پناهِ احساس؛
پرسیدم: اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟² جواب داد: بفهمه چقد برا
پرسیدم:
اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟³
جواب داد:
انباری ایتامو.. گالریمو.. شعرایی که واسش نوشتمو.. میدادم و میرفتم
پناهِ احساس؛
پرسیدم: اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟³ جواب داد: انباری ایتامو
پرسیدم:
اگه امروز آخرین روز زندگیت بود چه حسرتی توی دلت واسه همیشه میموند؟⁴
جواب داد:
گفتن اون حرفایی که باید بهش میزدم و نزدم💔
آره من دلتنگ شدم
دلتنگ اون روزا شدم
دلتنگ اون خاطرهها شدم
دلتنگ اون آدمی که بود شدم
Pov:
تو میترسی رنگ مورد علاقت رو بگی مسخرهات کنن،تو میترسی برای کسی آهنگ بفرستی بگه این مضخرف ها چیه گوش میدی،تو میترسی کسی نوشته هات رو بخونه بگه اینا چرت و پرته،میترسی یکم از حال بدت بگی و یکی بگه کمتر ناله کن یا ازت سو استفاده کنه،تو حتی میترسی حرف بزنی!چون ترسوندنت...
پناهِ احساس؛
Pov: تو میترسی رنگ مورد علاقت رو بگی مسخرهات کنن،تو میترسی برای کسی آهنگ بفرستی بگه این مضخرف ها چی
Pov:
داری میخندی،خوشحالی تا یهو میبینی همه جا تاریک شده و بله،تو دوباره توی اون چاه غم گیر افتادی!