eitaa logo
آیه‌های تاریکی
270 دنبال‌کننده
67 عکس
20 ویدیو
3 فایل
آیه‌های تاریکی تاریک‌ترین نوشته‌های یک روح تنها و باستانی #یاور_م
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️جنگ خوب نیست... جنگ اگر در برابر زور و ستم و برای احقاق حق باشد از هر چیزی در دنیا بهتر و پاک تر و مقدس تر است. این جملات قصار و شعار گونه (که جنگ خوب نیست) را زورگویان برای استثمار مردم آسیا و آفریقا درست کرده اند تا از ملتهای ما مشتی تو سری خور و روشنفکر نما بسازند و روحیه سلحشوری ملل شرقی را نابود کنند. @ehsas2ro
▪️آگاهی و نادانی... آگاهی و نادانی، هر دوی اینها به یک اندازه در فضای جوامع بسته خطرناکند. در زمان سلطه و حاکمیت سیستم‌های توتالیتر شخص دانا به ناچار نمایشی از نادانی و در مواقعی سکوت می‌گذارد و شخص نادان طبق ادعا و خواست لیدرهای سنتی سیستم و اپوزیسیون وانمود می‌کند که در تمامی رشته‌های علمی و جامعه شناسی داناست. از پرده‌ی دوم: داستان دوم سایه‌های گمشده نوشته: یاور.م @ehsas2ro
▪️رازداری ... رازداری یکی از نشانه‌های شرافت است و موجود شریف کسی است که راز دوستان سابق را حتی اگر به دشمنان امشب تبدیل شده‌اند پیش خود نگاه دارد. از مجموعه رمان های امپراتور شب/ جلد دوم "اربابان تاریکی"/ فصل بیست و دوم/ صفحه 25 / پاراگراف 4 نوشته @ehsas2ro
▪️تشخیص مردم... مردم حاکمان بی‌کفایت و بی‌لیاقت و خودکامه را ابداً دوست ندارند. آنها خیلی بهتر از مفسران و تحلیلگران سیاسی، افراد فاسد و نالایق را شناسایی می‌کنند و احمق واقعی کسی است که به نظر مردم اهمیت نمی‌دهد و شعور سیاسی و قدرت تحلیل آنها را نادیده می‌گیرد. از مجموعه رمان های امپراتور شب/ جلد سوم "سرود شامگاهان"/ فصل سوم/ صفحه 6 پاراگراف 3 نوشته @ehsas2ro
▪️بد اقبالی ظاهرا بداقبالی هم وجود دارد و بدترین شکل آن که کسي دچارش می‌شود، همزيستی با آدم‌های کودن و احمق و بی شعور است. @ehsas2ro
▪️متروکه... احساس میکنم یک واگن باری قدیمی زنگ زده و فراموش شده هستم که گوشه یک ایستگاه راه آهن متروک روی ریلی متروک و در شهری متروکه، تنها مانده است. @ehsas2ro
▪️ساده لوح ... فقط یک چیز است که ساده لوحانه‌تر و احمقانه‌تر از ماهیت زندگی‌ست، آن هم امید و دلبستگی به زندگی است! @ehsas2ro
▪️رشته الفت... رشته الفت ذره ذره بریده می‌شود، بارها به باریکی مویی می‌رسد اما بریده نمی‌شود. وقتی که رشته الفت و دوستی تان با شاعر، نویسنده و یا هنرمندی قطع می‌شود بدانید این شما بودید که هنر تابیدن به آن باریکه مو و بافتن را نداشته اید. چنانکه هنرمند بارها کوشیده است. ذهن و طبع شاعر و هنرمند به دنبال قطع کردن نیست، مگر اینکه صدها بار به او دلیل بدهید که چنین کند و زمانی که کار به اینجا می‌رسد یعنی هیچ راه برگشتی وجود ندارد. زمانی که دست به قیچی می‌شویم یعنی زمانی رسیده است که تندترین واکنشمان می‌تواند ساده‌ترین دلیل‌ها را داشته باشد. @ehsas2ro
▪️دلیل... هیچ چیز احمقانه‌تر از دوست داشتن آدمهایی که برای دوست داشتن دنبال دلیل میگردند نیست. @ehsas2ro
▪️ نمک گیر این روزها شده ام نمک گیر زخمهای روحم، عمدا میکاومشان که فراموش نشوند @ehsas2ro
▪️سایه سرگردان... روی لبه پنجره‌ام نشسته است؛ مشتاقانه پیش میروم و دستش را میگیرم. دست سرد حریریش را در دستم میگذارد و با چابکی و شیطنت یک دختر بچه هشت ساله روی پنجه‌های پایش فرود میاید. به پاکتهای سیگار خالی انباشته روی میزم نگاه میکند؛ غرولند کنان یکی را بر میدارد و مچاله میکند و با دلخوری به سر جای قبل میاندازدش! مشتاقانه نگاهش میکنم و دود سیگارم در ریه‌هایش جریان میابد؛ بعد چون توهمی که میخواهد فروپاشیده شود تا آستانه محو شدن کمرنگ و ناپدید میشود. صدایش میکنم «سولماز، سولماز» میبینم در گوشه دیگر اتاق جلوی آینه‌ ایستاده است و به شکل غیر قابل باوری هنوز بیست و دو سال دارد. پیش میروم و با دلواپسی اینکه مبادا با کمتر نوازش و لمسی از سوی من تجلی آهاری وجودش محو شود نزدیکش میشوم. دلم میخواهد به آغوشش بکشم اما میدانم که چیزی به کف نمیاورم و آن سایه میلرزد و محو و ناپدید میشود. در آینه صورت جوانش را میبینم و چهره پیر من، موهای خرمایی او و موهای سپیده من، لبخند بهشتی او و چهره شکسته من، میپرسم چند سال شد؟ با دلخوری نگاهم میکند و میگوید بیست و دو سال تمام شد. میگویم بیست و دو سال پیش عاشق زنی بودم که در بیست و دوسالگی‌اش مُرد و من بیست و دو سال است که با خیالش گفتگو میکنم. لبخندی میزند و میگوید سخت نگیر مرد؛ بالاخره تمام میشود! زمزمه میکنم «آری بالاخره تمام میشود» @ehsas2ro
▪️جهنم... جهنمی سوزنده تر از زیستن در کنار نادان نیست و چه جهنم فراخیست دنیایی که پر از نادانی ست @ehsas2ro