اِحتِباب
جوونا ورشکست نشیدا.. با قرآنِ با نهج البلاغه.. با حواس جمعِ.. بگیر بگیر امام زمانه..
خدایا کمکمون کن ایمانمون ورشکست نشه...
سخته.. خیلی سخته...
هدایت شده از متصل | زنان کنشگر انقلابی
وقتی آینده مِه آلوده، فقط جلوی پات رو ببین! 😶🌫️
وقتی شرایط سخت میشه، ذهن ما میخواد تا تهِ ماجرا رو پیشبینی کنه و چون نمیتونه، قفل میشه. در این روزها، بزرگترین لطف به خودت اینه که «فقط برای همین چند ساعت» برنامه داشته باشی.
2️⃣. روزت رو تکهتکه کن:
لازم نیست بدونی هفته دیگه چی میشه. فقط بگو: «الان یه لیوان آب میخورم»، «الان این ظرف رو میشورم». انجام کارهای خیلی کوچک، ذهن رو از حالتِ انجماد نجات میده.
3️⃣. تنهایی رو بشکن:
حتی با یک جمله! لازم نیست تحلیل سیاسی یا فلسفی کنی. به یه دوستِ امن بگو: «امروز حس کردم دارم میپاشم». همین باز کردنِ دهان، مثل باز کردنِ پنجرهست برای اینکه هوای تازه به روحت برسه.
4️⃣. یک حرکت، فقط یک حرکت:
وقتی حس میکنی هیچی دست تو نیست، یه کار کوچولو انجام بده که بهت یادآوری کنه «هنوز انتخابگر هستی». جابجا کردن یه گلدون، مرتب کردن یه کشو، یا آغوش گرفتنِ فرزندت. تو هنوز زندهای و این یعنی هنوز معنا وجود داره.
I 🇮🇷 @Mo_ttasel | کانال متصل
💚يا اَبا مُحَمَّدٍ يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الْمُجْتَبى يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّهِ
دل را ز بیخودی، سرِ از خود رمیدن است
جان را هوای از قفسِ تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سَر دادهام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه بَرکَنم
باری، علاج شوق، گریبان دریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوی سرکِشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصهٔ گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پَر کشیدن است
بگرفته آبورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهلِ درد شرح غم خود نمیکنم
تقدیر غُصهٔ دل من ناشنیدن است
آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت گزیدن است
🌱 @Nojavan_khamenei
هدایت شده از مراسلات
نهالی تشنهام در انتظار جرعهی آبی
لبم خشکیده قدری مرحمت فرما میِ نابی
به ما گفتند ابر تیره یعنی بارش باران
پس از غوغای طوفان، آسمان صاف است و مهتابی
ببین دریا ترک خوردهست و ماهیها همه مردهاند
زمین تب کرده دارد میکُشد خود را ز بیتابی
تنش زخمیست، دردش را دوا یار است و لبخندش
نمیخواهی دل غمدیده را یک بار دریابی؟
شنیدم ماجراهایی که از دیدار میگفتند
تو را دیده زنی شهری، دهاتی، مرد اَعرابی
خوشا آنکس که در عمرش دمی با تو به سر کرده
خوشا عبدی که در دنیا ندارد جز تو اربابی
خوشا زهّاد شب، شیران صبح فتح و پیروزی
چه شیرانی چه یارانی چه مردانی چه اصحابی
تویی از کعبه بالاتر تویی از قبله بالاتر
تو حجّی، مشعری، سعی و صفایی، طوف و محرابی
پر از شوقم پس از باریدن باران وَ میدانم
نویدی از دل دریا برای اهل مردابی
/نگاشته به هجده بهمن صفرچهار
چون که غیبت بس است آقا.. بس
#ریحانهشیرازی