود!
خوش به حالت که خادم الناسی!
دست داری به مشک و عبّاسی!
آنکه دستش بهپای مشک افتاد!
شیر مادر حلال و خانهاش آباد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764571626744696553
#اقتصاد_ما را دریابید!
هوشیاری چاره چالشهای پیشرفت!
زندگی هر یک از ما و زندگی همه ما، دو روز دارد:
یک روز عادی و یک روز غیر عادی!
عادت کردن به روزهای عادی، باعث میشود در روزهای غیر عادی، قفل کنیم و نتوانیم درست و دقیق تصمیم بگیریم!
روزهای غیر عادی، مثلا روزهای مصیبت طبیعی مثل خشکسالی و زلزله و سیل و روزهای مصیبت اجتماعی مثل جنگ و روزهای مصیبت شخصی مثل بیماری و تصادف و مرگ!
روزهای غیر عادی، مثل روزهای خوشی و هیجان مثل روز تولد و عروسی و شاغل شدن و پیروزی در جنگ!
باید چه کرد؟
شرط موفقیت در روزهای غیرعادی، عادی نشدن روزهای عادی است!
یعنی باید همیشه آمادگی برخورد با یک حادثه غیرعادی را داشته باشیم و بدانیم دنیا جای تغییر و تحول است!
باید در این دنیا حال مسافر را داشته باشیم اما نه مسافری بیخیال و سرگرم علفهای حاشیه جاده بلکه مسافری که هرچه توشه بیشتر و پاکتر بردارد، در مقصد راحتتر زندگی خودهد کرد:
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ!"(نساء۷۱)
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲۱ دعای مکارمالاخلاق به این درس مهم برای درجا نزدن و بازی نخوردن از دنیا و دشمن میپردازند و از خدای متعال، آمادگی و چارهجویی برای چالهها و چالشهای مسیر پیشرفت مطالبه میکنند:
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ ادْرَأْ عَنِّي بِلُطْفِكَ!
وَ اغْذُنِي بِنِعْمَتِكَ!
وَ أَصْلِحْنِي بِكَرَمِكَ!
وَ دَاوِنِي بِصُنْعِكَ!
وَ أَظِلَّنِي فِي ذَرَاكَ!
وَ جَلِّلْنِي رِضَاكَ!
وَ وَفِّقْنِي:
إِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَيَّ الْأُمُورُ، لِأَهْدَاهَا!
وَ اذَا تَشَابَهَتِ الْأَعْمَالُ، لِأَزْكَاهَا!
وَ اذَا تَنَاقَضَتِ الْمِلَلُ، لِأَرْضَاهَا!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و به لطفت، هر شرّى را از من دور كن!
و به نعمتت، مرا پرورش ده!
و به كرم خويش، مرا اصلاح فرما!
و به احسان خود، مرا درمان كن!
و در سايۀ خود، قرارم ده!
و خوشنودىات را بر من بپوشان!
و توفیقم ده:
آنگاه كه كارها بر من درهم گشت،
به راستترين آنها!
و هنگامى كه خوب و بد اعمال بر من مشتبه گرديد،
به پاكيزهترين آنها!
و زمام تتاقض آیینها،
به پسندیدهترین آنها!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764586708895867655
#اقتصاد_ما را دریابید!
شناختنماها و سبک زندگی شیطانی!
شناخت، مبدأ شکلگیری سبک زندگی است و نباید آن را ساده و سرسری گرفت؛ زیرا گاه شناختنماها باعث انحراف از سبک زندگی الهی به سبک زندگی شیطانی میشود!
درباره شناخت مسائلی وجود دارد که آن را تبدیل به یک چالش و مساله اساسی در اصلاح سبک زندگی میکند!
چهار مساله و چالش شناختی را با هم مرور میکنیم:
۱. ممکن است انسان دچار جهل مرکب یا علم ناقص یا علم فاقد اولویت باشد!
مثلا این دانش که "اطاعت از پدر لازم است!" یک دانش ناقص و فاقد اولویت است. دانش کامل این است: "اطاعت و راضی کردن پدر در امور مباح واجب است!"
دانش دارای اولویت این است: "اطاعت امام معصوم و حجت خدا بر هر اطاعتی مقدم است!"
وقتی شخصی چون امفضل دختر مامون و همسر امام جواد علیهالسلام پدرش را بر امامش ترجیح میدهد، علم نقص فاقد اولویت را گرفته و علم کامل اولویتدار را رها کرده است!
۲. این درست است که تحقق هر رفتاری باید مبتنی بر دانش درست و کامل و دارای اولویت باشد و انجام فعل ناشی از جهل مرکب یا شناخت ناقص و درجه چندم نباشد
اما در عمل هر رفتاری براساس شناختی که فاعل آن دارد، آن را کافی میداند و به آن التفات دارد، رخ میدهد!
اینجا سروکله خودخواهی و لجاجت و توجیه پیدا میشود و دیوار حاشا بلند و بلندتر میشود!
اینجا در آشفته بازار سبک زندگی، هیچ بقّالی نمیگوید: ماست من ترش است!
چه بسیار محصولات فاسد تاریخگذشته که رسانهها با رنگ و لعابی مسموم بنام سبک زندگی مدرن به خورد مردم میدهند!
منافع و مطامع، مانع پذیرش حق میشود:
"إِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ!"(انعام۱۱۹)
۳. شناختی کافی است که متکی به بیشترین قرائن شرعی و روشنترین شواهد تجربی و متقنترین اسناد تاریخی باشد!
۴. توجه بیشتر نسبت به یک شناخت، لزوما ناشی از این نیست که آن شناخت از سایر شناختها اهمیت بیشتری دارد!
بسیاری از شناختهای فاقد اولویت میتواند مورد اهتمامترین شناختها باشد!
التفات و توجه، ناشی از تذکر و یادآوری است.
فرض کنید فرد دو شناخت داشته باشد که اولی ۱ درجه و دومی ۱۰۰ درجه اهمیت در سرنوشت وی دارد.
اگر عوامل گوناگون محیطی شناخت اولی را بیش از شناخت دومی به وی یادآور شود، بیشتر توجه شخص به شناخت اولی خواهد بود!
مثلا شناخت «خدا» و شناخت «خوراک»، دو شناخت واقعی است که درجه اهمیت اولی در بینهایت است اما شناخت دومی با اینکه مهم است اما نسبت به شناخت اول واجد درجه اهمیت پایینی است.
اگر عوامل محیطی گوناگون مثل رسانهها، مدرسه، دوستان و غیره بیشترین یادآوری را به لذّت خوراک داشته باشد و یادآوری محدود و بیرمقی به «خدا» داشته باشد، طبیعتا دانش وی نسبت به لذت خوراک در شکلگیری سبک زندگی وی موثر خواهد بود:
"مَن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا!
وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا!
ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ!"(نجم۲۹_۳۰)
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764645662010642025
#اقتصاد_ما را دریابید!