هدایت شده از حریم عشق🇮🇷🖤
برای عبور از این دنیا ،
توکــل و صـــبــر تمام چیزی است
که به آن نیـاز داری…!
هدایت شده از مُراسلات
من نمیتونم مینیمالیستِ سفید خاکستری خنثی باشم و با شاخصههای این سبکیِ مُد انگار سازگاری ندارم. خوشبختانه یا متأسفانه ذهنم هنوز طرح قالی دستباف قرمزرنگ قدیمیمون با پشتیهای مربعیطرح قرمزرنگ که اطراف سالن پذیرایی و زیر طاقچهی منقّش به گچبری قرار داشت رو فراموش نکرده. هنوز لعاب کاشیکاریها به نظرم جذابترند از سرامیکهای بیرنگ و یخ. وقتی میخوام غذا بخورم باید که چهارزانو سر سفره بشینم و روی صندلیهای پایهبلند پشت اُپن، غذا از گلوم پایین نمیره. با تموم زیبایی و پاکی رنگ سفید و ارادتم بهش برای لباس احرامی که هنوز نچشیدم و کفَنی که نپوشیدم، هنوز به نظرم رز قرمز یا گل آفتابگردون شادابتر و روحنوازتره. هنوز نتونستهم تنهایی و بیدعوت خودم رو کافهنشین کنم و لته و اسپرسو و آمریکانو رو از هم تشخیص نمیدم و هنوز هم چایینباتی که بابا به عنوان یه چایخور حرفهای بهم تعارف میزنه که "بیا بخور مهمون من" با طبعم سازگارتره. نماز خوندن و خستگی در کردن توی مساجد سنّتی قدیمی از مساجد تازهساز شبهکاخ پر زرق و برق حالم رو بهتر میکنه. به نظرم که خونهی حیاطدار و سالنهای تو در توی خونهی مادرجون، صفای بیشتری نسبت به این آپارتمانهای پا در هوا داشت. حتی قلباً با ایدهی "خونهی وسطحیاط" داداش شدیداً موافقم اگرچه به زبون نیارم. بنده باغچهی پرتقال و ازگیل و بوتهی یاس و نخلستون، کوچه پس کوچههای باریک و نمای کاهگلی رو بیشتر مال خودمون میدونم تا هیولاهای سنگیِ کرمی_سفید با گیاههای آپارتمانی.
تحت تأثیر قرار گرفتنِ نه فرهنگ ما، که روحیه و سلیقهی ما در این چند مورد خلاصه نمیشه و جدیتر از این حرفها در سبک فکری و سبک زندگی ما ریشه دوونده؛ نه منحصر در ظواهر (که از کوزه همان برون تراود...)
نمیدونم، شاید من اهل این عصر و این شهر نیستم. و البته این پُز نیست. صرفاً بیان دردمندانهی سبک زندگی اصیلیه که به فراموشی رفته و بازتعریفش در اِلمان و نماد و شعار و ادا خلاصه شده. نهایت بازگشت بهش، چهارتا برچسب پشت گوشی و روی آینهی موتوره که معمولاً اونم هدفی جز ادا و اطوار رو دنبال نمیکنه.
البته که، «به نظر من!».
اِحتِباب
نزدیک ١٠ سال میشه که از پیشمون رفته... خانوم جون خدا بیامرز رو میگم... ولی باورم نمیشه ده سال گذشته
وقتی دلمون برای یه عزیز از دنیا رفته تنگ میشه چیکار باید کنیم؟
چیزی که به ذهنم میرسه اینه که به نیتشون صدقه بدیم یا دعایی بخونیم...
همون چیزی که داری براش دعا میکنی نصیبت بشه هم سختیهای خودشو داره هاااا. حواست هست؟