مردی به ژرفای اخلاق
بعضی وقتها درباره بعضی آدمها باید وضو گرفت و قلم زد. ترجیح میدهم در ظهر روز چهارشنبه 18 آبان 1401 درحالی که نماز ظهر و عصرم را خوانده ام و آیاتی برای روح سید جعفر تلاوت کرده ام چند کلمه ای برایش اشک آلود بنویسم. پرنده خیال هرگز فکر نمیکرد به روزهای ابتدای دهه 80 برگردد و درباره مجسمه ای از اخلاق بنویسد. مرغ خیال دانشجوی سال اول فلسفه در ابتدای دهه 80 باز هم فکر نمیکرد روزی بیاید که مرد تقوی از میانمان برود. مگر میشود او را از یاد برد؟ شاید روزی نشود که در کلاس درس برای دانشجویانم او را مثال نزنم او که وقتی نگاهت میکرد ناخودآگاه زیر لب زمزمه میکردی یا ستار العیوب. او که استخاره هایش زبانزد بود و نگاه نافذش تا عمق جانت را میکاوید. او که شرع و اخلاق برایش هیچ وِتویی نداشت و از صدای لرزان حنجره اش جز اخلاص تراوش نمی یافت. یاد باد در ان روزها که در نماز ظهر مسجد دانشگاه، مکبرش میشدم و یک روز به جای بحول الله و قوته ذکر یا حی یا قیوم را گفتم. بین دو نماز مرا آهسته به خویش خواند و گفت همان ذکر وارد شده را بگو و چیزی به آن اضافه نکن. و من دقت او را تحسین میکردم و هنوز بعد از 20 سال طنین صدایش را در جانم میشونم. بعضی وقتها بعضی صداها آنقدر ماندگارند که گاه تا دم مرگ رهایت نمیکنند و مگر صدای گیرای مرحوم سید جعفر طباطبایی، چنین نبود؟ هر چند درد کمر داشت اما بعد از نماز می ایستاد تا دانشجوها و طلبه ها را پذیرا باشد و پاسخ سوالهایشان را بدهد. هر چند با مذاق فلاسفه کنار نیامده بود اما اسفار خوانده بود و با سخنان فلاسفه آشنا بود. برایمان قابل تصور نبود که یک دور بحار الانوار را مباحثه کرده بود. شاید اگر کسی در جایگاه او بود به مرجعیت می اندیشید که همگان از فقه و اصول او سیراب شوند اما او دغدغه دیگری داشت او با خلق، مستقیم سخن میگفت و با طلبه و دانشجو حشر و نشر داشت و سخنان اخلاقی اش بر هزاران نفر تاثیر نهاده بود. با همان لباس ساده و با همان نگاه عمیقش هزاران درس در دلها برپا میکرد و هزاران دل با خود به سیر و سلوک در معیت اهل بیت علیهم السلام میبرد. سالهای متمادی نماز جماعت در کنار طلاب و دانشجویان دانشگاه رضوی را به اماکن دیگر ترجیح داد و گاه که از او میخواستیم نشستهای اعتقادی بگذارد با روی باز میپذیرفت؛ روی بازی که اکنون رو به سوی مرادش سلطان سریر ارتضاء حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام گشوده شده است. فرزندان معنوی او در سراسر عالم به سوگ او نشسته اند و لب به دعا برای روح بلند او باز نموده اند.
احسان منصوری https://eitaa.com/ehsanmansouri
بررسی کتاب موسای عزیز
در بیابان فرهنگی استان مرکزی باید برای انتشار کتاب موسای عزیز تمام قد برخاست. از نکات مثبت کتاب شخصیت اصلی این کتاب است که دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که میتوان شجاعت، صراحت، تفکر و خلاقیت، نوعدوستی، ذکاوت و هوش را در او به صورت مجموع مشاهده نمود. از جمله نکات مورد توجه در این کتاب فاصله زیاد مرگ سوژه با تحقیق است که به جامعیت آن ضربه زده است. از سوی دیگر به شهرهایی که سوژه در آنها حضور داشته مسافرت نشده و تحقیق درباره او صورت نگرفته است. از سوی دیگر به درونیات شخصیت اصلی دسترسی نداریم و آن را به صورت کامل نمیبینیم. به عنوان مثال سیری از درونیات شخصیت از دوران کودکی تا مرگ را در این کتاب نمیبینیم. ضعف در تحقیق باعث شده که خلأهای فراوانی در کتاب یافت شود از جمله گنگ بودن زمان و مکان است که خود را به صراحت در آغاز کتاب، فاصله آمدن خانواده به عزیزآباد تا تولد موسی، اسم پسر خان و تیپ بودن روایت از او، حضور در انگلستان و وقایع بعد از دفاع مقدس خود را نشان میدهد.
برخی از وقایع نیز میبایست با توضیح بیشتری همراه میشد که نشده است. از جمله این وقایع شعار عکس امام در ماه، ماجرای نرسیدن نامهها به ساواک، وجود منافقان در کادر اولیه سپاه اراک، ابوشریف، گابیون و تقلب رساندن موسی به دانش آموزان میتوان اشاره نمود. در واقعه وجود منافقان در کادر سپاه اراک باید گفت این افراد عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند نه سازمان مجاهدین خلق لذا نباید بین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خلط نمود.
ادامه
در ماجرای نرسیدن نامه ها به ساواک روایت به شدت ناقص است و خواننده متوجه نمیشود که چه کسی و چگونه مانع رسیدن نامهها به ساواک میگردد.
در بخشی از روایت زندگی موسی عزیزآبادی منطق اتفاقات رعایت نشده است و گاه روایتها صرفاً حول همسر شهید و فضای احساسی او میچرخد و گاه به سمت روایت مستند از شخصیت چرخش دارد.
در پرداخت به شخصیت موسی عزیزآبادی احساسات مردانه به شدت به چشم میخورد در حالی که با روایت همسر او مواجه هستیم و میبایست پرداختی زنانه از احساسات را شاهد باشیم. در کل میتوان از شخصیت موسی عزیزآبادی در حوزه ادبیات پایداری روایتی مفصل و طولانی همراه با شخصیتپردازی کامل تولید نمود. این اثر با توجه به عدم وجود کتابی جامع و الگو درباره شخصیتهای شهربانی و ژاندارمری در دفاع مقدس میتواند در سطح ملی مطرح شود.
https://eitaa.com/ehsanmansouri