هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
کم کم فراموش شدم
انگار نه خانی اومده نه خانی رفته
کم کم دیگه تنها شدم
من موندمو خودم
من دیگه تنها سلامم به آفتاب اول صبح هاست که قبرمو گرم میکنه
من شبا که سردم میشه خاک رو بغل میگیرم
تشنه ام میشه خاک میخورم
گشنم میشه خاک میخورم
برای تفریح میرم خاک بازی
خسته میشم رو خاک میخوابم
دلم میگیره خاکای جلو چشم مو میبینم
خلاصه اینجا تاچشم کار میکنه خاکه
هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
تنهامونس و همدم توی قبرم خدام میشه
همه میرن و تو میمونی برام
هرچقد تو این دنیا بیشتر بهش فکر کرده باشم اونجا بیشتر بهم فکر میکنه
به نظرم یه رابطه ی عمیقی بین این دو گذاره هست.تنهایی و خدا
مگه اینجوری نیست که خداخالق همه چیزه؟
خدایی که فرید و وحید و تنهاست بدون شک چشمه ای از تنهایی رو هم تو این دنیاآفریده
خدای زیبا زیبایی آفریده
خدا مهربان مهربانی
و بدون شک چشمه ای از تنهایی تو این دنیا خلق شده که محبوب خداست
هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
باید دنبال این تنهایی گشت
جُستش
و باهاش اُنس گرفت
و واقعا ازش لذت برد
تنهایی محبوب خدا کجاس؟!
اصن اون تنهایی که به شدت برای ایجاد یک حس خوشایند بین خودش و بنده اش تو دنیا گذاشته کجاس؟