eitaa logo
"احســاس جـــوان "
545 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1هزار ویدیو
58 فایل
«به محشر از فرازِ چرخِ گردون/ ندا خیزد که أین الفاطمیون؟» 🌷 صفحه رسمی هیأت جوانان فاطمیون همدان ✅️ ما را دنبال کنید 👇🏻👇🏻👇🏻 https://zil.ink/ehsasejavan_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "احـمـدورمــزیار"
ح‌ر: (یک شب با فاطمیون۲) بخش معرفتی هیات شروع شد. یک بسته محتوایی قرآن، احکام و اخلاق بود. موضوعات دقیق انتخاب شده بود. نقطه زنی کرده بودند. صوت هم خیلی خوب تنظیم شده بود. خبری از صداهای گوش‌خراش و جیغ‌های بنفش نبود. مخاطب، ادب منبرنشینی را آموخته بود. خوب گوش می‌دادند. حرمت امام‌زاده را متولیان آن حفظ کرده بودند. من هم تحت‌تاثیر این فرهنگ مجبور بودم ادب را رعایت کنم. فرهنگ است دیگر مانند هوا می‌ماند. مجبوری آن را تنفس کنی! هوای سخنرانی، هوای علم و ادب بود. در این آب و هوا شرایط رویش فراهم می‌شد. سخنران با خیش آیات و روایات مرا شخم می‌زد و گیاهان هرز «سخن‌چینی» و «سوء‌ظن» را وجین می‌کرد. وقتی که زیر ذره‌بین، خودم را مرور کردم، دیدم که اوضاع خراب است. «هوای گریه دارم»! کجایی حضرت اباعبدالله ع؟! بیا و ما را از شر خودمان نجات بده! روضه‌خوان آمد و آب و هوا بارانی شد. از در خانه خدا شروع کرد. با مناجات ابوحمزه ما را به سحرهای ماه مبارک برد. از مکه به مدینه رفتیم. وارد قبرستان غریب بقیع شدیم. حضرت امام صادق ع دست ما را گرفت. از کوچه‌های مدینه گذر کردیم تا رسیدیم به خانه حضرت مادر! امام است دیگر! می‌داند چطور ما را تربیت کند! تربیت کاری مادرانه است... «باز هم نوبت مدینه شد و در غمش باز کربلا می‌سوخت.» سرم را بالا آوردم، دیدم که مادر وارد جلسه شده! چشمهای گریان بچه‌ها گفت! ناله‌های دردناک مردان خبر داد! مگر مرد هم گریه می‌کند؟! آری اگر هیات فاطمیون باشد و روضه‌خوان هم گریزی به بیت‌الاحزان زده باشد. ناخودآگاه چشمم گره خورد به جوانی که دلش می‌خواست گریه کند اما نمی‌توانست. با حسرت به چشم‌های پر از اشک اطرافیان نگاه می‌کرد.‌ اما حال و هوای دلش بارانی نمی‌شد. ناگهان فضا سنگین شد... جوان شانه‌هایش شروع به لرزیدن کرد. ذره ذره آب شد. قطره قطره بارید. جوان شکست و بهم ریخت... آری خودش بود... حضرت اباعبدالله ع وارد مجلس شده بود. مادر همه را کربلا برده بود. قتیل العبرات است دیگر! احساس سبکی و نشاطی کم‌کم در من جان می‌گرفت. آب و آتش روضه مرا سوزاند و پاک کرد. آری آب و آتش! اشک و غم! مدینه و کربلا! فاطمه س و حسین ع! «مادری گفت حسین جان! همه را بخشیدند» پاکی و شادی چقدر به هم گره خورده‌اند! ادامه دارد... ✍به قلم برادرارجمند:حسن رنجبر 💎هیات جوانان فاطمیون همدان 🆔@ehsasejavan_ir 🆔@dr_ahmadvarmazyar
📸 ۹ اُمین محفل و ضیافت| به یاد شهیدان مرزبانی حسین بادامکی و علی‌غنی باتدبیر 🎉 جشن 🎙 باکلام شعورانگیز حجت الاسلام و المسلمین ورمزیار (زید عزه) 🎤 با نوای شورانگیز کربلاییان محمدرضا خلیلی و محمدرضا نظری(زید عزهما) ⏰ چهارشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۲ 📍 میدان شهید مدرس، بلوار آزادگان، حسینیه امام علی (سلام الله علیه) 🏷 🌷 @ehsasejavan_ir | هیات جوانان فاطمیون همدان ❤️
📸 جلسه سالن ورزشی خادمین ⏰ پنج شنبه ۴ خردادماه ۱۴۰۲ 🏷 🌷 @ehsasejavan_ir | هیات جوانان فاطمیون همدان ❤️
هدایت شده از "احـمـدورمــزیار"
باسلام و احترام؛فرهیخته ارجمندباافتخار دعوت می‌کنیم به کانال اختصاصی احمدورمزیار ملحق شوید👇 @dr_ahmadvarmazyar