هدایت شده از مُراسلات
روز کنکوری، یادم افتاد به جلسهی کنکور خودمون؛ که از اونجایی که همهی معارفیها رو توی یک کلاس جمع کرده بودند (بهخاطر دفترچهی بهخصوص)، ما رسماً جلسهی رسمی کنکور رو به شوخی گرفته بودیم و [قبل از شروع که همه از استرس ناخن میجویدند] ما کل کلاس رو گذاشته بودیم رو سرمون از خنده و شوخی و سروصدا. از اینطرف کلاس بلند میشدیم میرفتیم اونطرف سر میزهای همدیگه و با هم حرف میزدیم. و مراقبها و بقیهی داوطلبین با شگفتی و حیرت نگاهمون میکردند که اینا کیان دیگه ؛)
/از خوشیهای مدرسهٔ معارف شهید مطهری که تا همین حالا رزقهاش، حال خوبش و خاطرات خوبترش همراهمه..
وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
اِحتِباب
مناجات حاج مهدی رسولی با امام زمان (عج) میپرسن : امام زمان رو میشه دید؟ جوابشونو خودتون ببینید (:
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟
ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست...