-عِــینْطاٰء-
برای ما محتـرم بودین اما حالا که دیگـه امر رهبرمون اومده مثل کوه پشتتونیم. #اتحاد #امر_رهبری #حم
برای شکستن این جو سنگین برعلیه مسئولین باید این جور پستارو منتشر کرد
تو گروه های سیاسی متاسفانه خیلی جو سنگینی برعلیه مسئولین هست
-عِــینْطاٰء-
همش فکر میکردم که دولت سایه نمایی از فعالیت موفق جهادی در راه رضای خداست ولی حالا فهمیدم که نمو
چقد جالب اینو عصری نوشتم و چقد فحش خوردم تو ناشناس😅
#ناشناس
کاملا صحیحه
کاملاموافقم
الانم داشتم با رفقامون در مورد همین صحبت میکردیم
بحث کردن در مورد اشخاص انشالله دیگه تو این کانال مطرح نیست
و بیخیال بعضی از کنشگری ها میشم.
چون مخاطب بنده دیگه فاز ذهنی بنده رو دستش اومده.
والا تو همین یک ساعت اینقد حرف بود که همشون رو بیخیال شدم.
بلاخره پیام آقا اگه نتونه رفتارای اشتباه بنده رو درست کنه چه فایده؟!
همیشه سعیم بر این بوده که به راه اشتباه خودم نمونم و اصلاح کنم.
دکتر پزشکیان: پایبندی به لوازم اتحاد مقدس و پرهیز از تفرقه، رمز پیروزی در این بزنگاه تاریخی است
🔹پیام حکیمانه و وحدتآفرین رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی و حمایت ایشان از سران سه قوه و مسئولان کشور مهمترین پشتوانه و سرمایه در جهت صیانت از منافع ملی و سربلندی ایران اسلامی است.
@ein_ta
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزا که دستمون از کربلا کوتاس دلمون رو با حاج آقامحمود التیام میدیم
@ein_ta
میگن از خدا خیلی شکر کنین که امام حسینو بِمون داد
ولی من میگم من حتی از اینکه خدا اینهمه غلام و نوکر به امام حسین دادم از خدا شاکرم
خداروشکر که خدا بِمون سوزِ سینه حاج محمود داد
خداروشکر اخلاص حسین ستوده رو داد
خداروشکر که صدای حسین طاهری رو داد
هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
خستگی ۲۴ ساعته ی مسیر رو توی
مسجد حکیم انداختمو بلند شدم
یه وضوی از سر دل با یه آب نسبتا خنک
و چفیه ای دورگردنم که صورتمو خشکوند
از پل عشرین یه ۵۰۰متری راه هست
خِش خِش دمپایی های خسته ی توی مسیر
بوی چای جوشیده ی عراقی
و یا دیدن گاری های خسته ای که هرکدومش جورِ یه پیرمرد خسته تر از خودش رو به دوش میکشه
سر یه کوچه صدای سامرا سامرا
کوچه ی بغل دستیش انگار کاظمین
کوچه ی روبروییش ماشینای کربلا
تقاطعی که هر کوچه تو رو به یه
امام میرسونه
از کنار همه ی کوچه ها رد شدم و
دلمو بسته بودم به همون خیابونی که
۵۰۰متر اونطرف ترش منو به حضرت پدر
میرسوند...
هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
ورودی حرم امام بازاری ساخته ان که
از لبن مرغ تا نفوس آدمیزاد داخلش
پیدا می شود.
امام مثل رود میماند که همه دورش
خانه میسازند.شاید برای همین است
که بهترین بازار ها دور حرم امامان
شکل میگیرند
صدای تق تقه دهین عراقی
و یا چادرهایی که مادرم قیمت همه شان
را با چادرهای ایران را مقایسه کرده
و یا بابایی که دلش هوس حوله ی
تن پوش کرده
و منی که با نگاه حسرت درّ نجف را میبینم
ولی دینارهای کمی که ته جیبم مچاله
شده مرا همراهی نمیکنند
یکی میگوید چرا اینقد تب لت اینجا ارزان است
دیگری میگوید باشد ارزان در عوض امکانات صفر است
دیگری میگوید ولی قیمت ها اینجا ثابت است دیگری میگوید اما امنیتی ندارند
آن یکی میگوید در عوض ماشین های
فورد آمریکا زیرپایشان است
دیگری جواب میدهد در عوض یک آسفالت سالم ندارند
دیگری کلا جواب های خوبی میدهد
ولی حیف که باید رفت و از بازار شیرین
دهین فروشان و لب تاب های ارزان و
فورد های آمریکایی گذشت
و به سردر ورودی حرم رسید
هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
حرم حضرت پدر تنها حرمی بود برای من
که هرچه نزدیک تر میشدم انگار قلبم تند تر میزد.
که این حس را نه در حرم امامِ رضا و نه در حرم امامِ حسین تجربه نکرده بودم
ابّهت خاصی داشت
درو دیوار
ورودی ها
ستون ها
حتی عقربه های ساعت سنگین تر جلو میرفتند
تا اینکه چشمم برای اولین بار به ایوان نجف خورد
ناخودآگاه سست میشوی
آنقدر که هیبت دارد
آنقدر که شوکت و صلابتش رخ نمایی میکند
درست است
اینجا حرم #حضرت_پدر
شوهر فاطمه
بابای حسن و حسین و زینب
که ناخودآگاه سر به زیر میشوی
اما دلت به شدت قرص و محکم میشود
انگار که ...