آخر بازی اش که میشود هرچه هم با هایش به گفتگو بنشینی باز میگوید: تمام شد؟!خیلی تاثیر گذار بود و باز کار خودش را میکند
همان لحظه که درِ قبرم را بزند و یا الله بگوید فکر کنم آنقدر هُوول میشوم که باز سرم به لحد بخورد و باز دوباره بمیرم
اگر سرم هم به لحد نخورد مطمئنم باز بعد دیدنش جان خود را از کف پاهایم بیرون میکشم و تقدیمش میکنم
کم کم داشت مرگمان با نام علی شیرین میشد.و این اشتباه است
مرگ باید همیشه زمختی و تلخی خودش را حفظ کند
اصلا ادواردو ماواچفسکی در کتاب پروانه ای دور دست میگوید :هرکه مرگ را جدی تر بگیرد دنیا برایش لذیذ تر پیش می رود
حرف کاملا حقیست.من هر موقع فهمیدم شهر بازی دیگر دارد به پایان میرسد با لذت بیشتر آخرین دور چرخ و فلک را نوش جان کردم
آنقد سعی کردم که لذت ببرم که چنددور قبلی را انگار هیچ لذتی جمع نکرده باشم