انبوهی از این بعد از ظهر های جمعه را به یاد دارم که در غروب آنها در خیابان،به تنهایی گریستیم...
-احمدرضا احمدی
پناهِ احساس؛
پرسیدم: اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟² جواب داد: بفهمه چقد برا
پرسیدم:
اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟³
جواب داد:
انباری ایتامو.. گالریمو.. شعرایی که واسش نوشتمو.. میدادم و میرفتم
پناهِ احساس؛
پرسیدم: اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟³ جواب داد: انباری ایتامو
پرسیدم:
اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟⁴
جواب داد:
گفتن اون حرفایی که باید بهش میزدم و نزدم💔
آره من دلتنگ شدم
دلتنگ اون روزا شدم
دلتنگ اون خاطرهها شدم
دلتنگ اون آدمی که بود شدم