eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
دغدغه‌های شناختی در سبک زندگی! برخی نیازهای انسان، بدون اکتساب و تمرین و به‌صورت غریزی فعال است؛ مثل نیاز به خوراک و پوشاک! در این موارد، شناخت عمومی نسبت به اصل نیاز بالفعل است اما کیفیت و میزان تأمین متوازن آن نیاز توسط مذهب تعریف می‌شود! مقصود از تامین متوازن نیاز این است که در تامین یک نیاز دچار افراط و تفریط نشویم و دیگر استعدادهای ما ضایع نشود! برای درست کردن ابرو، چشم را کور نکنیم! برخی نیازهای انسان، نیاز به فعال‌سازی و تربیت دارد و به‌خودی خود فعال نیست! ممکن است فردی در تمام عمر از نیاز خود خبر نداشته باشد یا نسل‌ها از نیاز خود بی‌خبر باشند یا با تبلیغات و فریب، نیازها به‌صورت کاذب تأمین شود یا دچار تحریف شود! در شناخت‌های فعال، اقدام و تلاشی لازم نیست اما در شناخت‌های غیرفعال، تحقق شناخت و توجه به نیاز، یکی از رسالت‌های مصلحان و دولت اسلامی است! بنابراین درباره تاثیر تحولات شناختی بر سبک زندگی با چالش "تحریف نیاز" و راه‌چاره "توجّه به نیاز" مواجهیم: الف: تحریف نیاز در قالب «حذف نیاز»، «بزرگ‌نمایی نیاز»، «تحقیر نیاز» یا «القای تعارض بین دو نیاز». ۱. در حذف نیاز، یک نیاز به‌کلی نادیده انگاشته می‌شود! ۲و۳. در بزرگ‌نمایی و تحقیر نیاز، اصل نیاز محفوظ می‌ماند اما از حد واقعی آن یا بزرگتر یا کوچک‌تر نمایش داده می‌شود. ۴. در القای تعارض، ناسازگاری دائمی یا موردی بین دو نیاز القا می‌شود! مثلا درباره نیاز به «پرستش»، «الحاد»، حذف نیاز، «رهبانیت و ترک دنیا»، بدنمایی نیاز، «خدای روز یکشنبه در کلیسا»، تحقیر نیاز، «ناسازگاری بین دین و علم» و «ناسازگاری بین دین و دنیا»، القای تعارض بین دو نیاز است! ب: توجه به نیاز ممکن است ناشی از تغییرات سطح دانش، گرایش و قدرت باشد: ۱. ارتقای سطح دانش، انسان را متوجه نیازهایی می‌کند که شاید بتواند آنها را تأمین کند. همچنین، انسان را متوجه کاذب بودن نیازهایی می‌کند! ۲. در اثر تبلیغات، توجه انسان بر نیازی خاص متمرکز می‌شود و از سایر نیازها (شاید اولویت‌دارتر) غافل می‌شود! ۳. قدرت، عامل موثر دیگری بر التفات و غفلت است. قدرت، چهار رکن دارد: سلامت، مهارت، ابزار و قانون! وجود هر یک از این ارکان، انسان را نسبت به استیفای کارکردهای آن پیگیر و دغدغه‌مند می‌کند! وجود سلامت جسمی، مهارت رانندگی، خودرو، جاده آماده و قوانین راهنمایی و رانندگی، انسان را متوجه نیاز به وسیله نقلیه و مشتاق استفاده از آن می‌کند! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764556825634444780 را دریابید!
خوش به حالت! خوش به حالت که مهربان شده‌ای! دائما فکر این و آن شده‌ای! تو تصور نکن که اتفاق است این! قصه "روبه و کلاغ" است این! مهربانی به این جماعت پاک! نشود رزق آدم ناپاک! خاک، جای زلال آبی رود! در هوا شد معلّق آتش و دود! به تو هشدار عقل و فطرت بود! که تواضع نباد با نمرود! خوش به حالت که خادم الناسی! دست داری به مشک و عبّاسی! آن‌که دستش به‌پای مشک افتاد! شیر مادر حلال و خانه‌اش آباد! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764571626744696553 را دریابید!
هوشیاری چاره چالش‌های پیشرفت! زندگی هر یک از ما و زندگی همه ما، دو روز دارد: یک روز عادی و یک روز غیر عادی! عادت کردن به روزهای عادی، باعث می‌شود در روزهای غیر عادی، قفل کنیم و نتوانیم درست و دقیق تصمیم بگیریم! روزهای غیر عادی، مثلا روزهای مصیبت طبیعی مثل خشکسالی و زلزله و سیل و روزهای مصیبت اجتماعی مثل جنگ و روزهای مصیبت شخصی مثل بیماری و تصادف و مرگ! روزهای غیر عادی، مثل روزهای خوشی و هیجان مثل روز تولد و عروسی و شاغل شدن و پیروزی در جنگ! باید چه کرد؟ شرط موفقیت در روزهای غیرعادی، عادی نشدن روزهای عادی است! یعنی باید همیشه آمادگی برخورد با یک حادثه غیرعادی را داشته باشیم و بدانیم دنیا جای تغییر و تحول است! باید در این دنیا حال مسافر را داشته باشیم اما نه مسافری بی‌خیال و سرگرم علف‌های حاشیه جاده بلکه مسافری که هرچه توشه بیشتر و پاک‌تر بردارد، در مقصد راحت‌تر زندگی خودهد کرد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ!"(نساء۷۱) امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۲۱ دعای مکارم‌الاخلاق به این درس مهم برای درجا نزدن و بازی نخوردن از دنیا و دشمن می‌پردازند و از خدای متعال، آمادگی و چاره‌جویی برای چاله‌ها و چالش‌های مسیر پیشرفت مطالبه می‌کنند: "اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ ادْرَأْ عَنِّي بِلُطْفِكَ‌! وَ اغْذُنِي بِنِعْمَتِكَ‌! وَ أَصْلِحْنِي بِكَرَمِكَ‌! وَ دَاوِنِي بِصُنْعِكَ‌! وَ أَظِلَّنِي فِي ذَرَاكَ‌! وَ جَلِّلْنِي رِضَاكَ‌! وَ وَفِّقْنِي: إِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَيَّ الْأُمُورُ، لِأَهْدَاهَا! وَ اذَا تَشَابَهَتِ الْأَعْمَالُ‌، لِأَزْكَاهَا! وَ اذَا تَنَاقَضَتِ الْمِلَلُ، لِأَرْضَاهَا! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و به لطفت، هر شرّى را از من دور كن! و به نعمتت، مرا پرورش ده! و به كرم خويش، مرا اصلاح فرما! و به احسان خود، مرا درمان كن! و در سايۀ خود، قرارم ده! و خوشنودى‌ات را بر من بپوشان! و توفیقم ده: آنگاه كه كارها بر من درهم گشت، به راست‌ترين آنها! و هنگامى كه خوب و بد اعمال بر من مشتبه گرديد، به پاكيزه‌ترين آنها! و زمام تتاقض آیین‌ها، به پسندیده‌ترین آنها!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764586708895867655 را دریابید!
شناخت‌نماها و سبک زندگی شیطانی! شناخت، مبدأ شکل‌گیری سبک‌ زندگی است و نباید آن را ساده و سرسری گرفت؛ زیرا گاه شناخت‌نماها باعث انحراف از سبک زندگی الهی به سبک زندگی شیطانی می‌شود! درباره شناخت مسائلی وجود دارد که آن را تبدیل به یک چالش و مساله اساسی در اصلاح سبک زندگی می‌کند! چهار مساله و چالش شناختی را با هم مرور می‌کنیم: ۱. ممکن است انسان دچار جهل مرکب یا علم ناقص یا علم فاقد اولویت باشد! مثلا این دانش که "اطاعت از پدر لازم است!" یک دانش ناقص و فاقد اولویت است. دانش کامل این است: "اطاعت و راضی کردن پدر در امور مباح واجب است!" دانش دارای اولویت این است: "اطاعت امام معصوم و حجت خدا بر هر اطاعتی مقدم است!" وقتی شخصی چون ام‌فضل دختر مامون و همسر امام جواد علیه‌السلام پدرش را بر امامش ترجیح می‌دهد، علم نقص فاقد اولویت را گرفته و علم کامل اولویت‌دار را رها کرده است! ۲. این درست است که تحقق هر رفتاری باید مبتنی بر دانش درست و کامل و دارای اولویت باشد و انجام فعل ناشی از جهل مرکب یا شناخت ناقص و درجه چندم نباشد اما در عمل هر رفتاری براساس شناختی که فاعل آن دارد، آن را کافی می‌داند و به آن التفات دارد، رخ می‌دهد! اینجا سروکله خودخواهی و لجاجت و توجیه پیدا می‌شود و دیوار حاشا بلند و بلندتر می‌شود! اینجا در آشفته‌ بازار سبک زندگی، هیچ بقّالی نمی‌گوید: ماست من ترش است! چه بسیار محصولات فاسد تاریخ‌گذشته که رسانه‌ها با رنگ و لعابی مسموم بنام سبک زندگی مدرن به خورد مردم می‌دهند! منافع و مطامع، مانع پذیرش حق می‌شود: "إِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ!"(انعام۱۱۹) ۳. شناختی کافی است که متکی به بیشترین قرائن شرعی و روشن‌ترین شواهد تجربی و متقن‌ترین اسناد تاریخی باشد! ۴. توجه بیشتر نسبت به یک شناخت‌، لزوما ناشی از این نیست که آن شناخت از سایر شناخت‌ها اهمیت بیشتری دارد! بسیاری از شناخت‌های فاقد اولویت می‌تواند مورد اهتمام‌ترین شناخت‌ها باشد! التفات و توجه، ناشی از تذکر و یادآوری است. فرض کنید فرد دو شناخت داشته باشد که اولی ۱ درجه و دومی ۱۰۰ درجه اهمیت در سرنوشت وی دارد. اگر عوامل گوناگون محیطی شناخت اولی را بیش از شناخت دومی به وی یادآور شود، بیشتر توجه شخص به شناخت اولی خواهد بود! مثلا شناخت «خدا» و شناخت «خوراک»، دو شناخت واقعی است که درجه اهمیت اولی در بی‌نهایت است اما شناخت دومی با اینکه مهم است اما نسبت به شناخت اول واجد درجه اهمیت پایینی است. اگر عوامل محیطی گوناگون مثل رسانه‌ها، مدرسه، دوستان و غیره بیشترین یادآوری را به لذّت خوراک داشته باشد و یادآوری محدود و بی‌رمقی به «خدا» داشته باشد، طبیعتا دانش وی نسبت به لذت خوراک در شکل‌گیری سبک زندگی وی موثر خواهد بود: "مَن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا! وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا! ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ!"(نجم۲۹_۳۰) https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764645662010642025 را دریابید!
جنگ ترکیبی شیاطین با حاکمیت الهی! شیاطین تلاش می‌کنند و خود را به باد و آتش می‌زنند که مسیر ولایت و حاکمیت سالم و خالص اسلامی را منحرف کنند اما این آب در هاون کوبیدن جز بی‌آبروتر کردن شیاطین فایده‌ای نداشته و ندارد! از زدن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها با غلاف شمشیر و تازیانه وقتی دست از دست بسته امامش رها نمی‌کرد! زدنی که انتقام از پدرش بود بابت کوتاه نیامدن در برابر تهدیدها و اعلام جانشینی علی! و انتقام از شوهرش بود بابت آبرویی که از فرصت‌طلبان و منافقان در میادین جنگ برده بود! و انتقام از خودش بود بابت سنگی که برای علی به سینه می‌زد و آبرویی که از جریان فرصت‌طلب و زحمت‌گریز می‌بُرد! از خانه‌نشین کردن حضرت حیدر کرّار تا مسموم کردن امام مجتبی با نقش‌آفرینی همسر خائنی که دختر اشعث رابط قاتل امیرالمومنین و خواهر ابن اشعث عنصر موثر قتل سیدالشهدا بود! شجره خبیثه‌ و مثلث شومی که در شهادت سه امام معصوم نقش‌آفرینی کردند! از مقتل کربلا که با هدف نابودی کل شجره طیبه ولایت تدارک دیده بودند تا مسموم‌سازی همه ائمه بعد تا شروع غیبت صغری! از حبس و شکنجه امام کاظم توسط هارون! تا فریبکاری مذبوحانه مامون دانشمند بی‌تقوای حیله‌گر در مسموم کردن امام رضا! تا ازدواج تحمیلی امّ‌فضل دختر مامون برای به انحراف کشاندن مسیر امامت و سوار شدن بر موج محبوبیت اهل‌بیت علیهم‌السلام! و شکست مجدد در این میدان و ریختن زهر این شکست ناامیدانه در کام حضرت جوادالائمه علیه‌السلام توسط منشی وزیر معتصم (سیره پیشوایان،ص۵۶۴ به نقل از تفسیر عیّاشی، ج۱، ص۳۲۰)! امّ‌فضل، پا جای پای گذشتگانش همچون همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط و همسر امام مجتبی علیه‌السلام گذاشت و پدرش مامون و عمویش معتصم را بر امام زمانش و حجت خدا ترجیح داد: "ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ! كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ! فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا! وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ!"(تحریم۱۰) همه و همه تلاش‌های پرهزینه و رنج‌آور و بی‌فایده‌ای بود که شیاطین پرداخت کردند تا مسیر ولایت را از درون یا بیرون دچار انحراف کنند و نتوانستند و نخواهند توانست! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۲۲ دعای مکارم‌الاخلاق، اصل مهم ولایت و رهبری صالحان را به ما یادآوری و تحقق آن را از خدای متعال درخواست می‌کنند: "اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ تَوِّجْنِي بِالْكِفَايَةِ‌! وَ سُمْنِي حُسْنَ الْوِلاَيَةِ‌! وَ هَبْ لِي صِدْقَ الْهِدَايَةِ‌! وَ لاَ تَفْتِنِّي بِالسَّعَةِ‌! وَ امْنَحْنِي حُسْنَ الدَّعَةِ‌! وَ لاَ تَجْعَلْ عَيْشِي كَدّاً كَدّاً! وَ لاَ تَرُدَّ دُعَائِي عَلَيَّ رَدّاً! فَإِنِّي لاَ أَجْعَلُ لَكَ ضِدّاً! وَ لاَ أَدْعُو مَعَكَ نِدّاً! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و تاج بى‌نيازى بر سرم گذار! و نيك سرپرستى نمودن را، بر عهدۀ من قرار ده! و مرا هدايت راستين ببخش! و به توانگرى آزمايشم مكن! و آسودگى خاطر به من عطا فرما! و زندگى‌ام را پر دردسر قرار نده! و دعايم را به خودم باز نگردان! زيرا من براى تو ضدّى قرار نمى‌دهم! و با تو همانندى را نمى‌خوانم!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764667920538238688 را دریابید!
پادزهر انسداد در سبک زندگی! شناخت‌های مردم، به سه صورت محقق می‌شود: ۱. شناخت مصداق بدون شناخت ضابطه! ۲. شناخت ضابطه بدون شناخت مصداق! ۳. شناخت توام ضابطه و مصداق! اگرچه هر شناختی بهتر از جهالت است، اما شناخت اگر صرفا ضابطه‌ای یا مصداقی باشد، جامعه را دچار بن‌بست و جمود و «انسداد در سبک زندگی» خواهد کرد! شناخت ضوابط، رسالت اولیه دین است! جامعه‌ای که شناختش از ضوابط مطلوب شریعت کافی باشد، می‌داند: ۱. بین قوانین شریعت در مواقع تزاحم (یعنی مواقع عدم امکان جمع دو وظیفه) چه مناسباتی برقرار است! ۲. مبنای تصمیم‌گیری شرع در مصالح اجتماعی چیست! جامعه‌ای که شناخت علمی‌اش عمیق باشد، نسبت به مصادیق ضوابط دینی شناخت دارد! شناخت ضابطه‌مند، دو اثر دارد: ۱. شکل‌گیری سبک‌های رفتاری حالتی پویا به‌خود می‌گیرد؛ زیرا در سایر موارد وجود ضابطه نیز رفتار جدید مبتنی بر ضابطه شکل می‌گیرد! ۲. به نظام‌مند شدن سبک زندگی منجر می‌شود؛ زیرا فرد در عین اینکه یک رفتار را می‌شناسد، رابطه آن رفتار با سایر رفتارها را می‌شناسد و می‌تواند براساس ملاک‌های شرعی، بین رفتارها اولویت‌سنجی کند! جامعه‌ای که انباری از شناخت‌های فاقد ضابطه باشد، در هر موقعیت نوینی، دچار سردرگمی و انسداد می‌شود! انتظار شناخت ظابطه‌مند تمام‌عیار از همه مردم انتظار نابجا و ناممکن است؛ زیرا معنای آن رسیدن همه مردم به درجه اجتهاد است که با توجه به ضرورت تأمین سایر نیازهای اجتماعی، کاری ناممکن است! بنابراین باید به شناخت‌های عمیق نخبگان شریعت، یعنی فقها، مراجعه شود! بنابراین یکی از بنیانی‌ترین ضوابط، رجوع به خبرگان است. از دیگر سو، شناخت ضابطه بدون شناخت مصداق، شناختی انتزاعی و غیرعملی است که نمی‌تواند تأثیر چندانی در واقعیت داشته باشد! در این عرصه نیز انتظار شناخت تمام‌عیار مصادیق از عموم مردم انتظار نابجایی است و قاعده، رجوع به خبرگان است! از آنجا که موضوعات و واقعیات اجتماعی ساخته و پرداخته ذهن خلّاق بشر و متاثر از دین و فرهنگ خالقان آن است، ضرورت دارد ساخت موضوعات و شناخت مصادیق و شناخت ضوابط شرعی، در یک مرکزیت هماهنگ انجام شود! این مرکزیت، همان جایگاه ولایت و امامت است! بصیرت اجتماعی، یعنی عموم مردم نسبت به چرایی، چگونگی و کجایی رفتار توجیه باشند و بتوانند از رفتار خود در مقابل این سه پرسش دفاع کنند! اینکه چرا این رفتار را انجام می‌دهند، اینکه چگونه و با چه شرایطی این رفتار را باید یا می‌توانند انجام دهند و اینکه در کجا این رفتار را باید انجام دهند اما در کجا باید این رفتار را فدای رفتار دیگری کنند، از جمله پرسش‌هایی است که اگر در سطح اجتماعی (یعنی در اکثریت مردم، در عمده رفتارها) پاسخ شایسته بیابد، باید آن جامعه را جامعه‌ای بابصیرت و رشدیافته دانست! مشکل اساسی مصلحان اجتماعی در جریان تحولات اجتماعی، همین عدم درک مردم از چرایی‌ها و چگونگی‌ها بوده که باعث می‌شده در بزنگاه تغییر سبک زندگی، عموم مردم با مصلح اجتماعی همراهی نکنند و چرخش و انعطاف کافی در اصلاح و ارتقای سبک زندگی نشان ندهند! این عدم انعطاف، به انسداد در سبک زندگی و عدم رعایت اقتضائات زمان و مکان و تحجر و جمود منجرّ می‌شود! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764743756635175008 را دریابید!
آسیب‌شناسی پیشرفت اقتصادی! یک مساله اساسی در پیشرفت اقتصادی، داشتن انضباط و قاعده در هزینه کردن است. قرآن که می‌گوید: از رزق خدا انفاق کنید، شامل تولید و احسان و دستگیری و مصرف می‌شود: "أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم...!"(بقره۲۵۴) حکمتش این است که این اموال حقیقتا مال خداست و ما به‌عنوان خلیفه خدا مجاز به تصرف در اموالیم: "أَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ!"(حدید۷). اما این انفاق شرایطی دارد: اولا درآمد و ثروت باید از راه‌های پاک به‌دست بیاید: "أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ!"(بقره۲۶۷) ثانیا این هزینه کردن باید در راه خدا انجام شود و راه خدا؛ یعنی هر کاری که مطابق با فطرت ما باشد و به تقویت دین خدا و خلق خدا منتهی شود: "أَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ!"(بقره۱۹۵) یعنی مبدا و مقصد دارایی باید پاک باشد! یکی از آفاتی که هزینه‌کرد دارایی را تهدید می‌کند و فرد و خانواده و جامعه را در معرض فقر و اتلاف و عدم برکت (یعنی رشد دارایی) منابع قرار می‌دهد، اسراف است! اسراف؛ یعنی هزینه کردن غیربهینه‌ به‌گونه‌ای که ارزش افزوده کمتر از هزینه پرداختی باشد: "لَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ! الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لَا يُصْلِحُونَ!"(شعراء۱۵۱_۱۵۲) اسراف، چهار حالت دارد: ۱. هزینه، فایده ندارد (حماقت)! ۲. هزینه، بیش از فایده است (سفاهت)! ۳. هزینه، با وضع جیب هزینه‌کننده تناسب ندارد (بی‌فکری)! ۴. هزینه، با وضع جیب دیگران تناسب ندارد (بی‌عدالتی)! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۲۳ دعای مکارم‌الاخلاق به خطر اسراف برای رشد و رفاه هشدار می‌دهند و محفوظ ماندن از اسراف را از خدای متعال درخواست می‌کنند: "اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ امْنَعْنِي مِنَ السَّرَفِ‌! وَ حَصِّنْ‌ رِزْقِي مِنَ التَّلَفِ‌! وَ وَفِّرْ مَلَكَتِي بِالْبَرَكَةِ فِيهِ‌! وَ أَصِبْ بِي سَبِيلَ‌ الْهِدَايَةِ لِلْبِرِّ فِيمَا أُنْفِقُ‌ مِنْهُ‌! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و مرا از اسراف‌كارى بازدار! و روزى‌ام را از تلف شدن نگهدار! و دارايى‌ام را با بركت، افزون ساز! و مرا در آنچه از آن دارايى انفاق مى‌كنم، به راه رستگارى برسان!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764758552144247142 را دریابید!
شهید صدر و مساله سبک زندگی! نابغه عصر ما، فقیه و فیلسوف و جامعه‌‌شناس و اقتصاددان و نظام‌ساز معاصر شیعه، شهید سیدمحمدباقر صدر، دغدغه‌های خود را پیرامون سبک زندگی اسلامی در آثار متنوع خود پیکیری می‌کرد! وی در کتاب گرانقدر اقتصادنا، سه عنصر کلیدی عقیده، مفاهیم و عواطف را در شکل‌گیری جامعه اسلامی و سبک زندگی اسلامی معرفی می‌کند! این سه عنصر با هم رابطه طولی دارد، یعنی عواطف ناشی از مفاهیم و مفاهیم ناشی از عقیده است: ۱. عقیده، قاعده مرکزی اندیشه است که نگاه کلی انسان به هستی را نشان می‌دهد؛ مثل عقیده «توحید»! ۲. مفاهیم، دیدگاه‌های اسلام درباره هستی، جامعه، قوانین و هر چیز است! این مفاهیم، تحت تاثیر عقیده شکل می‌گیرد؛ مثل اشعه‌های خورشید! گویا مفاهیم شکل عملیاتی شده و ناظر به عملِ عقیده است؛ مثل ابر و باران! مثلا مفهوم «تقوا»، یعنی مراقبت از خود در محضر خدا از عقیده «توحید» سرچشمه می‌گیرد! بنابراین، مفهوم اسلامی «تقوا»، نسبت به مفهوم «خودمراقبتی» در روانشناسی غربی، با واقعیت سازگارتر، دارای حوزه عملکرد وسیع‌تر و دارای ضمانت اجرای مطمئن‌تر است! در حالی که عقیده ثبات دارد، مفاهیم رو به گسترش است و برخی مفاهیم مقطعی هستند و منسوخ می‌شوند! زیرا انسان در برخورد با هر پدیده نویی، براساس عقیده‌ای که دارد، مفهومی از آن پدیده در ذهن خود می‌سازد! به این مثال توجه کنید: فرد مسلمان با دیدن «شراب»، «شیشه» یا «تریاک» به ماهیت شیمیایی و فیزیکی این مواد کاری ندارد بلکه به رفتاری که او نسبت به آن می‌تواند داشته باشد و اثری که آن ماده بر جسم و روح او می‌تواند داشته باشد، توجه دارد و به مفهوم واقعی «مُضِرّ» و مفهوم شرعی «حرام» می‌رسد! زیرا متوجه می‌شود که استفاده از این ماده منجر به عدم تعادل در رفتار و بی‌انضباطی در عملکرد روحی و جسمی وی می‌شود و با مراجعه به شرع در می‌یابد که دین او را از مصرف این موادّ منع می‌کند! مفاهیم، برزخ بین «عقیده» و «عواطف» است، یعنی مولود عقیده و تولیدکننده عواطف است! ۳. عواطف، احساساتی است که در عمل بروز می‌کند! این عواطف، ممکن است نسبت به خداوند، خود، سایر مردم و سایر مخلوقات ابراز شود! عواطف ممکن است مثبت مثل دوست داشتن یا منفی مثل تنفر باشد! عواطف ما نسبت به هر چیز، از مفهومی که از آن چیز در ذهن ما وجود دارد، ناشی می‌شود و گرایش عاطفی مثبت یا منفی ما را نسبت به آن چیز برمی‌انگیزد! مثلا عقیده‌ی توحید و توجه به شئون آن، ازجمله مالکیت الاهی بر سراسر هستی، منجر به شکل‌گیری مفهومی از مالکیت می‌شود که مبتنی‌بر خلافت انسان از طرف خدا بر اموال است! چنین برداشتی از مالکیت، منجر به شکل‌گیری عواطفی چون «عدم دلبستگی به مال دنیا»، «عدم حرص بر مال دیگران» و «احساس مسئولیت در بهره‌وری کامل و هدر ندادن منابع» می‌شود! این‌گونه است که رفتار ما و سبک زندگی ما شکل می‌گیرد! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764814857575067053 را دریابید!
اشتراک متفاوت زن و مرد! حضرت امّ‌البنین یعنی زن و زن یعنی حضرت امّ‌البنین! چرا؟ او وفادار بود و زن وفادار است! او صبور بود و زن صبور است! او گذشت کرد و زن باگذشت است! او مردپرور بود و زن مردپرور است! همه اینها و خیلی بیش از اینها درست است اما اجازه بدهید درباره نقش زن در زندگی‌بخشی به مرد و آزادسازی مرد سخن بگویم: او به مردش و پسرانش آزادی داد تا پرباز کنند و پرواز کنند و زن به مردش آزادی می‌دهد! زن، ذهن و فکر و قلب مردش و فرزندانش را از اسیر شدن در چنبره عواطف ناجوانمردانه نسبت به نوامیس دیگران و عواطف جوانمردانه اما کوته‌بینانه و شخصی نسبت به ناموس خود حفظ می‌کند! البته شاید مردانی در رتبه امیرالمومنین و قمربنی‌هاشم علیهماالسلام در چنبره چنین عواطفی اسیر نشوند اما این مهم است که آیا زن بنا دارد مردش را اسیر کند یا بنا دارد مثل همسران و مادران وفادار و صبور و مردپرور و آزادی‌بخش شهداء، مردش را و فرزندش را آزاد کند و زندگی حقیقی به آنها ببخشد! این تفاوت و اشتراک زن و مرد است: هر دو بنا است دیگری را آزاد کنند تا پرواز کند و اسیر دنیای حقیر نشود! با این تفاوت که: مرد بنا است جسم زن را مراقبت کند تا دل زن آزادانه در آسمان بندگی سیر کند و اسیر دلبری نانجیبانه از روح سرگردان مردان بیگانه نشود! زن بنا است روح مرد را مراقبت کند تا نانجیبانه سرگرم دل دادن به جسم زنان بیگانه نشود! این رسالت مشترک اما متفاوت، وظایف خانوادگی و اجتماعی مرد و زن را در بخش‌هایی مشترک و در بخش‌هایی متفاوت می‌کند! گناه نابخشودنی تمدن تمدن‌سوز، شیطانی و کاریکاتوری غرب، ندیدن آن اشتراکات و تفاوت‌ها و تن ندادن به محدوده مشترک و اختصاصی وظایف زن و مرد است! وضعیت خجالت‌آوری که آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱ سوره مبارکه نساء بخشی از آن را تشریح می‌کند: "لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ، فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ! وَ لَآمُرَنَّهُمْ، فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ! وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ، فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا! يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ! وَ مَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا! أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ! وَ لَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا!" https://eitaa.com/egtesade_ma
مغالطه‌ای بنام "انتهای زنجیره!" از آقای قالیباف نقل شده که: ۱. مجلس معتقد است باید رانت واردات نهاده حذف شود! ۲. باید ارز ترجیحی به انتهای زنجیره و از طریق کالابرگ منتقل شود تا مردم کالا را باقیمت ثابت دریافت کنند! ۳. وزارت جهاد کشاورزی به وظیفه اصلی خود یعنی تولید نهاده‌ها برگردد! مطلب ۳ درست است! بامطلب ۲ هم موافقیم که رانت نابجا اگر جایی وجود دارد، باید حذف شود و رانت‌جویی با اقتدار دولت ناممکن شود نه اینکه صورت مساله به‌صورت موقت پاک شود! اما درباره مطلب ۲ نکاتی بعضا تکراری عرض می‌شود: مجلس هم مثل نظام شده از واژگان دوپهلو و مظلوم! بالاخره در مجلس کمیسیون اقتصادی و اقتصاددانانی حضور دارند! نظر اینها چیست؟ قطعا همه نظرشان انتقال یارانه به انتهای زنجیره نیست! آن هم نه به این سبب که لزوما سپردن تصمیم بابت خرج کردن یارانه به مردم را غلط یا خدای ناکرده مردم را در این زمینه ناصالح و فاقد تشخیص درست می‌دانند! بلکه به این سبب که اساسا چیزی به‌نام انتهای زنجیره وجود ندارد!انتهای زنجیره، توهمی بیش نیست؛ زیرا "انتها" درباره زنجیره‌ای معنا دارد که بسته نباشد!! زنجیره بسته؛ یعنی یک دور باطل تورمی که دادن یارانه به مردم آن را تشدید می‌کند و یارانه اعطایی را می‌خورد؛ شبیه تجربه یارانه ۸۹ و ۹۸ و ۱۴۰۱ که سه دولت متفاوت (احمدی‌نژاد/ روحانی/ شهید رئیسی) با توصیه یک منبع مشترک (صندوق بین‌المللی پول و بلندگوهای داخلی آن در دانشگاه‌های مختلف و رسانه‌هایی چون دنیای اقتصاد) انجام دادند! اگر بتوانید نرخ دلار را مهار کنید، آن‌وقت این زنجیر بسته، باز می‌شود و سیاست‌های شما خنثی نمی‌شود! در غیر این‌صورت، بازی الاکلنگ دلار_یارانه تمامی ندارد! اما چرا دلار یارانه را می‌خورد؟ چون وقتی دلار به ابتدای زنجیره بابت تامین مواد اولیه داده نشود (با توجیه حذف رانت!)، تولیدکننده به یکی از دو وضعیت تورم‌زا مبتلا می‌شود: ۱. چون زورش به دلار آزاد (بخوانید ولگرد هرزه) نمی‌رسد، دامش را ذبح می‌کند و کارگاه تولیدی را تعطیل می‌کند و تولید می‌خوابد و بابت کاهش تولید، تورم می‌شود! ۲. اگر زورش به دلار رسید و توانست از بانکی سرمایه در گردش تهیه کند، مواد اولیه را گران وارد می‌کند و بابت افزایش هزینه تولید، تورم می‌شود! اما چرا قیمت دلار هرزه ولگرد (به‌قول غربی‌ها آزاد) بالا می‌رود و پایین نمی‌آید؟ چون سیاست‌های اقتصادی دو دهه گذشته و قوانینی که مجلس تصویب کرده (تحت تاثیر توصیه‌های از مابهتران در صندوق بین‌المللی پول) ذی‌نفعان قدرتمندی برای افزایش نرخ ارز در داخل ایجاد کرده که دلار دارند اما نه شرف و نجابت دارند نه از اقتدار حاکمیت هراسی دارند! راه‌حل مشکلات، توبه حاکمیت به‌ویژه مجلس از وادادگی در مقابل سیاست‌های تحمیلی صندوق بین‌المللی پول و اقتصاد سرمایه‌‌داری است از جمله با این سه کار: ۱. اصلاح قوانین فسادزای مرتبط با ارز از جمله قانون هدفمندی یارانه‌ها! ۲. اصلاح قراردادهای مربوط به نحوه رابطه مالی دولت با شرکت‌های مرتبط ازجمله نفت و پتروشیمی است! ۳. اصلاح نظام قراردادهای شغلی کارگران در راستای انعطاف‌پذیر کردن درآمد اقشار حقوق‌بگیر با تغییرات تولید و تورم و حرکت از قرارداد اجاره با سمت قراردادهای سهم‌بری از درآمد واقعی https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764850487314840795 را دریابید!
اهمیت و ابعاد فضای کسب‌وکار! آسانی کسب و کار، نه تنها از نظر مالی و اقتصادی باعث رفاه و نشاط مردم می‌شود، حتی از نظر روانی و روحی و معنوی نیز باعث آرامش خاطر مردم می‌شود که به‌نوبه خود باعث نشاط در روابط اجتماعی می‌شود و زمینه را برای فکر کردن مردم به امور اخلاقی و رشد معنوی فراهم می‌کند! برعکس، دشواری فضای کسب و کار، اوقات مردم را تلخ می‌کند تا جایی که حوصله موعظه و حال رفتار اخلاقی و عبادت را ضعیف می‌کند و همه مشغله مردم درگیری با مشکلات قانونی کسب و تامین تجهیزات و مواد اولیه و کالای تجاری مورد نیاز می‌شود! آسانی کسب و کار ابعاد گوناگون دارد: ۱. سهولت کسب مهارت شغلی! به‌صورت رسمی در مراکز کارورزی و به‌صورت غیررسمی متکی به روابط شخصی از طریق کارورزی حرفه‌ای اما تدریجی برای جوانان و حتی کودکان در محیط‌های امن خانوادگی! کودکان دهه‌های قبل، با این نوع کار کردن مانوس بودند، رشد می‌کردند و کسب درآمد حلال را تجربه می‌کردند! دقت شود کودک کاری و کار کودک با رعایت حدود شرعی، ربطی به بحث "کودک کار" ندارد که مفهومی مربوط به پیشینه سیاه اقتصاد سرمایه‌داری در بیگاری کشیدن‌های وحشیانه از کودکان در اروپای قرن هجده و نوزده میلادی است تا جایی که صدای امثال مارکس را بلند کرد که: "کارگران بپا خیزید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید!" ۲. آسانی کسب مجوز شغلی درصورتی که تهیه مجوز ضرورت داشته باشد و شغل از مشاغل حساس مربوط به سلامت و امنیت باشد! ۳‌. سهولت تهیه تجهیزات تولید! ۴. آسانی تهیه مواد اولیه تولید! لازمه ۳و۴، در تجهیزات و مواد اولیه داخلی، اولویت تولیدکننده داخلی بر صادرات آنها است! در تجهیزات و مواد اولیه خارجی، باید سیاست‌های ارزی به‌گونه‌ای تنظیم شود که رشد بی‌محابای نرخ ارز، واردات را دچار اختلال نکند! ۵. سهولت روانی تولید؛ یعنی کسب‌وکار رقیب و مزاحم نداشته باشد. رقیب کسب‌وکار، سفته‌بازی و بازارهای قماری و انگلی امثال ارز و زمین و خودرو است که تولیدکننده را وسوسه می‌کند به‌جای تحمّل زحمت تولید، در بازارهای رقیب به کسب درآمد بی‌زحمت و بدون دردسر بپردازد! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۲۴ دعای مکارم‌الاخلاق، بر تاثیر آسانی فضای کسب، بر اخلاق و معنویت تاکید می‌کنند که مخاطب آن همه به‌ویژه دولت اسلامی است: "اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌! وَ اكْفِنِي مَؤُونَةَ‌ الاِكْتِسَابِ‌! وَ ارْزُقْنِي مِنْ غَيْرِ احْتِسَابٍ‌! فَلاَ أَشْتَغِلَ‌ عَنْ عِبَادَتِكَ بِالطَّلَبِ‌! وَ لاَ أَحْتَمِلَ إِصْرَ تَبِعَاتِ‌ الْمَكْسَبِ‌! خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست! و به دست آوردن روزى با زحمت بسيار را از من بردار! و مرا بى‌حساب روزى ده! تا به جاى عبادت تو سرگرم روزى جستن نشوم! و زير بار پيامدهاى بد كسب نروم!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764877673901050366 را دریابید!
عوامل عاطفی تحول در سبک زندگی! در منابع اسلامی، بر تاثیر عوامل عاطفی و روانشناختی برای تحول در سبک زندگی تکیه شده است. برخی از این عوامل، عبارتند از: ۱. کلام؛ بسیار پیش می‌آید که منافع رفتاری را تشخیص می‌دهیم، اما در عمل به آن سهل‌انگاری می‌کنیم. در این موارد، اگر شخصی که کلامش برای ما ارزشمند است، از ما بخواهد که آن کار را انجام دهیم، انگیزه بالایی در ما ایجاد می‌شود که می‌تواند برای همیشه انجام آن کار را توسط ما تضمین کند. شاید به همین دلیل در قرآن و سنت، خداوند و اولیایش به اموری دستور می‌دهند که درستی آن واضح است! این قبیل دستورات، جنبه تعلیمی ندارد بلکه جنبه انگیزشی دارد؛ زیرا تقویت و تحریک انگیزه‌‌ برای انجام کار درست و ترک کار نادرست، از کارکردهای اصلی دین است! این تاثیر دوچندان می‌شود اگر سخن گوینده با رعایت آداب ادا شود! ۲. تزیین؛ حس زیبایی‌دوستی در انسان، برای انجام رفتار ایجاد انگیزه می‌کند که مثال دم دستی آن احساسی است که زیبایی زن در مرد ایجاد می‌کند و مرد را به سمت زن حرکت می‌دهد! خداوند، تزیین را به خود نسبت می‌دهد؛ تزیین ایمان در قلوب مومنین: "زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ!"(حجرات7) و تزیین رفتار هر قومی برای خودشان: "كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ!"(انعام108). در آیاتی، تزیین رفتار کفار برای خودشان، به شیطان نسبت داده می‌شود و آن وقتی است که در اثر گناه و غفلت دلهایشان دچار قساوت شده باشد: "لَٰكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ!"(انعام۴۳) در این حالت، شیطان بر آنها ولایت و سلطه پیدا می‌کند و می‌برد آنجا که خاطرخواه اوست: "فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ!"(نحل۶۳) انتساب عمل تزیین به خداوند و شیطان، یعنی این ترفند روانشناختی، ویژگی مشترک همه انسان‌ها است! ۳. تحبیب؛ یکی از ویژگی‌های روانی موثر در تحقق رفتار، محبوبیت است که محرک انسان در انجام رفتار است! تحبیب، یعنی محبوب ساختن چیزی برای دیگری، و نقطه مقابل آن منفور ساختن چیزی برای دیگری: "لَٰكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ! وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ! كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ!"(حجرات7). چنانکه در روایات نیز، دوست داشتن دنیا (کافی، ج2، ص136) یا هرچیزی (فقیه، ج4، ص380) باعث کوری شمرده شده است، یعنی ندیدن بدی‌ها، ترک محاسبه عقلانی و تن دادن به هر رفتاری متناسب با محبوب! https://eitaa.com/egtesade_ma