هیچی نداشتیم ولی دلمون خیلی آروم بود.البته الانشم هیچینداریم ولی دلمون آروم نیست
هرموقع از یه جایی داغون بودیم و دلمون آشوب داشت،اولین جایی که خودمون رو میرسوندیم کافه و رستورانو شهر بازیو اینجور چیزا نبود
ما که قم بودیم هر موقع گره سنگین تو کارمون میفتاد میرفتیم بالا سر حضرت مثل مادر مرده ها یه گوشه کِز میکردیمُ حاجتمون رو ز مادرمون طلب میکردیم
البته قبل از زیارت یه دوتا ماچ آبدار از سنگ مزار بهجت خدا میگرفتیم تا بیشتر نگاه حضرت بهمون بیفته
ما که قم بودیم قوتِ غالب و غیر غالبمون فلافلی های دور حرم بود.مخصوصا فلافلی ها چارمردون
دقیقاهمونجایی که تاکسی دارا مهران مهران رو پشت سرهم تصریف میکنند
ماکه قم بودیم همیشه آخر شب ها حوالی ساعت11به بعد میرفتیم حرم.
هم به راحتی جای پارک گیر میومد
و هم سر حضرت معصومه خلوت تر بود و صدای مارو بهتر میشنید.