ما آدما هممون دردمندیم
خدا که داشت به گلمون آب میزد یکم از کاسه ی دردش پاشید رو گل نَمناک انسان
مثل دونه های کنجد روی نون بربری
اونقد بیشتر که شد همش کنجد با کمی نون
البته این اتفاق برای بعضیا پیش میاد
خدا برای یه تعداد کمی نون دو رو کنجد میزنه
زندگیت چقد کنجدیه؟
کم؟
خیلی؟
یا همش؟!!!
من ک فکر میکنم زندگی همه تو وسعت ظرفیتشون دردمنده
بلا نمک زندگی آدماس
یه روز بلا مشکلات مالیت میشه
یه روز دوری و تنهایی
یه روز بلا صدای غرش f35 از بیخ گوشت میشه
همشون اسمشون بلاس
ولی خوشگلیش به اینه که تو همه ی اینا میتونی نسبتش رو با خالق پیدا کنی
اگه ته ریمسون بلا رو نجوری و به خدا خودتو نرسونی میرسی به ناامیدی...
ولی اگه بجوری و یکم به خودت فشار بیاری خدا رو پشت غرش f35 و یا ته چکای برگشتیو و یا تو اوج تنهایی هات میتونی ببینی
هرکی صدای ترک دلشو فقط خودش میشنوه.هیشکی نمیتونه غم یکی دیگه رو به دوش بکشه و یا حداقل درک درستی ازش داشته باشه
فقط خودت میدونی که تو دلت چه آشوبیه
چون دلت جلو چشم خودت افتاد زمینو شکست
تو دیدی که چی شد
تو صداشو کامل درک کردی
خدا خودش مرهمه
خودش
فقط نیاز ب نجوا داره
نجوا هم که میدونی چیه؟
یه صدای خفیف درگوشی
که هیشکی نشنوه
بشین با خودش یکم حرف بزن
خودش تو قران میگه من بسیار شنونده ی درخواست بنده هام هستم
تو بگو
یواشم بگو
ازش بخواه
اون کارشو خوب بلده.
خودش جوش میده